پایمان را در خم اول کوچه تاریخ میگذاریم، آسهآسه و با احتیاط روی سنگفرشهای کاغذی نسخههای خطی و چاپی قدم برمیداریم تا مبادا در تاریک و روشن وقایع و حوادث چیزی از قلم بیفتد و اتفاقی نگفته بماند. تاریخ معاصر ایران پر است از ناگفتههایی که روی دیگر سکه را به ما نشان میدهد. در این میان آدمهای جریانساز و جریانهای آدمسازی هستند که گذشته و حال و آینده را ساختهاند، کافی است آنها را مثل قطعههای پازل کنار هم بچینیم و بعد سر فرصت معمای حل شده را تماشا کنیم، و بالأخره در جریانشناسی تاریخی سرکی به مهمترین وقایع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میکشیم و با نگاهی نو در کنار جریانها به شخصیتهای اثرگذار میپردازیم. در جهان معاصر، معنویت دیگر محدود به مناسک سنتی یا تعالیم ادیان رسمی نیست. انسان قرن بیستویکم، تشنهی معنا، رهایی و خودشناسی است؛ اما این تشنگی نهفقط سرچشمههای زلال حقیقت، بلکه مردابهای مهآلود انحراف را نیز فعال کرده است. در این میان، فضای روانی جوامع در حال گذار، همچون ایران، به بستر مستعدی برای رشد و گسترش جریانهای شبهعرفانی تبدیل شده است؛ جریانهایی که با زبانی مدرن، پوستهای جذاب و ادعایی فرازمینی اما باطنی فریبکار، بهدنبال تسخیر روح و روان مخاطباند. فرقهی رامالله یکی از مصداقهای مهم این پدیده است؛ فرقهای مرموز و ناشناخته که در سایهی تبلیغات مجازی، دورههای خودشناسی، انرژیدرمانی و «سفرهای معنوی»، راه خود را به ذهن و دل دهها زن و مرد، بهویژه قشر تحصیلکرده و جویای معنا باز کرده است. این فرقه که در ابتدا شاید چیزی بیش از یک کلاس انگیزشی یا نشست معنوی بهنظر نرسد، بهتدریج ساختار بسته، وابستهساز و کنترلگر خود را بر مخاطب تحمیل میکند و در نهایت، فرد را از تعلقات خانوادگی، اخلاقی، اجتماعی و حتی دینی خود تهی میسازد، در این شماره به بررسی و تحلیل این جریان میپردازیم:
نفیسه زارعی
خاستگاه و بنیانگذار فرقۀ رامالله
پدیده «رامالله» از جمله جریانهای نوظهور شبهعرفانی است که در اوایل دهه ۱۳۸۰ در ایران سر برآورد. این جریان در ابتدا با عنوانهایی بیخطر و حتی فریبنده مانند «دورههای خودشناسی»، «رهایی معنوی»، یا «سفر روح» شناخته میشد و توانست از خلأهای فکری و معنوی بسیاری از جوانان، بهویژه قشر تحصیلکرده و طبقهی متوسط شهری، بهرهبرداری کند. آنچه در ظاهر بهصورت کلاسهای انرژیدرمانی یا گفتگوهای انگیزشی ارائه میشد، در واقع، ورودی به یک دستگاه فکری پیچیده، فرقهمحور و بهغایت وابستهساز بود.
بنیانگذار این فرقه، ایلیا فیضی معروف به ایلیا رامالله مردی با ظاهری کاریزماتیک و زبانی روان بود که ادعا میکرد از «آگاهیهای برتر کیهانی» پیام دریافت میکند. او خود را نه یک مربی بلکه یک «کانال انرژی الهی» معرفی میکرد؛ کسی که واسطهی میان جهانهای بالا و انسانِ جویای معناست. او گاهی به عرفان هندی تمسک میجست، گاهی به مفاهیم کابالیستی صهیونیستها اشاره میکرد و گاهی نیز با تقلید ناشیانه از اصطلاحات عرفان اسلامی و تصوف ایرانی، سعی میکرد محتوای کلاسها را برای مخاطب فارسیزبان مشروع جلوه دهد. در واقع، آموزههای او ترکیبی التقاطی، بیریشه و ناسازگار از عناصر معنوی بود که تنها شباهتشان، «ابهام» و «فقدان عقلانیت» بود.
