زن روز

در جستجوی خاطرات دو معلم شهید

برای گفتگو با دانش‌آموزان شهید بشری حسینی و شهید زهرا حدادعادل، راهی دبیرستان فرهنگ شدیم؛ مدرسه‌ای که جای‌جای آن، سرشار از یاد و خاطره‌ی این دو معلم بود. آن روز، مدرسه دیگر حال‌وهوای همیشگی را نداشت. از شور و نشاط معمول دانش‌آموزان خبری نبود و سکوتی سنگین بر فضای مدرسه سایه انداخته بود. در ورودی مدرسه، چند شمع زیر نام این دو معلم شهید روشن بود؛ شمع‌هایی که گویی روایت‌گر داغ بزرگی بودند که بر دل دانش‌آموزان و همکاران‌شان نشسته بود. دانش‌آموزان مشتاق بودند از معلمان‌شان بگویند؛ از خاطرات کلاس، از مهربانی‌ها و از درس‌هایی که تنها در کتاب‌ها خلاصه نمی‌شد. بیش از همه، از خانم بشری حسینی می‌گفتند؛ معلمی که با وجود نسبت خانوادگی‌اش با رهبر معظم انقلاب، هیچ نشانی از تشریفات و امتیاز در زندگی و رفتارش دیده نمی‌شد. او پیش از آنکه با سخنانش آموزش دهد، با سبک زندگی‌اش درس ساده‌زیستی، تواضع و بی‌تکلف بودن را به شاگردانش آموخته بود؛ درسی که امروز، پس از شهادتش، بیش از هر زمان دیگری در ذهن و دل دانش‌آموزانش زنده مانده است.

آخرین اخبار
اندیشه و فرهنگ
قراردادها و امضاها

قراردادها و امضاها

پای‌مان را در خم اول کوچه تاریخ می‌گذاریم، آسه‌آسه و با احتیاط روی سنگ‌فرش‌های کاغذی نسخه‌های خطی و چاپی قدم برمی‌داریم تا مبادا در تاریک و روشن وقایع و حوادث چیزی از قلم بیفتد و اتفاقی نگفته بماند. تاریخ معاصر ایران پر است از ناگفته‌هایی که روی دیگر سکه را به ما نشان می‌دهد. در این میان آدم‌های جریان‌ساز و جریان‌های آدم‌سازی هستند که گذشته و حال و آینده را ساخته‌اند، کافی است آن‌ها را مثل قطعه‌های پازل کنار هم بچینیم و بعد سر فرصت معمای حل شده را تماشا کنیم، و بالأخره در جریان‌شناسی تاریخی سرکی به مهم‌ترین وقایع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می‌کشیم و با نگاهی نو در کنار جریان‌ها به شخصیت‌های اثرگذار می‌پردازیم. در طول یک قرن از تاریخ معاصر ایران، بارها دروازه‌ای به‌نام توسعه گشوده شد و از همان دروازه، ثروت و استقلال کشور به بیرون رفت. این داستان را نمی‌توان تنها با انگشت اتهام به‌سوی بیگانه روایت کرد؛ زیرا هیچ امتیاز و قراردادی، از رویتر تا وثوق‌الدوله، بدون امضای دستی ایرانی به سرانجام نرسید. طمع خارجی همواره دری برای ورود می‌جست، و آن در، هر بار به‌دست کسی از درون حلقه‌ی قدرت گشوده شد. این جریان‌شناسی، سه برهه از این الگوی تکرارشونده را در کنار هم می‌گذارد: امتیاز رویتر در ۱۸۷۲، قرارداد دارسی در ۱۹۰۱، و قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله. در هر سه، رسانه و افکار عمومی نقشی تعیین‌کننده داشتند؛ گاه افشاگر، گاه ناظری خاموش. آنچه در ادامه می‌خوانید، روایتی است از وعده‌هایی که فریب بودند و امضاهایی که تاریخ را تغییر دادند.

