کد خبر: ۶۹۰۳
۱۴۰۵/۰۲/۱۷ ۱۵:۳۲

راز هم‌بستگی و پیوند تمام اقوام و طبقات اجتماعی ایران

گپ کوتاه با «معصومه امیرزاده» نویسنده و دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی درباره راز هم‌بستگی و پیوند تمام اقوام و طبقات اجتماعی ایران

راز هم‌بستگی و پیوند تمام اقوام و طبقات اجتماعی ایران

گپ کوتاه با «معصومه امیرزاده» نویسنده و دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی درباره راز هم‌بستگی و پیوند تمام اقوام و طبقات اجتماعی ایران

چرا حفظ و تقویت زبان فارسی در میان نسل جوان اهمیت دارد؟

-گفتگو درباره‌ی زبان یعنی گفتگو درباره‌ی تفکر. ما از یک دستگاه زبانی صرف حرف نمی‌زنیم، درباره‌ی نحوه‌ی اندیشیدن حرف می‌زنیم. جوان امروز اگر زبان را حفظ نکند یعنی نحوه‌ی اندیشیدن به جهان را حفظ نکرده است. اگر زبان را دگرگون کند یعنی نگرشش دگرگون شده.

زبان فارسی شالوده‌ی هویت فرهنگی و فکری ماست. همه‌ی ارزش‌های تمدنی، اخلاقی و ادبی ایرانی در بستر این زبان منتقل شده و ادامه می‌یابد. اگر نسل جوان نسبت به آن بی‌اعتنا شود، پیوند میان گذشته، حال و آینده گسسته خواهد شد. حفظ زبان فارسی فقط پاسداشت کلمات و واژه‌ها نیست، تداوم اندیشه و احساس ایرانی است.

زبانی که توانسته قرن‌ها حامل عرفان، خرد و شعر باشد. حتی وحدت ما در گرو آن است. پس مسئله فراتر از نگهداری یک زبان است.

چه عواملی باعث کاهش علاقه‌ی برخی جوانان به زبان فارسی شده است؟

-من این‌طور نمی‌بینم که به زبان فارسی علاقه‌ها کم شده باشد. شاید شما ادبیات نسل نوجوان را آمیخته‌گویی ببینید اما به موازات آن توجه نسل جوان به موسیقی پرداخته شده با میراث ادبی ما هم باید دیده شود.

اما اگر مقداری با حساسیت بیشتر بخواهیم جریان را پیگیری کنیم، ناآشنایی نسل جدید با زیبایی و ظرفیت‌های زبان فارسی می‌تواند مؤثر باشد. در مدارس، فارسی بیشتر به شکل درسی دشوار و آزمون‌محور ارائه می‌شود، نه به‌عنوان زبانی زنده و لذت‌بخش. از سوی دیگر، نفوذ رسانه‌های جهانی، سریال‌ها و بازی‌های انگلیسی‌زبان، ذهن جوان را به‌سمت الگوهای زبانی دیگر می‌برد. ضعف تولید محتوای جذاب و خلاقانه به فارسی نیز در این روند مؤثر است؛ وقتی جوان و نوجوان در فضای مجازی کمتر فارسی درست، خوش‌آهنگ و روزآمد می‌بیند، طبیعی است که فاصله بگیرد.

در جهانی که ارتباطات مرز ندارد، علاقه به زبان‌های خارجی امری طبیعی است؛ زیرا دروازه‌ای به دانش، سفر و فرصت‌های شغلی محسوب می‌شود. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که این علاقه با نوعی بی‌اعتمادی به زبان مادری همراه شود. جوان باید بیاموزد که تسلط بر زبان‌های دیگر نه در تقابل، بلکه در امتداد عشق به زبان مادری است. کسی که فارسی را درست می‌شناسد، در یادگیری زبان‌های دیگر هم موفق‌تر است، چون ریشه‌های اندیشه زبانی در او قوی‌تر است.

نقش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در تضعیف یا تقویت زبان فارسی چیست؟

-رسانه‌ها تأثیر تعیین‌کننده‌ای دارند. اگر در آن‌ها از زبان فارسی معیار، زیبا و خلاق استفاده شود، می‌توانند موجب تقویت سلیقه‌ی زبانی جامعه شوند. اما در بسیاری از موارد، شاهد ساده‌انگاری، غلط‌‌نویسی و ترجمه‌های ناپخته هستیم که بر ذهن کاربران اثر می‌گذارد. در مقابل، پویش‌های مردمی، صفحات ادبی و تولید محتوای کیفی به فارسی در شبکه‌ها توانسته‌اند عشق به زبان را در میان جوانان زنده نگه دارند. رسانه‌ی امروز معلم پنهان زبان است؛ چه بخواهیم چه نه، نسل جدید از آن درس می‌گیرد. به نظرم سریال‌هایی که به‌سمت ادبیات حرکت می‌کنند و موسیقی‌ها قدم‌های خوبی در راستای ایجاد پیوند زبانی‌ هستند.

