حرم خالی شد. شهاب ماند و ضریح امام حسینعلیهالسلام. فکر کرد کجای ضریح بنشیند که اباعبدالله به او توجه کنند. بیاختیار پایین پای حضرت رفت و گفت پدرها به فرزندانشان توجه بیشتری دارند. کنار مضجع حضرت علیاکبرعلیهالسلام نشست. به حضرت توسل کرد و مثل ابر بهار گریست. پنجرههای ضریح را گرفته بود و میگفت: «یا جداه، نگاهی به من بینداز.»
زهرا آذربایجان