در ماشین را محکم میبندد و با خشم پشت فرمان مینشیند. هنوز استارت نزده که مائده خودش را به ماشین میرساند و با انگشت چند باری به شیشه میکوبد. دلش نمیخواهد به صورت مائده نگاه کند. مائده هنوز کنار ماشین ایستاده و التماس میکند. ـ بیا پایین با هم حرف بزنیم. میخوای الان چیکار کنی؟ جان مهسا بیا پایین...