کد خبر: ۷۴۸۲
۱۴۰۵/۰۷/۰۴ ۱۴:۳۷
نقش‌آفرینی شعر در بعثت ملت ایران

از حنجره‌های انقلاب تا حافظه یک ملت

گاهی یک ملت پیش از آنکه در خیابان‌ها فریاد بزند، در شعر خود بیدار می‌شود. پیش از آنکه یک انقلاب در تاریخ ثبت شود، در ذهن و زبان مردم شکل می‌گیرد؛ در کلمه‌هایی که آرام‌آرام میان نسل‌ها دست‌به‌دست می‌شوند و از «احساس» به «باور» و از «باور» به «حرکت» می‌رسند. در چنین لحظه‌هایی، شعر دیگر فقط هنر نیست؛ به حافظه، هویت، رسانه و حتی بخشی از کنش اجتماعی یک ملت تبدیل می‌شود. انقلاب اسلامی ایران نیز تنها در میدان سیاست و اقتصاد و مبارزه شکل نگرفت. بخشی از این دگرگونی بزرگ، در عرصه‌ی فرهنگ و زبان اتفاق افتاد؛ در مسجد، منبر، کتاب، نوحه، سرود و البته شعر. شاعران، به‌ویژه شاعران متعهد، توانستند مفاهیمی چون ایمان، آزادی، عدالت، شهادت، انتظار، استقلال و مبارزه با ظلم را از سطح مفاهیم ذهنی به زبان عاطفه و خیال مردم منتقل کنند. از همین منظر، اگر «بعثت ملت ایران» را به معنای بیداری تاریخی بدانیم، شعر یکی از مهم‌ترین زبان‌های این بعثت بوده است؛ زبانی که نه فقط خبر می‌دهد، بلکه احساس می‌آفریند، نه فقط استدلال می‌کند، بلکه دل را همراه می‌سازد. اما پرسش مهم اینجاست: اسلام چه نگاهی به شعر دارد؟ آیا اساساً شعر و شاعری در نگاه قرآن و دین پذیرفته شده است؟ چرا در قرآن کریم سوره‌ای به نام «شعراء» داریم و در عین حال آیاتی از همین سوره، گروهی از شاعران را مورد انتقاد قرار می‌دهد؟ شعر خوب از نگاه قرآن چه ویژگی‌هایی دارد؟ و چگونه شعر توانست در جریان انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و تداوم گفتمان انقلاب، نقشی فراتر از یک هنر ایفا کند؟ پاسخ این پرسش‌ها ما را به یک واقعیت مهم می‌رساند: اسلام با شعر مخالف نیست؛ اسلام با کلمه‌ای مخالف است که از حقیقت جدا شود و به ابزار گمراهی تبدیل گردد.

محمد لطفی زاده
نویسنده :

محمد لطفی زاده

مقاله 2961اسلام؛ نه دشمن شعر، که منتقد شعر بی‌مسئولیت است!
یکی از مشهورترین برداشت‌های نادرست درباره‌ی نگاه اسلام به شعر، این است که گویی قرآن اساساً با شعر و شاعری مخالف است. این برداشت بیشتر از آنجا ناشی می‌شود که در پایان سوره‌ی «شعراء»، آیاتی درباره برخی شاعران آمده است: «وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ»؛ شاعران کسانی‌اند که گمراهان از آنان پیروی می‌کنند.
اما اگر آیات بعدی را بخوانیم، تصویر کاملاً متفاوتی به دست می‌آید. قرآن در ادامه می‌فرماید: «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا»؛ یعنی مگر کسانی که ایمان آورده‌اند، عمل صالح انجام داده‌اند، خدا را بسیار یاد کرده‌اند و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‌اند، از حق دفاع کرده‌اند.
این «استثناء» بسیار مهم است. قرآن نمی‌فرماید شاعر بودن مذموم است؛ بلکه ویژگی شاعرانی را که مورد نکوهش قرار گرفته‌اند بیان می‌کند: سرگردانی در وادی‌های مختلف، گفتن سخنانی که خود به آن عمل نمی‌کنند و فاصله گرفتن از حقیقت. در مقابل، شاعر مطلوب قرآن کسی است که میان «ایمان»، «عمل»، «ذکر خدا» و «دفاع از حق» پیوند برقرار کند.
از این منظر، شعر در نگاه اسلامی یک «ابزار» است. مانند زبان، قلم، رسانه و هر قدرت دیگری، ارزش آن به جهت استفاده از آن بستگی دارد. می‌توان با شعر انسان را به ابتذال کشاند و می‌توان با شعر او را به آسمان نزدیک کرد؛ می‌توان با شعر ناامیدی آفرید و می‌توان در دل یک جامعه‌ی گرفتار بحران، امید دمید؛ می‌توان حقیقت را تحریف کرد و می‌توان در برابر تحریف ایستاد.

