اندیشه و فرهنگ - جریان شناسی

اندیشه و فرهنگ - جریان شناسی
وقتی نقاب افتاد

وقتی نقاب افتاد

پای‌مان را در خم اول کوچه تاریخ می‌گذاریم، آسه‌آسه و با احتیاط روی سنگ‌فرش‌های کاغذی نسخه‌های خطی و چاپی قدم برمی‌داریم تا مبادا در تاریک و روشن وقایع و حوادث چیزی از قلم بیفتد و اتفاقی نگفته بماند. تاریخ معاصر ایران پر است از ناگفته‌هایی که روی دیگر سکه را به ما نشان می‌دهد. در این میان آدم‌های جریان‌ساز و جریان‌های آدم‌سازی هستند که گذشته و حال و آینده را ساخته‌اند، کافی است آن‌ها را مثل قطعه‌های پازل کنار هم بچینیم و بعد سر فرصت معمای حل شده را تماشا کنیم و بالأخره در جریان‌شناسی تاریخی سرکی به مهم‌ترین وقایع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می‌کشیم و با نگاهی نو در کنار جریان‌ها به شخصیت‌های اثرگذار می‌پردازیم. در میان تندباد جنگ و در شرایطی که دشمن تروریست آمریکایی درصدد تخریب زیرساخت‌های کشور است، چرایی ایجاد درگیری نظامی در ایران آن هم بعد از اتفاقاتی که در دی‌ماه سال 1404 رخ داد، رشته‌ی باریکی را در استدلال‌های تاریخی و از آن مهم‌تر در نظریه‌پردازی یک جنگ به تصویر می‌کشد و آن چیزی جز عبارت کودتا نیست، شاید تا پیش از این گمان می‌کردیم جنگ به‌دلیل تضاد منافع آمریکا و اسرائیل با ایران به ما تحمیل شده اما عمیق‌تر که می‌شویم رد روشنی به نام ایجاد آشوب داخلی و کودتا برای تغییر یک نظام سیاسی را پیدا می‌کنیم. بررسی این روال در کوچه پس‌کوچه‌های تاریخ سوژه‌ای است که ما را به هشتاد تا صد سال گذشته می‌برد سال‌هایی که دشمنان به طمع دستیابی به منابع ایران برنامه‌ریزی دقیقی برای ایجاد تغییر در ساختار سیاسی اجتماعی ما کردند؛ بررسی مهم‌ترین کودتاهای ایران معاصر سوژه‌ی این شماره از جریان‌شناسی ماست که آن را می‌خوانید:
تطریز؛ نخ‌ها و سوزن‌های هویت‌ساز

تطریز؛ نخ‌ها و سوزن‌های هویت‌ساز

پای‌مان را در خم اول کوچه تاریخ می‌گذاریم، آسه‌آسه و با احتیاط روی سنگ‌فرش‌های کاغذی نسخه‌های خطی و چاپی قدم برمی‌داریم تا مبادا در تاریک و روشن وقایع و حوادث چیزی از قلم بیفتد و اتفاقی نگفته بماند. تاریخ معاصر ایران پر است از ناگفته‌هایی که روی دیگر سکه را به ما نشان می‌دهد. در این میان آدم‌های جریان‌ساز و جریان‌های آدم‌سازی هستند که گذشته و حال و آینده را ساخته‌اند، کافی است آن‌ها را مثل قطعه‌های پازل کنار هم بچینیم و بعد سر فرصت معمای حل شده را تماشا کنیم، و بالأخره در جریان‌شناسی تاریخی سرکی به مهم‌ترین وقایع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می‌کشیم و با نگاهی نو در کنار جریان‌ها به شخصیت‌های اثرگذار می‌پردازیم. زنی در اردوگاهی در جنوب لبنان، پارچه‌ای کهنه را روی زانو صاف می‌کند. نور کم‌جانِ چراغ نفتی روی نخ‌های قرمز و سیاه می‌افتد؛ الگویی که مادرش در یافا دوخته بود و او حالا، بی‌آنکه یافا را دیده باشد، از حفظ می‌داند از کجا شروع می‌شود و کجا تمام. سوزن که در پارچه فرو می‌رود و بیرون می‌آید، صدایی ندارد، اما هر بخیه‌اش جمله‌ای است که در هیچ سندی ثبت نشده: نامِ روستایی که دیگر روی نقشه نیست، اما هنوز روی این آستین زنده است. هفتاد سال بعد، دختری در یکی از شهرهای غربی، همان الگو را از روی عکسی در گوشی‌اش دنبال می‌کند و می‌دوزد. میان این دو دست، دستی در اردوگاه، دستی در دیاسپورا، یک قرن تاریخ گذشته: نکبت، اشغال، انتفاضه، ثبت جهانی، بازار مد، و بازگشتی دیجیتال به خانه‌ای که هیچ‌کدام‌شان ندیده‌اند. تطریز، که در فارسی به آن شماره‌دوزی و به زبان انگلیسی به آن cross stitch در تمام این مسیر، همان یک کار را کرده: هر بار که همه‌چیز فرو ریخته، دوباره از نو دوخته شده است. نگاه به هنر سوزن‌دوزی در دل یک جریان سوژه‌ی این شماره از جریان‌شناسی زن روز است: