کد خبر: ۷۴۸۳
۱۴۰۵/۰۷/۰۴ ۱۳:۳۷
گزارشی از ظرفیت‌های نادیده گرفته‌شده‌ی گردشگری ایران

سرزمین هزار روایت

صبح زود در میدان نقش جهان اصفهان، نور آفتاب روی کاشی‌های فیروزه‌ای امام می‌تابد و گروهی از گردشگران داخلی، دوربین به دست، در حال ثبت لحظه‌ای هستند که به گفته‌ی خودشان در هیچ کجای دنیا تکرار نمی‌شود. این تصویر، تنها گوشه‌ای از واقعیتی بزرگ‌تر است؛ واقعیتی که می‌گوید ایران، در دل تحریم و تبلیغات منفی رسانه‌های غربی، همچنان یکی از غنی‌ترین مقاصد گردشگری جهان باقی مانده است. اما این ظرفیت چقدر دیده شده و چقدر به رونق اقتصادی و دیپلماسی فرهنگی تبدیل شده است؟ برای پیدا کردن پاسخ این سؤال چمدان‌مان را بستیم و دل به جاده‌های ایران زدیم، از خیابان‌ها و گذرها، عبور کردیم، بازارها و بناهای تاریخی را به دقت به تماشا نشستیم و از دل جنگل، دریا و کویر ظرفیت‌های گردشگری این دیار کهن را بررسی کردیم:

رضوانه باهری
نویسنده :

رضوانه باهری

گزارش 2961پیشینه‌ای که کمتر روایت شده
شاید ما با مفاهیمی مثل جهانگردی اولین بار، در مواجهه با انیمشین هشتاد روز دور دنیا که ویلی فاگ همان شیر معروف تصمیم گرفت چمدان ببندد و با بالن سفر کند، آشنا شدیم و شاید هم مارکوپلو آن جوانی که از ونیز ایتالیا راه افتاد و چرخید دور دنیا ما را راغب کرد به مقوله‌ی سفر به دور دست‌ها و به جهانگردی هم لابه‌لای زندگی فکر کنیم اما نکته اینجاست که گردشگری در ایران پدیده‌ای تازه نیست. از سفرنامه‌های جهانگردان اروپایی در دوره‌ی صفوی که با شگفتی از عظمت اصفهان می‌نوشتند، تا رونق جاده‌ی ابریشم که ایران را به گذرگاه اصلی تبادل کالا و فرهنگ میان شرق و غرب تبدیل کرده بود، این سرزمین همواره میزبان مسافرانی بوده که به‌دنبال چیزی فراتر از یک سفر ساده می‌گشتند. ابراهیم ماجدی یک پژوهشگر تاریخ گردشگری است او در این‌باره می‌گوید: «ایران در دوره‌های مختلف تاریخی، همواره نقطه‌ی تلاقی تمدن‌ها بوده و همین ویژگی، لایه‌های فرهنگی متعددی را روی هم انباشته که امروز میراث گردشگری کشور را شکل داده است و می‌شود در زمینه‌های مختلف یعنی از طبیعت‌گردی تا دید و بازدید ابنیه‌ی تاریخی را پوشش داد.»
با این حال، این پیشینه‌ی غنی، در دهه‌های اخیر همان‌قدر که باید مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است. کارشناسان و پژوهشگران برنامه‌ریزی گردشگری معتقد هستند فاصله‌ی میان ظرفیت بالقوه و آنچه امروز در عمل مشاهده می‌شود، ناشی از نبود برنامه‌ی بلندمدت و پیوسته در سیاست‌گذاری این حوزه بوده است. از همین رو در بسیاری از کشورهای موفق در صنعت گردشگری، برنامه‌ریزی بیست تا سی ساله وجود دارد، در حالی که در ایران غالباً برنامه‌ها با تغییر مدیریت‌ها دستخوش تغییر می‌شوند و عملاً گردشگری دولتی، مانع پیشرفت و توسعه این صنعت شده است.

