به مرور متوجه شدم که ساعت و شکل کار در این مجموعهها با شرایط زندگی و روحیهی من سازگار نیست؛ چون زمان کاری تا حد زیادی از قبل تعیین شده بود به همین دلیل تصمیم گرفتم فعالیت مستقلی را شروع کنم تا بتوانم زمان کارم را بیشتر با شرایط زندگی و سن فرزندانم هماهنگ کنم.
مرضیه ولی حصاری
چه شد تصمیم گرفتید کارآفرینی را شروع کنید؟
کارآفرینی همیشه برای من یک دغدغه بود؛ از این جهت که دلم میخواست بهعنوان یک زن، در حوزهی اقتصادی نقشی برای کشورم داشته باشم. اما انگیزهی اصلی من صرفاً اقتصادی نبود. برایم مهم بود که بتوانم از مسیری که با فرهنگ و تخصصم ارتباط دارد، وارد فضای اقتصادی شوم.
سالها در حوزهی مادر و کودک مطالعه و فعالیت کرده بودم و برایم مهم بود که این دانش و تجربه فقط در قالب کارمندی یا ارائهی خدمات فردی باقی نماند. دوست داشتم بتوانم براساس آنچه آموختهام، یک ایده و مسیر تازه در حوزهی مادر و کودک ایجاد کنم؛ مسیری که هم اثر فرهنگی داشته باشد و هم بتواند به یک فعالیت اقتصادی پایدار تبدیل شود.
به همین دلیل، برای من کارآفرینی فقط به معنای داشتن یک کسبوکار نبود؛ فرصتی بود برای اینکه بتوانم دانشی را که به دست آوردهام، به محصول، خدمت یا تجربه تبدیل کنم و از طریق آن، هم برای خودم یک مسیر اقتصادی بسازم و هم در حوزهای که به آن باور دارم اثر بگذارم.
چرا اسباببازی را برای فعالیت اقتصادی خود انتخاب کردید؟ آیا در کنار کارآفرینی، دغدغهی فرهنگی یا تربیتی هم داشتید؟
من این امکان را داشتم که تمرکزم را روی حوزهی فرهنگی و تربیتی محصولات مادر و کودک بگذارم. در آن دوره، شرایط زندگیام بهگونهای بود که میتوانستم برای مدتی درآمد پایینتر این حوزه را بپذیرم و زمان بیشتری برای شناختن این بازار و پیدا کردن مسیر مناسب اختصاص بدهم.
به نظرم یکی از ظرفیتهای مهم زنان در عرصهی اقتصادی این است که گاهی میتوانند در کنار فعالیت اقتصادی، به دغدغههای فرهنگی و اجتماعی خودشان هم توجه کنند و مدتی برای شکل گرفتن یک ایده زمان بگذارند.
من هم در سالهایی که در حوزهی کودک فعالیت میکردم، بهتدریج با محصولات بازیمحور و نیازهای خانوادهها بیشتر آشنا شدم. در این مسیر، در سبد محصولات موجود در بازار، جای خالی بعضی محصولات را میدیدم؛ محصولاتی که هم امکان بازی داشته باشند و هم بتوانند با نیازهای تربیتی و فرهنگی کودک و خانواده ارتباط برقرار کنند.
به همین دلیل، اسباببازی برای من فقط یک کالای اقتصادی نبود؛ فرصتی بود تا بخشی از دغدغههای فرهنگی و تربیتیام را در قالب محصول دنبال کنم و در کنار آن، یک فعالیت اقتصادی هم شکل بدهم.
بهعنوان یک زن، در مسیر راهاندازی و توسعهی برند خود با چه چالشهایی مواجه شدید؟
راهاندازی هر کسبوکاری طبیعتاً با چالشهایی همراه است، اما وقتی یک زن همزمان نقش مادری و همسری را هم بر عهده دارد، مسئلهی مدیریت زمان و هماهنگ کردن این نقشها پررنگتر میشود. برای من مهم بود که بتوانم در کنار خانواده، سهم و جایگاه خودم را در عرصهی اجتماعی و اقتصادی پیدا کنم.
من پیش از راهاندازی برند، فعالیتهایم را بیشتر در قالب مجموعههای فرهنگی انجام میدادم. به مرور متوجه شدم که ساعت و شکل کار در این مجموعهها با شرایط زندگی و روحیهی من سازگار نیست؛ چون زمان کاری تا حد زیادی از قبل تعیین شده بود به همین دلیل تصمیم گرفتم فعالیت مستقلی را شروع کنم تا بتوانم زمان کارم را بیشتر با شرایط زندگی و سن فرزندانم هماهنگ کنم.
