در این شماره نیز در برابر جمع دیگری از شهدای بزرگوار دشت کربلا و یاران باوفای امام حسینعلیهالسلام سر تعظیم فرود میآوریم و با نهایت احترام و ارادت، به مرور کوتاهی از زندگی نورانی، فضایل اخلاقی، مجاهدتها و فداکاریهای آن عزیزان میپردازیم. امید است که یادآوری نام و راه این اسوههای ایمان و ایثار، ما را در پیمودن مسیر حق ثابتقدمتر ساخته و زمینهی بهرهمندی بیشتر از آموزههای مکتب عاشورا را برای همگان فراهم سازد.

ماه محرم یادآور رشادتها، فداکاریها و ایثار مردان و زنانی است که در کنار اباعبدالله الحسینعلیهالسلام در سرزمین کربلا حضور یافتند و با جانفشانی و وفاداری بینظیر خود، حقیقت ایمان و اخلاص را به نمایش گذاشتند. آنان در دشوارترین شرایط و در برابر سپاهی انبوه، از آرمانهای الهی و ارزشهای انسانی دفاع کردند و با پایداری و استقامت مثالزدنی، شعار جاودانهی «پیروزی خون بر شمشیر» را در تاریخ بشریت محقق ساختند. حماسهی عاشورا نهتنها یک رویداد تاریخی، بلکه مکتبی بزرگ برای همهی آزادگان جهان است که درس عزت، شجاعت، وفاداری و حقطلبی را به نسلهای مختلف منتقل کرده است. یکی از مهمترین وظایفی که پس از گذشت قرنها از واقعهی عظیم عاشورا بر عهدهی ما قرار دارد، بازخوانی و مرور زندگی پربرکت، مجاهدتها و حماسهآفرینی یاران امام سوم شیعیان در سال ۶۱ هجری قمری است. آشنایی با سیره و منش این بزرگواران میتواند ما را با ابعاد مختلف نهضت حسینی آشنا سازد و نشان دهد که چگونه انسانهایی با ایمان راسخ و بصیرت عمیق، در حساسترین مقاطع تاریخ در کنار امام زمان خویش ایستادند و از مسیر حق منحرف نشدند. بررسی زندگی این شهیدان والامقام، افزون بر زنده نگه داشتن یاد و نام آنان، زمینهای برای الگوگیری و تقویت ارزشهای اخلاقی و دینی در جامعه فراهم میکند.
تعدادی از شهدای کربلا نزد مردم از شهرت بیشتری برخوردار هستند و شناخت نسبتاً گستردهتری دربارهی زندگی، فضایل و رشادتهای آنان وجود دارد. شخصیتهایی همچون حضرت ابالفضل العباسعلیهالسلام، حضرت علیاکبرعلیهالسلام و حضرت قاسم بن الحسنعلیهماالسلام از جمله چهرههای شناختهشدهی واقعهی عاشورا به شمار میروند که نام و یاد آنان همواره در مجالس و محافل مذهبی زنده است. با این حال، در میان شهدای عزیز کربلا افراد بسیاری نیز حضور دارند که با وجود مقام والا و نقش مهمی که در این نهضت الهی ایفا کردهاند، کمتر مورد توجه قرار گرفته و برای عموم مردم کمتر شناخته شدهاند. از این رو شایسته است زندگانی، ویژگیهای اخلاقی و نحوهی حضور آنان در حماسهی عاشورا نیز مورد بررسی و تبیین قرار گیرد تا ابعاد بیشتری از این واقعهی بزرگ روشن شود. شناخت این شهدای کمتر شناختهشده میتواند برای همهی ما و بهویژه نسل جوان الهامبخش و راهگشا باشد. آشنایی با ایمان، وفاداری، بصیرت و روحیهی ایثار آنان این فرصت را فراهم میآورد که از سبک زندگی و منش آنان درس بگیریم و در مسیر رشد فردی و اجتماعی از این الگوهای ارزشمند بهرهمند شویم. هر یک از این شهیدان داستانی سرشار از عشق به خدا، اطاعت از امام و فداکاری در راه حق دارند که تأمل در آن میتواند چراغ راه زندگی امروز ما باشد.
