کد خبر: ۶۸۷۶
۱۴۰۵/۰۲/۱۶ ۱۳:۱۴

دشواری‌های بازی در هور

فیلم‌سازی درباره‌ی وقایع ناگفته و شخصیت‌های کمتر شناخته‌شده‌ی جنگ، گامی مهم برای حفظ تاریخ و انتقال واقعیت‌های فراموش‌ شده است. این دست روایت‌ها که اغلب در دل حوادث بزرگ پنهان مانده‌ است، داستان‌های واقعی انسان‌ها را زنده می‌کند و ابعاد تازه‌ای از مقاومت و ایثار را نشان می‌دهد.

دشواری‌های بازی در هور

فیلم‌سازی درباره‌ی وقایع ناگفته و شخصیت‌های کمتر شناخته‌شده‌ی جنگ، گامی مهم برای حفظ تاریخ و انتقال واقعیت‌های فراموش‌ شده است. این دست روایت‌ها که اغلب در دل حوادث بزرگ پنهان مانده‌ است، داستان‌های واقعی انسان‌ها را زنده می‌کند و ابعاد تازه‌ای از مقاومت و ایثار را نشان می‌دهد.

سریال «پسران هور» به نویسندگی و کارگردانی مهدی جعفری و تهیه‌کنندگی مجتبی فرآورده، اثری ارزنده است که به زمینه‌های شکل‌گیری قرارگاه سری نصرت و حوادث مرتبط با آن می‌پردازد. این سریال همچنین زندگی و نقش شهید علی هاشمی، فرمانده قرارگاه نصرت و یکی از شخصیت‌های کمتر دیده‌شده در جنگ تحمیلی را به تصویر می‌کشد و جزئیات مهمی از فعالیت‌های این قرارگاه پنهان را روایت می‌کند. این سریال با دقت و پشتوانه‌ی تحقیق، بخشی از تاریخ دفاع‌مقدس را به تصویر کشیده که پیش‌تر کمتر دیده شده بود. از این رو، جام‌جم با رضا ثامری، بازیگر نقش شهید علی هاشمی در پسران هور، گفتگو کرده تا او که برای نخستین بار در چنین پروژه بزرگی حضور دارد، درباره چالش‌ها و اهمیت این اثر پرمخاطب سخن بگوید.

خیلی شبیه پدرم هستی

ثامری درباره‌ی تجربه‌اش از بازی در نقش شهید هاشمی و دیدار با خانواده‌ی او توضیح داد: «وقتی برای اولین بار خودم را با گریم دیدم، هنوز نمی‌توانستم احساساتم را کنترل کنم و واقعاً کمی گیج بودم. می‌دانستم که کار سختی را قبول کرده‌ام، هرچند ظاهراً شبیه شهید بودم اما این فقط شروع راه بود و باید جنبه‌های مختلف شخصیت قهرمان را در بازی نشان می‌دادم. یکی دو روز اول فیلم‌برداری بود که خبر آمد دختر و پسر شهید می‌آیند. اگرچه آن روز آفیش نبودم اما رفتم. بعد از گریم وارد اتاقی شدم که همه قرار بود دور هم جمع شویم؛ دختر و پسر شهید، آقای فرآورده و جعفری هم بودند. دور میز نشستیم و چون وقت ناهار بود، غذا آوردند. دختر شهید هنگام غذا نیم‌نگاهی به من می‌انداخت و متوجه شدم بغض کرده‌ است. البته من هم نتوانستم آن لحظه غذا بخورم.»

بازیگر پسران هور ادامه داد: «ناگهان دختر شهید گریه کرد و از اتاق بیرون رفت. بعد از این‌که حالش بهتر شد، اولین جمله‌ای که به من گفت، این بود: «خیلی شبیه پدرم هستی.» این حرف به من اعتمادبه‌نفس داد. با توجه به شباهتی که همه از آن صحبت می‌کردند، با این‌که کار سخت بود، ‌احساس کردم که باید با تلاش فراوان ادامه بدهم. خیلی برایم جالب بود که فردی مثل شهید علی هاشمی ـ فرمانده قرارگاه سری نصرت ـ در تاریخ ما وجود داشته و حالا بعد از سال‌ها من که شبیه او بودم، نقش او را بازی می‌کردم. این نقش مرا وارد دنیای حرفه‌ای بازیگری کرد و واقعاً خود را مدیون و ممنون شهید می‌دانم. گاهی احساس می‌کنم خود ایشان هم برای قبول این نقش کمک کرده‌اند.