میراث بدون رقیب
با نگاهی به نقشه‌ی ایران و تنوع و تکثر زیبایی‌ها و آثار و بناها می‌شود آن را مجموعه‌ای از هنر و طبیعت دانست که البته از آن به خوبی استفاده نشده است، اخبار می‌گوید ایران تاکنون بیش از بیست‌وپنج اثر فرهنگی و طبیعی را در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسانده که شهرهایی مانند اصفهان با چند اثر مستقل و مشترک، در صدر این فهرست قرار دارند. تخت جمشید، میدان نقش جهان، باغ‌های ایرانی، شهر تاریخی یزد و کاخ‌های قاجاری، تنها بخشی از گنجینه‌ای هستند که می‌توانند ایران را به یکی از قطب‌های گردشگری تاریخی جهان تبدیل کنند.
محمد حیدری کارشناس میراث فرهنگی نیز در این‌باره معتقد است: «ایران به لحاظ تنوع و غنای آثار تاریخی، جایگاهی در ردیف نخست کشورهای جهان دارد، اما مشکل اصلی در معرفی نشدن درست این ظرفیت به مخاطب جهانی است و مخصوصاً در این ایام آن‌ها تصویری از ایران ویران را از رسانه‌های خارجی دریافت کرده‌اند این درحالی است که حقیقت ماجرا چیز دیگری است.»
به گفته‌ی او، بسیاری از آثار ایران هنوز حتی در سطح داخلی هم به‌درستی شناخته‌شده نیستند و همین موضوع باعث شده بار تبلیغاتی منفی رسانه‌های بیگانه، راحت‌تر جای خالی این ناآگاهی را پر کند. کارشناسان میراث فرهنگی همچنین هشدار می‌دهند که حفظ و صیانت از این آثار، به‌ویژه در شرایط تهدیدات منطقه‌ای، باید در اولویت سیاست‌های ملی قرار گیرد.
البته بسیاری از افرادی که بعضاً به شیراز سفر کرده و جاهایی مثل تخت جمشید را دیده‌اند، بر این نکته تأکید داشتند که حس غرور ملی، انگیزه‌ی اصلی سفرشان به این مکان بوده است. حتی بعضاً برخی از آن‌هایی که به این شهر و این بنای تاریخی رفته یا قصد سفر دارند، معتقدند آوردن فرزندان‌شان به این مکان را نوعی مسئولیت می‌دانند تا نسل جوان با ریشه‌های تاریخی خود آشنا شود.
حالا با توجه به اینکه هزینه‌ی سفر بسیار زیاد است تمرکز بر میراث گردشگری شهری که در آن زندگی می‌کنیم هم خودش هدف اصلی آموزشی برای جوان و نوجوان امروز را تأمین می‌کند. حمیده زارعی مدیر یکی از مدارس دخترانه‌ی تهران است او که هر سال در برنامه‌ی اردویی مدرسه بازدید دانش‌آموزان از اماکن تاریخی پایتخت را قرار داده معتقد است: «بازدید مکرر دانش‌آموزان نوجوان از بناهای تاریخی شهر خودشان می‌تواند نقش مهمی در تقویت هویت ملی نسل جوان داشته باشد و آن‌ها می‌توانند از این طریق با میراث‌های ناملموس تاریخی و فرهنگی آشنا شوند.»
اما به گفته‌ی او، کمبود بودجه‌ی مدارس برای برگزاری بازدیدهای علمی، این فرصت را محدود کرده است.

