هر سال، میلیونها انسان از ملّیتها، زبانها، نژادها و فرهنگهای گوناگون، با مقصدی واحد راهی سرزمینی میشوند که نامش با آزادگی، عدالتخواهی و کرامت انسانی گره خورده است. از شرق و غرب عالم، پیر و جوان، زن و مرد، در کنار یکدیگر کولهبار سفر بر دوش میگیرند و با شوقی مشترک، راهی جادههایی میشوند که مقصد آنها حرم سیدالشهداعلیهالسلام است. جادههای منتهی به کربلا در ایام اربعین، دیگر تنها مسیرهایی جغرافیایی نیستند؛ بلکه به شاهراهی برای نمایش بزرگترین اجتماع داوطلبانه بشر تبدیل میشوند؛ رخدادی کمنظیر که بسیاری از اندیشمندان، جامعهشناسان و پژوهشگران جهان آن را یکی از شگفتیهای عصر حاضر و پدیدهای بیبدیل در عرصهی همبستگی اجتماعی و دینی میدانند.
در این مسیر، انسانها با وجود تفاوتهای فراوان در زبان، فرهنگ، قومیت و حتی ملیت، زیر پرچم محبت امام حسینعلیهالسلام به وحدتی کمنظیر دست مییابند. آنچه این اجتماع عظیم را از بسیاری گردهماییهای بزرگ جهان متمایز میکند، داوطلبانه بودن، مردمی بودن و روحیهی ایثار و خدمترسانی است که در جایجای این مسیر به چشم میخورد. میلیونها زائر بدون دعوت رسمی یا سازماندهی متمرکز، تنها با انگیزه، عشق و ایمان گرد هم میآیند و میلیونها نفر دیگر نیز با تمام توان و دارایی خود به خدمت آنان میپردازند. این صحنهها تصویری زنده از ارزشهایی چون اخوت، همدلی، کرامت انسانی و ازخودگذشتگی را پیش روی جهانیان قرار میدهد.
اگرچه در نگاه نخست، پیادهروی اربعین یک آیین مذهبی و زیارتی به نظر میرسد، اما با اندکی تأمل روشن میشود که این حرکت عظیم، فراتر از یک مراسم عبادی فردی است و ابعاد گستردهی فرهنگی، اجتماعی، تربیتی و حتی تمدنی دارد. اربعین، مدرسهای بزرگ برای تربیت انسان، الگویی موفق برای همزیستی مسالمتآمیز، بستری برای تقویت سرمایهی اجتماعی و نمونهای عینی از ظرفیتهای تمدنساز اسلام است. در این اجتماع میلیونی، بسیاری از ارزشهایی که جوامع امروز در جستجوی آنها هستند، از جمله اعتماد متقابل، مسئولیتپذیری، خدمت بیمنت، تعاون، احترام به کرامت انسان و همبستگی اجتماعی، نه در قالب شعار، بلکه در عرصهی عمل به نمایش گذاشته میشوند.
از این منظر، اربعین تنها یادبود حادثهای تاریخی یا بزرگداشت یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه تجلی یک فرهنگ زنده و پویاست که میتواند الهامبخش شکلگیری جامعهای بر پایهی عدالت، معنویت، اخلاق و همبستگی باشد. همین ویژگیهاست که این حرکت عظیم را به یکی از مهمترین ظرفیتهای تمدنی جهان اسلام تبدیل کرده و آن را در جایگاهی فراتر از یک آیین عبادی قرار داده است؛ ظرفیتی که میتواند در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی و زمینهسازی برای جامعه آرمانی مهدوی، نقشی اثرگذار ایفا کند.
حال، پرسش اساسی این است که چگونه یک زیارت چندروزه میتواند حامل چنین پیام و ظرفیتی تمدنی باشد؟ چه عواملی سبب شدهاند که اربعین از مرزهای یک مراسم مذهبی فراتر رود و به الگویی برای همبستگی، انسانسازی و فرهنگسازی تبدیل شود؟ و مهمتر از همه، چه نسبتی میان اربعین حسینی و فرهنگ انتظار وجود دارد و چگونه این حرکت عظیم میتواند جامعه را برای استقبال از ظهور حضرت ولیعصرعجلاللهتعالیفرجهالشریف و تحقق آرمانهای حکومت جهانی عدالت آماده سازد؟ پاسخ به این پرسشها، ما را با ابعاد عمیقتر و کمتر شناختهشدهی این پدیدهی بزرگ تمدنی آشنا خواهد کرد.