دو شعر؛ دو مسیر
اگر بخواهیم نگاه قرآن را به زبان امروز ترجمه کنیم، می‌توان از دو گونه شعر سخن گفت: (شعر رهاشده از حقیقت) و (شعر متعهد به حقیقت). شعرِ جداشده از حقیقت، ممکن است از نظر تکنیک زیبا باشد، اما مخاطب را به پوچی، خودشیفتگی، بی‌مسئولیتی یا گمراهی سوق می‌دهد. در چنین شعری، کلمه‌ هدف نهایی است؛ شاعر شیفته‌ی قدرت بیان خود است و نه دغدغه‌ای برای آنچه این قدرت با روح مخاطب انجام می‌دهد. اما شعر خوب، از نگاه قرآنی، شعری است که زیبایی را در کنار حقیقت قرار می‌دهد. ایمان در آن با عمل پیوند دارد. شاعر چیزی را فریاد نمی‌زند که خودش به آن باور ندارد. به تعبیر قرآن، میان «آنچه می‌گوید» و «آنچه انجام می‌دهد» شکاف وجود ندارد.
در اینجا می‌توان چند ویژگی برای شعر مطلوب از نگاه قرآن برشمرد:

  • ایمان و حقیقت‌جویی: شعر نباید حقیقت را قربانی زیبایی کند.
  • عمل صالح: شاعر باید نسبت خود را با آنچه می‌سراید جدی بگیرد.
  • یاد خدا: شعر می‌تواند حامل معنویت و یاد خدا باشد، حتی زمانی که به‌طور مستقیم یک متن دینی نیست.
  • دفاع از مظلوم: شعر می‌تواند زبان اعتراض به ظلم باشد.
  • اخلاق: زیبایی ادبی نباید به قیمت تخریب شخصیت انسان‌ها و ترویج فساد اخلاقی تمام شود.
  • امیدآفرینی: شعر می‌تواند در برابر یأس اجتماعی و تاریخی بایستد.
  • بیدارکنندگی: شعر مطلوب، مخاطب را از بی‌تفاوتی بیرون می‌آورد.

از این منظر، شعر دینی لزوماً شعری نیست که در هر بیت آن یک اصطلاح مذهبی دیده شود. گاهی یک شعر درباره‌ی مادر، وطن، عدالت، شهادت یا رنج یک انسان مظلوم، در صورتی که از حقیقت و کرامت انسانی دفاع کند، می‌تواند حامل روحی عمیقاً دینی باشد.

شعر؛ دین را از ذهن به دل می‌برد
ممکن است یک سخنرانی، مفهوم «ایثار» را برای مخاطب توضیح دهد؛ اما یک شعر می‌تواند تصویر مادر شهیدی را در ذهن او زنده کند و معنای ایثار را به تجربه‌ای عاطفی تبدیل سازد. ممکن است یک کتاب درباره‌ی «انتظار» صدها صفحه بنویسد، اما یک غزل یا دوبیتی بتواند حس انتظار را در چند سطر در قلب مخاطب بنشاند. این همان نقطه‌ای است که شعر به یک ابزار قدرتمند برای تبلیغ دین تبدیل می‌شود. تبلیغ دین تنها به معنای انتقال اطلاعات دینی نیست. تبلیغ موفق، باید بتواند میان حقیقت دینی و زندگی مخاطب ارتباط برقرار کند. شعر از این جهت قدرت ویژه‌ای دارد؛ زیرا از مسیر عاطفه وارد می‌شود.
شعر، مفاهیم را به تصویر تبدیل می‌کند. «شهادت» را به چهره‌ی شهید، «وطن» را به خانه و خاک، «مادر» را به انتظار، «عدالت» را به رنج مظلوم و «ایمان» را به تجربه‌ای انسانی تبدیل می‌کند.
در تاریخ اسلام نیز شعر تنها یک سرگرمی نبوده است. در دوره‌ی پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله، شاعرانی بودند که در دفاع از رسول خدا و جامعه‌ی اسلامی از زبان شعر استفاده می‌کردند. حتی در منابع تفسیری مربوط به آیات پایانی سوره‌ی شعراء، از شاعرانی چون حسان بن ‌ثابت، کعب بن‌ مالک و عبدالله بن رواحه در شمار شاعرانی یادشده که در مسیر دفاع از اسلام و پیامبر قرار گرفتند.