یک تصویر واضح از گردشگری تب‌دار
برای اینکه حال و روز تب‌دار گردشگری دست‌مان بیاید به سراغ آمار و ارقام می‌رویم، بر اساس گزارش آماری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که از طریق سامانه‌ی انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات منتشر شده، در سال ۱۴۰۳ مجموعاً بیش از هفت میلیون و ۳۹۹ هزار نفر با عنوان گردشگر خارجی وارد ایران شده‌اند. این رقم در سال ۱۴۰۴ با کاهشی بیش از ۱۶ درصد، به حدود شش میلیون و ۲۰۵ هزار نفر رسید. البته در این آمار وقوع جنگ تحمیلی دوم کم‌اثر نبوده و همین بر حال بد گردشگری تأثیر گذاشته است؛ زیرا روند ورود گردشگران پیش از رویدادهای اخیر، مسیری صعودی داشت؛ به‌گونه‌ای که در فروردین ۱۴۰۴ نسبت به‌مدت مشابه سال قبل، رشدی نزدیک به ۴۹ درصد و در اردیبهشت همان سال، رشدی حدود ۹ درصد ثبت شده بود. اما وقوع جنگ ۱۲روزه در خرداد ۱۴۰۴ و به‌دنبال آن ناآرامی‌های دی‌ماه و آغاز درگیری‌های اسفندماه و جنگ تحمیلی سوم، این روند رو به رشد را معکوس کرد. بر همین اساس، در سه‌ماهه‌ی نخست سال ۱۴۰۵ تعداد ورودی‌های ثبت‌شده به کمتر از ۹۲۹ هزار نفر رسید که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، اُفتی بیش از ۵۱ درصد را نشان می‌دهد. در بخش خروجی نیز آمارها نشان می‌دهد تعداد مسافران خروجی از کشور در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۱۴ میلیون و ۴۶۶ هزار نفر رسیده که در سال ۱۴۰۴ با کاهشی نزدیک به ۳ درصد همراه بوده است.
مهدیه رحیمی کارشناس اقتصاد گردشگری در تحلیل این ارقام معتقد است: «روند صعودی ابتدای ۱۴۰۴، نشان‌دهنده‌ی ظرفیت واقعی و بازگشت‌پذیر بخش گردشگری ایران است و افت بعدی، بیش از آنکه ریشه در ضعف ساختاری صنعت گردشگری داشته باشد، ناشی از شرایط امنیتی منطقه‌ای بوده است که امری ناگزیر و اجتناب‌ناپذیر است.»
وی خاطرنشان می‌کند: «تجربه نشان داده هر بار که ثبات نسبی در ایران برقرار شده، گردشگری کشورمان به‌سرعت مسیر رشد را از سر گرفته و همین موضوع باید در سیاست‌گذاری‌های آینده مورد توجه قرار گیرد تا زیرساخت‌ها برای بازگشت سریع‌تر گردشگر آماده باشند و ناملایمات نتوانند ناگهان این صنعت پرسود را با کاهش یا دشواری روبرو کنند، هرچند پدیده‌هایی مانند جنگ ناخودآگاه سبب اُفت شدید سفر و گردشگری می‌شود اما با این حال باید در شرایط کنونی به گردشگری پس از جنگ اندیشید و حتی برای آن برنامه‌ای ویژه داشت.»

گردشگری زیارتی، ظرفیتی راهبردی
ایران از آن دست از کشورهایی است که هر گوشه‌اش زیارتگاه دل‌هایی است که محبت اهل بیت‌علیهم‌السلام در آن ریشه دوانیده است، وجود بقاع متبرکه و امامزاده‌های بسیار در شهرهای گوناگون گواه همین پیش زمینه است، به حافظه‌ی خودمان هم که رجوع کنیم کمتر شهری را رفته‌ایم که در آن زیارتگاهی نبوده و بالأخره یک‌جور دل‌مان را در آنجا سبک کرده‌ایم در صدر همه‌ی این شهرها حساب مشهد برای ما ایرانی‌ها و بچه شیعه‌ها جداست، از همین زاویه گردشگری زیارتی در ذهن ما شکل می‌گیرد و همه‌ی تجربه آن را داشته و داریم.
