ژونگ بوفان برای اجرای وصیت مادربزرگش و دفن او به ووهان چین میآید ولی در این شهر با پیرمردی مبتلا به آلزایمر و دوستانش روبرو میشود که زندگی او را تغییر میدهند.

دربارهی اثر
فیلم خانوادهی غیرمنتظره به نویسندگی و کارگردانی لی تایان و تهیهکنندگی وو ییفنگ در ژانر درام ـ کمدی روانشناختی در سال 2026 در چین به اکران در آمد. مهمترین شاخصهی این فیلم را میتوان نقشآفرینی ممتاز و متفاوت جکیچان در نقش آقای رِن در این فیلم دانست. او اگرچه یکی از اساتید برجستهی کنگفوست و همین جنبه را در سینما از خود به نمایش گذاشته، اما در این نقشآفرینی تازه از او اجرای حرکات کنگفو را نمیبینیم. اگرچه همچنان ورزشکار است و مثل همیشه قدرت بدنی بالای خود را به نمایش گذاشته و در قالب یک وزنهبردار قدیمی حرکات جذاب و دیدنی از خود نشان میدهد.
شاید ماجرای این فیلم به نظر بسیار ساده و حتی تکراری باشد. داستان مردی که به سبب پیری و دچار شدن به بیماری آلزایمر یا زوال عقل برای خود و نزدیکانش مشکلاتی ایجاد کرده است. اما آنچه اهمیت دارد ارزشمندی او برای دیگران و نیز رفتار دیگران با او و همچنین علتیست که او را به این بیماری گرفتار کرده است.
همهی ما آدمها یک خانوادهی بزرگیم
در ابتدای فیلم نویسنده یک کد به ما میدهد. پسری به نام ژونگ بوفان در قطار نشسته و همراه با خاکستر مادرش به ووهان چین میرود. آن هم برخلاف مخالفتهای دیگران که عقیده دارند نیازی نیست به وصیت مادربزرگش عمل کند و او را در زادگاهش دفن نماید. اما از نظر ژونگ مادربزرگش انقدر ارزشمند است که باید به آخرین درخواست او جامهی عمل بپوشاند. اما همین فرد وقتی به آقای رن برخورد میکند، در ابتدا هیچ نیازی نمیبیند تا دست کمک دوستان او را بفشارد و برای مدتی نقش پسرش را بازی کند. تا زمانی که از پولهای او باخبر میشود و با دوستان و همسایگان آقای رن همپیمان میشود. پس همهی آنها با یکدیگر خانوادهای نمایشی را ترتیب میدهند تا آقای رن در این واپسین روزهای عمرش در شادی زندگی کند؛ غافل از آنکه او تصمیم مهمتری دارد.
وقتی مربی خودش دچار اشتباه میشود
آقای رن سالها پیش پسری داشته که در ورزش وزنهبرداری صاحب جایگاه بوده و باید قهرمان جهان میشده است. اما در آخرین مسابقه، آقای رن با بازی جکی چان که از قضا مربی و مورد اعتماد و اطمینان پسرش نیز بوده است، او را به اشتباه راهنمایی میکند. وزنه برای آخرین بخش مسابقه سنگینتر میشود و پسرش قرار است روی تشک رفته و کار را تمام کند. اما آقای رن خودش را به او رسانده و برخلاف مربی اصلیاش به او زنهار میدهد که با توجه به ضعف پاهایش از حرکت قیچی برای بالابردن وزنه بهره بگیرد ولی نتیجه برعکس شده و این راهنمایی غلط موجب شکست و کنارهگیری دائمی پسرش از ورزش میشود. احساس گناه اولین عامل دچار شدن او به آلزایمر است. از طرفی ترک خانه توسط پسرش و مرگ همسرش در حالی که از او متنفر شده قدم بعدی را در رسیدن او به این بیماری برمیدارد. اما آخرین ضربه برای سقوط او در درهی فراموشی مرگ پسرش است.
یک خانه پر از تنهایی
بدون شک اولین حسی که از دیدن جکیچان در حال مسواک کردن روبروی آیینه به مخاطب دست میدهد؛ تنهاییست. او دندانهایش را میشوید و از آنجا که دچار آلزایمر است و از یاد برده باید آب حاصل از شستشوی دهانش را توی روشویی برگرداند، آن را قورت میدهد. آقای رن نمیتواند کلماتی را که هر بار دکتر در حین معاینه از او میپرسد بهطور کامل به یاد آورد ولی از آنجا که انسان خیرخواهیست و این نیکی در وجودش نهادینه شده میداند باید با دیدن بشکههای سنگین آب به فروشنده برای جابجاییاش کمک کند یا در حمل کپسول گاز به پیرمرد ضعیف یاری برساند. اما همسایهها به تنهایی او توجه نمیکنند و برعکس در حال سوءاستفاده از او هستند. جالب اینجاست که او این را میداند اما با تمام این احوالات چون به نیازشان آگاه است و نیز چون خودش را بیگناه نمیداند، آنها را به چشم خانوادهاش میبیند و دوستشان دارد.
