
یکی از مهمترین محورهای اندیشهی رهبر شهید، تأکید بر حضور فعال و مؤثر زنان در عرصههای مختلف اجتماعی است. برخلاف برخی برداشتهای نادرست که اسلام را بهطور کامل مخالف حضور اجتماعی زنان معرفی میکنند، ایشان بارها تصریح کردهاند که اسلام نهتنها با حضور زنان در جامعه مخالف نیست، بلکه این حضور را در صورت حفظ کرامت و ارزشهای انسانی در مواردی ضروری میداند. رهبر شهید انقلاب اسلامی، در دیدارهای متعدد با بانوان، زن را عنصری تأثیرگذار در ساخت جامعه اسلامی معرفی کردهاند و معتقد بودند زنان میتوانند در عرصههای علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و مدیریتی نقشآفرین باشند. به اعتقاد ایشان، تجربهی جمهوری اسلامی نشان داده است که زنان ایرانی توانستهاند در بسیاری از حوزهها به قلههای افتخار دست یابند. ایشان در یکی از بیانات خود تأکید داشتهاند:
«زن در جامعه اسلامی میتواند به مدارج عالی علمی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برسد و هیچ مانعی از نظر اسلام برای پیشرفت او وجود ندارد».
این نگاه ریشه در آموزههای اسلامی دارد. در تاریخ اسلام نیز زنان برجستهای چون بانو خدیجهسلاماللهعلیها، حضرت زهراسلاماللهعلیها و حضرت زینبسلاماللهعلیها نمونههای روشنی از حضور مؤثر اجتماعی بودهاند. رهبر شهید انقلاب اسلامی، بارها به نقش حضرت زینبسلاماللهعلیها در تداوم نهضت عاشورا اشاره کرده و آن را نمونهای کمنظیر از اثرگذاری اجتماعی زن مسلمان دانستهاند. از نگاه ایشان، جامعهای که زنان آن از دانش، آگاهی، مسئولیتپذیری و اعتمادبهنفس برخوردار باشند، جامعهای پویا و پیشرو خواهد بود. به همین دلیل، یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی را فراهم شدن زمینهی رشد علمی زنان میدانستند.
امروزه حضور گسترده زنان در دانشگاهها، مراکز پژوهشی، حوزههای علمیه، مراکز درمانی و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، نشانهای از تحقق همین نگرش است. رهبر شهیدمان، بارها از موفقیتهای زنان ایرانی در عرصههای علمی و پژوهشی بهعنوان یکی از افتخارات جمهوری اسلامی یاد کردهاند. در اندیشهی ایشان، البته حضور اجتماعی زن باید با حفظ هویت زنانه همراه باشد. به عبارت دیگر، زن برای اثرگذاری اجتماعی نیازی ندارد شبیه مردان شود یا ویژگیهای طبیعی و هویتی خود را کنار بگذارد. زن میتواند با حفظ عفاف، وقار، شخصیت مستقل و ارزشهای اخلاقی، در جامعه حضور فعال داشته باشد. بنابراین، جایگاه زن در جامعه از منظر رهبر شهید، صرفاً مشارکت در فعالیتهای اجتماعی نیست، بلکه ایفای نقشی تمدنساز در پیشرفت کشور و شکلگیری جامعه اسلامی است.
جایگاه زن در خانواده؛ کانون آرامش و تربیت انسان
اگرچه رهبر شهید انقلاب اسلامی بر حضور اجتماعی زنان تأکید داشتهاند، اما مهمترین نقش زن را در نهاد خانواده میدانستند. از منظر ایشان، خانواده اساسیترین واحد جامعه و زن محور اصلی این نهاد است. ایشان بارها تصریح کردهاند: «خانواده سلول اصلی جامعه است و زن مهمترین عنصر در تشکیل و حفظ خانواده محسوب میشود».
