ما در روزگاری زندگی میکنیم که میدان اصلی بسیاری از نبردها دیگر میدان نظامی نیست؛ بلکه میدان اندیشه، رسانه، افکار عمومی و روایتهاست. حتی در کنار میدان نظامی نیز عرصهی جنگ نرم و جنگشناختی نقش پررنگی دارد و با انجام عملیات روانی هر جبهه سعی میکند طرف مقابل را منکوب نماید. اگر در گذشته دشمنان یک ملت برای تسلط بر آن، تنها از لشکرکشی و اشغال سرزمین استفاده میکردند، امروز شبکههای رسانهای، سکّوهای مجازی، جنگ شناختی، عملیات روانی و تولید گستردهی محتوا، ابزارهای اصلی تأثیرگذاری بر افکار و سبک زندگی مردم شدهاند. در چنین شرایطی، قرآن کریم از قرنها قبل، اصل مهمی را در سورهی مبارکه فرقان در قالب آیهای کوتاه اما عمیق بیان فرموده است: (فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَ جَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا) پس از کافران اطاعت مکن و بهوسیلهی آن با آنان جهادی بزرگ انجام ده. این آیه در مکّه و پیش از دستور جنگهای دفاعی نازل شده است؛ یعنی در زمانی که مسلمانان هنوز اجازهی جنگ نداشتند. از همین رو، بسیاری از مفسران، مقصود از «جهاد کبیر» را مبارزهای فکری، فرهنگی و اعتقادی با تکیه بر قرآن و استدلال دانستهاند، نه جنگ نظامی. این برداشت، ظرفیت آن را دارد که در دنیای امروز نیز مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا فضای مجازی و رسانههای نوین، عرصهای شدهاند که در آن باورها، ارزشها و هویتها به چالش کشیده میشوند. در این مقاله، با نگاهی به مفهوم جهاد در قرآن، معنای جهاد کبیر و نسبت آن با فضای مجازی، تلاش میکنیم نشان دهیم که چگونه این آموزهی قرآنی میتواند الهامبخش حضوری مسئولانه، آگاهانه و اخلاقی در دنیای رسانه باشد.

هاد در لغت و اصطلاح قرآن
واژهی «جهاد» از ریشهی «جهد» گرفته شده و به معنای بهکارگیری نهایت توان، تلاش، کوشش و صرف همهی ظرفیتهای مادی و معنوی برای دستیابی به یک هدف ارزشمند است. این واژه در زبان عربی بیانگر تلاشی همراه با سختی، استقامت و پایداری است و در فرهنگ قرآنی، مفهومی گستردهتر از برداشت رایج آن دارد. در کاربرد قرآنی، جهاد تنها به نبرد نظامی محدود نمیشود؛ بلکه هرگونه تلاش مشروع، آگاهانه و همهجانبه در راه خدا، برای تحقق ارزشهای الهی، دفاع از حق و گسترش عدالت را دربرمیگیرد. ازاینرو، مفهوم جهاد در قرآن دارای ابعاد مختلفی است که هر یک متناسب با شرایط و نیازهای فرد و جامعه معنا پیدا میکند.
قرآن کریم از جهاد در حوزههای گوناگون سخن گفته و مصادیق متنوعی برای آن بیان کرده است؛ از جمله:
جهاد با مال؛ یعنی انفاق، کمک به نیازمندان، پشتیبانی از جامعهی اسلامی و بهکارگیری امکانات مالی در مسیر خیر، عدالت و تقویت مصالح عمومی.
جهاد با جان؛ که در شرایط دفاع مشروع، برای حفاظت از جان، سرزمین، آزادی و ارزشهای دینی و انسانی معنا مییابد و از مهمترین جلوههای ایثار و فداکاری به شمار میرود.
جهاد علمی و فرهنگی؛ یعنی تلاش برای تبیین حقیقت، گسترش دانش، پاسخگویی به شبهات، دفاع عقلانی از باورهای دینی و مقابله با تحریف، جهل و تبلیغات گمراهکننده.