مشهد مقدس با میزبانی سالانه میلیون‌ها زائر داخلی و خارجی از جمله زائرانی از عراق، افغانستان، پاکستان و آذربایجان، به یکی از مهم‌ترین قطب‌های گردشگری مذهبی جهان اسلام بدل شده است. قم نیز با حرم حضرت معصومه‌سلام‌الله‌علیها و حوزه‌ی علمیه، مقصد طلاب و زائرانی از سراسر جهان تشیع است.
حجت‌الاسلام علیرضا اردشیری کارشناس اقتصاد گردشگری مذهبی معتقد است: «این نوع گردشگری، برخلاف گردشگری تفریحی غربی که عمدتاً بر مصرف و تفنن استوار است، پیوندی معنوی و هویتی ایجاد می‌کند که می‌تواند محور یک دیپلماسی فرهنگی موفق در جهان اسلام باشد. کافی است به این قضیه بیندیشید که حرم رضوی به‌تنهایی زیرساخت اقتصادی گسترده‌ای در مشهد ایجاد کرده که هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم را پوشش می‌دهد؛ از هتل‌داری و رستوران‌داری گرفته تا صنایع‌دستی و حمل‌ونقل شهری، این همان چیزی است که مشهد را به‌واسطه‌ی وجود مقدس امام رضاعلیه‌السلام متمایز می‌کند.»
میان دوستانی که به‌واسطه‌ی سفر اربعین در عراق مهمان‌شان بودم و او هم هرازگاهی ضامن امام هشتم می‌شود، ریحا را پیدا می‌کنم او وقتی اسم سفر به مشهد به گوشش می‌خورد بال درمی‌آورد و می‌گوید: «هر سال منتظر است تا به این سفر معنوی بیاید و مشهد را دومین خانه‌ی خود بعد از نجف و کربلا می‌داند.»
ریحا به کشورهای دیگر مسلمان هم سفر کرده اما معتقد است؛ برخورد گرم مردم مشهد با زائران خارجی، تجربه‌ای است که هرگز در کشورهای دیگر ندیده و همین موضوع، او را هر سال به بازگشت ترغیب می‌کند.
شهر که شلوغ باشد و مهمان‌داری زائر خارجی بکند، بازارش رونق می‌گیرد این را حاج‌رضا عطری می‌گوید که در بازار رضا، حجره‌ی کوچک ادویه‌فروشی دارد؛ او اضافه می‌کند رونق کسب‌وکارش مستقیماً به تعداد زائرانی که هر سال به شهر می‌آیند وابسته است و هر گونه محدودیت در صدور ویزا یا مشکلات ارزی، به‌سرعت روی درآمد بازار اثر می‌گذارد. او تأکید می‌کند که در ایام‌های خاص زیارتی و ماه‌های صفر و میلاد امام رضاعلیه‌السلام، درآمد او تا چند برابر افزایش می‌یابد و این نشان می‌دهد ظرفیت گردشگری مذهبی چقدر می‌تواند به اقتصاد خرد شهرهای مذهبی کمک کند.
البته نباید به سادگی از کنار حرف‌های حاج‌آقا عطری گذشت؛ زیرا پیوند میان رویدادهای مهم مذهبی و گردشگری زیارتی، نمونه‌ی بارزی از قدرت نرم ایران و جهان تشیع است که با وجود همه محدودیت‌ها، هر سال میلیون‌ها نفر را از کشورهای مختلف به مرزهای ایران و عراق می‌کشاند.

