بررسی تحلیلی سینمای ایران در یک دههی اخیر، نمایانگر یک عارضهی ساختاری و هویتی است که بیش از هر چیز در ژانر کمدی خودنمایی میکند. سینمایی که روزگاری قرار بود آینهی تمامنمای فرهنگ، اخلاق، هویت ملی و دینی جامعه باشد، در سالهای گذشته به بستر تاختوتاز جریان سخیف و ابتذالمحوری تبدیل شده که جز سوداگری در گیشه و تهی کردن ذهن مخاطب از مفاهیم اصیل، هدفی را دنبال نمیکند. کمدیهای یک دههی اخیر سینمای ایران، بهجای حرکت در مسیر طنز فاخر و واقعی، نقد سازندهی اجتماعی و خندهی نجیب، بهسمت لودگی، تکیه بر شوخیهای کلامی مبتذل و از همه فاجعهبارتر، هجمه به سبک زندگی و ریشههای اعتقادی مردم حرکت کردهاند. این جریان نهتنها به ارتقای سطح فرهنگ عمومی کمکی نکرده، بلکه تعمداً با تنزل دادن ذائقهی مخاطبان، سینما را به ابزاری برای ترویج سطحینگری بدل ساخته است. فیلم سینمایی «آنتیک» را باید یکی از تازهترین و در عین حال عیانترین نمایندگان این جریان فکری و ساختاری نامطلوب دانست؛ اثری که پشت ماسک فریبندهی سرگرمی و کمدی سنگر گرفته، اما در باطن، چیزی جز ترویج دینگریزی و تضعیف باورهای اصیل جامعه را هدف قرار نداده است.
داستان «آنتیک» حول محور مواجهه آدمهایی از طبقهها و دیدگاههای مختلف با پدیدهها و باورهایی میچرخد که در ظاهر بهعنوان خرافات و سنتهای غلط جامعه معرفی میشوند. فیلم با ورود به حواشی زندگی شخصیتهایی که به طرز اغراقآمیزی ابله، سادهلوح و فاقد شعور اجتماعی و مذهبی تصویر شدهاند، تلاش میکند روایتی کمدی از آنچه سوءاستفاده افراد سودجو از اعتقادات مذهبی خوانده میشود ارائه دهد. در این میان، شخصیتهای اصلی فیلم درگیر ماجراها و روابط سطحی و موقعیتهای بهاصطلاح طنزی میشوند که قرار است بستر افشاگری علیه خرافهپرستی باشد، اما در عمل، فیلم به مسیری میرود که کل بستر زندگی و سبک زندگی دینی و شیعی حاکم بر جامعه را به چالش میکشد و زیر سؤال میبرد.
با این حال، پیش از هر گونه تحلیل محتوایی، بزرگترین ضربه را خود فیلم به پیکرهی خویش وارد میسازد که همان ضعف مفرط در فرم و ساختار سینمایی است. «آنتیک» از منظر دراماتیک یک اثر الکن، گسیخته و بهشدت پارهپاره است که پایهایترین اصول فیلمنامهنویسی و منطق روایی را نادیده میگیرد. به جرأت میتوان گفت که حدود چهل و پنج دقیقه از زمان این فیلم کاملاً معلق و روی هواست؛ یعنی مخاطب با حجم عظیمی از سکانسهای زائد، کشآمده و بیمنطق مواجه میشود که هیچ کارکردی در پیشبرد پیرنگ داستان یا توسعهی شخصیتها ندارند. فیلمساز با تکیه بر حضور بازیگران سلبریتی و چهرههای تجاری، تلاش کرده تا خلاء جدی درام و فقدان قصه را جبران کند، اما این تمهید نیز نتوانسته نقاب از چهرهی فرم لرزان و ضعیف اثر بردارد. سینمای کمدی اصول و قواعد ساختاری خود را دارد، اما در این فیلم، خنده نه از دل موقعیتهای کمیک استاندارد و هوشمندانه، بلکه از مسیر لودگیهای مفرط و رفتارهای غیرعقلانی شخصیتها گدایی میشود. این رویکرد ساختاری، پیش و بیش از هر چیز، توهین آشکار به شعور مخاطبی است که برای تماشای یک اثر سینمایی وقت و هزینه صرف کرده، اما در نهایت با اثری مواجه میشود که او را ناآگاه و منفعل فرض کرده است.
