کد خبر: ۷۱۳۱
۱۴۰۵/۰۵/۰۸ ۱۸:۱۹
مشاوره

فرسودگی عاطفی در زنان

بعضی خستگی‌ها با یک خواب خوب از بین می‌روند. یک روز تعطیل، یک فنجان چای یا چند ساعت دور بودن از شلوغی کافی است برای دوباره سرپا و سرحال شدن. اما نوع دیگری از خستگی وجود دارد که با خواب هم درمان نمی‌شود. صبح از خواب بیدار می‌شوید، اما انگار از قبل خسته‌تر هستید. حوصله‌ی هیچ‌کس را ندارید، حتی کسانی را که دوست‌شان دارید. کارهای ساده مثل آشپزی یا مرتب کردن خانه سخت به نظر می‌رسند، آن‌قدر سخت که برای انجام ساده‌ترین‌شان احساس می‌کنید نیاز به انرژی مضاعف دارید و گاهی از خودتان می‌پرسید: «چرا دیگه مثل قبل نیستم؟» شاید مشکل، کمبود خواب یا ضعف جسمی نباشد. شاید چیزی که تجربه می‌کنید، «فرسودگی عاطفی» باشد؛ حالتی که این روزها بسیاری از زنان، بی‌آنکه نامش را بدانند، با آن زندگی می‌کنند.

فرسودگی عاطفی در زنان

فرسودگی عاطفی یعنی چه؟
فرسودگی عاطفی زمانی اتفاق می‌افتد که ذهن و احساسات ما برای مدت طولانی زیر فشار بوده‌ و دیگر توان پاسخ دادن ندارد. برخلاف استرس که معمولاً واکنشی موقت به یک موقعیت است، فرسودگی عاطفی نتیجه‌ی هفته‌ها یا ماه‌ها فشار مداوم است. فشاری که کم‌کم ذخیره‌ی انرژی روانی ما را خالی می‌کند.
در این وضعیت، آدم احساس می‌کند دیگر چیزی برای بخشیدن ندارد. نه انرژی برای همدلی، نه حوصله برای شنیدن، نه انگیزه برای انجام کارهایی که زمانی دوست‌شان داشت و نه حتی توانی برای انجام کارهای روزمره.

چرا زنان بیشتر در معرض فرسودگی عاطفی قرار دارند؟
واقعیت این است که بسیاری از زنان، هم‌زمان چند نقش را بر دوش می‌کشند؛ همسر، مادر، دختر، کارمند، گاهی مراقبت از والدین، مدیر خانه و تکیه‌گاه عاطفی همه‌ی اعضای خانواده بودن، چیزهای کمی نیستند. فقط قابل رویت نیستند و به همین دلیل چندان به چشم نمی‌آیند. حتی به چشم خودمان که در حال تجربه‌اش هستیم. زمانی دیده می‌شود که زن به‌عنوان مرکز انرژی خانه، دچار فرسودگی عاطفی شود. در این مواقع می‌بینیم که همه‌ی اعضای خانه انگار حال‌شان چندان خوش نیست. خانه ساکت است. بچه‌ها روزی چندبار به مادر سر می‌زنند و می‌پرسند: «بهتر نشدین؟ چی‌ شده؟» بسیاری از کارها و فعالیت‌هایی که همه‌ی آن‌ها را بدیهی و همیشگی می‌پنداشتند عقب می‌افتد و همه‌ی این‌ها به‌خاطر فردی است که همه چیز به او مربوط است.
نکته اینجاست که خستگی فقط از انجام دادن کارها نمی‌آید. بخش بزرگی از فشار، از فکر کردن مداوم به آن‌ها ناشی می‌شود؛ اینکه ناهار چه باشد، قبض را چه زمانی باید پرداخت، وقت دکتر بچه کی است، تولد خواهر نزدیک است، داروی مادر تمام شده و لباس‌های مدرسه هنوز شسته نشده‌اند. ظرفیت ذهنی ما زن‌ها اغلب اوقات صرف به خاطر سپردن همین مسائل و کارها می‌شود. روان‌شناسان به این وضعیت «بار ذهنی» می‌گویند؛ کاری که دیده نمی‌شود، اما مغز را مدام درگیر نگه می‌دارد. شاید کسی نبیند که شما ساعت‌ها به برنامه‌ی فردا فکر کرده‌اید، اما مغزتان تمام این مدت مشغول کار بوده است.

