سیمین دانشور در مورد لحظههای انقلاب گفته بود: «این کتاب مستند گونهایست از لحظههای اسطورهای انقلاب مردم ایران که نویسنده با تمام گوشت، خون و عصب خود شخصاً آزموده است.»
کتاب روایتی در قالب داستان است که نویسنده بهدلیل حضور در صحنهها توانسته با زبانی ساده، روان و صادق خواننده را در لحظات پایانی سال ۵۷، در تظاهرات، حکومت نظامی، شعارهای اواخر دورهی شاهنشاهی و... با خود همسفر کند. محمود گلابدرهای مبارزات مردم را با شور و هیجانی کاملاً واقعی به تصویر کشیده است. سیمین دانشور در مورد لحظههای انقلاب گفته بود: «این کتاب مستند گونهایست از لحظههای اسطورهای انقلاب مردم ایران که نویسنده با تمام گوشت، خون و عصب خود شخصاً آزموده است.»
برشی از کتاب: میدیدم چهل سال از عمرم گذشته و در این مدت حتی یک روز از فکر رسیدن به چنین روزی غافل نبودهام. با اینکه چنین روزی را ندیده بودم ولی انگار اجدادم دیده بودند و حالا من میدیدم زیاد هم خواب و خیال و شعر نیست. کاروان پشت کاروان میرفت. همین لذت برای باقی عمرم کافی بود. خبرنگار میگفت: «اینجا تهران اعتراض مردم به حکومت بختیار...» بختیار گفته: «حالا که سینما تعطیل است. مدارس تعطیل است مردم کاری ندارند جز توی خیابان آمدن.» بعد از سالها خاموشی بعد از ۳۲ و ۱۵ خرداد ۴۲ این اولین باری بود که مردم ریخته بودند توی خیابان. این کتاب توسط نشر معارف در نهصد و ده صفحه به چاپ رسیده است.