در اندیشهی اسلامی، خانواده صرفاً یک ساختار حقوقی یا اقتصادی نیست، بلکه محیطی برای رشد معنوی، اخلاقی و انسانی افراد است. رهبر شهیدمان معتقد بودند که زن در این محیط نقشی بیبدیل دارد و هیچ نهاد دیگری نمیتواند جایگزین آن شود. به باور ایشان، مادر نخستین معلم انسان است. شخصیت، اخلاق، باورها و بسیاری از ویژگیهای فردی انسان در محیط خانواده و تحت تأثیر تربیت مادر شکل میگیرد. از این رو، نقش مادری یکی از ارزشمندترین مسئولیتهای اجتماعی محسوب میشود. این مُهم را امروزه روانشناسان نیز قبول دارند و به آن اذعان مینمایند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی، در تبیین اهمیت مادری فرمودهاند: «بزرگترین هنر زن، تربیت انسان است». این سخن نشان میدهد که از نگاه ایشان، تربیت نسل آینده نه یک وظیفهی شخصی و محدود، بلکه مسئولیتی اجتماعی و تمدنی است. البته تأکید بر نقش خانوادگی زنان به معنای خانهنشینی یا حذف آنان از عرصههای اجتماعی نیست. آن رهبر حکیم همواره بر ایجاد تعادل میان مسئولیتهای خانوادگی و فعالیتهای اجتماعی نیز تأکید کردهاند. ایشان معتقد بودند نظام اسلامی باید شرایطی را فراهم کند که زنان بتوانند بدون آسیب دیدن خانواده، در عرصههای اجتماعی نیز حضور داشته باشند. از منظر رهبر شهیدمان، محبت، آرامش، صمیمیت و عاطفهای که زن در محیط خانواده ایجاد میکند، سرمایهای بیبدیل برای جامعه است. با تکیه بر این نگاه، هرچه خانواده مستحکمتر باشد، آسیبهای اجتماعی نیز کاهش خواهد یافت.
ایشان بارها نسبت به تضعیف نهاد خانواده در برخی جوامع غربی هم هشدار داده و فروپاشی خانواده را یکی از مهمترین بحرانهای تمدن غرب دانستهاند. به همین دلیل، حفظ جایگاه خانواده و تقویت نقش زن در این نهاد از مهمترین اولویتهای فرهنگی جامعه اسلامی محسوب میشود.
تفاوت نگاه اسلام و غرب به زن؛ کرامت انسانی یا کالای مصرفی؟
یکی از موضوعات ثابت در بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی، مقایسهی نگاه اسلام و غرب به زن است. ایشان معتقد بودند بسیاری از شعارهای غرب دربارهی آزادی و حقوق زنان در عمل به ابزاری برای بهرهکشی از زنان تبدیل شده است. به اعتقاد آن رهبر عزیز، غرب اگرچه مدعی دفاع از حقوق زنان است، اما در بسیاری موارد زن را به ابزاری برای تبلیغات، تجارت و کسب سود اقتصادی تبدیل کرده است. در صنعت مُد، تبلیغات تجاری، سینما و بسیاری از رسانههای غربی، از جذابیتهای زنانه بهعنوان کالایی برای افزایش مصرف و درآمد استفاده میشود. تأسفانگیزتر آنکه روانشناسان غربی به این موضوع گاهی جلوهی علمی هم دادهاند و در مشاوره به کسبوکارها با عنوان (اثر شرطی شدن) همین روش را تجویز نمودهاند!
رهبر شهیدمان در یکی از سخنان خود تصریح کردهاند: «بزرگترین اهانت به زن در تمدن غرب صورت گرفته است؛ زیرا زن را به وسیلهای برای جلب مشتری و کسب سود تبدیل کردهاند». در مقابل، اسلام زن را دارای کرامت ذاتی میداند. از نگاه اسلام، ارزش زن به انسانیت، علم، تقوا و شخصیت اوست، نه به ظاهر و جذابیتهای جسمانی. ایشان معتقد بودند تفاوت اصلی اسلام و غرب در همین نقطه نهفته است. غرب شعار آزادی زن را مطرح میکند اما در عمل او را در معرض انواع فشارهای فرهنگی و اقتصادی قرار میدهد. در حالی که اسلام میخواهد زن از نگاه ابزاری و کالایی رها شود و بهعنوان انسانی مستقل مورد احترام قرار گیرد.