در شمارهی قبل تعدادی از شهدای کمتر مشهور عاشورایی را معرفی کردیم و به مرور کوتاهی از زندگی، ویژگیهای شخصیتی و روایت عاقبتبهخیری آنان پرداختیم؛ عاقبتی نیکو و سعادتی بزرگ که آرزوی همهی ما نیز هست. تلاش شد تا با بیان گوشهای از زندگی این بزرگواران، یاد و خاطرهی آنان زنده نگه داشته شود و زمینهی آشنایی بیشتر مخاطبان با این چهرههای ارزشمند فراهم آید.
در این شماره نیز در برابر جمع دیگری از شهدای بزرگوار دشت کربلا و یاران باوفای امام حسینعلیهالسلام سر تعظیم فرود میآوریم و با نهایت احترام و ارادت، به مرور کوتاهی از زندگی نورانی، فضایل اخلاقی، مجاهدتها و فداکاریهای آن عزیزان میپردازیم. امید است که یادآوری نام و راه این اسوههای ایمان و ایثار، ما را در پیمودن مسیر حق ثابتقدمتر ساخته و زمینهی بهرهمندی بیشتر از آموزههای مکتب عاشورا را برای همگان فراهم سازد.
نقشآفرینی به موقع امیه بن سعد
امیه بن سعد فردی شجاع و از یاران امیرالمؤمنین علیعلیهالسلام بهویژه در جنگ صفین بود. وقتی شنید که امام حسینعلیهالسلام عازم کربلا شدهاند، از کوفه خارج شد و بنابر یک نقل شب هشتم و بر اساس نقل دیگر شب عاشورا محضر امام زمان خود رسید و روز عاشورا هم در صف یاران حسینی به فیض شهادت نائل آمد. درس مهم از زندگی این شهید بزرگوار این است که انسان اگر از اول پایهی درستی در زندگی داشته باشد، احتمال عاقبتبهخیری او نیز بیشتر خواهد بود. همراهی با امیرالمؤمنین علیعلیهالسلام آن هم در زمانی که تعداد قابل توجهی از مردم راه درست را رها کرده بودند، این پایهی محکم را بنا نهاده بود و او را سرانجام در کربلا عاقبتبهخیر کرد. این شهید عزیز و مانند او هرچند از ابتدا در نهضت اباعبدالله الحسینعلیهالسلام نبودند اما به موقع خود را به صحنهی نبرد و جهاد رساندند و نقشآفرینی کردند. ما هم باید در روزگار فعلی به موقع از امام جامعه دفاع کنیم و در صحنهی جهاد حاضر باشیم.
سرگذشت عجیب بَکر بن حَی در کربلا
بکر بن حی همراه عمر سعد ملعون به کربلا آمد اما متحول شد و از آنجایی که به قصد جنگ با امام زمان خودش آمده بود حالا پس از تحول مقابل لشکر دشمن و در سپاه اباعبدالله الحسینعلیهالسلام قرار داشت و صبح عاشورا در درگیری و نبرد با شمر ملعون پای او هم قطع شد و پس از جانبازی به اسارت درآمد و برخی نوشتهاند پس از عاشورا در اثر شکنجههای دشمن به شهادت رسید. این سرگذشت عجیب نشان میدهد هیچگاه برای برگشتن از راه باطل دیر نیست حتی اگر فردی در لشکر دشمن باشد! البته جاذبهی حسینی هم در این زمینه تأثیر قابل توجهی داشت و آنان که زمینهی هدایت داشتند تحت تأثیر این جاذبه قرار گرفتند.