شعر؛ بانک عاطفی یک ملت
در دنیای امروز، رسانه‌ها با سرعتی حیرت‌آور تغییر می‌کنند. هر روز شکل تازه‌ای از ارتباط و انتقال پیام وارد زندگی انسان می‌شود؛ از شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها گرفته تا ویدئوهای کوتاه و محتوای چندرسانه‌ای. خبرها با سرعتی باورنکردنی منتشر می‌شوند و گاه تنها چند دقیقه بعد، جای خود را به خبری تازه‌تر می‌دهند. تصویری که امروز در مرکز توجه میلیون‌ها نفر قرار دارد، ممکن است فردا در میان انبوه تصاویر و اخبار تازه به‌کلی فراموش شود. پیام‌های کوتاه نیز در سیلاب بی‌پایان اطلاعات گم می‌شوند و ذهن انسان معاصر، هر روز با حجم عظیمی از داده‌هایی مواجه است که فرصت چندانی برای ماندگار شدن پیدا نمی‌کنند.
اما در میان این همه شتاب و فراموشی، شعر همچنان قدرت عجیبی برای ماندگاری دارد. شعری که خوب سروده شده باشد، می‌تواند سال‌ها و حتی نسل‌ها در ذهن و زبان مردم باقی بماند. گاهی یک بیت شعر می‌تواند بیش از یک گزارش چندصفحه‌ای، یک واقعه‌ی تاریخی را در حافظه‌ی انسان ثبت کند؛ زیرا شعر صرفاً خبر نمی‌دهد، بلکه احساس ایجاد می‌کند و میان یک واقعه و عاطفه مخاطب پیوند برقرار می‌سازد.
راز ماندگاری شعر نیز تا حدود زیادی در همین ویژگی نهفته است. شعر فقط اطلاعات را منتقل نمی‌کند؛ اطلاعات را با تصویر، عاطفه، تخیل و تجربه‌ی انسانی درهم می‌آمیزد. وقتی یک حادثه‌ی تاریخی در قالب شعر روایت می‌شود، دیگر صرفاً یک «اتفاق» نیست؛ به یک خاطره‌ی عاطفی تبدیل می‌شود. مخاطب ممکن است جزئیات دقیق یک واقعه را به خاطر نیاورد، اما احساس و تصویری را که شعر در ذهن او ساخته، سال‌ها با خود حمل کند. به همین دلیل است که نسل‌های مختلف ایرانی بسیاری از وقایع مهم تاریخ خود را نه فقط با تاریخ‌نگاری و کتاب‌های درسی، بلکه با شعر به یاد می‌آورند. در فرهنگ ایرانی، شعر همواره یکی از مهم‌ترین ابزارهای ثبت تجربه‌های جمعی بوده است. از اشعار حماسی و تاریخی گرفته تا غزل‌های عاشقانه و اشعار آیینی، هر دوره‌ی تاریخی بخشی از روح خود را در کلمات شاعران به یادگار گذاشته است.
در دوران معاصر نیز این ویژگی بیش از پیش خود را نشان داده است. انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، شهادت، نام و یاد امام خمینی‌ره، انتظار، عاشورا، فلسطین، مقاومت، مادران شهدا، دلتنگی‌های رزمندگان و حتی خاطره شهرها و انسان‌هایی که در جریان حوادث تاریخی از دست رفته‌اند، همگی در شعر معاصر ایران بازتاب پیدا کرده‌اند. شاعر با تبدیل این رویدادها به زبان عاطفه، آن‌ها را از صفحات تاریخ بیرون آورده و به بخشی از زندگی ذهنی و احساسی مردم تبدیل کرده است. به بیان دیگر، شعر می‌تواند (بانک عاطفی) یک ملت باشد؛ جایی که جامعه‌ی احساسات، خاطرات، آرمان‌ها، رنج‌ها، امیدها و دلبستگی‌های خود را در آن ذخیره می‌کند. هر نسل بخشی از تجربه‌ی خود را به این گنجینه می‌سپارد و نسل بعد می‌تواند از طریق شعر، با احساس و جهان ذهنی نسل‌های پیش از خود ارتباط برقرار کند.
شاید به همین دلیل است که وقتی نام شهید، مادر، وطن، انتظار، آزادی یا مقاومت در یک شعر ماندگار می‌شود، این مفاهیم دیگر صرفاً واژه‌هایی در فرهنگ لغت نیستند؛ بلکه با مجموعه‌ای از تصاویر و احساسات انسانی گره می‌خورند. شعر می‌تواند یک مفهوم بزرگ را از سطح ذهن به عمق دل منتقل کند و کاری کند که مخاطب، آن مفهوم را نه فقط «بفهمد»، بلکه «احساس کند».
در این میان، نقش شعر در روایت تاریخ انقلاب اسلامی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. انقلاب فقط مجموعه‌ای از تاریخ‌ها، بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها و حوادث سیاسی نیست. پشت هر یک از این وقایع، انسان‌هایی با احساسات، ترس‌ها، امیدها و آرزوهای بزرگ حضور داشته‌اند. شعر توانسته است بخشی از این لایه‌ی پنهان تاریخ را ثبت کند؛ تاریخی که شاید در اسناد رسمی کمتر دیده شود، اما در حافظه‌ی عاطفی مردم زنده مانده است.
برای مثال، وقتی از دفاع مقدس سخن می‌گوییم، تنها با مجموعه‌ای از عملیات‌ها و تاریخ‌های نظامی رو‌برو نیستیم. پشت هر نام و هر تاریخ، مادری بوده که چشم‌انتظار فرزندش مانده، همسری که سال‌ها با خاطره‌ی همسرش زندگی کرده، کودکی که پدرش را در قاب عکس دیده و رزمنده‌ای که در سنگر، دور از خانه، با خاطره خانواده و وطن روزگار گذرانده است. شعر توانسته این بخش انسانی و عاطفی تاریخ را ثبت کند؛ بخشی که شاید هیچ گزارش نظامی قادر به انتقال کامل آن نباشد. و شاید به همین دلیل است که در حافظه‌ی یک ملت، گاهی یک بیت شعر از صدها صفحه تاریخ ماندگارتر می‌شود؛ زیرا تاریخ، گذشته را روایت می‌کند، اما شعر می‌تواند گذشته را دوباره در قلب انسان زنده کند.