گزارش 2961

اقتصاد مقاومتی از مسیر گردشگری
در شرایطی که در کنار تجاوز آشکار نظامی دشمن، تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا مسیرهای مالی و تجاری کشور را هدف قرار داده، گردشگری به یکی از کانال‌های مؤثر ارزآوری بدون وابستگی به نفت تبدیل شده است. رونق هتل‌داری بومی، صنایع‌دستی و گردشگری روستایی، نمونه‌هایی از ظرفیت‌هایی است که با حمایت داخلی و بدون نیاز به سرمایه‌ی خارجی می‌تواند شکوفا شود. این حوزه از اقتصاد کاملاً با اقتصاد مقاومتی مورد نظر امام شهید انقلاب مرتبط است کارشناسان اقتصاد مقاومتی، تأکید دارند گردشگری از معدود صنایعی است که با حداقل واردات، بیشترین ارزآوری و اشتغال‌زایی را ایجاد می‌کند و توسعه‌ی آن باید در اولویت سیاست‌های اقتصادی کشور قرار گیرد.
برای پی‌بردن به اهمیت این الگوی موفق اقتصادی، تلفن را برمی‌دارم تماسی با اقامتگاه بوم‌گردی ماه در روستای ابیانه برقرار می‌کنم، صفیه کاشانی که صاحب این اقامتگاه بوم‎گردی است در این زمینه می‌گوید: «در سال‌های اخیر، با وجود همه‌ی مشکلات اقتصادی، استقبال از اقامتگاه‌های سنتی افزایش یافته و این موضوع باعث شده جوانان روستا به‌جای مهاجرت به شهرهای بزرگ، در همان روستا مشغول به کار شوند. گاهی حتی ما مهاجرت معکوس را هم تجربه کرده‌ایم یعنی مثلاً یک همشهری که خانه‌ی پدری‌اش در این شهر بوده و خودش در شهر دیگری زندگی می‌کرده آمده بنای خانه را احیا کرده و حالا علاوه بر خودش یکی دو نفر دیگر مشغول به کار شده‌اند البته این روزها با توجه به شرایط کشور باید برای حفظ این کسب و کارهای کوچک مبتنی بر گردشگری، دولت سیاست حمایتی داشته باشد تا کسب و کار بعضی از همکاران ما به‌خاطر مشکلات مالی تعطیل نشود.»
اما یکی از شهرهایی که می‌شود اقتصاد مقاومتی مبتنی بر گردشگری را در آن پی گرفت اصفهان است، استاد محمد بهرامی یکی از فعالان پرتلاش صنایع‌دستی در اصفهان نیز معتقد است بازار صنایع‌دستی ایران به‌ویژه میناکاری و قلم‌زنی، همچنان مشتریان جدی در میان گردشگران خارجی دارد اما مشکلات نقل و انتقال مالی بین‌المللی، فروش آنلاین به مشتریان خارج از کشور را با دشواری‌های جدی مواجه کرده است که باید در این خصوص هم فکری کرد.»