جهاد اخلاقی و معنوی؛ یعنی مقاومت در برابر وسوسههای نفسانی، کنترل خواستههای نادرست، اصلاح نفس، تقویت فضایل اخلاقی و حرکت مستمر در مسیر رشد معنوی و خودسازی.
بر این اساس، جهاد در نگاه قرآن، مفهومی جامع و چندبعدی است که عرصههای فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و دفاعی را دربرمیگیرد و هر یک از این ابعاد، در جایگاه خود، بخشی از مسئولیت انسان مؤمن در برابر خدا و جامعه محسوب میشود. بنابراین، محدود کردن مفهوم جهاد تنها به جنگ نظامی، تصویری ناقص و تقلیلیافته از این آموزهی مهم قرآنی ارائه میدهد و مانع از درک گستره معنایی و کارکردهای متنوع آن در زندگی فردی و اجتماعی خواهد شد.
گونههای جهاد در اندیشهی اسلامی
دانشمندان مسلمان با الهام از قرآن و سنت، جلوههای مختلفی از جهاد را برشمردهاند.
جهاد با نفس است؛ مبارزه با خودخواهی، تکبر، حرص، حسد و دیگر رذایل اخلاقی. بدون این جهاد، دیگر عرصههای جهاد نیز بهدرستی شکل نمیگیرند. این همان سخنی است که رهبر شهیدمان از قول یک شهید عالی مقام نقل میفرمود که باید از سیمخاردار نَفس گذشت تا به عاقبت به خیری رسید.
جهاد علمی و فرهنگی است؛ تلاشی برای گسترش دانش، پاسخگویی به شبهات و دفاع عقلانی از حقیقت. جهاد تبیین که به نظر رهبر شهیدمان واجب قطعی و فوری است در همین دسته قرار میگیرد و به ما این امکان را میدهد که جلوی جابجاکردن جای شهید و جلاد، ظالم و مظلوم، حق و باطل و راست و دروغ را از سوی دشمن بگیریم.
جهاد اقتصادی است؛ کوشش برای استقلال، عدالت و آبادانی جامعه. این نوع جهاد کم از دیگر انواع آن نیست. حتی در شرایط امروزی به تعبیر رهبر شهیدمان هر فردی که در جامعه و نظام اسلامی برای اصلاح معیشت و نظام اقتصادی کشور تلاش مؤثر و خالصانه انجام میدهد قدم در میدان جهاد گذاشته و مجاهد محسوب میگردد.
جهاد دفاعی است که در شرایط تجاوز و تهدید، با رعایت ضوابط اخلاقی و حقوقی اسلام، برای دفاع از جان و سرزمین مطرح میشود.
این تنوع نشان میدهد که اسلام، جهاد را مفهومی چندبعدی میداند که بسته به شرایط، ابزار و شیوهی آن متفاوت است.
مفهوم جهاد کبیر
قرآن کریم زمانی که تعبیر «جهاد کبیر» را به کار برده، ابتدا میفرماید: «از کافران اطاعت مکن»، سپس بلافاصله دستور میدهد: «بهوسیلهی قرآن با آنان جهادی بزرگ انجام بده» (آیهی 52، سورهی مبارکه فرقان)
بسیاری از مفسران، از جمله در تفاسیر شیعه و اهل سنت، ضمیر هاء در «به» را به قرآن بازگرداندهاند. بنابراین، ابزار جهاد کبیر، قرآن، استدلال، تبیین و روشنگری است. برخی نیز معتقدند که این ضمیر به عدم اطاعت از کافران مرتبط است.
این نکته بسیار مهم است که در زمان نزول این آیه، مسلمانان هنوز اجازهی جنگ نداشتند. پس روشن است که جهاد کبیر در این آیه، ناظر به مبارزه فکری و فرهنگی است؛ مبارزهای که هدف آن حفظ ایمان، استقلال فکری و مقاومت در برابر فشار برای کنار گذاشتن ارزشهای الهی است.