وی درباره‌ی اولویت‌هایش در بازی این سریال گفت:‌ «همان‌طور که در خود سریال می‌بینیم، در آن برهه شک و شبهاتی درباره‌ی لو دادن اطلاعات مطرح شد؛ به همین دلیل برای من خیلی مهم بود که در پسران هور، ایثار واقعی عرب‌های خوزستان مثل علی هاشمی و بچه‌های سوسنگرد را نشان دهیم.

هرچند همان‌طور که گفتم شخصیت علی هاشمی تک‌بعدی نبود. یکی از ابعاد شخصیتی این شهید بزرگوار این بود که می‌خواست پلی بسازد که می‌توانست سرنوشت جنگ را تغییر دهد اما در پسران هور، او را پسر، همسر،‌ پدر و حتی رفیق هم می‌بینیم. رسیدن به چنین شخصیت پیچیده‌ای برای من در بازیگری سخت بود. تلاش کردم بتوانم آن‌چنان که باید و شاید از پس این نقش بربیایم. امیدوارم مخاطبان هم آن را بپسندند.»

یک نقش پرتحرک

ثامری در توضیح فرصتی که برای بازی با بازیگران به نام مثل خانم رؤیا افشار در این سریال داشت، اظهار کرد: «در اولین برخوردم با خانم افشار، ایشان آن‌قدر مهربان و دلسوزانه رفتار کردند که بیشتر وجهه‌ی مادرانه‌شان برایم روشن شد. وقتی خودم را معرفی کردم و گفتم قرار است نقش شهید هاشمی را بازی کنم، رفتارشان چنان بود که انگار من پسر خودشان هستم. پیش از آن، استرس زیادی داشتم و نمی‌دانستم چگونه باید با ایشان برخورد کنم. یک پلان داخل بیمارستان فیلم‌برداری می‌شد که در آن، مادر شهید هاشمی و همسرشان اخبار تلویزیون را تماشا می‌کردند. آنجا برای اولین بار خانم افشار را دیدم، سلام کردم و گفتم نقش شهید هاشمی را بازی می‌کنم. برخوردشان شبیه همان رفتاری بود که دختر شهید با من داشت و همین باعث شد تمام استرسم از بین برود. کنار ایشان بازی کردن برایم افتخار بود.»

این بازیگر ادامه داد: «وقتی خانم افشار سر فیلم‌برداری بودند و من آفیش نداشتم، باز هم می‌رفتم تا از نزدیک ببینم چطور کار می‌کنند. چون باید بازی خودم را با سبک بازی‌شان هماهنگ می‌کردم. البته فروتنی یکی از ویژگی‌های بازیگران بزرگ است؛ وقتی روبروی یک بازیگر حرفه‌ای و با اعتمادبه‌نفس قرار می‌گیری، او به‌جای این‌که فقط به نقش خودش فکر کند، به تو هم کمک می‌کند تا بازی‌ات را بهتر انجام دهی.»

وی درباره‌ی چالش‌های بازی اضافه کرد: «با توجه به شرایط سریال که بیشتر در قرارگاه سری نصرت تصویربرداری شده بود، بخش عمده‌ی کار روی آب انجام می‌گرفت. شهید هاشمی نیز مرتباً از جایی به‌جای دیگر می‌رفت و پرجنب‌وجوش بود، بنابراین حفظ همزمان هیبت قاطع و فروتنی در چنین شرایط پرتحرکی دشوار بود. یکی از عوامل مهم در نزدیک شدن به زبان بدن ایشان، فیلم‌ها و مستنداتی بود که در اختیارم گذاشتند. با بررسی این منابع، توانستم به نوع راه رفتن، خندیدن، تأمل در چهره و حرکات سر و به‌طور کلی زبان بدن ایشان نزدیک شوم.»

دشواری بازی روی آب

وی بازی روی آب را سخت توصیف کرد و توضیح داد: «دو لوکیشن اصلی سریال، شهرک دفاع‌مقدس در تهران و منطقه هورالعظیم در جنوب کشور بودند. از روزهای اول، حدود یک هفته تمرین قایق‌سواری داشتیم تا بتوانیم روی قایق بایستیم و آن را حرکت دهیم که کار خیلی سختی بود. بازی در شرایط روی آب و گفتن دیالوگ به‌قدری دشوار بود که گاهی تمرکز را از دست می‌دادیم. در بازیگری روی آب باید طوری مهارت پیدا می‌کردیم که هم چرخش دوربین را کنترل کرده، هم حرکت قایق و عبور قایق‌های دیگر را مدیریت کنیم.»

