کد خبر: ۷۲۷۹
۱۴۰۵/۰۳/۱۶ ۰۹:۲۸

تکدی‌گری مدرن یا خفت‌گیری دیروز

با آن هیکل درشت و رفتار تهاجمی، اصلاً معلوم نیست اگر کسی بخواهد جوابش را بدهد یا سرش فریاد بزند که مزاحمت ایجاد نکند، آیا آماده‌ی حمله‌ی فیزیکی و ضرب‌وشتم هم هست یا نه.

معصومه جمشیدی
نویسنده :

معصومه جمشیدی

تکدی گری مدرنداشتم در خیابان اصلی قدم می‌زدم که مردی به سمتم آمد. از نظر جسمی بسیار قوی‌بنیه بود و در کمال تعجب، لباس‌های بسیار شیک و فاخری به تن داشت؛ ظاهری که اصلاً به یک نیازمند نمی‌خورد. کاغذی در دستش بود با همان نوشته‌های تکراری این روزها: «نیازمندم، فرزند بیمار دارم و...». وقتی کاغذ را به سمتم گرفت و پول خواست، فقط سرم را تکان دادم و گفتم: «متأسفم». اما او دست‌بردار نبود و به دنبالم راه افتاد. برای اینکه از شر مزاحمتش خلاص شوم، وارد مغازه‌ای شدم. ناگهان همان‌جا جلوی در، با لحنی به‌شدت طلب‌کارانه شروع به فحاشی کرد و فریاد زد: «اگر پول نداری، پس چرا می‌آیی تو این مغازه؟» کلماتی که به کار می‌برد آن‌قدر زشت و شرم‌آور بود که حتی یادآوری‌اش هم عذابم می‌دهد.
وقتی از مغازه بیرون آمدم، دیدم همچنان در خیابان ایستاده است. او دقیقاً راه دختران جوان، زنان و پیرمردها را سد می‌کرد و همان رفتار طلب‌کارانه را تکرار می‌کرد. مردم سعی می‌کردند با ترس و بی‌توجهی از کنارش رد شوند و هیچ‌کس جرئت مداخله نداشت. با آن هیکل درشت و رفتار تهاجمی، اصلاً معلوم نیست اگر کسی بخواهد جوابش را بدهد یا سرش فریاد بزند که مزاحمت ایجاد نکند، آیا آماده‌ی حمله‌ی فیزیکی و ضرب‌وشتم هم هست یا نه.
در میان این همه بحران، دغدغه و فشارهای مختلف در کشور، این موضوع نیز تبدیل به یک بحران جدید و قوز بالاقوز شده است. به‌عنوان یک زن، این تجربه برایم بسیار دلهره‌آور بود. این رفتار دیگر نامش تکدی‌گری نیست، یک خفت‌گیری علنی است. نیروی انتظامی باید حضور بسیار فعال‌تر و پررنگ‌تری در برخورد با این افراد داشته باشد. نمی‌توان شهر را به حال خود رها کرد تا هر کسی با تکیه بر زور بازو، از مردم باج‌گیری روانی کند. اگر نهادهای مسئول دخالت نکنند، خیابان‌ها برای قشر آسیب‌پذیر جامعه ناامن‌تر از همیشه خواهد شد و تلخ‌ترین بخش ماجرا اینجاست که این اتفاق یک استثنا نیست، بلکه این چندمین تجربه‌ی مشابه و دلهره‌آور من در همین روزهای اخیر است.

سال شصت و یکم ـ شماره 2947

گزارش خطا