از این منظر، صفت «کبیر» نشاندهندهی اهمیت و گسترهی این نوع جهاد است؛ جهادی که در آن قدرت اندیشه و استدلال، محور اصلی است. برای تجهیز به این نوع از جهاد، انس با قرآن کریم و تسلط بر آموزههای نورانی قرآن کریم و همقد و هموزن آن به تعبیر حدیث شریف ثقلین، یعنی تعالیم اهل بیتعلیهمالسلام ضروری است.
فلا تطع الکافرین؛ یعنی استقلال فکری
آیهی مورد بحث با جملهای آغاز میشود که از نظر مفهومی و تفسیری شایستهی تأمل و دقت فراوان است: «از کافران اطاعت مکن». این تعبیر، در نگاه نخست، ممکن است این تصور را ایجاد کند که قرآن هر گونه ارتباط یا تعامل با غیرمسلمانان را منع کرده است؛ اما با توجه به مجموعهی آموزههای قرآنی و سیاق آیات، روشن میشود که چنین برداشتی با مفاد قرآن سازگار نیست. این عبارت به معنای نفی هرگونه تعامل، گفتگو، همکاری یا همزیستی مسالمتآمیز با غیرمسلمانان نیست، بلکه ناظر به موضوعی خاص و در چارچوب حفظ اصول و ارزشهای دینی است.
در خود قرآن کریم، آیات متعددی وجود دارد که مسلمانان را به عدالت، نیکی، رعایت حقوق دیگران و گفتگوی شایسته با کسانی که دشمنی و ستیزهجویی ندارند، دعوت میکند. همچنین قرآن بر وفای به عهد، رفتار عادلانه و رعایت اخلاق در تعامل با پیروان دیگر ادیان و گروههای اجتماعی تأکید دارد. ازاینرو، دستور «اطاعت نکردن» را باید در پرتو این مجموعه تعالیم فهمید و از برداشتهای مطلق و خارج از سیاق آیات پرهیز کرد.
در بافت این آیه، بسیاری از مفسران مقصود از «اطاعت نکردن» را نپذیرفتن فشارها، خواستهها و پیشنهادهایی میدانند که هدف آنها واداشتن پیامبر اعظمصلیاللهعلیهوآله و مؤمنان به دست کشیدن از پیام الهی، سازش بر سر اصول اعتقادی یا تبعیت از خواستههایی است که با مبانی دین و ارزشهای الهی ناسازگار است. بنابراین، این فرمان بیش از آنکه ناظر به قطع ارتباط با دیگران باشد، بر حفظ استقامت، استقلال و پایداری در مسیر حق تأکید دارد و مسلمانان را از تبعیت فکری و اعتقادی از جریانهایی که به تضعیف ایمان و هویت دینی میانجامند، بازمیدارد.
بر این اساس، «اطاعت نکردن» در این آیه، بیش از هر چیز به حفظ استقلال در اعتقادات، اندیشهها، باورها و تصمیمگیریها اشاره دارد؛ استقلالی که مانع از آن میشود انسان در اثر فشارهای بیرونی، تبلیغات یا مصلحتاندیشیهای نادرست، از اصول اساسی دین و ارزشهای الهی فاصله بگیرد. این استقلال، نه به معنای انزوا و قطع ارتباط با دیگران، بلکه به معنای حفظ هویت و پایبندی به معیارهای الهی در هنگام تعامل با دیگران است.
اگر این مفهوم را به فضای امروز تعمیم دهیم، میتوان گفت یکی از مهمترین مصادیق آن، حفظ استقلال فکری و فرهنگی در برابر جریانهای رسانهای، تبلیغاتی و فضای مجازی است؛ جریانهایی که گاه با بهرهگیری از ابزارهای نوین ارتباطی، میکوشند باورها، ارزشها و هویت دینی جوامع را دگرگون سازند یا معیارهای فکری و فرهنگی خود را بر دیگران تحمیل کنند. در چنین شرایطی، عمل به این آموزهی قرآنی میتواند به معنای تقویت قدرت تحلیل، افزایش سواد رسانهای، پرهیز از تأثیرپذیری منفعلانه و پایبندی آگاهانه به اصول و ارزشهای دینی در کنار تعامل منطقی و محترمانه با دیگران باشد.