از منظر رهبر شهیدمان، الگوی زن مسلمان الگویی است که در آن زن میتواند هم تحصیل کند، هم فعالیت اجتماعی داشته باشد، هم در عرصههای مدیریتی و سیاسی حضور یابد و هم نقش خانوادگی خود را حفظ کند. این الگو نه شبیه الگوی سنتی تحجرآمیز است و نه مشابه الگوی غربی مبتنی بر فردگرایی افراطی. ایشان بارها تأکید کردهاند که مسئلهی اصلی در غرب، تضییع هویت زنانه است. بسیاری از جریانهای فمینیستی تلاش کردهاند تفاوتهای طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند، در حالی که اسلام ضمن پذیرش برابری انسانی زن و مرد، تفاوتهای طبیعی و مکمل بودن نقشهای آنان را نیز به رسمیت میشناسد. به همیندلیل، از نگاه آن رهبر فقید، دفاع از حقوق زنان نباید به معنای تقلید از الگوهای غربی باشد، بلکه باید بر اساس مبانی اسلامی و نیازهای واقعی زنان شکل گیرد.
نگاه اسلام و نظام اسلامی به حقوق زنان
محور مهم دیگری که میتوان در بیانات و اندیشهی رهبر شهید به آن پرداخت و مورد مطالعه قرار داد، مسألهی حقوق زنان است. ایشان معتقد بودند اسلام قرنها پیش از شکلگیری جنبشهای مدرن، حقوق اساسی زنان را به رسمیت شناخته است. در جامعهی جاهلی پیش از اسلام، زنان از بسیاری حقوق اولیه محروم بودند. اسلام با اعطای حق مالکیت، حق ارث، حق انتخاب همسر، حق آموزش و حق مشارکت اجتماعی، تحولی بنیادین در وضعیت زنان ایجاد کرد. رهبر شهیدمان بارها بر این نکته تأکید کردهاند که حقوق زن در اسلام بر پایهی عدالت تعریف میشود، نه صرفاً تشابه کامل با مردان. به بیان دیگر و به اعتقاد ایشان، عدالت به معنای قرار گرفتن هر حق در جایگاه مناسب خود است. رهبر شهیدمان در یک بیان مهم فرمودهاند: «در اسلام مسئلهی زن با نگاه عدالتمحور مطرح است؛ نه نگاه ظالمانه و نه نگاه افراطی». از منظر ایشان، نظام اسلامی وظیفه دارد زمینهی تحقق حقوق زنان را در همهی عرصهها فراهم کند. دسترسی به آموزش، سلامت، امنیت اجتماعی، فرصتهای شغلی مناسب، مشارکت سیاسی و حمایتهای قانونی از جمله این حقوق است. رهبر فقید و عزیزمان همچنین بر ضرورت مقابله با هرگونه ظلم، تبعیض و خشونت علیه زنان تأکید کردهاند. به باور ایشان، هر جا حقی از زنان تضییع شود، نظام اسلامی موظف به اصلاح و پیگیری آن است. در عین حال، معتقد بودند حقوق زنان نباید صرفاً در قالب مسائل اقتصادی یا شغلی محدود شود. حق برخورداری از خانوادهی سالم، امنیت روانی، احترام اجتماعی و حفظ کرامت انسانی نیز از مهمترین حقوق زنان به شمار میرود.
در جمهوری اسلامی ایران، گسترش آموزش عالی زنان، افزایش مشارکت آنان در حوزههای علمی و مدیریتی، حضور در مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر و روستا، عرصههای فرهنگی و ورزشی، بخشی از تلاشها برای تحقق این حقوق بوده است. از نگاه رهبر شهید، مسیر تحقق کامل حقوق زنان همچنان ادامه دارد و جامعهی اسلامی باید با بهرهگیری از آموزههای دینی و تجربیات موفق، زمینهی شکوفایی هرچه بیشتر استعدادهای زنان را فراهم کند.