آیا استفاده از واژه‌های بیگانه در گفتار روزمره جوانان، تهدیدی برای زبان فارسی به شمار می‌رود؟

-تا زمانی که واژه‌های بیگانه در حد ضرورت علمی یا ارتباط بین‌المللی به کار روند، تهدید محسوب نمی‌شوند؛ اما وقتی جایگزین واژه‌های اصیل و کارآمد فارسی شوند، آسیب‌زاست. استفاده‌ی بی‌رویه از واژگان بیگانه نشان‌گر نوعی خودکم‌بینی فرهنگی است. زبان فارسی ظرفیت بالایی برای واژه‌سازی دارد و در طول تاریخ، از آمیزش با زبان‌های دیگر غنی‌تر شده است، اما امروز آنچه نگران‌کننده است، «تنبلی زبانی» و رواج ناآگاهانه‌ی وام‌ واژه‌هاست و باید میان گشودگی زبانی و بی‌هویتی مرز قائل شد.

چه راهکارهایی برای ترغیب جوانان به استفاده درست از زبان فارسی وجود دارد؟

-نخست باید زیبایی و کارآمدی زبان فارسی را به جوانان نشان داد، نه آن را تحمیل کرد. آموزش خلاق در مدارس، تولید محتواهای جذاب ادبی در فضای مجازی، ترویج کتاب‌خوانی، و برجسته کردن چهره‌های معاصر خوش‌قلم از جمله راه‌هاست. همچنین، لازم است از ظرفیت هنر، موسیقی، سینما و بازی‌های رایانه‌ای برای بازآفرینی زبان فارسی بهره برد. جوان امروز زبانی را می‌پذیرد که در زندگی روزمره و دنیای دیجیتالش حضور داشته باشد، نه صرفاً در کتاب‌های درسی.

نقش نظام آموزشی در ترویج زبان فارسی بین دانش‌آموزان و دانشجویان چیست؟

-نظام آموزشی باید از قالب آموزش دستوری و حفظ‌‌محور فاصله بگیرد و به پرورش ذوق و مهارت زبانی بپردازد. اگر دانش‌آموز یاد بگیرد که چگونه از زبان برای بیان اندیشه، خلق متن، یا گفتگوی مؤثر استفاده کند، به زبانش عشق می‌ورزد. معلمان ادبیات می‌توانند با خواندن شعر و داستان به شیوه‌ای زنده و گفتگویی، دانش‌آموز را از انفعال بیرون بیاورند. خاطرم مانده معلم ادبیات ما از بچه‌ها می‌خواست سر کلاس سه تار بزنند و یکی دیگر از بچه‌ها غزل‌های سعدی را دکلمه می‌کرد. این تصویر همیشه در ذهن من یاداور لحظات خوش با ادبیات است. باید از چهارچوب‌های مرسوم فاصله گرفت. همچنین در دانشگاه‌ها، توجه به زبان معیار در پژوهش و نگارش علمی باید جزو اولویت‌ها باشد تا نسل تحصیل‌کرده الگوی درست‌نویسی شود و از ظرفیت‌های هنری زبان استفاده کرد. زبان چیزی نیست که نگاه صرفا درسی به آن داشت باید به بخشی از زندگی دانش آموز و دانشجو تبدیل شود.

در آموزش و حفظ زبان فارسی چه مسئولیتی بر عهده‌ی خانواده‌هاست؟

-خانواده‌ نخستین نهاد انتقال زبان است و مادر اولین معلم ادبیات کودک. من در کتاب «خانه‌ی کتاب‌بازها» شرح داده‌ام که چطور جنین تحت تأثیر محیط است. شیوه‌ی سخن گفتن والدین، نوع واژگانی که در خانه رواج دارد، قصه‌ها و بازی‌های زبانی کودکانه، همه در شکل‌گیری ذوق زبانی مؤثرند. اگر در خانه جای کتاب فارسی، گفتگوی درست و گوش دادن به موسیقی فاخر خالی باشد، مدرسه نمی‌تواند این کمبود را جبران کند. خانواده باید محیطی باشد که کودک در آن از شنیدن و گفتن فارسی لذت ببرد؛ زبانی که با عاطفه، احترام و فرهنگ همراه است.

آیا زبان فارسی ظرفیت پاسخ‌گویی به نیازهای علمی و فناوری روز را دارد؟ چگونه می‌توان این ظرفیت را افزایش داد؟

-بی‌تردید دارد. ساختار صرفی و اشتقاقی فارسی از توانمندترین نظام‌های واژه‌سازی در میان زبان‌های دنیاست. ما تنها نیازمند برنامه‌ریزی زبانی و هم‌افزایی نهادهای علمی و فرهنگی هستیم تا واژه‌های دقیق و کاربردی تولید و تثبیت شوند. فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی نقش مهمی در این میان دارد، اما پذیرش عمومی و ترویج رسانه‌ای نیز ضروری است. اگر دانشگاه‌ها و رسانه‌ها در استفاده از معادل‌های فارسی جدی باشند، زبان به‌سرعت خود را با دانش روز هماهنگ می‌کند.

سیده‌حورا مصطفوی

گزارش خطا