از دشت لوت تا جنگل‌های شمال؛ یادآوری این همه زیبایی
به زعم دوست و دشمن تنوع اقلیمی ایران از کویر لوت که گرم‌ترین نقطه‌ی زمین را در خود جای داده تا جنگل‌های بارانی هیرکانی در شمال و از سواحل جنوبی خلیج فارس تا قله‌های برف‌گیر البرز، فرصتی کم‌نظیر برای طبیعت‌گردی فراهم کرده است. کمتر کشوری در جهان می‌توان یافت که در آن، مسافر بتواند صبح را در دل کویری داغ و بی‌آب‌وعلف آغاز کند، ظهر را در جاده‌ای پرپیچ‌وخم میان کوه‌های سربه‌فلک‌کشیده بگذراند و غروب را در جنگلی مه‌آلود و سرسبز به پایان برساند؛ مسیری که در ایران، گاه تنها چند ساعت رانندگی فاصله دارد.
برای فهم این مطلب به سراغ شبکه‌ی اجتماعی و صفحات مرتبط با ایران‌گردها رفتم، در دل کویر لوت، جایی که ریگ‌های روان و کلوت‌های عظیم منظره‌ای شبیه به سیاره‌ای دیگر ساخته‌اند، گروهی از گردشگران داخلی که برای دیدن آسمان شب و ستاره‌ها به این منطقه سفر کرده بودند، مقابل دوربین تلفن همراه خود از تجربه‌ی بکر سکوت عمیق کویر و روشنایی کهکشان راه شیری، حس آرامشی که در شهر نمی‌شود آن را تجربه کرد می‌گویند.»
در سوی دیگر کشور، جنگل‌های هیرکانی که قدمتی چند میلیون ساله دارند و به‌عنوان یکی از کهن‌ترین اکوسیستم‌های جنگلی جهان شناخته می‌شوند، هر ساله میزبان هزاران گردشگری هستند که به‌دنبال فرار از هیاهوی شهر، به دل مه و درختان کهنسال پناه می‌برند.
بیایید کمی بالاتر برویم روی قله‌ی دماوند همان که محمدتقی بهار آن را دیو سپید پای در بند می‌نامد و هر سال میزبان کوهنوردانی از سراسر کشور و حتی خارج از ایران است. که با سر زدن به تجارب کوهنوردان می‌شود به ظرفیت عمیق و راهبردی آن در گردشگری پی برد.
در جنوب ایران هرچند جزیره هرمز این روزها زخمی است اما این جزیره با خاک‌های رنگارنگ، از قرمز و نارنجی گرفته تا زرد و بنفش، منظره‌ای رویایی ساخته‌اند که تجربه‌گران آن، این جزیره مقاوم را نقاشی خداوند می‌نامند.
همین‌طور سواحل خلیج فارس و دریای عمان، از جزیره‌ی کیش با آب‌های فیروزه‌ای و مرجان‌های زیرآب گرفته تا سواحل چابهار با پدیده‌های طبیعی نادر مانند تنگه‌های ساحلی و کوه‌های گلی، مقصد گروهی از گردشگرانی هستند که به‌دنبال ترکیبی از تفریح دریایی و طبیعت بکر می‌گردند.
در شمال‌غرب کشور نیز، دریاچه‌ی ارومیه با وجود چالش‌های زیست‌محیطی سال‌های اخیر، همچنان یکی از جاذبه‌های طبیعی مهم به شمار می‌رود و جزایر آن، از جمله جزیره‌ی اسلامی، مقصد گردشگرانی است که به‌دنبال تجربه‌ای متفاوت از دریاچه‌های نمکی هستند.
این تنوع گسترده، از بیابان‌های سوزان مرکزی تا جنگل‌های بارانی شمال، از قله‌های پوشیده از برف تا سواحل گرمسیری جنوب، تصویری از ایران ارائه می‌دهد که بسیاری از گردشگران داخلی و خارجی، پیش از سفر، تصور آن را نداشتند؛ تصویری که به گفته‌ی بسیاری از همین مسافران، تنها با دیدن از نزدیک قابل درک است.