مقاله 2961از انقلاب تا دفاع مقدس؛ شعر چگونه وارد میدان شد؟
انقلاب اسلامی، فضای فرهنگی ایران را دگرگون کرد. در این دوره، شعر از  دفترهای شخصی شاعران بیرون آمد و با زندگی عمومی جامعه پیوند خورد. مفاهیمی که تا پیش از آن شاید بیشتر در ادبیات کلاسیک یا متون دینی مطرح می‌شدند، وارد زبان روزمره‌ی نسل انقلاب شدند: شهادت، انتظار، عدالت، امام، عاشورا، آزادی، استقلال، استکبارستیزی، مردم و وطن.
پس از پیروزی انقلاب، با آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله، این روند شدت بیشتری پیدا کرد. جبهه فقط به رزمنده نیاز نداشت؛ به (روایت) نیز نیاز داشت. جامعه باید می‌دانست چرا فرزندانش به جبهه می‌روند و برای چه چیزی می‌جنگند. در چنین شرایطی، شعر توانست میان میدان جنگ و خانه‌های مردم پل بزند. یک شعر می‌توانست رزمنده را در سنگر دلگرم کند، مادر را به صبر دعوت کند، همسر شهید را تسلی دهد و نوجوانی را که در شهر زندگی می‌کرد با مفهوم مقاومت آشنا سازد. به این ترتیب، شاعر به بخشی از شبکه فرهنگی مقاومت تبدیل شد.
این نقش را نباید کوچک شمرد. جنگ فقط نبرد توپ‌خانه‌ها و تانک‌ها نیست؛ جنگ بر سر معنا نیز هست. هر طرف می‌کوشد روایت خود را از «حق»، «ظلم»، «شهید»، «وطن» و «آینده» در ذهن مردم تثبیت کند. در چنین نبردی، شعر یکی از مؤثرترین سلاح‌های فرهنگی است؛ سلاحی که ذهن و دل انسان‌ها را هدف قرار می‌دهد.

