کد خبر: ۷۰۳۵
۱۴۰۵/۰۴/۱۳ ۰۶:۰۸
نگاهی به پویانمایی «شمشیر و اندوه»

ماجرای کارن در عاشورا

هنر ـ صنعت پویانمایی (انیمیشن) به‌دلیل آزادی عمل بی‌حدوحصر در تصویرسازی، خلق جادو و عبور از محدودیت‌های مادی و فیزیکی تولیدات سینمایی واقعی، همواره یک امکان طلایی و یک فرصت بی‌نظیر برای روایت و تجسم وقایع تاریخی است. انیمیشن سینمایی «شمشیر و اندوه» که برای نخستین بار در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و این روزها به مناسبت ایام محرم روی پرده سینماها رفته، تلاشی در همین جهت است؛ اثری که می‌کوشد پیوند عاطفی، تاریخی و عقیدتی ایرانیان در صدر اسلام با اهل‌بیت‌علیهم‌السلام را در بستر یک درام تاریخی ـ مذهبی روایت کند. محور داستانی «شمشیر و اندوه» بر گرده شخصیتی به نام «کارن» استوار است؛ یک شخصیت واقعی، جذاب و کمتر شنیده شده در تاریخ صدر اسلام از شیعیان ایرانی مقیم بخارا. انتخاب این کاراکتر نقطه عطف و هوشمندی بزرگ در این اثر است. کارن در این پویانمایی، سرنوشت و رویکردی شبیه به مبارزان آرمان‌خواه و فرامرزی تاریخ معاصر دارد؛ مبارزی خستگی‌ناپذیر که پس از به خلافت رسیدن یزید بن معاویه و تاریک شدن فضای جامعه‌ی اسلامی، سکوت را جایز نمی‌داند. او همراه با خانواده‌اش از بخارا به مدائن مهاجرت می‌کند تا مبارزات چریکی علویان و حامیان امام حسین‌علیه‌السلام را علیه دستگاه غاصب اموی سازماندهی کند. این ایده و طرح داستانی، به خودی خود بسیار بکر، ستودنی و بازتاب‌دهنده روحیه‌ی ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی ایرانیان در تاریخ و جغرافیاست. فیلم نشان می‌دهد که عشق به خاندان پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله چگونه در رگ و خون ایرانیان باستان جاری بوده و آنان را به ایثار و هجرت وا می‌داشته است. این بعد از داستان، برای خانواده‌ی ایرانی و مادری که می‌خواهد فرزندش را با ریشه‌های هویتی و مذهبی‌اش آشنا کند، یک صید فرهنگی ارزشمند است. اما...

ماجرای کارن در عاشورا

بحران هویت بصری!
بزرگ‌ترین ضربه به باورپذیری تاریخی و حس بومی فیلم، در طراحی ظاهر و چهره کاراکترها رخ داده است. طراحی چهره‌ی کارن در این انیمیشن شباهت عجیبی به مردم منطقه‌ی آمریکای لاتین یا بومیان آفریقایی ـ اروپایی دارد و در نگاه اول، مخاطب را به یاد برخی از بازیکنان مشهور تیم ملی فوتبال برزیل می‌اندازد!
علاوه بر این، طراحی چهره‌ها، مدل موها و مدل ریش کاراکترها بیش از حد امروزی، فانتزیِ غربی و به‌اصطلاح «آن‌کادر شده» است؛ به‌طوری که قیافه‌ی آدم‌ها در این پویانمایی، هیچ تناسبی با بافت زیستی، اقلیمی و چهره‌شناسی ایرانیان و اعراب در صدر اسلام ندارد. این غفلت آشکار از «هویت بصری بومی»، اثر را از ریشه‌های تاریخی و جغرافیایی‌اش جدا کرده و به آن فرمی غربی و شبه‌هالیوودی بخشیده است.