از شهادت امام حسینعلیهالسلام، جامعهی اسلامی با وضعیتی کمسابقه و بسیار سنگین روبرو شد؛ فضایی که از یکسو سرشار از ترس و خفقان بود و از سوی دیگر، شوک و حیرت ناشی از فاجعهی عظیم کربلا بر آن سایه افکنده بود. حکومت یزید لعنهالله با ایجاد فضای شدید اختناق و سرکوب، بسیاری از مردم را به سکوت و انفعال واداشته بود و جرئت هرگونه اعتراض یا همراهی آشکار با اهلبیتعلیهمالسلام را از آنان گرفته بود. در کنار این ترس فراگیر، گروهی دیگر نیز همچنان از شدت مصائب و وقایع جانسوز کربلا در بهت و اندوه فرورفته بودند و با نگرانی به این میاندیشیدند که آیندهی اسلام، سرنوشت امت و مسیر حق پس از این حادثهی بزرگ به کجا خواهد انجامید. همین شرایط دشوار و فضای سنگین اجتماعی سبب شد که بنا بر روایات، «ارتدَّ الناس بعد الحسین إلا ثلاثه»، تنها شمار اندکی از یاران و همراهان، استوار و وفادار در کنار امام سجادعلیهالسلام باقی بمانند. در چنین موقعیتی، بزرگترین و ماندگارترین رسالت سیدالساجدین و زینالعابدینعلیهالسلام آن بود که با صبر، حکمت، تربیت نفوس و تبیین معارف الهی، جامعه را بهتدریج از رخوت، ترس و ناامیدی خارج کند و مردم را بار دیگر به میدان دفاع از حق، مقابله با ظلم و پاسداری از ارزشهای اسلامی بازگرداند. ثمرهی این مجاهدت عمیق و طولانی آن بود که زمینه برای شکوفایی نهضت علمی اهلبیتعلیهمالسلام و بهرهمندی هزاران نفر از دریای معارف ناب امام باقر و امام صادقعلیهماالسلام فراهم شد؛ حرکتی که آثار آن تا امروز در جهان اسلام باقی مانده است.
آنچه پس از شهادت سیدالشهداءعلیهالسلام رخ داد، تجربهای که شایسته است امروز نیز پس از شهادت رهبر عزیزمان با دقت، بصیرت و تأمل مورد توجه قرار گیرد. البته میان این دو مقطع تاریخی تفاوتی اساسی وجود دارد؛ در آن روزگار، بخش قابل توجهی از مردم در آغاز راه، امام حاضر و حجت الهی زمان خویش را تنها گذاشتند و از همراهی عملی با ایشان فاصله گرفتند، اما ملت رشید، آگاه و فهیم ایران از همان ساعات نخست اعلام شهادت قائد عظیمالشأن امتاعلیاللهمقامهالشریف، با حضوری گسترده، پرشور و مسئولانه در صحنه، وفاداری خود را به آرمانهای انقلاب و مسیر ولایت به نمایش گذاشتند.
اکنون که در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین پیچهای تاریخ قرار گرفتهایم، شناخت این مسئولیتها و عمل به آنها، نقشهی راهی برای حرکت امروز و جهاد فردا خواهد بود. آنچه پیش رو داریم، تنها مجموعهای از توصیهها نیست، بلکه فهرستی از وظایف، مسئولیتها و اقداماتی است که میتواند ضامن استمرار این مسیر الهی و حفظ دستاوردهای آن باشد. در این شماره، برخی از مهمترین این وظایف را با یکدیگر مرور میکنیم و دربارهی ابعاد و ضرورتهای هر یک تأمل خواهیمکرد