فضای مجازی؛ میدان جدید رقابت روایتها
امروز، فضای مجازی دیگر تنها یک بستر ساده برای تبادل اطلاعات و ارتباطات اولیه نیست؛ بلکه به عرصهای بسیار گسترده و حیاتی برای شکلدهی به افکار عمومی، بازتعریف فرهنگ، تغییر سبک زندگی و حتی جهتدهی به تصمیمهای سیاسی و اجتماعی در سطح جهانی تبدیل شده است. این تحول ساختاری ناشی از تعامل پیچیده میان تکنولوژی و رفتار انسانی است.
در این میان، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی با مدیریت هوشمندانه توجه کاربران، در کنار حجم انبوه اطلاعات و سرعت بیسابقهی انتشار اخبار، اکوسیستمی جدید خلق کردهاند. این پارامترها در کنار رقابت شدید روایتها برای تسلط بر ذهن مخاطب، محیطی پدید آوردهاند که در آن مرزهای واقعیت کمرنگ شده و تشخیص حقیقت از تحریف بیش از هر زمان دیگری دشوارتر شده است. در واقع، در این میدان نبرد اطلاعاتی، هر روایت میتواند با هدف تغییر باورها، ماهیت حقیقت را بازآفرینی کند.
در چنین فضای پرشتاب و پرآشوبی، کاربران نهتنها با یک جریان واحد، بلکه هر روز با صدها پیام، تصویر، ویدئو و تحلیل گوناگون مواجه میشوند که هر یک از آنها، با دقت و هدفمند، میتواند بر نگرش، باورها و دیدگاههای آنان اثر بگذارد. این حجم از ورودیهای اطلاعاتی، ذهن را در معرض جهتدهیهای پنهان قرار میدهد. به همین دلیل، در عصر حاضر، برخورداری از سواد رسانهای برای درک زیرساختهای پیامها و همچنین برخورداری از قدرت تحلیل بالا برای واکاوی محتوا، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی است که اهمیتی دوچندان یافته است.
جهاد کبیر در فضای مجازی
اگر جهاد کبیر را بر اساس تفسیر بسیاری از مفسران، تلاشی فرهنگی و معرفتی با تکیه بر قرآن کریم و عدم اطاعت از کافران بدانیم، میتوان گفت فضای مجازی یکی از مهمترین عرصههای تحقق آن در روزگار ماست.
این جهاد را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
شناخت حقیقت؛ زیرا بدون شناخت، دفاع از حقیقت ممکن نیست.
تولید محتوای صحیح و مستند؛ در برابر سیل اطلاعات نادرست. انتشار محتوای دقیق و مستدل، خدمتی فرهنگی است.
پرهیز از انتشار شایعات؛ قرآن کریم مسلمانان را به بررسی خبر پیش از نقل آن دعوت میکند. این موضوع با همان تفکر انتقادی و دروازهبانی خبر که امروز در بحث سواد رسانه مطرح است مرتبط میباشد.
گفتگوی محترمانه؛ دفاع از باورها زمانی اثرگذارتر است که با ادب، استدلال و انصاف همراه باشد.
تقویت سواد رسانهای؛ تا مخاطب بتواند میان خبر، تبلیغات، تحلیل و عملیات روانی تمایز بگذارد.
در تمام این موارد عدم پذیرش تسلط، نسخه و تجویز بیگانه و کافران یک اصل مهم محسوب میشود. این البته به معنای یاد نگرفتن علم روز نیست بلکه به بهانهی یادگیری فناوریهای جدید نباید راه سلطهی بیگانه بر مسلمانان هموار شود. در این معنا، جهاد کبیر بیش از آنکه به حذف یا خاموش کردن دیگران مربوط باشد، به تقویت قدرت تشخیص، استدلال و تبیین حقیقت مربوط است.