نشانه‌هایی که نباید نادیده بگیریم
فرسودگی عاطفی همیشه با گریه یا غم شدید همراه نیست. گاهی خودش را به شکل بی‌حسی نشان می‌دهد. ممکن است دیگر از چیزهایی که قبلاً خوشحال‌تان می‌کرد، لذت نبرید. حوصله‌ی گفتگو نداشته باشید، زود از کوره در بروید یا برعکس، آن‌قدر بی‌انرژی باشید که حتی برای ناراحت شدن هم توان نداشته باشید. بعضی افراد احساس گناه می‌کنند، چون فکر می‌کنند مادری بی‌حوصله یا کم‌محبتی شده‌اند. در حالی که مسئله، کم شدن محبت نیست؛ خالی شدن مخزن انرژی روانی است. اگر احساس مادر ناکافی، مادر بی‌مهر و محبت به ما زن‌ها اضافه شود و احساس گناه خودش را در دل‌مان جا دهد، همه‌ی آن فرسودگی عاطفی و بار ذهنی ضریب می‌گیرند و اثرات بیشتری دارند.

چرا این اتفاق آرام‌آرام رخ می‌دهد؟
فرسودگی عاطفی معمولاً یک‌شبه به وجود نمی‌آید. نتیجه‌ی ماه‌ها نادیده گرفتن نیازهای خودمان است. وقتی همیشه دیگران در اولویت باشند، وقتی استراحت را به بعد موکول کنیم، وقتی تصور کنیم باید از پس همه چیز به‌تنهایی بربیاییم، ذهن و بدن بالأخره اعتراض می‌کنند.
جالب است که بسیاری از زنانی که دچار فرسودگی عاطفی هستند، در ظاهر بسیار موفق و مسئولیت‌پذیر به نظر می‌رسند. همان‌هایی که همه روی آن‌ها حساب می‌کنند. همان‌هایی که کمتر شکایت می‌کنند و بیشتر از دیگران مراقبت می‌کنند. اما هیچ انسانی منبع بی‌پایان انرژی نیست.

همیشه قوی بودن، هزینه دارد
سال‌هاست تصویری از زن ایده‌آل ساخته‌ایم؛ زنی که همیشه صبور است، همه چیز را مدیریت می‌کند، لبخند می‌زند، مراقب همه هست و حتی وقتی خودش خسته است، باز هم می‌گوید: «اشکالی ندارد، خودم انجامش می‌دهم» این تصویر شاید تحسین‌برانگیز به نظر برسد، اما بهای سنگینی دارد. کسی که همیشه نقش تکیه‌گاه را بازی می‌کند، گاهی فراموش می‌کند خودش هم به تکیه دادن نیاز دارد. هیچ‌کس نمی‌تواند ماه‌ها و سال‌ها فقط ببخشد، بدون اینکه فرصتی برای دریافت داشته باشد.

وقتی «همه‌چیز تمام بودن» به فرسودگی ختم می‌شود
خیلی از زنان، سال‌ها با یک باور زندگی می‌کنند؛ اینکه باید از پس همه‌چیز بربیایند. باید مادر خوبی باشند، همسر خوبی باشند، در کارشان موفق باشند، خانه را مدیریت کنند، مراقب والدین‌شان باشند، تولدها را به خاطر بسپارند، حال همه را بپرسند و اگر کسی به کمک احتیاج داشت، اولین نفری باشند که دستش را بالا می‌برد.
کم‌کم این تصویر به بخشی از هویت‌شان تبدیل می‌شود. زنی که همیشه در دسترس است. همیشه می‌شود روی او حساب کرد. همیشه خودش انجام می‌دهد، چون فکر می‌کند اگر انجام ندهد، کارها روی زمین می‌ماند یا به‌اندازه‌ی کافی خوب پیش نمی‌رود. اما این «همیشه»، یک هزینه‌ی پنهان دارد.
انسان، هرچقدر هم توانمند باشد، ظرفیت محدودی برای مراقبت، همدلی و بخشیدن دارد. وقتی سال‌ها بدون توقف از این ظرفیت استفاده می‌کنیم، مخزن عاطفی‌مان آرام‌آرام خالی می‌شود؛ آن‌قدر آرام که شاید خودمان هم متوجه نشویم.
در چنین شرایطی، زن دیگر آن آدم صبور و پرانرژی سابق نیست. ممکن است زودتر عصبانی شود، حوصله‌ی شنیدن حرف‌های دیگران را نداشته باشد یا حتی از بودن کنار عزیزترین آدم‌های زندگی‌اش لذت نبرد. نه به این دلیل که عشقش کمتر شده، بلکه چون دیگر چیزی برای بخشیدن باقی نمانده است.
روان‌شناسان می‌گویند ما فقط زمانی می‌توانیم به دیگران آرامش بدهیم که خودمان نیز تا حدی از آرامش برخوردار باشیم. کسی که مدت‌هاست از خودش مراقبت نکرده، نمی‌تواند تا ابد نقش پناهگاه عاطفی دیگران را بازی کند.
شاید سخت‌ترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه فرسودگی عاطفی، قبل از هر کسی، رابطه‌ی ما را با کسانی تحت تأثیر قرار می‌دهد که بیشتر از همه دوست‌شان داریم.
یک مادر خسته، لزوماً مادر بدی نیست؛ اما مادری که ماه‌ها یا سال‌ها فرصت نفس کشیدن نداشته، دیگر نمی‌تواند با همان حوصله، همان حضور ذهن و همان گرمای همیشگی کنار فرزندش باشد. گاهی فقط جسمش در خانه است، اما ذهنش آن‌قدر خسته است که دیگر توان همراهی ندارد.
همین موضوع درباره‌ی همسر، دوست یا دختر خانواده بودن هم صدق می‌کند. وقتی تمام انرژی ما صرف پاسخ دادن به نیازهای دیگران شده باشد، طبیعی است که جایی از مسیر، رابطه‌ها آسیب ببینند. به همین دلیل، مراقبت از خود یک رفتار خودخواهانه نیست؛ بخشی از مسئولیت ما در قبال کسانی است که دوست‌شان داریم. زنی که برای استراحت، خلوت، خواب کافی یا کمک گرفتن از دیگران وقت می‌گذارد، در واقع از کیفیت رابطه‌هایش هم محافظت می‌کند.
شاید وقت آن رسیده باشد که تعریف‌مان از «زن قوی» را تغییر دهیم. زن قوی، کسی نیست که همه‌ی بارهای دنیا را به دوش بکشد و هرگز از پا نیفتد. زن قوی، کسی است که می‌داند قرار نیست همیشه همه‌چیز را به تنهایی مدیریت کند؛ کسی که پیش از آنکه کاملاً تهی شود، به خودش هم همان اندازه توجه می‌کند که سال‌ها به دیگران توجه کرده است.