جکیچان و بحران بازنشستگی و خانواده
جکیچان بازیگر هفتاد و دو سالهی هنگکنگی، یک بستهی کامل سینمایی محسوب میشود. او رزمیکار، بازیگر، کارگردان، نویسنده، تهیهکننده، طراح حرکات اکشن، خواننده، کارگردان بدلکاری و نیز بدلکار سینماست. مردی که اگرچه بهدلیل مشکلات خانوادگی بهنوعی بازنده به حساب میآید ولی در سینما یک ستارهی بیبدیل است که پس از بروسلی، هیچکس را نمیتوان با او مقایسه کرد. او در فیلم خانوادهی غیرمنتظره مانند تعدادی دیگر از فیلمهای قبلیاش نقش یک رزمیکار بازنشسته را بازی میکند. همچنین شخصیتش در این فیلم نیز بهنوعی از سوی خانواده دچار زخمی قدیمی و مزمن است که او را به روز و حال امروزش کشانده! به نظر میرسد بحران بازنشستگی و خانوادهی نه چندان مطلوب دغدغهی اوست. گویی او میخواهد با بازی در این چنین نقشهایی خود را برای ایام بازنشستگیاش و روزهایی که دیگر نمیتواند مقابل دوربین حاضر شود، آماده کند. اگرچه او در حال حاضر بهعنوان یک پیرمرد هفتاد و دو ساله هنوز بسیار قویست و نباید تا مدتها نگران بازنشستگی باشد.
شخصیتپردازی در فیلم خانوادهی غیرمنتظره
اگرچه فیلم با ژونگ بوفان و سفر او به ووهان چین آغاز میشود ولی داستان حول محور آقای رن میچرخد. شخصیتی که دچار آلزایمر است و میترسد قبل از مرگ دوستان و نیز گذشتهاش را از یاد ببرد! آقای رن در برخی صحنهها مخاطب را مطمئن میکند که همهچیز را فراموش کرده اما درست در چند سکانس بعد بیننده را به شک میاندازد که شاید از ابتدا خودش در حال برنامهریزی بعضی اتفاقات بوده و اوضاعش آنچنان هم که به نظر میآید حاد و وحشتناک نیست. این امر کمی گیجکننده است و حتی ممکن است برای او ضعف محسوب شود.
شخصیت ژونگ بوفان در این دستهبندی رتبهی دوم را دارد. او با وجود اهمیتی که برای خانواده قائل است ولی در سفر به ووهان در مییابد که برای عضو یک خانواده بودن تنها نیاز به پیوندهای سببی و نسبی با آنها نیست و ما انسانها اگر باور کنیم، همگی اعضای یک خانوادهی بزرگیم که باید به زندگی هم اهمیت دهیم. ژونگ بوفان در آخر با طی کردن تمام مشکلات موفق میشود مانند سایر اعضای این خانواده قوس شخصیتی خود را کامل کند و به نسخهی جدید و برتری نسبت به خودِ قبلیاش تبدیل شود.
خانواده از نگاه نویسندهی فیلم خانوادهی غیر منتظره
در این چند سال اخیر نویسندگان گوناگونی سعی دارند مفهوم خانواده را تغییر دهند. ظهور خانوادههای تک والدی یا با والدهای همسان یکی از این نمونههاست. اما دستهای دیگر از نویسندگان میخواهند نوع دیگری از خانواده را به جامعه عرضه کنند. خانوادههای انتخابی و حالا خانوادهی غیرمنتظره نیز از این تفکر ناشی میشود. کسانی که فرد با آنها هیچ رابطهی خونی ندارد و حتی با آنها پیوند زناشویی نیز نبسته، اما بنابر انتخاب خود یا بهواسطهی اتفاق در آن قرار گرفته و به عضویت در این خانوادهی عجیب در میآید. این فیلم توانسته نویسنده و کارگردانش یعنی لی تایان را بهترین کارگردانی در بخش مسابقهی اصلی جشنوارهی فیلمهای هنری آسیا در سال 2026 نامزد کند.
سکانس برتر
شاید جذابترین بخش فیلم را باید سکانسی بدانیم که دوستان آقای رن تصمیم میگیرند با بازسازی گذشته آن را اصلاح کنند. آنها تصور میکنند شکست پسر اوست که باعث آلزایمرش شده اما نمیدانند این اشتباه او و راهنمایی غلط به پسرش است که موجب شده او نتواند خودش را بهخاطر تغییر سرنوشت پسرش و با نفرت مردن همسرش ببخشد و همین شدت فشار عصبی و عذابوجدان است که رفتهرفته موجبات بیماری او و گرفتار شدنش به زوال عقل را فراهم کرده است. او در بدترین لحظات و حتی زمانی که به نظر میرسد اطرافیانش را نمیشناسد، با دیدن سیدی عکس پسر شکستخوردهاش که روی جایگاه دوم جهانی ایستاده، آن سیدی را به یاد میآورد و از دیدن آن دچار حمله میشود. پس آنقدر هم که به نظر میرسد اوضاع روانیاش بد نیست. یا شاید او تصمیم گرفته به نوعی آلزایمر خودخواسته مبتلا شود تا برخی خاطرات بد گذشته را از یاد ببرد.
ماهمنیر داستانپور
سال شصت و یکم ـ شماره 2950