کد خبر: ۷۱۱۲
۱۴۰۵/۰۵/۰۳ ۱۰:۴۶
نیمه پنهان حماسه

طوعه؛ آخرین پناه مسلم

در همان لحظات، نگاه طوعه به چهره‌ی پسرش افتاد که در میان نیروهای حکومتی ایستاده بود. منابع تاریخی این صحنه را تلخ‌ترین لحظه‌ی زندگی او دانسته‌اند؛ مادری که دریافت...

طوعه؛ آخرین پناه مسلم

کوفه ـ گزارش ویژه

در روزهایی که کوفه زیر سایه‌ی سنگین حکومت عبیدالله بن زیاد نفس می‌کشید و بسیاری از مردم از ترس جان، از یاری فرستاده‌ی امام حسین‌علیه‌السلام دست کشیده بودند، زنی گمنام تصمیمی گرفت که نامش را برای همیشه در تاریخ عاشورا ماندگار کرد.
به روایت منابع تاریخی، طوعه، از زنان شیعه کوفه، غروب آن روز نگران بازگشت پسرش مقابل خانه ایستاده بود. هنوز چشم به انتهای کوچه داشت که مردی ناشناس از او درخواست آب کرد. طوعه بی‌درنگ ظرفی از آب برای او آورد، اما پس از نوشیدن آب، مرد همچنان مقابل خانه ماند؛ خسته، درمانده و بی‌پناه.
گفته می‌شود طوعه چند بار از او خواست محل را ترک کند، اما پاسخ مرد، مسیر آن شب را تغییر داد. او خود را غریبی معرفی کرد که در شهر هیچ پناهگاهی ندارد. زمانی که طوعه هویت واقعی او را پرسید، مرد گفت: «من مسلم بن عقیل، فرستاده‌ی حسین بن علی‌علیه‌السلام هستم؛ همان کسی که مردم این شهر با او بیعت کردند و اکنون تنها رهایش کرده‌اند.»
شنیدن نام فرزند حضرت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها برای طوعه کافی بود تا تردید را کنار بگذارد. او بی‌آنکه به خطرهای پیش‌رو بیندیشد، مسلم را به خانه‌ی خود برد و برایش غذا آماده کرد. اما به روایت منابع، مسلم اشتهایی به غذا نداشت و بیش از هر چیز نگران سرنوشت کاروان امام حسین‌علیه‌السلام بود؛ کاروانی که هنوز در مسیر عراق قرار داشت و از تغییر اوضاع کوفه بی‌خبر بود.
ساعاتی بعد، پسر طوعه به خانه بازگشت. مادر تلاش کرد حضور مهمانش پنهان بماند، اما این راز دوام چندانی نداشت. هر چند از فرزندش خواست این موضوع را با کسی در میان نگذارد، اما اندکی بعد خبر حضور مسلم به مأموران حکومت رسید.
هنوز سپیده نزده بود که خانه‌ی طوعه‌ در محاصره نیروهای عبیدالله بن زیاد قرار گرفت. شاهدان نقل کرده‌اند که صدای کوبیدن در و فریاد سربازان، سکوت کوچه را شکست. طوعه‌ بی‌درنگ خود را به اتاق مسلم رساند. او در حال عبادت بود. زن با نگرانی از او خواست هرچه زودتر خود را نجات دهد.
لحظاتی بعد مأموران وارد خانه شدند و با تهدید از طوعه خواستند مخفیگاه مسلم را نشان دهد، اما او حاضر نشد محل اختفای مهمانش را فاش کند. گفته می‌شود حتی زمانی که فرمانده‌ی سپاه او را تهدید کرد، پاسخش تغییری نکرد.
در همان لحظات، نگاه طوعه به چهره‌ی پسرش افتاد که در میان نیروهای حکومتی ایستاده بود. منابع تاریخی این صحنه را تلخ‌ترین لحظه‌ی زندگی او دانسته‌اند؛ مادری که دریافت راز خانه‌اش از سوی نزدیک‌ترین فرد زندگی‌اش آشکار شده است.
هنگامی که مأموران برای دستگیری مسلم به پشت‌بام خانه رفتند، طوعه با صدای بلند او را از حضور نیروها آگاه کرد تا شاید فرصتی برای دفاع از خود داشته باشد. هرچند این هشدار نتوانست سرنوشت مسلم بن عقیل را تغییر دهد، اما وفاداری، این زن را در حافظه‌ی تاریخ ثبت کرد.
پس از پایان درگیری و انتقال مسلم، خانه‌ی طوعه در سکوتی سنگین فرورفت. به روایت منابع، او بیش از آنکه نگران سرنوشت خود باشد، از این اندوهگین بود که نتوانسته امانتی فرزند حضرت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها را حفظ کند و از خیانت پسرش احساس شرمساری می‌کرد.
اگرچه در تاریخ عاشورا بیشتر از مردان میدان نبرد سخن گفته می‌شود، اما نام طوعه یادآور زنی است که در اوج خفقان و تنهایی، درِ خانه‌ی خود را به روی نماینده‌ی امام گشود و بهای این انتخاب را نیز پرداخت. شجاعت او نشان داد که گاهی یک تصمیم، هرچند در سکوت یک خانه‌ی کوچک، می‌تواند تا همیشه در حافظه‌ی تاریخ باقی بماند.

 منبع: اعلام النساء المؤمنات، ۱۴۱۱ق، ص۴۶۴.

مرضیه ولی‌حصاری
سال شصت و یکم ـ شماره 2953

گزارش خطا