روسفیدی را از جون سیهچرده بیاموزیم
جون غلام سیهچردهی ابوذر غفاری است که پس از شهادت او در خدمت امام حسن و سپس امام حسینعلیهماالسلام بود و در کربلا هم محضر امام زمان خود بود. روز عاشورا اجازه گرفت که به میدان برود ولی امام حسینعلیهالسلام به او فرمود که من بیعت خود را از تو برداشتم، عمری خدمت کردی و حالا آزاد هستی و میتوانی بروی. جون ناراحت شد و روی پای مبارک امام زمان خود افتاد و با گریه التماس کرد که امامعلیهالسلام به او اجازهی میدان رفتن بدهند. پس از آنکه بالأخره امامعلیهالسلام به او اجازه فرمود در نبرد با دشمن به فیض شهادت نائل آمد و امام حسینعلیهالسلام بر پیکر مطهر این شهید عزیز آمدند و دعا کردند که اللهم بَیّض وَجهه وَ طَیِّب ریحَهُ و احشُرهُ مَع الاَبرار وَ عَرّف بَینَهُ وَ بَینَ مُحمدٍ وَ آلِ مُحمَّدعلیهمالسلام یعنی روی او را سفید گردان، بدن او را خوشبو گردان و او را با محمد و آل محمدعلیهمالسلام محشور بفرما. سعادت این شهید عزیز برای ما درسآموز است. خدای متعال در آیهی 106 سورهی مبارکه آل عمران میفرماید روز قیامت عدهای روسفید و تعدادی روسیاه هستند (یَومَ تَبیَضُّ وُجوه وَ تَسوَدُّ وُجوهٌ). از سرنوشت این شهید بزرگوار معلوم میشود که ظاهر در این دنیا ملاک عاقبت به خیری نیست و چهبسا غلام روسیاهی در این دنیا، عاقبت به خیر و سفید رو در قیامت باشد.
روایت وفاداری سوار بن منعم در کربلا
شهید عالیمقام، سوار بن منعم از ابتدا با امام حسینعلیهالسلام بود تا روز عاشورا که طی جنگ مجروح و توسط سربازان عمرسعد ملعون اسیر شد. ظاهراً دشمن قصد کرد که او را همان موقع به قتل برساند اما با شفاعت بستگان او، دشمن منصرف شد ولی سرانجام پس از 6 ماه بر اثر شدت جراحات به فیض شهادت نائل آمد. البته نقل دیگری هم در تاریخ هست که برابر آن این بزرگوار در همان روز عاشورا و در کربلا هنگام نبرد با دشمن به شهادت رسیده است. هر کدام از این دو نقل هم که درست باشد، وفاداری این شهید عزیز و پایبندی به دفاع از امام زمان خود درسآموز است.
گریهی درسآموز سیف بن حارث در کربلا
سیف بن حارث با پسرعموی خود روز عاشورا وقتی شهادت یاران امام حسینعلیهالسلام را دیدند نزد ایشان آمدند و این در حالی بود که گریه میکردند. امامعلیهالسلام پرسیدند چرا گریه میکنید؟ گفتند ما برای خودمان گریه نمیکنیم، گریهی ما برای آن است که شما را در محاصرهی دشمن میبینیم و البته بیش از جان خود نیز چیزی برای دفاع از شما نداریم. امامعلیهالسلام برای آن دو دعا کردند و فرمودند خداوند به شما بهترین پاداش پرهیزکاران را عنایت بفرماید. شهادت این دو بزرگوار از حیث مسئولیتپذیری و روحیهی شجاعت در برابر دشمن و نیز دغدغهی دفاع از ولایت بسیار درسآموز است.
شهیدی که نزدیک بود ابن زیاد را به درک واصل کند!
عمار بن ابی سلامه از صحابه پیامبر اعظمصلیاللهعلیهوآله و نیز از یاران امیرالمؤمنین علیعلیهالسلام بهویژه در جنگ جمل و نهروان بود. یک بار نزدیک کوفه قصد کرد که ابنزیاد را به درک واصل کند اما موفق نشد. بعد از آن به کاروان عاشوراییان پیوست. در جریان خروج از کوفه هم با لشکر ابن زیاد درگیری داشت و بر آنان غلبه کرد. این شهید عزیز عاشورا با استقامتی که از خود نشان داد سرانجام در رکاب امام حسینعلیهالسلام عاقبت به خیر شد.