نام «رامالله» نیز خود، ترکیبی ساختگی از دو واژهی متفاوت از دو سنت مذهبی کاملاً بیارتباط است: «رام» از اسطورههای هندو میآید و «الله» برگرفته از فرهنگ اسلامی است. انتخاب این نام نهتنها نشاندهندهی نوعی بازی با احساسات مذهبی مخاطبان است، بلکه میکوشد با القای یک وجههی بینالمللی و فراتر از ادیان رایج، خود را حامل حقیقتی جهانی جلوه دهد. همین امر باعث شد بسیاری از شرکتکنندگان در دورههای رامالله، در ابتدا گمان کنند با جریانی بیطرف، علمی و بدون پیشفرضهای سنتی روبرو هستند.
در اسناد و روایتهای غیررسمی آمده است که این فرد، پیش از تأسیس فرقه، دورههایی در زمینه انرژیدرمانی، NLP و یوگا گذرانده و سپس با ترکیب آنها با برخی ادعاهای شخصی، ساختار اولیه گروه خود را بنیان گذاشته است. بهمرور زمان، او شاگردانی را تربیت کرد که هرکدام کلاسهایی مستقل اما وابسته به آموزههای اصلی او تشکیل دادند. این ساختار، حالتی شبهسازمانی به رامالله داد و باعث شد فرقه بهتدریج رشد کرده و در شهرهای مختلف ایران نفوذ کند.
امروز، با وجود حساسیتهای امنیتی و فرهنگی، هنوز هم بخشهایی از این جریان بهصورت پنهان یا با اسامی جعلی، فعالیت دارند و به جذب مخاطب ادامه میدهند. شناخت دقیق بنیانگذار و خاستگاه فکری رامالله، گامی مهم برای مقابله با گسترش آن و آگاهسازی جامعه نسبت به تهدیدات اینگونه عرفانهای انحرافی است.
عقاید و آموزههای فرقۀ رامالله
فرقه رامالله، همانند بسیاری از فرقههای شبهعرفانی، با تلفیق گزینشی و سطحی از آموزههای ادیان مختلف، ساختاری از باورهای متناقض، فریبنده و در عین حال پرخطر را ترویج میکند. این فرقه با پوشش مفاهیم معنویت، خودشناسی، آگاهی و انرژی، آموزههایی را تبلیغ میکند که در ظاهر آرامشبخش و زیبا بهنظر میرسند، اما در واقع هدفی جز تسلط روانی، ایجاد وابستگی شدید و تخریب هویت فردی و خانوادگی مخاطب ندارند در ادامه مهمترین عقاید این فرقه را بررسی میکنیم:
تجاریسازی معنویت؛ جلسات گرانقیمت و وابستگی روانی
رامالله فعالیت خود را تحت پوشش دورههای آموزشی انجام میدهد؛ دورههایی با نامهایی چون «سفر درونی»، «پاکسازی چاکراها»، «رهایی از ضمیر ناخودآگاه» یا «اتصال به رام»! هزینه این دورهها گاه از چند میلیون تومان فراتر میرود. مخاطب با وعدههایی چون «شفای بیماریهای لاعلاج»، «افزایش ارتعاش» و «اتصال به کائنات» به تله میافتد، اما در واقع وارد چرخهای بیپایان از جلسات، مشاورهها و دورههای مکمل میشود که وابستگی شدیدی به مربی یا گروه ایجاد میکند.