زن‌ها موتور محرک رونق گردشگری
یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده اما رو به رشد صنعت گردشگری ایران، نقش فزاینده‌ی زنان در حلقه‌های مختلف این زنجیره‌ی اقتصادی است؛ از کارآفرینی روستایی و اقامتگاه‌های بوم‌گردی گرفته تا راهنمایی تور و تولید صنایع‌دستی.
کمی جدی‌تر که به ماجرا نگاه کنیم متوجه می‌شویم پژوهش‌های دانشگاهی متعددی در سال‌های اخیر به این موضوع پرداخته‌اند. بازخوانی این پژوهش‌ها و نتایج آن ما را شگفت‌زده می‌کند، یکی از این پژوهش‌ها که به بررسی روستاهای اطراف دریاچه‌ی گهر در استان لرستان اختصاص داشته، نشان می‌دهد مشارکت زنان روستایی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گردشگری چشمگیر بوده است؛ زنانی که در تولید صنایع‌دستی، ارائه‌ی خدمات غذایی به گردشگران، فروش محصولات کشاورزی و حتی تصمیم‌گیری‌های محلی نقش‌آفرینی می‌کنند. بر اساس همین پژوهش، زنان روستایی همچنین نقش مهمی در انتقال میراث فرهنگی و عشایری به نسل جدید و ترویج رفتارهای دوست‌دار محیط‌زیست در مقصدهای گردشگری دارند.
پژوهشی دیگر درباره‌ی منطقه‌ی اورامان در استان کردستان نیز نشان می‌دهد حضور گردشگران، نقش‌های اجتماعی زنان روستایی را دستخوش تغییر کرده و زمینه‌ساز شکل‌گیری آنچه امروز گردشگری کارآفرین نامیده می‌شود، بوده است. در استان گیلان نیز مطالعه‌ای در دهستان گوراب‌پس شهرستان فومن نشان داده که گردشگری روستایی می‌تواند نقش مؤثری در استقلال اقتصادی و توانمندسازی زنان روستایی ایفا کند، هرچند موانعی مانند کمبود سرمایه‌ی اولیه، نبود مشارکت گروهی و محدودیت دسترسی به بازار همچنان پیش روی این کارآفرینان است.
سوسن عظیمی یکی از بانوان صاحب اقامتگاه بوم‌گردی در روستایی در استان کرمان که پیش از ورود به این حوزه، عمدتاً درگیر مسائل خانه‌داری بوده، در گفتگو با ما می‌گوید راه‌اندازی اقامتگاه، نه‌تنها منبع درآمد مستقلی برایش ایجاد کرده بلکه حس هویت و اعتمادبه‌نفس تازه‌ای نیز به او بخشیده است. او عقیده دارد بسیاری از زنان همسایه‌اش نیز اکنون با فروش صنایع‌دستی، محصولات محلی و پذیرایی از گردشگران، برای اولین‌بار درآمدی جدا از همسرانشان به دست می‌آورند.
مهسا مظلوم کارشناس گردشگری روستایی هم معتقد است گردشگری، به‌دلیل انعطاف‌پذیری بالا و امکان انجام آن در کنار مسئولیت‌های خانوادگی یکی از مناسب‌ترین بسترها برای اشتغال زنان به‌ویژه در مناطق روستایی و عشایری است. به گفته‌ی او، در بسیاری از مناطق، زنان به‌طور سنتی تولیدکنندگان اصلی صنایع‌دستی مانند قالی و گلیم بوده‌اند و توسعه‌ی گردشگری فرهنگی می‌تواند بازار مستقیم و پایداری برای این تولیدات ایجاد کند، بدون آنکه نیازی به مهاجرت یا تغییر سبک زندگی آنان باشد.
در کنار روستاها، نقش زنان در مشاغل شهری گردشگری نیز رو به گسترش است. آمارها و البته مشاهدات نشان می‌دهد در دهه‌ی اخیر، تعداد راهنمایان زن در کنار همتایان مرد به‌طور محسوسی افزایش یافته و بسیاری از گردشگران خانواده‌محور، به‌ویژه از کشورهای منطقه، ترجیح می‌دهند راهنمای سفرشان یک خانم باشد تا یک آقا. این روند، هم فرصت شغلی تازه‌ای برای زنان تحصیل‌کرده ایجاد کرده و هم به معرفی دقیق‌تر ابعاد فرهنگی و خانوادگی جامعه‌ی ایرانی به گردشگران کمک می‌کند.
برای اثبات همیت نقش زن‌ها در حوزه‌ی گردشگری دوباره به کرمان برگشتیم و به سراغ نیلوفر احمدی پژوهشگر حوزه‌ی هویت و گردشگری که مطالعه‌ای درباره‌ی زنان صاحب اقامتگاه بوم‌گردی در استان کرمان انجام داده رفتیم، او در این زمینه تأکید می‌کند ورود زنان به دنیای کسب‌وکار گردشگری، فرایندی از بازتعریف هویت فردی و اجتماعی آنان را رقم زده که پیش از آن عمدتاً محدود به نهاد خانواده بوده است. با این حال، کارشناسان بر این نکته نیز تأکید دارند که برای تداوم و گسترش این روند، لازم است تعاونی‌های زنان روستایی تقویت شوند، آموزش‌های حرفه‌ای بیشتری در اختیار آنان قرار گیرد و زیرساخت‌های دیجیتال برای فروش مستقیم محصولات‌شان توسعه یابد.

