کد خبر: ۹۳۱
۱۳۹۶/۰۴/۱۸ ۱۹:۴۳

رنگ «ازدواج» پریده است!


زهرا کیایی

«در زندگیم رنج‌های بسیاری متحمل شده‌ام و نمی‌خواهم دختر و پسرم دیگر با چنین مشکلاتی مواجه شود» یا آن‌که «ازدواج مانع بزرگ آرزوهای من شد و من فدای ازدواج زودهنگام خود شدم» یا «والدین من نظر مرا در انتخاب همسرم جویا نشدند و زوج من اونی شد که عقدمان را از کودکی در آسمان‌ها بسته بودند!» این‌ها نمونه‌هایی از جملاتی است که مدت‌هاست به شنیدنش از دوستان و اقوام خود عادت کرده‌ایم و بلکه خودمان از گویندگان آنیم و سرسختانه به این باورهایی که از تجربیات تاریخی و خانوادگی‌مان نشأت گرفته پایبندیم! حال سؤال این است که والدینی که این‌گونه می‌اندیشند چه فرزندان و چه جامعه‌ای را شکل داده‌اند و آیا موفق به از بین بردن نگرانی‌ها و جبران رنج‌هایشان برای نسل آتی و در نتیجه سلامتی و خوشبختی جوانانشان شده‌اند؟!

تجربه والدین

جوانان امروز اغلب والدینی دارند که به سبک خاص سنتی ایران سی یا چهل سال پیش ازدواج کرده‌اند. ازدواج‌ها در آن زمان با تفکرات و ویژگی‌های خاصی همراه بود که بخشی از آن برگرفته از فرهنگ ایرانیان و برخی الهام گرفته از توصیه‌های دینی؛ سنت ازدواج ایرانیان را شکل می‌داد. والدین در این دوران نقش پررنگ و بلکه قلدرانه‌ای را ایفا می‌کردند و از همان کودکی فرزندانشان، آن‌ها را برای دختر یا پسر یکی از دوستان یا اقوام نشان می‌کردند و ضرب‌المثل‌های این‌چنینی که «عقد دخترعمو و پسرعمو را در آسمان‌ها بسته‌اند» محصول این تفکر رایج بود و یا به مجرد آن‌که فرزندان بلوغ را رد می‌کردند به جد در فکر فراهم کردن شرایط ازدواج آن‌ها بودند. در این زمینه کمتر خانواده‌ای پیدا می‌شد که جوانان نو بالغ را شایسته نظرخواهی در باب انتخاب همسرش بداند و چه بسا در کنار سفره عقد، زوج جوان یکدیگر را شناسایی می‌کردند...

گزارش خطا