ساختار فرقهای و روشهای جذب در فرقۀ رامالله
فرقهی رامالله همانند بسیاری از جریانهای شبهعرفانی نوظهور، ساختاری هرمی، کاریزماتیک و بسته دارد. در رأس این هرم، فردی قرار دارد که خود را یا بهعنوان «رابط با جهان نور» معرفی میکند یا بهعنوان «مربی بیداری روح»، «کانال انرژی رام» یا حتی «معلم آگاهی». این فرد، با ظاهری آرام، گفتاری القاگر و استفاده از اصطلاحات پیچیده و مهآلود، در ذهن مخاطبان تصویری شبهمقدس از خود میسازد. پیروان، به مرور، از او نه بهعنوان یک مدرس یا مربی، بلکه بهعنوان نقطه اتصال با حقیقت هستی یاد میکنند و هرگونه نقد یا پرسش را بیحرمتی به «نظام آگاهی» تلقی میکنند.
ساختار فرقه بهشدت وابسته به اطاعت روانی از رأس هرم است؛ سلسلهمراتبی که در آن هر عضو پایینتر باید تابع عضو بالادست باشد. بسیاری از تصمیمهای شخصی مانند ازدواج، مهاجرت، ترک شغل، یا حتی جدایی از خانواده تحت تأثیر مستقیم «توصیههای استاد» یا «انرژی جمعی» گرفته میشود.
مراحل جذب در فرقۀ رامالله
فرقهی رامالله برای جذب افراد جدید، از تکنیکهایی پیچیده، گامبهگام و آزموده بهره میبرد. این فرایند بهگونهای طراحی شده که ذهن فرد بهآرامی از باورهای قبلی جدا شود و وابستگی عمیقی به گروه و رهبر پیدا کند. مراحل مختلف جذب و البته ذوب شدن افراد در فرقه را گام به گام بررسی میکنیم:
زنان؛ میدان اصلی عملیات رامالله
یکی از شاخصترین ویژگیهای فرقه رامالله، تمرکز گسترده و نظاممند آن بر زنان است. این تمرکز فقط اتفاقی یا بر اساس گرایش عمومی زنان به مفاهیم روانشناختی و عرفانی نیست، بلکه بخشی از استراتژی جذب هدفمند فرقه است که دقیقاً بر پایهی آسیبپذیریهای عاطفی، روانی و هویتی زنان در جامعه طراحی شده است.
فرقهی رامالله عمدتاً زنان جوان، تحصیلکرده، تنها، تجربهکرده شکست عشقی یا دچار بحران هویت را هدف قرار میدهد. با تبلیغاتی فریبنده در قالب پستهای اینستاگرامی، جلسات رایگان آنلاین مخاطب را وارد فرایند جذب میکند.
در مرحلهی اول، همهچیز بسیار مثبت، صمیمی و توانمندساز به نظر میرسد. جلسات پر از جملات انگیزشی، تمرینات مدیتیشن، انرژیدرمانی و گفتگو درباره «دردهای جمعی زنان» است. زنان مخاطب، که معمولاً از نبود ارتباط امن یا شنیده نشدن در جامعه یا خانواده رنج میبرند بهسرعت احساس نزدیکی و «درکشدن» میکنند.
اما در پشت این فضا، بهتدریج نوعی نفوذ روانی و کنترل ذهنی خزنده شکل میگیرد. مربی یا استاد دوره بهعنوان کسی که «مسیر آگاهی را پیموده» معرفی میشود و زنان ترغیب میشوند که فقط از این مسیر و فقط از طریق «راهنمای خاص» به «تجلی زن الهی» برسند. در این فرآیند، استقلال فکری زنان عملاً حذف و جای خود را به وابستگی عاطفی، ذهنی و حتی مالی میدهد.
در برخی موارد مستند گزارشهایی از سوءاستفادههای مالی و حتی جنسی وجود دارد. برخی زنان پس از مدتی دچار بحران عمیق روانی شدهاند؛ زیرا مجبور شدهاند برای «آزادی انرژی جنسی» یا «رهایی از شرم زنانه» به روابطی تن دهند که در بستر فرقهای توجیه شده اما از نظر اخلاقی و قانونی کاملاً مخدوش بوده است. برخی نیز خانه و زندگی خود را فروختهاند تا در دورههای چند میلیونتومانی فرقه شرکت کنند، به امید رسیدن به آرامش یا بیداری معنوی.