البته این انتخاب به این معنا نبود که مسیر سادهتر شد. چون زمان قابل استفادهی من محدودتر بود، طبیعی بود که رسیدن به بعضی اهداف زمان بیشتری ببرد. از طرف دیگر، در بخشهایی مثل تولید محصول، چاپ، بستهبندی، خرید مواد اولیه، فروش و شرکت در نمایشگاهها، گاهی لازم بود در زمان مشخصی حضور داشته باشم؛ زمانهایی که همیشه امکان هماهنگ کردنشان با مسئولیتهای خانوادگی وجود نداشت. اما در کنار این چالشها، گاهی فرصتهای خیلی خوبی هم به وجود میآمد. بخشهایی از کار را که در اختیار خودم بود گاهی در فاصلهی بینالطلوعین انجام میدادم؛ زمانی که برای خودم بسیار پربرکت بود و فرصت خوبی برای تمرکز و انجام کارها فراهم میکرد. مثلاً حدود ۹۰ درصد کتاب «با خیال راحت مادری کن» را در همین فاصله بینالطلوعین نوشتم و این موضوع کمک زیادی کرد که روند نوشتن کتاب سریعتر پیش برود.
شما در تولید اسباببازیها از عناصر مذهبی هم بهره بردهاید؟
وقتی مجموعهی وروجک را راهاندازی کردم، هدفم این نبود که صرفاً در حوزه تولید محصولات مذهبی کودک فعالیت کنم. در ابتدا، تمرکز وروجک بیشتر روی ارائه خدمات و محصولات برای مادرها بود؛ از محصولات آموزشی برای والدین گرفته تا محصولات فعالیتمحور برای کودکان.
در گفتگوهایی که با مادرها داشتم، بهتدریج متوجه شدم که در بازار محصولات فعالیتمحور کودک، جای بعضی محصولات خلاقانه خالی است؛ محصولاتی که کودک بتواند با یک محصول، بازیهای متنوع و زیادی انجام دهد و صرفاً با یک فعالیت از پیش تعیینشده مواجه نباشد.
در ادامه، وقتی محصولات فعالیتمحور با موضوعات مذهبی را هم بررسی کردم، احساس کردم بخشی از این محصولات بیشتر به استفاده از یک المان یا عنوان مذهبی محدود شدهاند و گاهی از نظر طراحی و محتوای متناسب با کودک، ظرفیت بیشتری برای کار دارند. به همین دلیل، مسیر وروجک بهتدریج بهسمت تولید محصولاتی رفت که موضوع مذهبی در آنها فقط یک عنوان یا تصویر نباشد، بلکه در خودِ محتوا و تجربهای که برای کودک طراحی میشود حضور داشته باشد.
برای این کار، نمونههای مختلف داخلی و خارجی را بررسی کردیم و سعی کردیم مفاهیم مهم مذهبی و ملی را به زبان بازی، فعالیت و تجربهی کودک تبدیل کنیم. محصولاتی مثل «خاطرات حیاط بابارضا» و «سفرنامهی اربعین» حاصل همین نگاه هستند.
فعالیت شما فراتر از یک کسبوکار، چه نقشی در حوزهی فرهنگی و تربیتی میتواند داشته باشد؟
برای من از ابتدا مهم بود که فعالیت اجتماعی و اقتصادیام فقط به کسب درآمد محدود نشود. یکی از دغدغههای اصلیام این بود که ببینم زنان و مادران چطور میتوانند در کنار نقش مادری و همسری، حضور اجتماعی خودشان را هم حفظ کنند؛ بدون اینکه یکی را به قیمت کنار گذاشتن دیگری انتخاب کنند.
من در این سالها الگوهای مختلفی از مادران را بررسی کردم و سعی کردم در تجربهی شخصی خودم هم راههایی برای ایجاد این ارتباط پیدا کنم. برایم مهم بود که مادری به معنای کنار گذاشتن همهی دغدغهها و علایق اجتماعی زن نباشد و از طرف دیگر، فعالیت اجتماعی هم به این معنا نباشد که کودک حتماً باید از مادر جدا شود یا حضور مادر در کنار او به حداقل برسد.
بخشی از همین دغدغه باعث شد کتاب «با خیال راحت مادری کن» را بنویسم. در این کتاب تلاش کردم دربارهی مرز وظایف مادر در بازی با کودک صحبت کنم؛ اینکه مادر باید نیاز کودک به بازی را بشناسد، شرایط مناسب برای بازی را فراهم کند و به استقلال او کمک کند، اما قرار نیست خودش بهجای کودک بازی کند.
همین نگاه میتواند بخشی از زمان مادر را آزاد کند تا در کنار مادری، فرصت بیشتری برای فعالیتهای شخصی، اجتماعی یا اقتصادی خودش داشته باشد. برای من، این بخش از فعالیت وروجک شاید بهاندازهی خود محصولات اهمیت داشته باشد.
سال شصت و یکم ـ شماره 2961