ظرفیت نادیده‌ی گردشگری سلامت
یکی از ابعادی که کمتر در رسانه‌ها به آن پرداخته می‌شود، گردشگری سلامت و پزشکی است. کیفیت بالای خدمات پزشکی در برخی رشته‌های تخصصی مانند جراحی زیبایی، دندان‌پزشکی و ناباروری، همراه با هزینه‌های به‌مراتب پایین‌تر نسبت به کشورهای اروپایی و حتی برخی کشورهای منطقه، ایران را به مقصدی جذاب برای بیماران خارجی تبدیل کرده است.
دکتر احمد جلالی پزشک متخصص پوست و مو که سالانه بیماران زیادی از کشورهای همسایه را در کلینیک خود می‌پذیرد، درباره‌ی این نوع گردشگری می‌گوید: «بسیاری از بیماران عراقی، افغانستانی و حتی برخی کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس، ایران را به‌دلیل کیفیت درمان و هزینه‌ی مناسب بر کشورهای اروپایی ترجیح می‌دهند.»

گزارش 2961

دست برتر ایرانی‌ها
قبل از آغاز دو جنگ تحمیلی اوضاع گردشگری مخصوصاً ایران‌گردی خارج‌نشین‌ها چندان بد نبود با این حال هنوز فاصله‌ی زیادی با عدد مطلوب داشت تا جایی ‌که رهبر شهید انقلاب اسلامی در خصوص کاهش وابستگی به نفت، گردشگری را یکی از مهم‌ترین موارد جایگزین برشمردند، البته نگاه امام شهیدمان به این مقوله کاملاً کارشناسی شده و معطوف به استفاده از پتانسیل‌هـای اقتصـادی گردشگری، اولویت دادن به گردشگری برای پیشرفت استانی و توسـعه‌ی منـاطق کمتـر برخوردار، استفاده از گردشگری به‌عنوان ابزاری برای معرفـی فرهنـگ غنـی کشـور، اهمیت حفظ و نگهداری میـراث فرهنگـی و شناسـاندن جاذبـه‌هـای گردشـگری بـرای مسافران خارجی و داخلی بود.
با این همه، مسیر پیش رو بی‌مانع نیست. ضعف زیرساخت‌های حمل‌ونقل، کمبود هتل‌های استاندارد در برخی مناطق، پیچیدگی صدور ویزا برای گردشگران برخی کشورها و از همه مهم‌تر، بمباران رسانه‌ای غرب که ایران را کشوری ناامن معرفی می‌کند از موانع اصلی توسعه این صنعت هستند.
محسن میرامین محمدی کارشناس حوزه‌ی رسانه معتقد است جنگ روایت علیه ایران، ابزاری هدفمند برای جلوگیری از ورود گردشگر و سرمایه به کشور است و مقابله با آن نیازمند سرمایه‌گذاری جدی در دیپلماسی رسانه‌ای و معرفی چهره‌ی واقعی ایران از زبان گردشگرانی است که خود این سرزمین را تجربه کرده‌اند، این مقوله به‌ویژه در ایام بعد از اتمام دفاع مقدس سوم و با یاری خدا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند زیرا برخی از ابعاد گردشگری ایران به‌ویژه در جزایر جنوبی به‌واسطه‌ی اخبار جنگ صورتی دست‌نایافته پیدا کرده و همین مقوله می‌تواند برای هم‌وطنان و خارجی‌ها جذاب باشد.
آنچه در لابه‌لای همه‌ی حرف و سخن‌های گفته شده و سیاست‌های موجود و ناموجود دیده می‌شود این است که گردشگری ایران یک صنعت جانبی نیست، بلکه ابزاری راهبردی برای معرفی تمدن، مقاومت اقتصادی و دیپلماسی فرهنگی است که بعد از برقرار کامل امنیت در ایران می‌تواند به‌عنوان درآمدی پایدار مورد نظر قرار گیرد، به هر ترتیب سابقه‌ی تمدنی غنی ما ایرانی‌ها از یک‌سو باید برای خودمان بازنمایی شود تا نسل‌های بعد بدانند این سرزمین غیور از دل چه حوادثی سربلند بیرون آمده و از سوی دیگر خارجی‌ها نیز با ابعاد مهم زندگی ایرانی و سبک زندگی ما آشنا شوند.
گردشگری هرچند حالا در سطوح دانشگاهی هم برای خودش تبدیل به رشته‌ی تحصیلی شده و به‌صورت تخصصی به آن نگاه می‌شود اما تا زمانی ‌که سیاست‌گذاری صحیح فرهنگی و رسانه‎‌ای در خصوص آن اعمال نشود نمی‌توان از مواهبش بهره برد، نگاه به کشورهای موفقی نظیر چین که به لحاظ تمدن، تاریخ و جاذبه‌های طبیعی تقریباً در مقام برابری با ایران است می‌تواند راه‌های تازه‌ای را جلوی روی ما باز کند، راه‌هایی که از طریق تلفیق دانش روز با پیوستگی به گذشته ممکن است.

راهی که هنوز ناهموار است
با همه‌ی این غنا و تنوع، وقتی پای رسیدن به این جاذبه‌ها به میان می‌آید، ماجرا کمی رنگ می‌بازد. راه‌آهن سریع‌السیر که در بسیاری از کشورهای رقیب، فاصله‌ی شهرهای گردشگری را به چند ساعت راحت رسانده در ایران هنوز حرفی است که سال‌هاست شنیده می‌شود اما به عمل ننشسته و مسافر همچنان باید یا در جاده‌های طولانی روزگار بگذراند و یا هزینه‌ی گزاف بلیت هواپیما را بپردازد. همین یک مانع کوچک، گاهی گردشگری را از همان ابتدای تصمیم‌گیری منصرف می‌کند.
اما در میان همه‌ی این کمبودها، یک ظرفیت تازه در شرایط فعلی در حال شکل‌گیری است که هم‌سو با غیرتی است که این سرزمین همیشه به آن مفتخر بوده یعنی گردشگری مناطق عملیاتی دفاع مقدس. خرمشهر، شلمچه، فکه، جایی که خون جوانان این آب‌وخاک زمین را آبیاری کرده، امروز مقصد گروه‌هایی از دانش‌آموزان، طلاب و حتی خانواده‌هایی است که می‌خواهند فرزندان‌شان از نزدیک با روایت مقاومت آشنا شوند. با پایان یافتن دفاع مقدس سوم، بسیاری بر این باورند که این ظرفیت می‌تواند گسترده‌تر هم بشود؛ نه‌فقط برای هم‌وطنان بلکه برای نشان دادن چهره‌ی واقعی مقاومت ایران به مهمانانی از کشورهای دیگر که تصویری متفاوت از رسانه‌های غربی دریافت کرده‌اند و حالا می‌توانند شاهد ایران مقتدر و مظلوم باشند.

سال شصت و یکم ـ شماره 2961

گزارش خطا