اما لایۀ خطرناکتر و قابلتأمل «آنتیک»، محتوای مستتر در پس این فرم شلخته است. فیلم با داعیه پرطمطراق «خرافهزدایی» و مبارزه با جهل به میدان آمده است، اما هر ناظر منصف و تحلیلگر آشنا به نشانهشناسی سینما بهوضوح درمییابد که اثر در عمل به ضد خود تبدیل شده است. مرز میان خرافه و حقیقت مذهبی در این فیلم تعمداً یا از روی جهل مفرط سازندگانش، مخدوش شده است. فیلمساز با استفاده از شخصیتهای نمایشی کاریکاتوری که بهعنوان نمایندگان جامعهی مذهبی معرفی میشوند، باورهای تودهای و اصیل میان شیعیان را نشانه رفته است. نمایش انسانهایی فاقد درک اجتماعی که به نام دین دست به رفتارهای نامعقول میزنند، آدرس غلطی است که فیلم به مخاطب میدهد تا اینگونه القا کند که جامعهی ایرانی، بهویژه در پیوند با اعتقادات دینی خود، یکسره درگیر خرافات ترویجشده توسط سودجویان است. این نگاه تقلیلگرا و بدبینانه، نهتنها یک نقد منصفانه اجتماعی نیست، بلکه کینهتوزی آشکار با زیستجهان مؤمنانهی مردم ایران است.
استفادهی نادرست، تحریفشده و گاه توهینآمیز از نمادهای دینی در طول فیلم، کارکردی جز ایجاد شک، تردید و شبههافکنی در ذهن مخاطب، بهویژه نسل جوان ندارد. «آنتیک» با پرداختن به موضوعات سطحی و غیر مهم و در عین حال پیوند زدن آنها به شعائر و مناسک مذهبی، تلاش میکند نگاهی منفی نسبت به «سبک زندگی شیعی» ایجاد کند. این فیلم کمدی سخیف را به ابزاری برای ترویج دیدگاههای دینگریزانه تبدیل کرده است. در واقع، پیامهای ضد دینی و ضد ملی اثر برخلاف فُرم شعارزده، گلدرشت و افشاگرانهاش، به شکلی خزنده و در بستر صحنههای غیرضروری و شوخیهای جنسی و کلامی پنهان شدهاند تا پدافند فکری مخاطب را خلع سلاح کنند. اثری که قرار بود مصلح اجتماعی باشد، خود به عاملی برای تضعیف باورهای اصیل و اخلاقی جامعه بدل میشود.
در تحلیل نهایی، فیلم «آنتیک» را نمیتوان تنها یک اثر ضعیف سینمایی یا یک کمدی ناموفق گیشهای دانست. این فیلم نمونهی بارز و آشکاری از نفوذ تفکر دینگریز و ضد ملی در شریانهای سینمای تجاری ایران است که با سوءاستفاده از بستر سرگرمی، به باورها و ریشههای هویتی این مرز و بوم پاتک میزند. هجمه به فرهنگ شیعی تحت پوشش نقد خرافات، استراتژی کهنهای است که اینبار در قالب یک کمدی بیساختار و سخیف بازتولید شده است. مواجهه با چنین آثاری، نیازمند هوشیاری، نظارت دقیق و تحلیلهای تبیینی از سوی نهادهای فرهنگی و منتقدان متعهد است تا اجازه داده نشود ساحت سینمای ایران، بیش از این آلوده به آثاری شود که شعور مردم را تحقیر و به مقدسات آنان بیاحترامی میکنند.
سال شصت و یکم ـ شماره 2947