الگوی زن سوم
در دهههای اخیر، مسألهی زن به یکی از مهمترین میدانهای رقابت گفتمانی میان تمدنها تبدیل شده است. از یک سو، جریانهای فمینیستی غربی با شعار آزادی و برابری زن تلاش کردهاند الگوی خاصی از زن را به جهان عرضه کنند و از سوی دیگر، برخی نگرشهای سنتی و متحجرانه، زن را به موجودی محدود در چهاردیواری خانه تقلیل دادهاند. در این میان، رهبر شهید انقلاب اسلامی از الگویی سخن گفتهاند که میتوان آن را «زن سوم» نامید؛ الگویی برخاسته از معارف اسلامی که نه زن را از جامعه حذف میکند و نه او را به کالایی برای بازار مصرف و سرمایهداری تبدیل میسازد.
ایشان در دیدارهای مختلف با بانوان و فعالان حوزهی زن و خانواده تأکید کردهاند که زن مسلمان ایرانی باید الگویی جدید را به جهان معرفی کند؛ الگویی که در آن علم، عفاف، حضور اجتماعی، نقشآفرینی فرهنگی، مسئولیت خانوادگی و کرامت انسانی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. در این نگاه، زن نه موجودی درجه دو است و نه رقیب مرد. زن و مرد دو حقیقت مکمل یکدیگرند که هر کدام با ویژگیهای خاص خود در ساخت جامعه نقش ایفا میکنند. آن رهبر عزیز بارها تأکید کردهاند که ارزش زن به انسانیت، علم، تقوا و شخصیت اوست، نه به ظاهر و جذابیتهای جسمانی.
الگوی اول، یعنی الگوی سنتی تحریفشده، زن را عمدتاً در خانه تعریف میکند و حضور اجتماعی او را محدود میسازد. در این نگاه، بسیاری از ظرفیتهای علمی، فرهنگی و مدیریتی زنان نادیده گرفته میشود. رهبر شهیدمان این برداشت را با اسلام ناب منطبق نمیدانستند؛ زیرا در تاریخ اسلام زنان بزرگی همچون بانو خدیجه، حضرت زهرا و عقیله بنیهاشمسلاماللهعلیهم نقشهای برجسته اجتماعی و تاریخی ایفا کردهاند.
الگوی دوم، الگوی غربی است. رهبر شهید معتقد بودند که غرب در موضوع حقوق زنان دچار دروغگویی شده است. در این الگو، ارزش زن غالباً با جذابیتهای ظاهری و میزان حضور او در بازار کار و رقابت اقتصادی سنجیده میشود. نتیجهی چنین نگرشی، تضعیف نهاد خانواده، افزایش آسیبهای اجتماعی و بحران هویت در میان زنان است. در اصل در این الگو، غرب به دروغ طرفدار حقوق زنان است اما در عمل ضد زنان رفتار میکند.
اما الگوی سوم، همان زن مسلمان پیشرو و تمدنساز است. زنی که در عرصههای علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی حضور دارد، اما هویت خود را از دست نمیدهد. او در عین تحصیل، پژوهش، مدیریت و فعالیت اجتماعی، خانواده را نیز مهمترین کانون رشد انسان میداند.
رهبر شهیدمان در تبیین این الگو بارها از شخصیت حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها بهعنوان کاملترین نمونهی زن مسلمان یاد کردهاند. از نگاه ایشان، آن بانوی بهشتی در عین ایفای نقش همسری و مادری، در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز حضوری فعال و اثرگذار داشتند. بنابراین زن مسلمان میتواند هم خانوادهمحور باشد و هم جامعهساز.
ویژگی مهم دیگر زن سوم، نقشآفرینی تمدنی اوست. رهبر حکیم و شهیدمان معتقد بودند زنان تنها نیمی از جمعیت جامعه نیستند، بلکه پرورشدهندگان نسل آیندهاند و از این رو نقشی راهبردی در شکلگیری تمدن اسلامی دارند. پس مادری در این نگاه صرفاً یک مسئولیت شخصی نیست، بلکه مأموریتی بزرگ برای ساختن انسانهای صالح و کارآمد است.
