کد خبر: ۷۲۰۱
۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۰۳
روایت دو چرخ و یک دنیا دغدغه

موتورسواری بانوان

در خیابان‌های شهر، تصویر موتورسوار دیگر چندان عجیب نیست؛ موتورسیکلت به یکی از اجزای جدایی‌ناپذیر حمل‌ونقل شهری تبدیل شده است. وسیله‌ای کم‌هزینه‌تر از خودرو، کم‌مصرف‌تر، سریع‌تر در ترافیک و برای بسیاری از مشاغل و رفت‌وآمدهای روزمره، کاربردی و حتی ضروری. اما کافی است در میان انبوه موتورسواران، زنی را ببینیم که خود راننده موتورسیکلت است؛ آن‌وقت پرسش‌ها یکی پس از دیگری شکل می‌گیرند: آیا زن ایرانی می‌تواند موتورسوار باشد؟ آیا شرعاً منعی وجود دارد؟ اگر مشکل، حجاب و جلب توجه است، آیا نمی‌توان برای آن راه‌حل پیدا کرد؟ اگر مسئله قانون است، چرا قانون باید مبهم باشد؟ و اگر نگرانی اصلی امنیت و سلامت است، چرا به‌جای حذف صورت مسئله، برای ایمن‌سازی آن چاره‌ای نیندیشیم؟ موتورسیکلت زنان در ایران، سال‌هاست از یک وسیله نقلیه‌ی ساده فراتر رفته و به موضوعی میان‌رشته‌ای تبدیل شده است؛ موضوعی که پای فقه، حقوق، فرهنگ، خانواده، امنیت اجتماعی، طراحی صنعتی و مدیریت شهری را هم‌زمان به میان می‌کشد. از یک سو، نمی‌توان دغدغه‌های مربوط به حجاب، عفاف، نگاه نامحرم و فرهنگ عمومی را نادیده گرفت و از سوی دیگر، نمی‌توان با یک حکم کلی و مبهم، تمام زنان را از امکان استفاده‌ی قانونی و ایمن از یک وسیله‌ی نقلیه محروم کرد. راه درست، نه پاک کردن مسئله، بلکه حل مسئله است.

محمد لطفی زاده
نویسنده :

محمد لطفی زاده

موتور سواری بانواناز خیابان تا قانون
یکی از مهم‌ترین ابعاد بحث، وضعیت حقوقی صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان است. قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹ در تبصره ماده‌ی ۲۰ تصریح کرده است که «صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت برای مردان» بر عهده‌ی نیروی انتظامی است. همین عبارت، منشأ بخش مهمی از اختلافات حقوقی سال‌های اخیر شده است. از یک سو، در متن قانون کلمه‌ی «مردان» آمده و از سوی دیگر، مقررات عمومی رانندگی و آیین‌نامه راهنمایی و رانندگی، اصل داشتن گواهینامه متناسب برای رانندگی با وسیله نقلیه موتوری را مطرح می‌کنند.
در واقع، مسئله فقط این نیست که «آیا زن حق موتورسواری دارد یا نه؟»؛ مسئله مهم‌تر این است که اگر قرار است زنی واجد شرایط رانندگی باشد، آموزش ببیند، آزمون بدهد، مقررات را رعایت کند و از نظر جسمی و روانی صلاحیت لازم را داشته باشد، سازوکار قانونی روشن و بدون ابهام برای دریافت گواهینامه‌ی او وجود دارد یا خیر.