مسئولیت نخبگان و تولیدکنندگان محتوا
در ساختار پیچیدهی جامعه، گروههای مختلفی نظیر اساتید دانشگاه، پژوهشگران، روزنامهنگاران، طلاب، فعالان فرهنگی و همچنین تولیدکنندگان محتوا، همگی دارای جایگاه و مسئولیتی ویژه هستند و نقش بسیار مهمی در شکلدهی به فضای عمومی و جهتدهی به جریانهای فکری جامعه ایفا میکنند. این افراد بهعنوان پیشرانهای اصلی جریان اطلاعات، توانایی اثرگذاری مستقیم بر ذهنیتهای جمعی را دارند.
اگر آنان با تکیه بر اصول بنیادین، یعنی با دقت علمی در یافتهها، رعایت کامل اخلاق حرفهای در عملکرد، و پایبندی به صداقت در بیان، به تولید محتوای معتبر و مستند بپردازند، فرآیندی سازنده را آغاز خواهند کرد که در آن میتوانند نقشآفرینیهای اثرگذار و بسیار گستردهای در ارتقای سطح آگاهی عمومی و تعالی فکری جامعه سهم داشته باشند. در واقع، تولید دانش و روایت درست، زیربنای سلامت ذهن جامعه است.
در مقابل، مسیر دیگری نیز وجود دارد که پیامدهایی ویرانگر به دنبال دارد؛ انتشار مطالب بدون بررسی دقیق، تکیه بر شایعات و همچنین دامن زدن به هیجانهای کاذب و احساسات زودگذر، نهتنها حقیقت را به حاشیه میراند، بلکه فراتر از آن، اعتماد عمومی را بهشدت تضعیف میکند و پیوند میان ملت و نهادهای معرفتی را گسسته میسازد.
در این میان، باید میان مفاهیم کلی و کاربردهای استراتژیک تفکیک قائل شد. از مصادیق مهم جهاد در معنای دقیق و استراتژیک آن، به تعبیر رهبر شهیدمان این است که باید کار خوبی که انجام میگیرد، دقیقاً در راستای مقابله با نقشهی دشمن باشد. به عبارتی دیگر، جهاد تنها به معنای خیرخواهی یا انجام یک کار درست و شایسته نیست، بلکه مستلزم هدفمندی در برابر تهدیدهای نظاممند است. پس بر این اساس، باید توجه داشت که هر کار مناسب و شایستهای، اگرچه از نظر اخلاقی ارزشمند باشد، اما لزوماً بهدلیل ماهیت خیرخواهانهی خود، جهاد محسوب نمیگردد، مگر آنکه در تقابل مستقیم با اهداف و نقشههای دشمن قرار گرفته باشد.
اخلاق؛ شرط اساسی جهاد کبیر
یک اصل بنیادین و اخلاقی که نباید از آن غافل شد این است که هدف، هرگز نمیتواند وسیله را توجیه کند؛ به این معنا که دستیابی به یک مقصود ارزشمند، مجوزی برای استفاده از راهبردهای نامشروع یا ابزارهای آسیبزا نیست. این قاعده اخلاقی حتی در حساسترین حوزهها، یعنی حتی در دفاع از باورهای دینی و پاسداری از ارزشهای مقدس نیز جاری است. در واقع، برای حفظ ماهیت اصیل دین، قرآن کریم با تأکیدی ویژه، بر ستونهای اخلاقی نظیر راستگویی در گفتار، برپایی عدالت در عمل، پایبندی و وفای به عهد در پیمانها، و از همه مهمتر، پرهیز از تهمت و افترا به دیگران، پافشاری و تأکید بیشائبه دارد.
از این رو، باید میان نیتهای قلبی و رفتارهای عملی تفکیک قائل شد؛ چرا که اگر کسی به نام دفاع از دین و با ادعای پاسداری از مقدسات، اقدام به انتشار خبر نادرست و شایعات کند، یا در مسیر تعامل با مخالفان به دیگران توهین کند و یا برای پیشبرد اهداف خود از روشهای غیراخلاقی و غیرمنصفانه بهره بگیرد، رفتاری از او سر میزند که بههیچوجه با روح و جوهرهی آموزههای قرآنی سازگار نیست. چنین رفتاری، با آنچه قرآن بهعنوان مأموریت واقعی مؤمنان ترسیم کرده، در تضاد کامل قرار دارد.
