کد خبر: ۷۱۵۵
۱۴۰۵/۰۵/۰۸ ۱۸:۰۰
ماجرای تعطیلی کافه‌های انقلاب و ایرانشهر

چرا نان کافه را بریدید؟!

اصلاحات‌نیوز بود که خبر را بدون ارائه‌ی جزئیات و دلایل به روی سکوهای اجتماعی رفت، تعطیلی زنجیره‌ای چندین کافه در خیابان انقلاب، سنائی، ایرانشهر و... انتشار این خبر و ضریب دادن به آن توسط رسانه‌های همسو با اصلاحات‌نیوز در داخل و رسانه‌های فارسی‌زبان در خارج از کشور مخاطب را به تردید انداخت که دلیل بریدن نان مردم در بحبوحه‌ی جنگ و مشکلات اقتصادی باز هم همان موضوع همیشگی بی‌حجابی است یا خیر.

چرا نان کافه را بریدید؟!
نیلوفر حاج قاضی
نویسنده :

نیلوفر حاج قاضی

خبر که منتشر شد واکنش‌ها متفاوت بود. بسیاری از مخاطبین معتقد بودند رشد قارچ‌گونه‌ی کافه‌ها در شهرهای بزرگ نه پشتوانه‌ی منطقی برای کسب‌وکار دارد نه توجیه اقتصادی و نه فرهنگی، چرا که از هم‌نشینی در این کافه‌ها، حتی اگر در خیابان‌های منتهی به دانشگاه‌ها باشد، جز علافی و ابتذال چیز دیگری درنمی‌آید و محفلی برای گپ و گفت‌های دانشجوئی نیست.
برخی هم اعتقاد داشتند چرا وسط کارزار جنگ، تحریم و گرانی نان مردم را بریده‌اند.
اما دامنه‌ی خبر زرد تعطیلی کافه‌ها خوراک خوبی برای رسانه‌های فارسی‌زبان نیز فراهم کرد تا برخی آن را «ادامه‌ی سرکوب آزادی» بدانند و برخی دیگر «پایان نمایش زندگی عادی!»
اما تمام ماجرا این بود: «کافه‌های مورد اشاره به‌دلیل مشکلات صنفی پلمپ شده‌اند و هیچ ارتباطی با مسائل مربوط به امنیت اخلاقی ندارد. کافه‌چی‌ها مجوز راه‌اندازی کتاب‌فروشی می‌گیرند و بعد از مدتی با دور زدن قانون آن را به کافه تبدیل می‌کنند.»
این تمام ماجرای هیاهوئی بود که به در بسته خورد. اگرچه که تأمین امنیت اخلاقی نیز وظیفه‌ی نظارتی اصناف است.

گرانی معیشت و تکثیر عجیب کافه‌های اعیانی
قبل از فراگیر شدن خبر اخیر، رشد قارچ‌گونه‌ی کافه‌ها در تمام نقاط شهری و در بیشتر شهرهای بزرگ توجه افکار عمومی جامعه را به خود جلب کرده بود. فضاهایی که گاه علیرغم فشار اقتصادی و تنگی معیشت در اکثر اوقات رونق خاصی دارند و نشان می‌دهد مردم علیرغم دغدغه‌های اقتصادی از آن استقبال می‌کنند.
سبک زندگی جدید مردم و پررنگ شدن اشتغال بستری فراهم کرده تا اقشار مختلف مردم کمتر در خانه باشند. از طرفی گرایش برخی اقشار خاص به پرستیژهای نوین و تلاش برای  نشان دادن جایگاهی اجتماعی بالاتر از دیگران به‌خصوص بازتابش در فضایی مانند اینستاگرام یکی از دلایل رونق چشمگیر کافه‌داری است. قهوه‌نوشی در یک فضای رمانتیک و مدرن با چاشنی عطر و بوی سرمست‌کننده‌ی کافه و رستوران می‌تواند فرد را در لحظاتی به طبقات اجتماعی بالاتر متصل و از لحاظ ذهنی او را راضی کند.
به هر حال نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که امروز، کافه و رستوران به بخشی از سبک زندگی مردم بدل شده است و پاسخی به نیاز‌های ارتباطی و فعالیت‌های جمعی انسان هاست. از طرفی کافه‌ها به‌نوعی خلأهای عاطفی افراد را پر می‌کنند که همین می‌تواند آسیب‌زا نیز باشد.
چرا که حفره‌های روحی و روانی به‌جای واکاوی اساسی، به‌طور موقت در کافه‌ها پر می‌شوند و در فرصت دیگر به شکل انفجاری بیرون می‌ریزند. بر همین اساس کافه و رستوران ‌گردی برخلاف ادعای برخی نمی‌تواند جایگزین تراپی شود.
رواج این سبک نمایشی یعنی خلأ‌های زیادی درون ما وجود دارد و با رفتن و وقت‌گذرانی در کافه‌ها دنبال آرامش نسبی هستیم.
کافه رفتن در فضای امن روانی تفریح و تنوعی مانند سایز تفریحات سالم است. تغییرات اجتماعی نظیر کافه‌گردی اگر در بستر طبیعی خود رخ دهند باعث ایجاد توازن و تعادل در جامعه می‌شوند. اما می‌تواند بستری هم برای آسیب‌های اجتماعی و بروز حلقه‌های غیر اخلاقی نیز باشد. همان‌طور که در کودتای دی خاستگاه بسیاری از حلقه‌های تشکیل شده در همین کافه‌ها بوده است و بررسی اخبار نشان می‌دهد این اماکن محل ترویج عرفان‌های کاذب، جریان‌های شیطان‌پرستی، سرو مشروبات الکلی و خرید و فروش مواد مخدر نیز بوده‌اند.

آیا نان کافه رنج دارد؟
در نان رنج نهفته است. نانی که از سر سیری و در فضای مه‌آلود مُزین به سولوی پیانو و عطر گرم قهوه حاصل شود نانی نیست که بشود با قطع شدنش، کاسبی سیاسی کرد. نان با درد عجین است. از کشت گندم تا ایستادن پای داغی آتش پُرلهیب تنورها، و یادآوری توصیه‌های یک کافه‌دار خیابان فرشته برای این کسب و کار مفت و مجانی خالی از نکته نیست که گفت در کاسبی به سبک کافه‌داری مدرن از هر فنجان قهوه نود درصدش سود خالص است.
نمی‌شود در این سرزمین که بسیاری از مردمانش برای کسب روزی حلال در تعب و سختی هستند بتوانی برای سود بیشتر قانون را دور بزنی و زیر پا له کنی بعد هم در صورت اخطار و تعطیلی، ماتم بریدن نان شب بگیری جناب مرفه بی‌درد!

گزارش خطا