شهادت مظلومانهی صاحب رجز (امیری حسین و نعم الامیر)
عَمرو بن جُناده که برخی هم او را عُمَر بن جُناده گفتهاند، با خانوادهی خود به کربلا آمد. پدرش که به شهادت رسید. مادر، پسر خود را آمادهی میدان رفتن کرد. امام حسینعلیهالسلام ابتدا بهدلیل شهادت پدر، به او اجازه نفرمود تا مبادا مادر داغدار او ناراضی باشد. این جوان که تقریباً بیست ساله و شاید هم با سن کمتر بود، به امامعلیهالسلام عرض کرد که اتفاقاً مادرم من را به یاری شما ترغیب کرده است. بعد هم رجز مشهوری خواند که در تاریخ ماندگار شد و آغاز آن اینگونه بود: (اَمیری حُسین وَ نِعمَ الامیر ... سُرورُ فُؤادِ البَشیرِ النَذیر یعنی امیر من حسین هست و چه نیکو امیری که شادی قلب پیامبر بشیر و نذیر هم هست). وقتی این عزیز به شهادت رسید، دشمن سر مبارک او را جدا کرد و بهسمت سپاه امام حسینعلیهالسلام پرتاب نمود. مادر او که بسیار شجاع بود، سَر مطهر را برداشت و بوسید و سپس بهسوی دشمن پرتاب کرد! البته این واقعه در مورد برخی شهدای دیگر کربلا هم نقل شده و اسم در اینجا اهمیت زیادی ندارد، بلکه اقدام شجاعانه و ایثارگرانهی آن مادر مهم و درسآموز است. در دوران پس از انقلاب هم مادرانی دیدهایم که به رغم شهادت چند فرزند عزیزشان خم به ابرو نیاوردهاند و به راهی که در آن قدم نهادند ایمان داشتند. این مادران عزیز از همین راه کربلاییها الگو گرفتهاند.
روایت بصیرت 3 برادر شهید در کربلا
قاسط بن عبدالله و دو برادرش از همراهان امیرالمؤمنین علیعلیهالسلام بهویژه در جنگ صفین بودند و بعد هم در کربلا وفاداری خود را به دین اثبات کردند و در صف عاشوراییان به فیض شهادت نائل آمدند. خانوادههایی که با تقدیم چند شهید در راه دفاع از دین در دوران معاصر و امروزی خوش درخشیدند نیز چهبسا از همین روش عاشوراییان الگو گرفته بودند و میگیرند. اینکه پدر و مادری فرزند یا فرزندان خود را که با سختی به ثمر رساندهاند تقدیم دفاع از دین میکنند چیزی جز بصیرت نیست. این بصیرت در میان عاشوراییان یک وصف بسیار مهم و پررنگ بوده و به الگویی برای امروز ما هم بدل شده است.
نقشآفرینی یک پدر و پسر در کربلا
مسعود بن حَجاج و پسرش از آن دست شهدایی هستند که ابتدا از کوفه با لشکر عمر سعد ملعون خارج شدند اما در فرصتی مناسب و چهبسا چند روزی قبل از عاشورا توانستند خود را به سپاه اباعبدالله الحسینعلیهالسلام برسانند و در رکاب امام زمان خود به فیض شهادت نائل شوند. از آنجایی که مسعود بن حجاج از شیعیان مشهور بوده به نظر برخی مورخان بعید است که از ابتدا در پی یاری امام حسینعلیهالسلام نبوده باشد. شاید محدودیتی که ابن زیاد ملعون برای جلوگیری از یاری امام حسینعلیهالسلام اِعمال میکرد سبب شده بود او از این ترفند استفاده کند و در قالب لشکر عمر سعد خود را به کربلا برساند. حضور همزمان این پدر و پسر بزرگوار حاکی از یک تربیت صحیح و برای همهی ما در این روزگار درسآموز است.