در نهایت، اگر به مفهوم عمیق جهاد کبیر توجه کنیم، میبینیم که آنگونه که از این آیه و آموزههای الهی برمیآید، جهاد تنها یک نبرد ساده نیست، بلکه فرآیندی است که به شکلی ناگسستنی با حقیقتجویی مستمر، روشنگری در مسیر آگاهیبخشی به جامعه، و استفاده از استدلال منطقی و مستدل، پیوند خورده است. بنابراین، جهاد واقعی، همان مسیرِ برتری است که در آن، ابزارِ رسیدن به حق، خود باید از حقیقت ساخته شده باشد.
جمعبندی
جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری، جهان نبرد اندیشهها، روایتها و جریانهای رسانهای است؛ فضایی که در آن افکار عمومی نه فقط در میدانهای سیاسی و فرهنگی، بلکه در بستر رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز شکل میگیرد و رقابت برای تأثیرگذاری بر ذهن و باور انسانها به یکی از مهمترین عرصههای مواجهه تمدنی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، آیهی شریفه «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا» میتواند یادآور این حقیقت باشد که پاسداری از هویت دینی و ارزشهای الهی، پیش از هر چیز، از مسیر آگاهی، بصیرت، استدلال، اخلاق، گفتگوی حکیمانه و استقلال فکری تحقق مییابد، نه از رهگذر هضم شدن در نظام سلطه و کفر جهانی.
بر اساس دیدگاه بسیاری از مفسران، مقصود از «جهاد کبیر» در این آیه، مجاهدتی است که با تکیه بر قرآن کریم و در عرصه اندیشه، فرهنگ، تبیین و روشنگری انجام میشود و نمود اصلی آن، ایستادگی در برابر فشارهای فکری و فرهنگی و عدم اطاعت از کافران در اموری است که به ترک حق یا فاصله گرفتن از ارزشهای الهی بینجامد. از این منظر، جهاد کبیر بیش از آنکه ناظر به رویارویی نظامی باشد، بر مقاومت فکری، حفظ هویت اعتقادی و دفاع از حقیقت از طریق منطق، استدلال و تبیین صحیح آموزههای دینی تأکید دارد.
اگر این معنا را به فضای مجازی و زیست رسانهای امروز تعمیم دهیم، مهمترین جلوههای آن را میتوان در ارتقای سواد رسانهای، افزایش قدرت تحلیل و تشخیص اخبار صحیح از نادرست، تولید محتوای دقیق، مستند و مسئولانه، مقابله با تحریف، شایعهپراکنی و جنگ روانی، ترویج گفتگوی منطقی و اخلاقمدار، تقویت روحیه حقیقتجویی و همچنین حفظ استقلال فکری و پرهیز از پذیرش سلطهی فکری، فرهنگی و رسانهای بیگانگان دانست. در چنین فضایی، مخاطب آگاه میتواند با تکیه بر معیارهای عقلانی و دینی، از تأثیرپذیری منفعلانه در برابر جریانهای هدایتشده جلوگیری کرده و در شکلگیری گفتمانهای مبتنی بر حقیقت نقشآفرین باشد.
در نهایت، «نه به کافران» در این آیه، بر اساس تفسیر رایج مفسران، به معنای تسلیم نشدن در برابر فشارها و خواستههایی است که انسان را به کنار گذاشتن اصول، ارزشها و آموزههای الهی فرا میخواند؛ نه به معنای نفی عدالت، همزیستی مسالمتآمیز، رعایت حقوق دیگران یا گفتگو با پیروان سایر ادیان و اندیشهها. از همین رو، این آیه را میتوان دعوتی به استقامت فکری، پایبندی به ارزشهای الهی و حضور مسئولانه و آگاهانه در عرصههای فرهنگی و رسانهای دانست.
محمد لطفیزاده ـ مسئول کانون تبلیغ دینی خدمت رضوی استان تهران
سال شصت و یکم ـ شماره 2953