امام سیدمجتبی در یکی از پیامهای فوقالعاده استراتژیک خود دو گزینه را ستون معرفی کردند!
یکی خطای محاسباتی مسئولین
دومی هم تابآوری!
تابآوری گزینهی خیلی جانداری هست برای ما مردم تا دست ولی زمانمون رو پرکنیم!
یه زمانی، وقتی امام موسی صدر وارد لبنان شد شیعیان در پایینترین سطح زندگی اجتماعی و فرهنگی بودند، جوری که معمولاً بهعنوان خدمتکار در خانهی مسیحیان و فرقهها و مذاهب دیگر به کار گرفته میشدند!
امام موسی صدر که جمیعالاضداد بود یکی از پلنهایش رشد شیعه در جامعهی لبنان بود و در یکی از حرکتهای تاکتیکی، بین شیعیان چرخ خیاطی توزیع کرد، کارگاه آموزشی گذاشت و هُلشون داد بهسمت تخصص و مهارت!
بعد یه مدت شیعیان لبنان شدند بهترین خیاطهای لبنان! صاحب برندهای پوشاک! هر کی تو لبنان دنبال لباسهای لاکچری و بهروز بود میبایست بیاید درِ خونهی شیعیان!
امام موسی صدر توانست جامعهی آن روز لبنان رو وابسته به شیعیان کنه و موازنهی قدرت رو تغییر بده!
اگه دقت کنید از یه زمانی، امام شهید تمام سالها رو با عنوانهای اقتصادی و تولید نامگذاری میکردند!
یه جورایی به ما گفته بودند که یه بچه شیعه باید پولدار باشه! ثروتمند باشه! صاحب اقتصاد باشه!
اقتصاد که دست آدم درست بیفته، تابآوری هم میره بالا! چون وظیفهاش رو بلده! میدونه چطور تو زمین ولی خدا بازی کنه!
یکی از دغدغههای امام موسی صدر وضع زنان در جامعهی لبنانی بود. وضع زنان در لبنان بسیار آشفته و نابسامان بود. برخی از آنان بهعلت فقر شدید ناچار به تن دادن به کارهای بسیار پست میشدند. امام صدر در این باره میگوید: «در لبنان مسئلهی حجاب و بیحجابی زن مطرح نیست، داستان برهنگی زن یا به تعبیر عربها «خلاعت» مورد مطالعه قرار میگیرد. علت این افراط، گذشته از نزدیکی لبنان به اروپا، روش مقامات مسئول، متنفذان و سرمایهداران بزرگ است. این دسته با زن تجارت میکنند. تجارت با زن تنها به معنای معروف این کلمه نیست بلکه مجله و روزنامه یا فروشگاهی که با عکسهای نیمه عریان زن و فروشندگان زیبا، سطح فروش خود را بالا میبرد نیز با زن تجارت میکند. در لبنان برای جلب سیاح سعی میشود لباسهای زنها در خیابان، در مجالس، هتلها، کنارههای دریا، فروشگاهها، تفریحگاهها و حتی در ادارات دولتی طراحی شود که غریزهی بینندگان را به بهترین وجهی ارضا کند.» امام موسی صدر میکوشید برای از بین بردن زمینههای فساد، سطح فکری و تربیتی خانمها را از لحاظ دینی و اخلاقی ارتقا دهد و با مشارکت دادن آنان در کارها و آمدنشان به صحنههای اجتماعی از طریق تأسیس مراکزی مخصوص، مثل تأسیس خانه دختران و آموزشگاه پرستاری به ارتقای شخصیت بانوان کمک کرد.
خانهی دختران در این مکان دختران بیسرپرست و فقیر، خیاطی، گلدوزی و هنرهای دستی دیگر را فرا میگرفتند. بسیاری از این بانوان پس از اتمام دوره، امور زندگی خود و نزدیکان خود را به بهترین شکل اداره میکردند. آموزشگاه پرستاری نیز یکی دیگر از این مراکز بود. دخترانی که دیپلم داشتند در این مرکز آموزش پرستاری میدیدند و پس از اتمام دوره آنها جذب مراکز پزشکی و درمانی میشدند.