رهبر شهید و نگاه ویژه به شعر
در چهار دهه‌ی گذشته، توجه رهبر شهیدمان به شعر و شاعران یکی از نشانه‌های اهمیت جایگاه شعر در منظومه‌ی فرهنگی جمهوری اسلامی بوده است. دیدار شاعران با رهبر شهید، به‌ویژه جلسات شعرخوانی در ماه مبارک رمضان، به یکی از شناخته‌شده‌ترین محافل ادبی معاصر ایران تبدیل شده است. در این جلسات، شاعران جوان و پیشکسوت در کنار یکدیگر شعر می‌خواندند و درباره‌ی‌ وضعیت شعر، زبان فارسی، مسائل اجتماعی و موضوعات دینی و فرهنگی سخن می‌گفتند.
اهمیت این جلسات فقط در برگزاری یک «شب شعر» نیست. استمرار این دیدارها نشان می‌دهد که شعر از منظر رهبر شهید انقلاب، یک حاشیه‌ی فرهنگی نیست؛ بلکه بخشی از میدان اصلی فرهنگ است.

چرا «جلسه‌ی شعر» در حضور رهبر شهید مهم بود؟
شاید برای برخی این پرسش مطرح باشد که در میان انبوه مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، چرا باید وقت و انرژی قابل توجهی صرف شعر و شاعران شود؟ پاسخ را باید در قدرت نرم شعر جستجو کرد.
جامعه‌ای که زبان خود را از دست بدهد، به تدریج توانایی روایت کردن خود را نیز از دست می‌دهد. اگر یک ملت نتواند درباره‌ی آرمان‌ها، دردها، قهرمانان و آینده‌ی خود سخن بگوید، دیگران برای او روایت می‌سازند. شاعر در این میان فقط یک هنرمند نیست؛ یک «روایت‌گر» است. شاعر می‌تواند به یک نسل بگوید چه چیزی را دوست داشته باشد، از چه چیزی بترسد، برای چه چیزی امید داشته باشد و در برابر چه چیزی سکوت نکند. از همین روست که توجه رهبر شهیدمان به شعر را باید در چارچوب یک نگاه وسیع‌تر به «مهندسی فرهنگی» و قدرت روایت فهم کرد.

زنان شاعر؛ نیمی از روایت بعثت فرهنگی ایران
وقتی از نقش شعر در بیداری ملت ایران سخن می‌گوییم، نباید سهم زنان شاعر را نادیده بگیریم. زن در فرهنگ ایرانی فقط مخاطب شعر نبوده است؛ خود یکی از مهم‌ترین راویان شعر معاصر بوده است. زنان شاعر، تجربه‌هایی را وارد ادبیات انقلاب و دفاع مقدس کردند که از زاویه‌ی نگاه مردانه به آسانی قابل روایت نبود. این حضور اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا یکی از ویژگی‌های انقلاب اسلامی، حضور گسترده‌ی زنان در متن تحولات اجتماعی بود.
زن ایرانی در سال‌های انقلاب و پس از آن، تنها در نقش تماشاگر تحولات تاریخی قرار نداشت. او در خانواده، مدرسه، مسجد، راهپیمایی، فعالیت‌های فرهنگی و بعدتر در دوران دفاع مقدس، بخشی از بار اجتماعی آن دوران را بر دوش کشید. شعر زنان می‌توانست این تجربه را ثبت کند. شعر می‌تواند تاریخ احساسات یک ملت را ثبت کند؛ تاریخ مادری که فرزندش را بدرقه می‌کند، همسری که چشم‌انتظار بازگشت همسرش است، دختری که پدر شهیدش را در قاب عکس می‌بیند و زنی که در میان سختی‌های زندگی، امید خود را از دست نمی‌دهد. از این منظر شعر زنان یکی از مهم‌ترین بخش‌های حافظه‌ی تاریخی ملت ایران است.