قسمت 221: من هیچ چیز را گم نمی‌کنم

قسمت 221: من هیچ چیز را گم نمی‌کنم

اصلاً نمی‌دانم دلیل این افکارم چیست؟ از پس خودم هم بر نمی‌آیم هرقدر تلاش می‌کنم ناموفق هستم یعنی فکر می‌کنم مشکل به این راحتی‌ها حل نمی‌شود و به یک عمل جراحی آن هم در مغزم احتیاج دارم. اینکه مغزم را از سرم بیرون بیاورند و تکان اساسی بدهند و دوباره برگردانند سر جایش. من وسواس دارم نه به تمیزی...

وفاق برای بی‌حجابی از مدرسه‌ی سمپاد تا برنامه‌ی «آن»!

وفاق برای بی‌حجابی از مدرسه‌ی سمپاد تا برنامه‌ی «آن»!

قصه‌ی اندلس را از عنفوان جوانی در گوش‌مان زمزمه کرده‌اند. روی منبرها فریادها کشیده‌اند. شهدا در وصیت‌نامه‌های‌شان تکرار کرده‌اند که «اگر شهر سقوط کرد نگران نباشید، شهر را پس می‌گیریم، مراقب باشید ایمان‌تان سقوط نکند.» میان سطرهای تاریخ و ادبیات جایش دادند که حواس‌مان باشد مبادا قلمرو عفاف و حجاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، که تاریخ اثبات کرده است اگر بیفتد مساوی است با شکست و فروپاشی. و البته آنچه به جایی نرسد فریاد است.

از قانون بپرس

از قانون بپرس

قانون درباره محیط زیست می‌گوید...

ادب و هنر
مهتاب در آب

مهتاب در آب

صدای مداح توی گوش‌ عبدالغنی می‌نشیند، عطر چای هل‌دار را از دورترها می‌شنود. آهسته‌تر نفس می‌کشد. پیرزنی با قامت خمیده و عصای چوبی‌اش از جلوی پایش رد می‌شود. چادرش بوی چمن‌های خیس و عطر گلاب را گرفته است. بلند می‌شود تا با جمعیت توی خیابان همراه شود. خیره می‌شود به تصویر بنر کنار خیابان...

آواز خاموش ـ قسمت یازدهم

آواز خاموش ـ قسمت یازدهم

فوعه و کفریا، دو شهرک شیعه‌نشین در شمال سوریه، طی سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ زیر محاصره‌ی ائتلافی از گروه‌های مخالف دولت سوریه، از جمله جبهه‌النصره، قرار داشتند. در این سه سال تاریک، آسمان به سنگ بدل شد و زمین به گورستانی خاموش؛ بیش از سه هزار نفر از نظامیان و غیرنظامیان جان خود را از دست دادند. «آواز خاموش» در میانه‌ی همین فاجعه روایت می‌شود. روایت عشقی انسانی که در قلب جنگ می‌تپد و تلاش می‌کند معنای زندگی را از میان ویرانی بازپس گیرد؛ عشقی که یادآورِ ماندگاریِ احساس در برابر فراموشیِ تاریخ است.