زن سوم همچنین دارای استقلال فکری و هویتی است. او خود را بر اساس معیارهای تحمیلشده رسانههای جهانی تعریف نمیکند، بلکه با اعتمادبهنفس، بر مبنای ارزشهای الهی و انسانی مسیر زندگی خود را انتخاب میکند. چنین زنی میتواند در عرصههای مختلف علمی و مدیریتی به بالاترین مراتب برسد، بیآنکه ناچار باشد هویت زنانهی خود را قربانی کند.
در حقیقت، الگوی زن سوم پاسخی به افراط و تفریط تاریخی است: افراطی که زن را به حاشیه میراند و تفریطی که او را به کالایی برای بازار سرمایهداری تبدیل میکند. این الگو یعنی زنِ سوم، تلاش میکند میان کرامت انسانی، مسئولیت اجتماعی و نقش خانوادگی تعادل برقرار سازد.
امروز زنان ایرانی در بسیاری از عرصههای علمی، فرهنگی، پزشکی، فناوری، ورزشی و اجتماعی نمونههای موفقی از این الگو را به نمایش گذاشتهاند. حضور گستردهی زنان در دانشگاهها، مراکز پژوهشی، فعالیتهای فرهنگی و عرصههای مدیریتی در کنار حفظ هویت اسلامی، نشاندهندهی ظرفیتهای بالای این الگوست.
از منظر رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیندهی جهان اسلام نیازمند معرفی و ترویج همین الگوی زن سوم است؛ الگویی که میتواند هم پاسخگوی نیازهای زنان در دنیای جدید باشد و هم از بحرانهای هویتی و اخلاقی ناشی از الگوهای غربی جلوگیری کند. این زن، نه منزوی و منفعل است و نه ابزار مصرفگرایی؛ بلکه انسانی آگاه، مسئول، مؤمن و تمدنساز است که در ساخت آیندهی جامعهی اسلامی نقشی بیبدیل ایفا میکند.
جمعبندی
اندیشهی رهبر شهید و عزیزمان دربارهی زن، الگویی جامع و متوازن ارائه میدهد؛ الگویی که نه زن را به حاشیه جامعه میراند و نه او را به کالایی در خدمت اقتصاد و رسانه تبدیل میکند. در این نگاه، زن انسانی دارای کرامت الهی، دارای حق حضور و اثرگذاری در جامعه و در عین حال محور اصلی خانواده است. زن در جامعهی اسلامی میتواند در بالاترین سطوح علمی، فرهنگی و سیاسی حضور داشته باشد؛ اما این حضور نباید به قیمت از بین رفتن هویت زنانه و تضعیف خانواده تمام شود. خانواده همچنان مهمترین بستر رشد انسان و زن مهمترین عنصر در حفظ و استحکام آن است. تفاوت اساسی اسلام و غرب در نگاه به زن نیز در همین نقطه آشکار میشود؛ اسلام زن را صاحب کرامت میداند، در حالی که تمدن غرب در بسیاری موارد او را به ابزاری برای مصرفگرایی و سود اقتصادی تبدیل کرده است. در نهایت، حقوق زنان در اندیشه اسلامی بر پایهی عدالت، کرامت انسانی و تفاوتهای طبیعی زن و مرد تعریف میشود. رهبر شهیدمان با تأکید بر این مبانی، الگوی زن مسلمان ایرانی را الگویی پیشرو، فعال، خانوادهمحور و تمدنساز معرفی میکنند؛ الگویی که بهعنوان (زنِ سوم) میتواند پاسخگوی بسیاری از چالشهای امروز جهان دربارهی مسئله زن باشد.
محمد لطفیزاده
مسئول کانون تبلیغ دینی خدمت رضوی استان تهران
سال شصت و یکم ـ شماره 2951