آیا اسلام با موتورسواری زنان مخالف است؟
این شاید مهم‌ترین بخش بحث باشد؛ زیرا در جامعه‌ای که حجاب و عفاف از ارزش‌های بنیادین آن به شمار می‌رود، نمی‌توان مسئله موتورسواری زنان را صرفاً با معیارهای عرفی یا حقوقی بررسی کرد. اما در عین حال، لازم است میان «اصل استفاده زن از وسیله نقلیه» و «نحوه‌ی استفاده از آن» تفاوت قائل شد. در منابع اسلامی، آنچه به‌طور روشن مورد تأکید قرار گرفته، رعایت حدود شرعی، حفظ عفاف، پرهیز از خودنمایی و جلوگیری از رفتارهایی است که زمینه‌ی گناه یا مفسده‌ی اجتماعی را فراهم می‌کند. بنابراین، اگر یک رفتار در شرایطی موجب جلب توجه نامتعارف، مفسده یا خدشه به عفاف شود، این جنبه باید در حکم شرعی آن رفتار مورد توجه قرار گیرد. در عین حال، نمی‌توان صرفاً با مشاهده‌ی یک وسیله یا شکل خاص استفاده از آن، بدون توجه به شرایط، حکم واحدی برای همه موارد صادر کرد.
برای نمونه، در پاسخ‌های فقهی موجود درباره‌ی دوچرخه‌سواری زنان، دیدگاه‌های متفاوتی دیده می‌شود. از جمله، در نقل فتوای رهبر شهیدمان، دوچرخه‌سواری زنان در منظر نامحرم در صورتی که موجب جلب نظر و مفسده شود، مورد اشکال قرار گرفته، در حالی که در محیطی که در منظر نامحرم نباشد، فی‌نفسه اشکالی ندارد. در پاسخ‌های منسوب به آیت‌الله مکارم شیرازی نیز استفاده از این وسایل در محیط مخصوص بانوان، مشروط به نبود ضرر و زیان، بدون اشکال دانسته شده است.
در خصوص موتورسواری نیز برخی فتاوا بر همین محور تأکید دارند که اصل مسئله باید در چارچوب حجاب، عفاف، عدم جلب توجه نامحرم و نبود مفسده بررسی شود. برای نمونه، در فتوای منتشرشده از آیت‌الله سبحانی آمده است که دوچرخه و موتورسواری زنان در صورتی که با پوشش غیرشرعی بوده و موجب جلب نظر نامحرمان شود، حرام است. از سوی دیگر، در دیدگاه‌های فقهی دیگری، با رعایت پوشش و عفاف، اصل موتورسواری زن حرام عنوان نشده است.
این تفاوت دیدگاه‌ها یک پیام مهم دارد: مسئله را نباید به‌صورت ساده‌شده «اسلام موافق است یا مخالف؟» مطرح کرد. سؤال دقیق‌تر این است: در چه شرایطی، با چه نوع پوششی، در چه محیطی و با چه میزان از مفسده یا مصلحت، موتورسواری زن از نظر شرعی قابل قبول است؟
دقت کنید که اگر به نظر رهبر شهید در پاسخ به یک استفتاء درباره‌ی موتورسواری بانوان آمده که (به‌طور کلی موتورسواری زنان در دید نامحرم و در شرایطی که جلب توجه نامحرم انجام می‌شود جایز نیست) به معنای آن نیست که کلاً صورت‌مسئله را پاک کنیم و با بی‌توجهی به این موضوع زمینه‌ی بدون قانون سوار شدن بانوان بر موتور را فراهم آوریم. چه‌بسا می‌شود شروطی مانند (عدم جلب توجه نامحرم و در معرض دید نامحرم نبودن) را با بهینه‌سازی موتورسیکلت محقق نمود.

