از چه زمانی شهرنشینی ما را اینقدر سنگدل کرده؟ نمیدانم! فقط این را میدانم که در مکتب ما نبی رحمت فرمود: «نزد من شکستن شاخهای از درخت همچون شکستن بال فرشتگان است...»
من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبروئی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید...
غم ۱۶۸ شهیدی که تابهحال چند بار در تشییعشان شرکت کردهایم.
چند بار جگر گوشههایمان را به دوش کشیدهایم و با دست خودمان بر روی پیکر بیجانشان خاک ریختهایم!
با غم پیدا شدن روزانه و جزء جزء یک انسان!
نهم اسفند میان ورقهای تقویم جاودانه خواهد شد. روزی که به فرمان شقیترین افراد روی زمین، آخرین بر گ از زندگی حضرت آقایمان ورق خورد تا برای مردم بعثت و تولدی دوباره و پرشور رقم بخورد.
متأسفانه یا خوشبختانه، با پول نمیتوان سلامتی، شادی و عشق را خرید. روابط انسانی واقعی، شادیهای عمیق و حسوحال خوش معنوی هرگز حول محور پول شکل نمیگیرد.