ماجرای کارن در عاشورا

ماجرای کارن در عاشورا

هنر ـ صنعت پویانمایی (انیمیشن) به‌دلیل آزادی عمل بی‌حدوحصر در تصویرسازی، خلق جادو و عبور از محدودیت‌های مادی و فیزیکی تولیدات سینمایی واقعی، همواره یک امکان طلایی و یک فرصت بی‌نظیر برای روایت و تجسم وقایع تاریخی است. انیمیشن سینمایی «شمشیر و اندوه» که برای نخستین بار در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و این روزها به مناسبت ایام محرم روی پرده سینماها رفته، تلاشی در همین جهت است؛ اثری که می‌کوشد پیوند عاطفی، تاریخی و عقیدتی ایرانیان در صدر اسلام با اهل‌بیت‌علیهم‌السلام را در بستر یک درام تاریخی ـ مذهبی روایت کند. محور داستانی «شمشیر و اندوه» بر گرده شخصیتی به نام «کارن» استوار است؛ یک شخصیت واقعی، جذاب و کمتر شنیده شده در تاریخ صدر اسلام از شیعیان ایرانی مقیم بخارا. انتخاب این کاراکتر نقطه عطف و هوشمندی بزرگ در این اثر است. کارن در این پویانمایی، سرنوشت و رویکردی شبیه به مبارزان آرمان‌خواه و فرامرزی تاریخ معاصر دارد؛ مبارزی خستگی‌ناپذیر که پس از به خلافت رسیدن یزید بن معاویه و تاریک شدن فضای جامعه‌ی اسلامی، سکوت را جایز نمی‌داند. او همراه با خانواده‌اش از بخارا به مدائن مهاجرت می‌کند تا مبارزات چریکی علویان و حامیان امام حسین‌علیه‌السلام را علیه دستگاه غاصب اموی سازماندهی کند. این ایده و طرح داستانی، به خودی خود بسیار بکر، ستودنی و بازتاب‌دهنده روحیه‌ی ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی ایرانیان در تاریخ و جغرافیاست. فیلم نشان می‌دهد که عشق به خاندان پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله چگونه در رگ و خون ایرانیان باستان جاری بوده و آنان را به ایثار و هجرت وا می‌داشته است. این بعد از داستان، برای خانواده‌ی ایرانی و مادری که می‌خواهد فرزندش را با ریشه‌های هویتی و مذهبی‌اش آشنا کند، یک صید فرهنگی ارزشمند است. اما...

ادبیات کودک منبع با ارزش اقتباس است؛ از شاهنامه تا قهرمانان امروز

ادبیات کودک منبع با ارزش اقتباس است؛ از شاهنامه تا قهرمانان امروز

محمدمهدی مشکوری تهیه‌کننده انیمیشن در پاسخ به اینکه چطور می‌توان یک انیمیشن با مؤلفه‌های‌ هویت ملی تولید کرد، گفت:...

سرگرمی
قدرت در دماغ بزرگ قوزدار

قدرت در دماغ بزرگ قوزدار

درباره سكه‌های مربوط به دوره‌های هخامنشى، اشكانى و ساسانى

اندر احوالات دندانپزشکی در آمریکا

اندر احوالات دندانپزشکی در آمریکا

آمریکایی‌ها برای دریافت خدمات دندان‌پزشکی به خارج سفر می‌کنند

ترامپ هیچ چاره‌ای ندارد.

ترامپ هیچ چاره‌ای ندارد.

قرار بود ایران تسلیم شود...

سلامت
جلاب لیموئی، شربتی شادی‌آور  برای روز‌های گرم

جلاب لیموئی، شربتی شادی‌آور برای روز‌های گرم

جلاب یا شربت گلاب زعفران یک نوشیدنی سنتی است که به‌دلیل خواص آرامش‌بخش، مفرح و نشاط‌آور شناخته شده و در طب سنتی نیز کاربرد دارد.

چاقی شما لحمی است یا شحمی؟

چاقی شما لحمی است یا شحمی؟

طب سنتی چاقی را به دو نوع لحمی (عضلانی و گرم) و شحمی (چربی و سرد) تقسیم می‌کند که هر کدام رژیم غذایی و مراقبت‌های خاص خود را دارند.

کودکان، آب میوه‌های صنعتی و خطر ابتلا به فشار خون

کودکان، آب میوه‌های صنعتی و خطر ابتلا به فشار خون

یک مطالعه جدید می‌گوید آبمیوه‌های صنعتی که به‌عنوان خوراکی روزانه به فرزندتان می‌دهید، می‌تواند سلامت قلب او را در آینده به خطر بیندازد.

فوق تخصص روماتولوژی: درد پاهای کودکان را جدی بگیرید

فوق تخصص روماتولوژی: درد پاهای کودکان را جدی بگیرید

فوق‌تخصص روماتولوژی کودکان، نسبت به درد پاهای کودکان که با خشکی صبحگاهی، تورم مفاصل، لنگ زدن، تب طولانی، بثورات پوستی، کاهش وزن و...، همراه باشند، هشدار داد.