حجاب، مانع است؟
یکی از ایرادهای جدی در مواجهه با موضوع موتورسواری زنان آن است که گاهی حجاب به‌عنوان یک مانع مطلق در نظر گرفته می‌شود؛ در حالی که حجاب، پیش از آنکه یک مانع باشد، یک مسئله‌ی فرهنگی، رفتاری و البته ایمن‌ساز است. اگر طراحی موتورسیکلت به گونه‌ای باشد که پوشش بانوان هنگام حرکت کمتر در معرض باد، جابه‌جایی یا نمایان شدن قرار گیرد، بخشی از نگرانی‌ها کاهش پیدا می‌کند. شاید به‌جای گفتن «موتورسیکلت برای زن مناسب نیست»، بتوان گفت: چگونه موتورسیکلت را برای استفاده‌ی ایمن، عفیفانه و متناسب با نیازهای بانوان طراحی کنیم؟
این همان نقطه‌ای است که صنعت می‌تواند وارد میدان شود. موتورسیکلت‌هایی با طراحی پوشیده‌تر، حفاظ جانبی مناسب، بدنه محافظ، پوشش سقفی یا نیمه‌سقفی، جایگاه مناسب برای قرار گرفتن لباس و تجهیزات ایمنی و حتی طراحی ارگونومیک متناسب با پوشش بانوان، می‌تواند بخشی از چالش موجود را حل کند.
البته «موتورسیکلت سقف‌دار بانوان» نباید صرفاً یک ایده‌ی فانتزی باشد. باید از منظر استانداردهای ایمنی، پایداری، مرکز ثقل، دید راننده، تهویه، حفاظت در تصادف و قوانین شماره‌گذاری و معاینه‌فنی بررسی شود. اما اصل ایده کاملاً قابل طرح و مطالعه است. اگر جامعه برای خودروهای مختلف، اتوبوس، تاکسی و حتی دوچرخه‌های شهری مدل‌های گوناگون طراحی می‌کند، چرا در مورد موتورسیکلت، طراحی متناسب با نیازهای زنان را غیرممکن بدانیم؟

موتور سواری بانوان

محیط امن برای موتورسواری زنان؛ یک راه‌حل واقع‌بینانه
ایجاد محیط‌های اختصاصی و امن برای آموزش و تمرین موتورسواری زنان یک مسئله‌ی مهم و زیرساختی محسوب می‌شود. در بسیاری از موارد، حتی اگر مسئله‌ی شرعی حل شود، یک پرسش مهم باقی می‌ماند: آیا خیابان‌های شلوغ و پرخطر شهر، بهترین محیط برای آموزش موتورسواری زنان هستند؟ پاسخ روشن است: خیر!
موتورسیکلت اساساً وسیله‌ای آسیب‌پذیرتر از خودرو است و راکب آن در برابر برخورد با خودرو و موانع، محافظت بسیار کمتری دارد. کارشناسان ایمنی حمل‌ونقل نیز بر افزایش نگران‌کننده تلفات موتورسواران و نقش عواملی مانند سرعت، ضعف زیرساخت، نبود آموزش کافی و نداشتن گواهینامه در تشدید خطرات تأکید کرده‌اند. پس چرا نباید پیست‌ها و محیط‌های آموزشی ویژه‌ای برای بانوان ایجاد شود؟
این محیط‌ها می‌توانند دارای ویژگی‌هایی مانند:

  •  مربی زن
  •  فضای کاملاً امن و کنترل‌شده آموزش مرحله‌ای از سطح مقدماتی تا پیشرفته.
  •  آموزش حجاب و پوشش مناسب هنگام موتورسواری
  •  آموزش کمک‌های اولیه
  •  آموزش تعمیرات اولیه‌ی موتور
  •  آموزش رانندگی ایمن

و امکان برگزاری آزمون عملی باشند.
چنین محیط‌هایی حتی می‌توانند به مراکز فرهنگی ـ ورزشی بانوان تبدیل شوند و در کنار موتورسواری، آموزش دوچرخه‌سواری، مهارت‌های فنی و دوره‌های ایمنی نیز ارائه دهند. این مدل، هم دغدغه‌ی خانواده‌ها را کاهش می‌دهد و هم به‌جای رها کردن موضوع در کف خیابان، بانوان را برای حضور مسئولانه در فضای شهری آماده می‌کند.

آسیب‌ها و تهدیدات
درباره‌ی مسئله‌ی موتورسواری زنان نمی‌توان از آسیب‌ها و تهدیدات غفلت نمود.

  •  نخستین تهدید، آسیب‌پذیری بالای موتورسوار در تصادفات است. برخلاف خودرو، بدنه‌ی موتورسیکلت حفاظ چندانی برای راکب ندارد. بنابراین آموزش و تجهیزات ایمنی باید در مرکز سیاست‌گذاری قرار گیرد. فراموش نکنید که دختران و بانوان در آسیب‌دیدگی احتمالی ممکن است یک نسل را از مادرانی شاداب و ایمن و آماده فرزندآوری محروم کنند.
    در این زمینه دو موضوع باید بیش از پیش مدنظر باشد. اول تجربه‌ی اعلام شرایط خاص برای دریافت گواهینامه در سن 16 سالگی برای نوجوانان در سالیان اخیر برای دختران لزوماً تکرار نشود، چراکه احتمال آسیب‌ را بالا می‌برد و دوم لزوم توجه به تفاوت زنان و مردان در استفاده از موتورسیکلت است. موتورسیکلت‌های سنگین با توجه به ظرافت بانوان قاعدتاً گزینه مناسبی به شمار نمی‌روند و شایسته است در تدوین هر آیین‌نامه و قانون به این گزینه توجه شود.
  •  دومین تهدید، فرهنگ نمایشی و هیجانی موتورسواری است. موتور نباید به وسیله‌ای برای خودنمایی، سرعت‌طلبی و رفتارهای پرخطر تبدیل شود؛ چه راننده زن باشد و چه مرد. این موضوع نیازمند آموزش‌ از یک سو و قوانین سخت‌گیرانه از سوی دیگر است.
  •  سومین تهدید، آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی ناشی از بی‌توجهی به حجاب و عفاف است. اگر قرار باشد موتورسواری زنان در جامعه توسعه پیدا کند، مسئله‌ی پوشش باید از ابتدا در طراحی سیاست‌ها دیده شود، نه اینکه پس از گسترش آن، تازه به فکر حل مشکل بیفتیم.
  • چهارمین تهدید، استفاده‌ی تبلیغاتی و هویتی از موضوع است. نباید موتورسواری زنان تبدیل به میدان رقابت فرهنگی شود که در آن یک طرف هرگونه محدودیت را نشانه‌ی عقب‌ماندگی و طرف دیگر هرگونه استفاده‌ی زنان از موتور را نشانه‌ی فروپاشی فرهنگی تلقی کند. جامعه‌ی عاقل، موضوع را از این دوگانه‌های افراطی خارج می‌کند.

خانواده را نباید از این معادله حذف کرد
در بحث موتورسواری زنان، خانواده یکی از مهم‌ترین بازیگران است. یک دختر یا زن جوان ممکن است از نظر قانونی واجد شرایط دریافت گواهینامه باشد، اما خانواده‌اش نگران امنیت او باشد. این نگرانی را نمی‌توان با شعارهایی مانند «حق من است» از بین برد.
در مقابل، خانواده نیز نباید صرفاً بر اساس ترس، مانع هر نوع مهارت‌آموزی دختران شود. راه‌حل، آموزش و اعتمادسازی است. اگر آموزشگاه‌های معتبر، مربیان زن، محیط‌های امن، تجهیزات استاندارد و قوانین شفاف وجود داشته باشد، بخشی از نگرانی خانواده‌ها کاهش پیدا خواهد کرد. حتی می‌توان خانواده را در فرآیند آموزش وارد کرد؛ برای مثال، دوره‌های آشنایی والدین با ایمنی موتورسواری، تجهیزات استاندارد و اصول رانندگی ایمن برگزار شود.

گواهینامه؛ و تکلیفی که باید روشن شود!
یکی از عجیب‌ترین وضعیت‌ها این است که جامعه از یک سو درباره‌ی حضور زنان موتورسوار بحث می‌کند و از سوی دیگر، وضعیت حقوقی صدور گواهینامه برای آنان سال‌ها محل اختلاف بوده است. حتی بدون گواهینامه در سطح شهر زنانی را سوار بر موتور می‌بینیم! این وضعیت نه به نفع زنان است، نه به نفع پلیس و نه به نفع امنیت عمومی. به یاد داشته باشیم گواهینامه فقط یک کارت شناسایی نیست؛ یک ابزار کنترل کیفیت و ایمنی است.
کسی که گواهینامه می‌گیرد باید آموزش ببیند، آزمون بدهد، با قوانین آشنا شود و حداقل صلاحیت‌های لازم را احراز کند. بنابراین اگر زنی در عمل قرار است موتورسوار باشد، منطقی‌تر آن است که مسیر قانونی آموزش و آزمون برای او وجود داشته باشد تا اینکه مسئله به شکل غیررسمی و خارج از چارچوب قانون باقی بماند. از همین منظر، اصلاح یا تفسیر شفاف مقررات مرتبط با تبصره ماده‌ی ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی اهمیت ویژه‌ای دارد. در سال ۱۴۰۴ نیز بحث‌های حقوقی و پیشنهادهایی برای اصلاح این وضعیت مطرح شد و برخی کارشناسان حقوقی، حذف یا اصلاح عبارت مربوط به «مردان» را راهی برای رفع ابهام دانسته‌اند. البته هر اصلاح قانونی باید با بررسی دقیق مجلس، دولت و شورای نگهبان، پلیس، کارشناسان ایمنی، حقوقدانان و صاحب‌نظران فرهنگی و فقهی انجام شود.

راهکار پیشنهادی: نه آزادسازی بی‌قید، نه ممنوعیت مبهم
برای حل مسئله، شاید بهتر باشد به‌جای دوگانه «آزادی کامل یا ممنوعیت کامل»، مدل سوم را انتخاب کنیم: موتورسوار زنِ آموزش‌دیده، قانونمند و مجهز.
این مدل می‌تواند چند مرحله داشته باشد:

  1. شفاف‌سازی قانونی: تکلیف صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان باید صریح، روشن و قابل اجرا باشد. هیچ شهروندی نباید برای دانستن اینکه اصولاً امکان درخواست گواهینامه دارد یا نه، مجبور به تفسیر سلیقه‌ای قانون و مراجعه به نهادها و سازمان‌های مختلف باشد.
  2.  ایجاد آموزشگاه‌های اختصاصی بانوان: آموزشگاه‌های موتورسواری ویژه بانوان می‌توانند با مربیان زن و محیط مناسب و با تکیه بر اصول اسلامی فعالیت کنند.
  3. طراحی موتورسیکلت متناسب با نیاز بانوان: صنعت موتورسیکلت کشور می‌تواند وارد حوزه‌ی طراحی مدل‌هایی شود که از نظر ارگونومی، ایمنی و پوشش، مناسب‌تر باشند.
  4. مطالعه‌ی مدل‌های سقف‌دار یا نیمه‌پوشیده: به‌جای اینکه ایده موتورسیکلت سقف‌دار صرفاً در فضای رسانه‌ای مطرح شود، باید یک پروژه‌ی پژوهشی مشترک میان دانشگاه، صنعت و دستگاه‌های مسئول شکل گیرد.
  5. اختصاص پیست و محیط امن: شهرداری‌ها و وزارت ورزش می‌توانند زمین‌هایی را برای آموزش و تمرین اختصاص دهند.
  6. آموزش حجاب و عفاف در کنار آموزش فنی: اگر قرار است این مسئله در چارچوب جامعه اسلامی توسعه پیدا کند، رعایت حجاب نباید موضوعی فرعی باشد. نوع پوشش، نحوه‌ی قرارگیری لباس، رفتار اجتماعی و پرهیز از خودنمایی باید بخشی از آموزش باشد.
  7. الزام جدی به تجهیزات ایمنی: کلاه ایمنی استاندارد، دستکش، کفش مناسب و پوشش محافظ باید از الزامات آموزش و استفاده حرفه‌ای باشد.
  8. ایجاد نظام بیمه‌ای و حمایتی: زنان موتورسوار قانونی باید بتوانند مانند سایر رانندگان از خدمات بیمه‌ای، آموزش‌های ایمنی و حمایت‌های قانونی بهره‌مند شوند.
  9. نظارت هوشمند به‌جای برخورد سلیقه‌ای: اگر قوانین مشخص باشند، نظارت نیز می‌تواند مشخص باشد. تخلف باید بر اساس رفتار راننده سنجیده شود، نه جنسیت او.

آیا می‌توان میان عفاف و حضور اجتماعی جمع کرد؟
پاسخ به این سؤال با تجربه‌ی پس از انقلاب اسلامی مثبت است؛ البته اگر مسئله را هوشمندانه ببینیم و میان اصل حضور اجتماعی زن و نحوه‌ی این حضور تفاوت قائل شویم. تجربه‌ی بیش از چهار دهه پس از انقلاب اسلامی نشان داده است که می‌توان میان حضور فعال و مؤثر زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی و پایبندی به ارزش‌های دینی و فرهنگی جامعه جمع کرد. عفاف به معنای حذف زن از جامعه نیست و قرار نیست زن مسلمان برای حفظ عفاف و حجاب، از فعالیت‌های اجتماعی، علمی، فرهنگی، ورزشی و اقتصادی فاصله بگیرد. همان‌طور که حضور اجتماعی زن نیز الزاماً به معنای کنار گذاشتن حجاب و ارزش‌های دینی نیست. این دو مقوله را نباید در مقابل یکدیگر قرار داد؛ بلکه می‌توان با سیاست‌گذاری صحیح و طراحی الگوهای متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، میان آن‌ها هماهنگی ایجاد کرد.

زن ایرانی می‌تواند تحصیل کند، کار کند، ورزش کند، در عرصه‌ی اجتماعی حضور داشته باشد، مهارت‌های مختلف بیاموزد و از امکانات و فناوری‌های روز استفاده کند و در عین حال حجاب و عفاف خود را حفظ کند. اتفاقاً یکی از ویژگی‌های الگوی زن مسلمان همین است که حضور اجتماعی او نه به قیمت از دست دادن هویت و ارزش‌های فرهنگی، بلکه در کنار حفظ شخصیت، کرامت، عفاف و مسئولیت‌پذیری او شکل بگیرد. بنابراین، در موضوع موتورسواری نیز اگر قرار بر صدور گواهینامه برای زنان باشد، نباید مسئله را صرفاً از زاویه‌ی استفاده از یک وسیله نقلیه دید؛ بلکه باید به دنبال الگویی بود که میان «کارآمدی اجتماعی» و «ارزش‌های فرهنگی» جمع کند و به زن ایرانی این امکان را بدهد که از ظرفیت‌های جدید زندگی اجتماعی بهره‌مند شود، بدون آنکه برای این بهره‌مندی مجبور به کنار گذاشتن هویت و ارزش‌های خود باشد.
در واقع، اگر قرار باشد گواهینامه موتور برای زنان صادر شود، بهتر است این موضوع از ابتدا در چارچوب یک الگوی جامع دیده شود؛ الگویی که در آن آموزش، ایمنی، رعایت قوانین، حجاب و عفاف، فرهنگ عمومی و حفظ شأن اجتماعی زن همگی مورد توجه قرار گیرد. صدور گواهینامه نباید صرفاً به معنای اجازه‌ی استفاده از موتور باشد، بلکه می‌تواند فرصتی برای آموزش صحیح و فرهنگ‌سازی نیز باشد. زنی که آموزش تخصصی دیده، با قوانین آشنا شده، اصول ایمنی را رعایت می‌کند و در عین حال به حجاب و عفاف خود پایبند است، می‌تواند نمونه‌ای از جمع میان فناوری و ارزش‌های دینی باشد.
اتفاقاً اگر جامعه‌ی اسلامی نتواند برای چنین مسائل روزمره‌ای راه‌حل‌های بومی پیدا کند، میدان برای الگوهای وارداتی بازتر خواهد شد. راه‌حل مطلوب آن است که زن ایرانی با شیطنت دشمنان در عرصه‌ی رسانه و جنگ نرم، مجبور نباشد میان «استفاده از فناوری و امکانات روز» و «حفظ هویت و عفاف» یکی را انتخاب کند. یکی از مهم‌ترین اهداف جریان‌های رسانه‌ای معاند، القای این دوگانه است که گویا زن برای برخورداری از امکانات و آزادی‌های اجتماعی ناچار است از ارزش‌های دینی و فرهنگی خود فاصله بگیرد یا برای حفظ حجاب و هویت دینی باید از فناوری و امکانات جدید محروم شود. در حالی که این دوگانه، یک دوگانه واقعی نیست.
جامعه‌ی اسلامی می‌تواند با تکیه بر تجربه پس از انقلاب و با استفاده از ظرفیت‌های علمی، فنی، حقوقی و فرهنگی خود، راه‌هایی را طراحی کند که زن ایرانی هم از امکانات و فناوری‌های روز بهره‌مند شود و هم هویت و عفاف خود را حفظ کند. اگر در حوزه‌ی موتورسواری زنان، محیط‌های مناسب آموزشی، تجهیزات ایمن، پوشش متناسب، قوانین روشن و حتی وسایل نقلیه‌ای با طراحی متناسب با نیازهای بانوان فراهم شود، می‌توان نشان داد که استفاده از فناوری الزاماً به معنای پذیرش سبک زندگی بیگانه نیست.
در چنین شرایطی، حتی می‌توان از ظرفیت صنعت و فناوری داخلی نیز استفاده کرد و به‌جای مصرف صرف محصولات و الگوهای وارداتی، به‌سمت طراحی و تولید وسایل نقلیه‌ای رفت که با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقلیمی جامعه ایران تناسب بیشتری داشته باشند. به‌عنوان نمونه، طراحی موتورسیکلت‌های ایمن‌تر و متناسب با پوشش بانوان، ایجاد محیط‌های اختصاصی برای آموزش و تمرین موتورسواری زنان و تدوین دستورالعمل‌های مشخص برای رعایت حجاب و عفاف می‌تواند بخشی از همین الگوی بومی باشد.

