نشستم روبرویش و هر دو با هم گریه کردیم و روضه خواندیم. با گریه گفتم: «فخرالسادات! حالا مثل امالبنین چهار پسر فدا کردی.»
دستی به صورتش کشید و میان هقهق گریههایش گفت:
کتاب «ام علا» به روایت زندگی بانویی قهرمان، مادر، همسر و خواهر شهید میپردازد. بانویی مقاوم و صبور به نام فخرالسادات طباطبایی که اصالتی ایرانی دارد و ساکن نجف اشرف است. او با سیدحسن قبانچی که اصالت او هم به ایران برمیگردد ازدواج میکند و صاحب ۹ پسر و ۹ دختر میشود. چهار پسرش را در راه دین و اعتلای حقیقت فدا میکند و خودش و همسرش هم بهدلیل فعالیتهای انقلابی فرزندانشان رنج یک سال و نیم اسارت را به جان میخرند. برادر کوچکش عمادالدین هم با فرزندش عزالدین توسط نیروهای حزب بعث به شهادت میرسند. و بعد هم خبر شهادت همسرش به او میرسد. او که حالا ساکن ایران است و همجوار حضرت معصومهسلاماللهعلیها، در یک روز بهاری به فرزندان و همسر شهیدش میپیوندد و در حجرهی محل آرامگاه پروین اعتصامی به خاک سپرده میشود. روایتهای کتاب از زبان فرزندان و آشنایان و هم بندیهای ام علا بازگو میشوند. زنی که برای همه الگو و ملجأ و مأمنی برای خستگیهای زمانه بوده. در ابتدای کتاب به ماجرای عنایت امعلا و فرزند شهیدش به نویسنده از زبان خود نویسنده پرداخته میشود و اینکه چگونه نویسنده ترغیب به نوشتن داستان زندگی ام علا شد. کتاب در دویست و هفتاد صفحه و توسط انتشارات شهیدکاظمی به چاپ رسیده است. برشی از کتاب: نشستم روبرویش و هر دو با هم گریه کردیم و روضه خواندیم. با گریه گفتم: «فخرالسادات! حالا مثل امالبنین چهار پسر فدا کردی.» دستی به صورتش کشید و میان هقهق گریههایش گفت: «ابوعلا، من کجا و امالبنین کجا؟ امالبنین تمام داراییاش را تقدیم کرد، اما من هنوز پنج پسر دیگر دارم.»
معرفی شده توسط: زهرا آذربایجان سال شصت و یکم ـ شماره 2953