خبر و گزارش
یاد یاران آسمانی

یاد یاران آسمانی

زهراجانم سلام. در شب‌های محرم وقتی سیاهی لباس‌ها با صدای ناله‌های غمگین یکی می‌شود و نام حسین‌علیه‌السلام فضای شهر را پر می‌کند دلم به هوایت پَر می‌کشد. روایت من و تو داستان بذری است که پدر مهربانت، با عشقی بهشتی در دل من کاشت. آن روز که با صدایی لرزان از تو برایم می‌گفت. از تو که مانند جد غریبم آخر با لبی تشنه شهید شدی. زهرا، تو بهتر از من می‌دانی که در کربلا وقتی عباس‌علیه‌السلام رفت، فقط یک مرد از میان نرفت؛ یک خیمه بی‌پناه شد، یک خواهر داغ‌دار شد، چند کودک امیدشان را از دست دادند و ناگهان آن جمله‌ای که قرن‌هاست از دل تاریخ شنیده می‌شود متولد شد: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد. نعوذبالله چه شباهتی به داستان صبح نهم اسفندماه دارد... زهراجان بعضی رفتن‌ها فقط خبر از نیامدن یک نفر نمی‌دهد خبر از شکستن تکیه‌گاهی می‌دهد که دل‌های بسیاری به او بند بوده است. خبر از لحظه‌ای می‌دهد که چشم‌ها هنوز به راه مانده‌اند اما دل می‌داند که دیگر بازگشتی در کار نیست. آخِر این چگونه بی‌خبر رفتنی بود خواهرجان؟! شنیده‌ای می‌گویند امان از دل مادران شهدا؟ اما من به چَشم خود دیدم حالِ دل پدرت را... پدری که بی‌صدا شکست. بی‌آنکه اشک‌هایش دیده شود. او همچون سالک پیری شده است که هر چه می‌گذرد فقدانت همه‌ی وجودش را در بر می‌گیرد و فقط یک جمله او را آرام کرده است که شهادت تن به مرگ سپردن نیست بلکه در حفاظت از آرمان شمشیر کشیدن است. شهادت انتخاب نوعی زندگی است نه انتخاب مرگ. زهراجانم، پدر که از تو گفت فهمیدم حیف بود تو شهید نشوی. مرگی چنین زیبا سزاوار بزرگ‌زنی چون تو بود عزیز دلم. قسم به زینب کربلا که ما در شهادت تو چیزی جز زیبایی نمی‌بینیم. ما رأیت الّا جمیلا. ایمان دارم مادرم صدیقه‌ی کبری‌سلام‌الله‌علیها به وقت زمین خوردن به دیدارت آمد و سر روی دامنش گذاشتی. سلام ما را به همه‌ی عزیزان‌مان برسان. به خمینی کبیر و به سیدعلی خامنه‌ای که رفتنش رفتن جان بود... زهرای مهربان، ما داغدارت هستیم اما استوار. تا ابد پرچم انتقام شهادتت در دست ما خواهد بود؛ الی یوم القیامه. حرب لمن حاربکم می‌مانیم دعایمان کن خواهر ندیده‌ام...