یکی دیگر از ترفندهای این فرقه، ایجاد تقابل روانی میان زنان و خانوادههایشان است. به آنها القا میشود که خانواده و همسرانشان «منبع سرکوب زن الهی» هستند و باید از این روابط «انرژِیمنفی» جدا شوند. این روند در موارد زیادی به فروپاشی خانواده و انزوای شدید اجتماعی زنان منجر شده است.
در نهایت، فرقهی رامالله با بهرهگیری از زبان معنویت، روانشناسی و فمینیسم تحریفشده، تلاش میکند تا زن را نه آزاد، بلکه وابسته، مطیع و در دسترس نگه دارد. آنچه در ظاهر «آگاهیبخشی» خوانده میشود، در عمل نوعی بردگی مدرن ذهنی و عاطفی است که با نقاب بیداری معنوی، زنان را از خود واقعیشان دور میکند.
تکنیکهای روانشناختی کنترل ذهن در فرقۀ رامالله
یکی از جدیترین مسائلی که در بررسی پدیدهی فرقهی رامالله به چشم میخورد، استفاده آگاهانه و هدفمند از تکنیکهای روانشناختی برای تسلط تدریجی بر ذهن و رفتار اعضاست. این تکنیکها که در ظاهر با هدف رشد شخصی و بیداری درونی ارائه میشوند، عملاً سازوکارهایی برای تضعیف اراده، افزایش وابستگی و شکستن هویت فردی هستند.
در گام اول، با القای حس بحران و ناکافی بودن آغاز میشود. به شرکتکننده این پیام منتقل میشود که آنچه تابهحال تجربه کرده چه در حوزه عاطفی چه خانوادگی و چه اجتماعی همه ناقص، سرکوبشده یا آلوده بوده است. این نوع از القای نارضایتی، معمولاً با عباراتی مثل «تو خودِ واقعیات را نمیشناسی» یا «زندگیات خواب است» مطرح میشود. این، نقطه شروع بحران هویت است.
در ادامه، فرد بهسمت یک فضای شبهدرمانی کشیده میشود که در آن مرزهای روانیاش بهتدریج شکسته میشود. فضای جلسهها معمولاً ترکیبی از نور کم، موسیقی آرام، عبارات تکرارشونده و حرکات نمادین است که هدفشان القای نوعی تغییر حال یا گشودگی انرژی است. این شیوهها بهظاهر آرامبخشاند اما در عمل باعث تضعیف تفکر انتقادی و تشدید تلقینپذیری میشوند. فرد بعد از چند جلسه دیگر قدرت تمایز میان تحلیل شخصی و تأثیر جمعی را از دست میدهد.
یکی دیگر از شگردهای این گروه، استفاده از زبان خاص و اصطلاحات شبهعرفانی است. واژههایی مثل «الههی درون»، «چاکرای جنسی»، «مرد روشنضمیر» یا «اتصال الهی» دائماً تکرار میشوند. این واژگان بهمرور جای زبان روزمره را میگیرند و موجب قطع پیوند فکری فرد با دنیای بیرون میشوند. کسانی که بهصورت پیوسته در این دورهها شرکت میکنند کمکم دچار نوعی انزوا و احساس برتری کاذب میشوند؛ حسی که آنها را نسبت به نقدهای خانواده، دوستان یا روانشناسان بیتفاوت میکند.
این تکنیکها، گرچه در بستهبندی جذاب و امروزی عرضه میشوند، ماهیتی خطرناک و مخرب دارند. آنچه بهنام شفای درون در رامالله عرضه میشود در بسیاری از موارد به نابودی هویت روانی و اخلاقی فرد میانجامد؛ مسیری که از یک نارضایتی ساده شروع میشود و گاهی تا فروپاشی کامل زندگی فردی و خانوادگی پیش میرود.