موتور سواری بانوان

سخن آخر؛ مسئله را حل کنیم، نه اینکه آن را انکار کنیم
موتورسواری زنان در ایران، چه آن را دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم، به یک دغدغه‌ی اجتماعی تبدیل شده است. یک طرف ماجرا، زنان قرار دارند؛ زنانی که ممکن است برای رفت‌وآمد، کار، تحصیل یا ورزش به موتورسیکلت علاقه‌مند باشند. طرف دیگر، خانواده و جامعه قرار دارد که امنیت، حجاب، عفاف و سلامت زنان هم برایشان فوق‌العاده اهمیت دارد. در میانه این دو، قانون قرار گرفته است؛ قانونی که باید شفاف باشد، نه مبهم. پس شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که «زن ایرانی موتور سوار بشود یا نشود؟ پرسش مهم‌تر این است: اگر قرار است موتورسواری زنان در جامعه وجود داشته باشد، چگونه می‌توان آن را قانونمند، ایمن، عفیفانه و متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی مدیریت کرد؟ جامعه‌ای که برای مسائل جدید راه‌حل پیدا می‌کند، جامعه‌ای زنده است. قرار نیست هر پدیده جدید را بدون بررسی بپذیریم و قرار نیست هر پدیده‌ی جدید را صرفاً به‌دلیل جدید بودن طرد کنیم. موتورسواری زنان می‌تواند از یک چالش، به فرصتی برای بازطراحی سیاست‌های شهری، توسعه فناوری، افزایش ایمنی، آموزش زنان و حتی تقویت الگوی «حضور اجتماعی همراه با عفاف» تبدیل شود.

سال شصت و یکم ـ شماره 2956

گزارش خطا