روایت پیشتازی کنانة بن عتیق در شهادت
کنانه یکی از بزرگان و قاریان کوفه بود که در کربلا به شهادت رسید. او و پدرش از مجاهدان صدر اسلام بهویژه در جنگهایی مانند اُحد و صفین بودهاند. برابر یک نقل این شهید بزرگوار در تیرباران اول دشمن در روز عاشورا به شهادت رسید و البته نقل دیگری هم حاکی از شهادت او در ظهر عاشورا و در نبرد تن به تن است. این پیشتازی و مسابقه در شهادت و دفاع از ولایت و امام زمان برای همهی ما درسآموز است.
تحول و شهادت دو برادر در وقت اضافه!
سعد بن حرث و برادرش از خوارج بودند و قاعدتاً دشمن امیرالمؤمنین علیعلیهالسلام به شمار میآمدند. در کربلا هم ابتدا در لشکر عمر سعد ملعون قرار داشتند اما وقتی لحظات آخر عمر شریف امام حسینعلیهالسلام را دیدند و ندای مظلومیت کودکان از خیمهها را شنیدند، هر دو متحول شدند و با اینکه تا آن زمان مقابل امام زمان خود بودند اما در همان لحظات آخر راه خود را جدا کردند و شمشیر روی همقطاران خودشان کشیدند و در جریان این جنگ به فیض شهادت نائل آمدند. این دو برادر نگفتند در کوی نیکنامان ما را گذر ندادند، گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را. اتفاقاً خودشان آستین همّت بالا زدند و نشان دادند که حتی در وقت اضافه هم میشود از راه باطل بازگشت.
نمونهای از شهدای گمنام و غیرمشهور کربلا
در میان شهدای غیرهاشمی واقعهی کربلا، برخی چهرهها بهدلیل نقش برجسته، جایگاه ویژه و یا نقل گستردهی روایتهای مربوط به زندگی و شهادتشان، از شهرت بیشتری برخوردار هستند و در میان مردم نیز نسبتاً شناخته شدهاند. بهعنوان نمونه، بیشتر علاقهمندان به تاریخ عاشورا با نام و زندگی بزرگوارانی همچون حر بن یزید ریاحی، مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر آشنایی دارند. در مقابل، گروهی دیگر از شهدای والامقام کربلا با وجود برخورداری از فضایل فراوان و حضور مؤثر در یاری امام حسینعلیهالسلام، کمتر شناخته شدهاند و اطلاعات محدودتری دربارهی آنان در میان عموم مردم وجود دارد. یکی از این شهیدان بزرگوار، قَعنَب بن عُمر است؛ مردی از شیعیان ساکن بصره که پس از آگاهی از قیام امام حسینعلیهالسلام، با بصیرت و ایمان راسخ راه حق را برگزید و خود را به آن حضرت رساند. او با وجود دشواریهای فراوان و خطراتی که در مسیر پیوستن به امام وجود داشت، از حمایت فرزند پیامبرصلیاللهعلیهوآله دریغ نکرد و سرانجام در رکاب آن حضرت به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
البته کمتر شناخته شدن چنین شخصیتهایی هرگز از ارزش، مقام معنوی و پاداش الهی آنان نمیکاهد. معیار برتری در پیشگاه خداوند، شهرت و شناخته شدن در میان مردم نیست، بلکه میزان ایمان، اخلاص، وفاداری و عمل به تکلیف الهی است. چه بسیار انسانهایی که نامشان در تاریخ کمتر مطرح شده، اما در نزد خداوند از مقامی والا برخوردارند و چه بسیار افرادی که شهرت فراوان داشتهاند، اما از انجام وظیفهی خود بازماندهاند.