چطور از این چرخه بیرون بیاییم؟
اولین قدم، پذیرفتن این واقعیت است که خسته بودن، شکست نیست. لازم نیست برای استراحت کردن احساس گناه داشته باشیم. گاهی لازم است از خودمان بپرسیم آخرین باری که کاری را فقط برای حال خوب خودم انجام دادم، کی بود؟ نه برای خانواده، نه برای فرزند، نه برای محل کار؛ فقط برای خودم.
قدم بعدی، کمک خواستن است. بسیاری از زنان تصور می‌کنند اگر از دیگران کمک بگیرند، یعنی ضعیف هستند. در حالی که تقسیم مسئولیت، نشانه‌ی بلوغ است، نه ناتوانی.
همچنین باید یاد بگیریم گاهی «نه» بگوییم. هر درخواست، هر مهمانی، هر مسئولیت و هر انتظاری قرار نیست پذیرفته شود. سلامت روان ما هم به‌اندازه‌ی نیاز دیگران اهمیت دارد و اگر احساس می‌کنیم این خستگی ماه‌هاست ادامه دارد، خواب و استراحت هم تغییری ایجاد نمی‌کند یا به افسردگی و اضطراب نزدیک شده است، صحبت با یک روان‌شناس می‌تواند بهترین تصمیم باشد. کمک گرفتن، نشانه‌ی ضعف نیست؛ نشانه‌ی این است که خودمان را جدی گرفته‌ایم.

و در نهایت؛
فرسودگی عاطفی با سروصدا وارد زندگی نمی‌شود. آرام می‌آید؛ در میان ظرف‌هایی که شسته می‌شوند، پیام‌هایی که جواب داده می‌شوند، نگرانی‌هایی که کسی از آن‌ها خبر ندارد و لبخندهایی که گاهی فقط از روی عادت زده می‌شوند. شاید به همین دلیل هم دیر شناخته می‌شود.
اگر این روزها احساس می‌کنید دیگر انرژی گذشته را ندارید، اگر زودتر از همیشه خسته می‌شوید یا دل‌تان می‌خواهد فقط برای مدتی همه چیز متوقف شود، قبل از اینکه خودتان را سرزنش کنید، از خودتان بپرسید: «نکند من فقط خسته نیستم؛ نکند مدتی است که فرسودگی عاطفی را با خودم حمل می‌کنم» گاهی همین سؤال، اولین قدم برای مهربان‌تر شدن با خودمان است؛ و شاید هیچ‌چیز، به‌اندازه‌ی همین مهربانی، آغازِ دوباره نباشد.

مریم کمالی ـ کارشناس روانشناسی، کارشناس ارشد فلسفه
سال شصت و یکم ـ شماره 2954

گزارش خطا