کد خبر: ۷۰۱۱
۱۴۰۵/۰۴/۱۳ ۰۵:۳۷
معرفی کتاب

مشت بر پوست ـ هوشنگ مرادی کرمانی

مادر نشسته بود گوشه‌‍ی اتاق دور تا دورش کوهی از لباس‌های کهنه بود با دست‌های لرزان هراسان رخت‌ها را یکی یکی برمی‌‌داشت، توی جیب‌هایش دست می‌‌کرد و خوب می‌‌گشت.

مشت بر پوست ـ هوشنگ مرادی کرمانی

کتاب «مشت بر پوست» نوشته‌ی هوشنگ مرادی کرمانی، یکی از تأثیر گذارترین نویسنده‌های ادبیات فارسی است. این کتاب با زبانی ساده و صمیمی‌‌ در قطری اندک و سبک توسط انتشارات معین بارها و بارها چاپ شده است و انتخاب بسیار مناسبی برای یک آخر هفته‌ی دلچسب و گواراست. این کتاب را تا حدودی می‌‌توان کتابی برای کودکان رنج کشیده‌ی کار دانست. کتابی پر از مشقت‌ها و دشواریهای نوجوانی به نام جعفر که همه او را به اسم «موشو» می‌شناسند.  موشو همراه پدرش از کودکی در بازار تنبک می‌نوازد و به این کار علاقه دارد وقتی پدرش می‌‌میرد او می‌‌خواهد کار پدرش را ادامه بدهد و زندگی‌اش را بسازد. مادرش در قبرستان قبرها را می‌‌شوید و پول برای روز مبادا پس‌انداز می‌‌کند.  نگاه جامعه به کار موشو متفاوت است و این کار را نوعی تکدی گری و گدایی می‌‌دانند و در برابر موشو قد علم می‌‌کنند و هر کدام با نیش و کنایه‌ای او را از خود می‌‌رانند. موشو سخت تحت تأثیر این رفتار قرار دارد اما باز هم دست از تلاش بر نمی‌‌دارد و دست آخر به موفقیت در کار خودش می‌‌رسد.
هوشنگ مرادی با قلمی‌‌ صمیمی‌‌ و روان و طنزی تلخ مسائل انسانی و قضاوت‌ها و نامهربانی‌ها را به باد نقد و انتقاد می‌‌گیرد و مخاطب را وادار می‌‌کند طور دیگری به کودکان کار و آرزوهایشان نگاه کند.
برشی از کتاب:
«مادر نشسته بود گوشه‌‍ی اتاق دور تا دورش کوهی از لباس‌های کهنه بود با دست‌های لرزان هراسان رخت‌ها را یکی یکی برمی‌‌داشت، توی جیب‌هایش دست می‌‌کرد و خوب می‌‌گشت.
توی جیب یکی از همین‌ها گذاشته‌ام خودم گذاشته‌ام همه‌اش دو تومنی نه بیست تومنی بود.
به یک باره چروک‌های پیشانی‌اش باز شد. پول‌ها را پیدا کرد اسکناس‌ها را از جیب پالتو در آورد و نگاه کرد و قایم زد توی سرش. اسکناس‌ها تکه پاره و پخش و پلا شد روی زمین و روی رخت‌ها موریانه خورده بودشان...»

معصومه تابان
سال شصت و یکم ـ شماره 2951

گزارش خطا