کد خبر: ۷۲۶۲
۱۴۰۵/۰۳/۲۳ ۱۴:۱۵

همسفر آتش و برف ـ فرهاد خضری

عشقی که جوانه‌اش در کرمانشاه در شهرستان سنقر، رشد می‌کند. سعید قهاری فرمانده‌ی سپاه سنقر، عاشق دختر حاج‌ولی‌خان معروف به کاگه می‌شود و آن‌قدر می‌رود و می‌آید تا رضایت پدر دختر را جلب می‌کند.

فرزانه مصیبی
معرفی شده توسط :

فرزانه مصیبی

کتاب 2948کتاب «همسفر آتش و برف»، روایت «فرحناز رسولی» همسر شهید سعید قهاری سعید است. روایتی عاشقانه و متفاوت و آن‌قدر جذاب که خواننده را مات و میخکوب این عشق می‌کند. عشقی که جوانه‌اش در کرمانشاه در شهرستان سنقر، رشد می‌کند. سعید قهاری فرمانده‌ی سپاه سنقر، عاشق دختر حاج‌ولی‌خان معروف به کاگه می‌شود و آن‌قدر می‌رود و می‌آید تا رضایت پدر دختر را جلب می‌کند. عشقی که حتی به یک نگاه هم نرسیده است. دختر نازپرورده و شر و شیطانی که قول زنانه داده تا آخر دنیا پابه‌پای سعید بماند و بیاید. ازدواجی که ثمره‌ی آن دو دختر به نام‌های هدی، فاطمه و یک پسر به نام احمد است. سهم فرحناز که شوهرش او را فرح صدا می‌کند، اما در این میان خانه‌به‌دوشی است و دلتنگی، دلتنگی برای حاج‌سعیدی که نیامده به خانه، می‌رود و فکر و ذکرش پیش نیروهایش و دفاع از کشورش است. حاج‌سعیدی که در یک روز سرد زمستانی، در جایی به نام جهنم‌دره در هلی‌کوپتر توسط تیرهای پژاک به شهادت می‌رسد و پیکرش دو روز در میان برف و بوران می‌ماند. سال ۱۳۸۵ است و همدان، شهر مادری حاج‌سعید منتظر استقبال از سردار پر افتخار و یادگار دفاع مقدس است. کتاب تقریظ رهبر شهید انقلاب را دارد و بسیار متفاوت و زیباتر از کتاب‌هایی است که تابه‌حال درباره‌ی شهدا نگاشته شده‌اند‌.

سال شصت و یکم ـ شماره 2948

گزارش خطا