ثامری درباره‌ی سخت‌ترین سکانسی که بازی کرده، گفت: «سکانس‌های سخت کم نبود اما بازی در صحنه‌های مربوط به سپاه ششم برایم از نظر بار ‌روانی، دشوارتر بود؛ جایی که شهید علی هاشمی برای آخرین بار مقر را ترک می‌کند و به نیروهایش دستور عقب‌نشینی از جزیره را می‌دهد. ترک آنجا برای من هم سخت بود. چون نزدیک به یک سال با این شخصیت هم‌ذات‌پنداری کرده بودم. هرچه به پایان ضبط نزدیک‌تر می‌شدیم، بیشتر به سختی‌ها و بی‌خوابی‌های شهید فکر می‌کردم و همین باعث می‌شد خودم هم خوب نخوابم و آن حس سنگینی را درک کنم. سخت‌ترین قسمت اما صحنه‌ی شهادت شهید هاشمی بود؛ آن لحظه که حس می‌کردم پروژه تمام شده و باید با این شخصیت عزیز خداحافظی کنم. سرمای آب هم فشار را بیشتر می‌کرد؛ وقتی پا به آب گذاشتم، سرما باعث شد به آقای جعفری نگاه کنم و او فقط گفت: «زود تمام می‌شود» اما برای من آن لحظه انگار هیچ‌وقت تمام نمی‌شد.»

این بازیگر جوان سریال پسران هور تکمیل کرد: «من عرب هستم اما به زبان عربی کاملاً مسلط نیستم. میزان عربی‌ای که بلدم، بیشتر از دوران مدرسه یاد گرفته‌ام و حرفه‌ای نیستم. چون در همه قومیت‌ها به تلفظ درست و لهجه حساسیت دارند، بسیار تمرین کردم تا هنگام صحبت کردن مشکلی پیش نیاید. وقتی سریال پخش شد، دوستان زیادی پیام دادند و از زبان عربی‌ام تشکر کردند. از آنجا که کیفیت بیان برایم مهم بود از کسانی که به عربی تسلط دارند، خودم هم این امر را جویا شدم و همه گفتند: «بیان خوبی داشتی.» این بازخوردها کمک کرد آرامش بیشتری پیدا کنم. از آقای جعفری و گروه تولید بابت این فرصت سپاس‌گزارم و امیدوارم خانواده و خود شهید هاشمی از من راضی باشند.

بازخوردهای بازی در نقش شهید هاشمی

ثامری با اشاره به بازخوردهایی که از بازی خود گرفته، افزود: «سردار حسینی، از دوستان قدیمی پدرم و از هم‌رزمان شهید، پس از دیدن فیلم و سریال تأیید کرد که در جزئیات به شخصیت شهید نزدیک شده بودم. حتی در قسمت اول سریال که در اهواز پخش شد، کسی آمد و گفت نقش شهید هاشمی را با دقت فراوان بررسی کرده و حرکاتم کاملاً شبیه به خود شهید بوده است. این بازخوردها برایم بسیار دلگرم‌کننده بود. هرچند می‌دانم که در بازیگری تازه راه را آغاز کرده‌ام و ایفای نقش شخصیتی مانند علی هاشمی که قهرمان ملی است، کار بسیار دشواری است.»

بازیگر نقش شهید هاشمی توضیح داد:‌ «خوشبختانه بسیاری از نزدیکان، دوستان و هم‌رزمان شهید علی هاشمی هنوز در قید حیات هستند. هرچند بهتر است خود آقای جعفری درباره‌ی روند کار توضیح دهند اما براساس شنیده‌ها می‌دانم که ایشان برای نوشتن فیلم‌نامه از منابع متنوعی استفاده کرده‌اند؛ هم تحقیقات میدانی و هم اسناد مکتوب. حتی گفته شده که با مادر شهید نیز گفتگو شده است. علاوه‌ بر این، روایت‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها و خاطراتی مثل خاطرات سردار محسن رضایی در کتاب «گمشده من» به‌عنوان منابع مهم در نگارش فیلم‌نامه مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند. این همراهی و منابع معتبر، به نگارش دقیق و درست فیلم‌نامه کمک بسیاری کرده است.»

زهرا عباسی

گزارش خطا