الگوی زن سوم

الگوی زن سوم

مسأله‌ی زنان در جهان معاصر یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین موضوعات فرهنگی، اجتماعی و حتی تمدنی به شمار می‌رود. تحولات گسترده‌ی دو قرن اخیر در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجب شده است که موضوع زن و جایگاه او در جامعه به یکی از محورهای اصلی گفتگوها، پژوهش‌ها و مناقشات فکری در سطح جهان تبدیل شود. به‌ویژه پس از شکل‌گیری و گسترش جریان‌های فمینیستی در غرب، مباحثی همچون حقوق زنان، جایگاه اجتماعی و خانوادگی آنان، فرصت‌های برابر، مشارکت سیاسی و اقتصادی زنان و نیز نسبت میان زن و مرد در ساختار خانواده و جامعه، به موضوعاتی مهم و گاه چالش‌برانگیز در جوامع مختلف تبدیل شده است. در این میان، دیدگاه‌های گوناگونی درباره زن شکل گرفته که هر یک تلاش کرده‌اند الگوی مطلوب خود را برای زندگی زنان ترسیم کنند. برخی رویکردها بر استقلال فردی و حضور حداکثری زنان در عرصه‌های اجتماعی تأکید کرده‌اند و برخی دیگر بر نقش‌های خانوادگی و تربیتی آنان تمرکز داشته‌اند. این تنوع دیدگاه‌ها سبب شده است که مسئله‌ی زن نه‌تنها یک موضوع اجتماعی، بلکه به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت گفتمانی و فرهنگی میان تمدن‌ها و مکاتب فکری تبدیل شود. جمهوری اسلامی ایران نیز از نخستین روزهای شکل‌گیری خود با این مسأله مواجه بوده و تلاش کرده است الگویی متمایز از الگوهای رایج غربی درباره زن ارائه دهد؛ الگویی که ریشه در آموزه‌های اصیل اسلامی و قرآنی، سیره اهل‌بیت‌علیهم‌السلام و ارزش‌های فرهنگی جامعه‌ی ایرانی دارد. در این نگاه، زن موجودی دارای کرامت ذاتی و شأن انسانی است که می‌تواند در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی حضوری فعال و اثرگذار داشته باشد، بی‌آنکه هویت انسانی و جایگاه خانوادگی او نادیده گرفته شود. این الگو در عین تأکید بر حقوق اجتماعی، آموزشی و فرهنگی زنان، نقش بنیادین خانواده را نیز به‌عنوان مهم‌ترین نهاد تربیتی و اجتماعی حفظ می‌کند و بر این باور است که پیشرفت زنان و استحکام خانواده نه‌تنها در تعارض با یکدیگر نیستند، بلکه می‌توانند مکمل و تقویت‌کننده‌ی یکدیگر باشند. از همین رو، در گفتمان جمهوری اسلامی، زن نه به‌عنوان نیروی کار صرف و نه صرفاً در قالب نقش‌های سنتی تعریف می‌شود، بلکه به‌عنوان انسانی مؤثر، مسئولیت‌پذیر و دارای نقش‌های متنوع فردی، خانوادگی و اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. بر همین اساس، مسأله‌ی زن در جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک موضوع حقوقی یا اجتماعی نیست، بلکه بخشی از یک نگاه کلان فرهنگی و تمدنی است که تلاش می‌کند میان کرامت انسانی، مسئولیت اجتماعی، نقش خانوادگی و مشارکت فعال زنان در ساخت آینده‌ی جامعه تعادل برقرار کند و الگویی نوین از زن مسلمان را به جهان معاصر عرضه نماید. رهبر شهید انقلاب اسلامی در طول بیش از سه دهه‌ی گذشته بارها درباره جایگاه زن سخن گفته‌اند و دیدگاه‌های ایشان را می‌توان یکی از جامع‌ترین تبیین‌های معاصر از نگاه اسلام به زن دانست. در این دیدگاه، زن نه موجودی درجه دو و تابع مرد است و نه ابزاری برای کسب سود اقتصادی و لذت‌جویی؛ بلکه انسانی دارای کرامت الهی، نقش‌آفرین در جامعه و محور اصلی خانواده محسوب می‌شود.

آخرین هدیه بحریه

آخرین هدیه بحریه

آفتاب عاشورا رو به غروب می‌رفت و دشت کربلا هر لحظه خلوت‌تر می‌شد. یاران امام حسین‌‌علیه‌السلام یکی پس از دیگری به شهادت رسیده بودند و صدای وداع از خیمه‌ها بیش از پیش به گوش می‌رسید. در میان آن همه اندوه، زنی ایستاده بود که ساعتی پیش همسرش را بدرقه کرده بود و اکنون...

آرامشی که زینب‌سلام‌الله‌علیها به یادگار کربلا بخشید

آرامشی که زینب‌سلام‌الله‌علیها به یادگار کربلا بخشید

غروب عاشورا، دشت کربلا در سکوتی سنگین فرو رفته بود. پیکرهای مطهر شهیدان بر خاک افتاده بودند و زنان و کودکان، با چشمانی اشکبار