شهدایی مانند قَعنَب بن عُمر با انتخاب آگاهانه مسیر حق و ایستادگی در کنار امام زمان خویش، نشان دادند که ارزش واقعی انسان در انجام مسئولیت و وفاداری به آرمانهای الهی نهفته است. آنان بدون آنکه در اندیشهی نام و نشان یا جایگاه دنیوی باشند، همهی هستی خود را در راه دفاع از حق فدا کردند و به سعادتی دست یافتند که آرزوی هر انسان مؤمن و حقیقتجو است. مهم آن است که انسان در لحظههای سرنوشتساز زندگی، وظیفهی خود را به درستی تشخیص دهد، در انجام آن استوار بماند و سرانجام با عاقبتبهخیری از این دنیا رخت بربندد؛ حتی اگر نام او هرگز بر سر زبانها نیفتد و زندگیاش کمتر مورد توجه دیگران قرار گیرد.
روایت جهاد یک فرزند شهید در کربلا
عمار بن حَسان فرزند شهیدی بزرگوار بود که پدرش از اصحاب امیرالمؤمنین علیعلیهالسلام و از حاضران جنگ جمل در سپاه آن حضرت بود و بعد هم در جنگ صفین به شهادت رسید. عمار یعنی فرزند این شهید بزرگوار از مکّه همراه امام حسینعلیهالسلام بود و با ایشان به کربلا آمد و در همان حملهی اول دشمن، روز عاشورا به شهادت رسید. در این نسل بعدها عبدالله بن احمد هم از علمای بزرگ و راویان حدیث شیعه شد. توفیق پیروی از امام معصومعلیهالسلام، پدر و پسر و نوادهی او را عاقبتبهخیر کرد. این مسأله برای امروز ما هم بسیار درسآموز است.
روایت شهادت جانبازی که از جهاد خسته نشد!
تعداد قابل توجهی از شهدای کربلا قبلاً سابقهی جانبازی یا جهاد داشتهاند. از جمله این شهدای بزرگوار مسلم بن کثیر است که در رکاب امیرالمؤمنین علیعلیهالسلام در یکی از جنگها مجروح و مصدوم شد. این جانباز عزیز از کوفه به قصد یاری امام حسینعلیهالسلام خارج شد و نزدیک کربلا به امام زمان خود پیوست. روز عاشورا نیز در همان حملهی اول دشمن و تیرباران سهمگین به شهادت رسید. در دوران پس از انقلاب اسلامی هم جانبازان و آزادگانی داشتهایم که به رغم رنجی که متحمل شده بودند باز هم در میدان جهاد حاضر شدند و به فیض شهادت هم نائل آمدند. این عزیزان به روش شهدایی مانند مسلم بن کثیر تمسک نمودند.
لزوم ترویج سبک زندگی شهدا
در این شماره و شمارهی قبل توفیق مرور زندگانی مبارک تعدادی از شهدای عزیز کربلا نصیب ما شد و به این جهت خداوند متعال را شاکریم. سبک زندگی شهدای کربلا و بهویژه ائمه معصومینعلیهمالسلام و در دوران معاصر نیز زندگی و وصیتنامهی شهدای عزیزمان باید بیش از پیش مورد مطالعه و دقت قرار گیرد و به نسل نو منتقل شود. رهبر شهید و عزیزمان نیز بر این نکته بارها تأکید داشتند که نباید از ترویج سبک زندگی شهدا غافل شویم و حالا پرداختن به سبک زندگی سیدالشهدای انقلاب یعنی رهبر شهید و عزیزمان حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهایاعلیاللهمقامهالشریف نیز از ضروریات است. از خداوند متعال میخواهیم که بر درجات شهدای عزیز کربلا بیفزاید و شهدای انقلاب اسلامی بهویژه شهدای دفاع مقدس دوم و سوم و رهبر شهید و عزیزمان را با امیرالمؤمنین علیعلیهالسلام و شهدای دشت کربلا محشور فرماید و به ما هم توفیق بهرهمندی از آموزههای این شهدای گرانقدر را عنایت بفرماید.
محمد لطفیزاده
مسئول کانون تبلیغ دینی خدمت رضوی استان تهران