رویکردهای امنیتی و فرهنگی نسبت به فرقۀ رامالله
در سالهای اخیر، فعالیتهای فرقههایی با ماهیت شبهعرفانی و انحرافی بهویژه گروه موسوم به «رامالله» از سوی نهادهای امنیتی، فرهنگی و اجتماعی کشور با حساسیت بیشتری رصد شده است. وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و همچنین برخی نهادهای فرهنگی و اجتماعی بارها در گزارشها و هشدارهای خود به آسیبهای پنهان و ساختارهای مشکوک این گروه اشاره کردهاند. چرا که برخلاف ظاهر آرام، معنوی و بهظاهر درمانی این فرقه، محتوای آن سرشار از سوءاستفاده روانی، اقتصادی، جنسی و تخریب بنیان خانوادههاست.
در برخی شهرها، کلاسها و کارگاههای حضوری این گروه با ورود دستگاههای امنیتی تعطیل یا محدود شده است. گزارشهایی در دست است که نشان میدهد در جریان همین پیگیریها، برخی گردانندگان جلسات که بدون مجوز رسمی و با عناوین فریبندهای مانند «دورهی بیداری»، «آزادی انرژی»، یا «شهود معنوی» اقدام به برگزاری تجمع کرده بودند، مورد بازجویی یا برخورد قانونی قرار گرفتهاند. در پروندههای موجود، تخلفات متعددی از جمله سوءاستفاده از زنان، ایجاد وابستگی روانی، دریافت مبالغ هنگفت برای دورههای ساختگی و توصیه به طلاق، ترک خانواده یا قطع رابطه با والدین ثبت شده است.
با وجود این برخوردها، فعالیت این گروه در فضای مجازی همچنان با شدت ادامه دارد. آنها با تغییر نام برند، چهرههای تبلیغاتی جدید و استفاده از طراحیهای گرافیکی و اصطلاحات بهظاهر مدرن، سعی دارند خود را از فرقههای شبهمذهبی سنتی متمایز نشان دهند و با القای حس «آگاهی نوین» نسل جوان را جذب کنند. بهویژه در بسترهایی مانند اینستاگرام، تلگرام و سایتهای آموزشی آنلاین، محتوای آنها بهطور پیوسته منتشر میشود.
از سوی دیگر، نهادهای فرهنگی نیز تلاش کردهاند با تولید محتوا، آگاهیبخشی و معرفی نشانههای فرقهای، به عموم مردم بهویژه زنان و دختران جوان هشدار دهند. اما همچنان نبود قانونگذاری روشن برای برخورد با اینگونه فرقههای نوظهور و فعالیت آزادانه آنها در بستر اینترنت، یکی از چالشهای جدی دستگاههای مسئول به شمار میرود.
چرا باید نگران بود؟
فرقه رامالله نمادی از عرفانهای کاذب پسامدرن است که در پاسخ به بحران معنویت، تنهایی و اضطراب اجتماعی، نسخهای اغواگر ولی مخرب ارائه میدهند. آنها با تظاهر به صلح، نور و شفابخشی در واقع زمینهساز تزلزل روانی، فروپاشی خانواده و انحراف فکری افراد میشوند.
حمایت از قربانیان، آگاهسازی رسانهای، بازنگری قوانین مربوط به سوءاستفاده معنوی، و ورود نخبگان فکری به نقد این پدیدهها، امری ضروری برای سلامت جامعه است.
منابع:
ـ آفتاب و سایهها؛ نگرشی بر جنبشهای نوظهور معنویتگرا نوشته محمدتقی فعالی
ـ خلاصه ادیان؛ نوشته محمد جواد مشکور
ـ مقالات مرتبط با عرفانهای نوظهور، تحلیلهای ایدئولوژیک درباره عرفانهای انحرافی و پیوند آنها در خبرگزاری تسنیم و رجانیوز
ـ پایان معناگرایی و ظهور عرفانهای فردی منتشر شده در مجله علوم اجتماعی دانشگاه تهران
ـ رصد و پایش شبکههای اجتماعی و مجازی
سال شصت و یکم ـ شماره 2948