کد خبر: ۷۱۰۷
۱۴۰۵/۰۵/۰۳ ۰۹:۰۹
یادداشت

اشک تمساح برای جنوب

معلوم است آخرین تیری که سیدعلی در هنگام حیات دنیایی‌اش به‌سمت دشمن پرتاب کرده، صاف به هدف خورده است. آن‌ها از حضور مردم در خیابان به ستوه آمده‌اند و انگار دارند ناله می‌کنند:

اشک تمساح برای جنوب

علی کشواد، نامی است که تا همین امروز صبح اصلاً به گوشم نخورده بود. او جوانی دندان‌پزشک است که سمت معاونت فرهنگی دانشکده‌ی دندان‌پزشکی دانشگاه تهران را دارد. همین فرد چند شب پیش در یک استوری، در کنار عکس‌های شهدای سرباز بمپور، مردمِ به‌قول امام شهیدمان مبعوث‌شده را «لات کوچه‌خلوت» نامید! لات‌های کوچه‌خلوتی که هرشب شعار جنگ‌طلبی سر می‌دهند!
قضیه وقتی برایم جالب شد که دانستم او هنگام اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه سال گذشته نیز در صفحه‌ی خود مواضع ضدنظام داشته است!
با اینکه حرفش توهین‌آمیز بود، اما مرا خوشحال کرد؛ خوشحال از عصبانی‌شدن دشمنان نظام. معلوم است آخرین تیری که سیدعلی در هنگام حیات دنیایی‌اش به‌سمت دشمن پرتاب کرده، صاف به هدف خورده است. آن‌ها از حضور مردم در خیابان به ستوه آمده‌اند و انگار دارند ناله می‌کنند: «برگردید به خانه‌هایتان و شهر را خلوت کنید تا ما دوباره بتوانیم خیابان‌ها را ببندیم، شیشه‌ها را بشکنیم، مساجد را آتش بزنیم و مردم را به خاک‌وخون بکشیم!»
این اشک‌های تمساحی که برای جنوب و مظلومیتِ مردم و شهدایش ریخته می‌شود، ذره‌ای ارزش ندارد و اتفاقاً مردم جنوب از صاحبان این اشک‌های دروغین متنفرند؛ همان‌ها که برای حمله‌ی آمریکا به کشورمان شادی کردند و کودکان مظلوم مدرسه‌ی شجره‌طیبه‌ی میناب را نادیده گرفتند.
راستی، از جناب کشواد یک سؤال دارم: «لات کوچه‌خلوت، مردمِ جان‌فدای کف خیابان‌اند یا آن مسئولی که از ترسِ ناراحت‌شدن دولت آمریکا، در توئیتش شهدای سرباز بمپور را به‌جای «شهید»، «جان‌باخته» خطاب می‌کند؟!»
هزاران‌هزار سلام به روح پاک آن حکیم بی‌بدیل و رهبر بی‌نظیر که از پس غبار زمانه، این روزها را می‌دید و به‌زانودرآمدن دشمن به دست امت مبعوث‌شده‌اش را تماشا می‌کرد. ما سربازان مبعوث‌شده‌ی سیدعلی خامنه‌ای باید برای حفاظت از خیابان‌های کشورمان و بریدن دست‌های پلید دشمنان از این حرم مقدس، در خیابان‌ها بمانیم. ممکن است بپرسید تا کی؟! شاید جوابش این باشد: «تا روز ظهور منجی عالم!»
پس خداقوت، سربازِ سیدعلی!
خسته نشو و راهی را که شروع کرده‌ای تا پایان ادامه بده...
فقط کمی تا طلوعِ آفتاب باقی مانده...

مریم جهانگیری‌زرگانی
سال شصت و یکم ـ شماره 2953

گزارش خطا