پیشرفت فنیِ در چنبره‌ی ضعف‌های کارگردانی
نباید از حق گذشت؛ «شمشیر و اندوه» در مجموع از گرافیک جذاب، رندرینگ باکیفیت، رنگ‌آمیزی چشم‌نواز و نورپردازی‌های نسبتاً استانداردی برخوردار است که نشان از رشد فنی، نبوغ و تلاش شبانه‌روزی جوانان متخصص ما در عرصه‌ی پویانمایی سه‌بعدی دارد. تماشای قاب‌های زیبا و فضاسازی‌های بصری فیلم، غرورآفرین است و ثابت می‌کند که از نظر سخت‌افزاری چیزی از استودیوهای جهانی کم نداریم.
با این حال، ضعف‌های تکنیکی در بخش کارگردانی و انیمیت (حرکت‌بخشی) کاملاً مشهود و آزاردهنده است. برای نمونه، حرکت دست و بدن کاراکترها موقع سخن گفتن بسیار غلیظ و اغراق‌شده است؛ گویی شخصیت‌ها در حال بیان دیالوگ‌های ساده‌ی خود به زبان ناشنوایان یا اجرای پانتومیم هستند! این حرکات اضافی، بی‌مورد و تصنعی، حس رئال و صمیمیت کار را گرفته و تمرکز مخاطب را از پیام دیالوگ‌ها پرت می‌کند.
ضعف دیگر که مستقیماً به جنبه‌ی اکشن فیلم ضربه زده، در مهندسی رزمی این اثر نمایان می‌شود. کارگردان در بسیاری از صحنه‌ها از ترسیم چگونگی مهار حملات دشمنان توسط کارن در نبردهای رودررو عاجز مانده است. در اغلب مواقع، شمشیرزنی به کارن حمله می‌کند، اما بلافاصله تصویر کات می‌خورد و در نمای بعد، دشمن را می‌بینیم که نقش بر زمین شده است! این تنبلی در دکوپاژ، فرار از طراحی حرکت نظامی و تکیه بر تدوین‌های تند، پاشنه آشیل صحنه‌های اکشن فیلم است و حس هیجانِ ناب را از نوجوانِ تشنه قهرمان‌پردازی سلب می‌کند.
اصلی‌ترین، جدی‌ترین و مبنایی‌ترین نقد متبادر به «شمشیر و اندوه»، عدم استفاده‌ی کافی و هوشمندانه از ظرفیت ذاتی و جادویی پویانمایی است. مزیت مطلق و فی‌نفسه انیمیشن بر سینمای زنده (رئال)، عنصر فانتزی، خیال‌پردازی بی‌مرز و ممکن کردن ناممکن‌هاست. انیمیشن یعنی جان‌بخشی به اشیاء، انسان‌نمایی حیوانات و شکستن مرزهای سلب واقعیت مادی.
برای روایت واقعه عظیمی چون عاشورا و ملحقات تاریخی آن، می‌شد و باید از این ظرفیت خلاقانه و نمادین بهره برد؛ مثلاً این قیام بزرگ از زبان اسب‌های حاضر در کربلا بازگو می‌شد، یا شمشیرها، نخل‌ها و ریگ‌های بیابان راوی اندوه مدینه، کوفه و کربلا می‌شدند تا احساسات پاک کودکانه را با استعاره‌های زیبای هنری درگیر کنند. اما در «شمشیر و اندوه» همه چیز کاملاً در چارچوب یک فیلم رئال برگزار می‌شود.
به بیانی صریح‌تر، فیلم‌نامه و دکوپاژ این اثر هیچ نیازی به ساختار انیمیشن نداشته و سازندگان می‌توانستند همین داستان را بدون کم‌وکاست در قالب یک فیلم سینمایی زنده با بازیگران واقعی و در شهرک‌های سینمایی ترسیم کنند. این امر نشان می‌دهد که سینمای پویانمایی ما هنوز فاقد «تفکر انیمیشنی» است و این هنر ـ صنعت جادویی را صرفاً به‌عنوان ابزاری ارزان‌تر یا میان‌بری فنی برای گریز از ساخت دکورهای سنگین و پرهزینه تاریخی می‌بیند، نه یک مدیوم بیانی مستقل، شاعرانه و تأثیرگذار.

دغدغه‌ای که محترم است
حمایت از آثار مذهبی و تاریخی در حوزه‌ی کودک و نوجوان، یک ضرورت حیاتی برای حفظ اصالت فرهنگی جامعه است. انیمیشن «شمشیر و اندوه» در کنار برخورداری از دغدغه‌ای شریف، محتوایی اصیل، رویکردی خانواده‌محور (در به تصویر کشیدن همراهی همسر و فرزندان کارن در مسیر حق) و سوژه‌ای فراملی در پاسداشت قیام حسینی، اما به مواردی چون عدم بومی‌گرایی در طراحی بصری، ضعف در کارگردانی صحنه‌های اکشن و مهم‌تر از همه، لکنت در به کارگیری زبان فانتزی انیمیشن، نتوانسته است به یک اثر بزرگ، ماندگار و جریان‌ساز تبدیل شود.
با این حال، تماشای این تلاش تکنیکی غنیمت است. این اثر به ما امید می‌دهد که سینمای مقاومت، اندیشه‌ی عاشورایی و نسل جوان پویانمای ما در آینده‌ای بسیار نزدیک، راهِ فرار از فرم‌های عاریه‌ای غربی و رسیدن به گرافیک، فرم و روایت بومی و اصیل ایرانی ـ اسلامی را پیدا خواهد کرد. تماشای این فیلم در کنار فرزندان، بهانه‌ای خوب برای گفتگو درباره تاریخ، اصالت و عشق به اهل‌بیت‌علیهم‌السلام در کانون گرم خانواده است.

آرش فهیم
سال شصت و یکن ـ شماره 2951

گزارش خطا