روایت بعثت ملت
بعثت، پیش از هر چیز، بیداری است. یک ملت زمانی برمی‌خیزد که از وضعیت موجود عبور کند و تصویری تازه از خود و آینده‌اش پیدا کند. انقلاب اسلامی نیز در روایت خود از یک بیداری دینی و تاریخی سخن گفت؛ بازگشت به اسلام، استقلال، عدالت، کرامت و مقابله با سلطه. شعر در چنین شرایطی، وظیفه‌ای بیش از سرگرمی پیدا می‌کند: باید به بیداری زبان بدهد. شاید بتوان گفت یکی از کارکردهای اصلی شعر انقلاب، ساختن واژگان تازه برای تجربه‌ای تازه بود.
شهید دیگر فقط یک واژه در کتاب‌های دینی نبود؛ به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شد. انتظار فقط مفهومی درباره‌ی آینده نبود؛ به امیدی برای ساختن امروز تبدیل شد. عاشورا فقط یک واقعه‌ی تاریخی نبود؛ به الگویی برای فهم مقاومت و ایستادگی تبدیل شد.
مادر شهید، فقط یک عنوان نبود؛ به یکی از نمادهای فرهنگی یک دوره‌ی تاریخی تبدیل شد.
این تغییر معنایی، بدون زبان هنر و به‌ویژه شعر، بسیار دشوار بود. شعر توانسته در دوران پس از انقلاب این نقش را به خوبی ایفا کند و حتی امروز در جریان بعثت ملت ایران که جهان را متحیر ساخته نیز همچنان نقش‌آفرین است.

شعر؛ سلاحی که باید از ابتذال دور بماند
در زمانه‌ای که هر روز هزاران تصویر، متن و پیام منتشر می‌شود، هنر دینی با یک خطر جدی روبروست: تبدیل شدن به پیام مستقیم و تبلیغاتی. مخاطب امروز، به‌ویژه نسل جوان، در برابر شعار مقاومت می‌کند اما در برابر هنر خوب تسلیم می‌شود.
اگر بخواهیم شعر دینی و انقلابی همچنان نقش‌آفرین باشد، باید به کیفیت ادبی آن توجه کنیم. شاعر باید زبان نسل جدید را بشناسد، مسائل واقعی جامعه را ببیند، از کلیشه‌ها فاصله بگیرد و به‌جای تکرار شعارهای آشنا، تجربه‌های تازه‌ای خلق کند.
دین اگر با هنر پیوند بخورد، می‌تواند در دل بنشیند؛ این همان جایی است که مفهوم (شعر خوب) اهمیت پیدا می‌کند. شعر خوب، مخاطب را تحقیر نمی‌کند. به او دستور نمی‌دهد که چه احساسی داشته باشد؛ بلکه احساسی را در او برمی‌انگیزد. به‌جای اینکه بگوید «امیدوار باش»، تصویری می‌سازد که امید در آن زنده شود. به‌جای اینکه فقط بگوید «مادر شهید صبور است»، صحنه‌ای می‌آفریند که مخاطب بتواند رنج و بزرگی این صبر را احساس کند. به‌جای اینکه فقط بگوید «ظلم بد است»، رنج مظلوم را به تجربه‌ای انسانی تبدیل می‌کند.

مقاله 2961

از حسان بن ثابت تا شاعران و حنجره‌های‌ انقلاب
اگر در صدر اسلام، شاعرانی مانند حسان بن ثابت و عبدالله بن رواحه از شعر برای دفاع از پیامبر و جامعه‌ی اسلامی بهره می‌گرفتند، در ایران معاصر نیز شاعران متعهد در مقاطع مختلف تاریخی کوشیده‌اند همین نقش را با زبان زمانه‌ی خود ایفا کنند. البته نباید این دو دوره را عیناً با یکدیگر مقایسه کرد اما یک اصل مشترک وجود دارد: شاعر در لحظه‌های حساس تاریخ، می‌تواند زبان جبهه‌ی حق باشد. در ایران معاصر، این نقش از شعر انقلاب تا شعر دفاع مقدس و از شعر آیینی تا شعر مقاومت ادامه پیدا کرده است. شاعران، هر یک با زبان و سبک خود، بخشی از تجربه‌ی تاریخی چند دهه‌ی اخیر ایران را ثبت کرده‌اند و اکنون نیز در جریان تجمعات شبانه و بعثت ملت ایران به‌طور ویژه و با سخت‌کوشی مشغول فعالیت و جهاد هستند. اگر بعثت ملت ایران حالا با اشعاری مانند (بزن که خوب می‌زنی)، (باید برخاست) و (به میدان بیایید مردم) و نظایر آن گره خورده، این را باید مرهون سال‌ها تلاش شاعران و نگاه بلند رهبر شهیدمان در طول بیش از سه دهه برای رشد جامعه‌ی شعر و شاعری کشورمان دانست. شعر متعهد، امروز به حق یک ابزار مهم برای جهاد تبیین و امیدآفرینی است و باید قدر این نعمت را دانست و خدای متعال را به این دلیل هم شکر نمود.

سال شصت و یکم ـ شماره 2961

گزارش خطا