
نیلوفر حاج قاضی
«همیشه روزهای میانی تیرماه داغی رو در وجودم زنده میکنه.
غصه روزهای گذشته و ایامی که میشد بهتر و پویاتر آن را گذراند. وقتی هم با
اطرافیان در این باره درد دل میکنم همه میگویند: «هنوز راه درازی در پیش داری.
جوان هستی و میتوانی جبران کنی.» یا معتقدند عمری از من تلف نشده چون در همین راه
اشتباهی که میانهاش هستم وقتم را هدر نداده و مثمرثمر بودهام. اما این برای خودم
یک شکست است. این که در روزهای حساس نوجوانی که باید اصولیتر انتخاب میکردم،
موضوع را جدی نگرفتم. تصور میکردم انتخاب از روی احساس همیشه پاسخگوی نیازهایم
خواهد بود. اما حالا که کمی پختهتر شدم فهمیدم میتوانستم راه بهتری را انتخاب
کنم. مسیری منطقی که به علاقه و استعدادم نزدیکتر باشد.» اینها واگویههای جوانی
است که از انتخاب رشته در دوران دبیرستان گلایهمند است. موضوعی که میتواند دغدغه
بسیاری از جوانان در انتخاب رشته تحصیلی باشد و از آنجایی که این روزها اوج لحظات
تصمیمگیری برای نُهمیهاست به آن میپردازیم.
پزشکی، مهندسی، خلبانی؛ اینها همان رویاهای معروفی هستند که اکثریت
قریب به اتفاق نوجوانان مایل به آن هستند و معمولا صرفنظر از زمینههای علمی،
توان و علائقشان دلشان میخواهند رشتهای را در دبیرستان انتخاب کنند که انتهایش
به این رشتهها ختم شود. همان رشتههایی که به شدت مورد توصیه و تأکید والدینشان
نیز هست. خیلی از دانش آموزان و والدینشان فریب اسم ور سم این رشتهها را میخورند و خیلی دیگر هم معتقدند
جزو رشتههای پولساز و پردرآمد هستند. البته که پر بیراه هم نمیگویند؛ وقتی حدود یک ربع ساعت با یک
پزشک متخصص مشورت کنی و بین 50 تا 120 تومان هزینه این یک ربع را بپردازی به همین
نتیجه خواهی رسید. از طرف دیگر حقوق و تسهیلات برخی مهندسین و خلبانها هم اعداد و
ارقام بالایی دارد.
...