مشکل آلمانیها در ارتباط با رایانه! چند روزه که دوباره بیمارستان بستری شدیم. امروز رفتم به منشی بخش میگم با رئیس بخش صحبت کردم قرار شده یک نامه در رابطه با موضوع... به ما بده اما گفته متنش رو خودمون بنویسیم. متن آماده است میخوام براتون بفرستم که شما تو سربرگ بیمارستان پرینت بگیرین و من بدم شف امضا کنه! کلی هنگ کرده که نه من نمیتونم، نمیشه تو سربرگ متنی اضافه کرد! خیلی پیچیده است بدین از اول خودم مینویسم و... نمیدونستم بخندم یا گریه کنم. گفتم اگر میشه خودم با کامپیوتر شما کار کنم براتون سریع انجامش میدم. بارها دیده بودم مردم معمولی آلمانی خیلی در کار با کامپیوتر ضعیفاند ولی این دیگه منشی اداری بود تمام کارش در طی روز با کامپیوتره. یک کپیپیست که این حرفها رو نداره! پینوشت: میدونم احتمالاً باور نمیکنید مردم کشور مثل آلمان ابتدائیات کار با کامپیوتر رو بلد نباشن ولی واقعاً خیلیهاشون بلد نیستن. از این حالتهایی که وقتی ببینی به چشمهات شک میکنی میگی نه دیگه در این حد نمیشه آخه.
مروارید شجاعت یه خانمی هست که مسئول بازی با بچههاست و یک اتاق بازی هم دارن تو بخش. امروز باهاش صحبت میکردم گفت من از سال 91 میلادی که میشه 70 شمسی اینجا کار میکنم! البته وسطهاش چند باری مرخصیهای طولانیمدت گرفتم برای بچههام چون همسرم مدام سرکار بوده و وقتی نداشته خیلی برای خانواده. کلی باهام صحبت کرد و سعی کرد بهم امیدواری بده. بین حرفهامون گفت مروارید شجاعت گرفتین تا حالا از ما؟ گفتم نه چی هست اصلاً؟ یه برگه آورد که روش لیستی از اعمال درمانی رایج که سخت یا دردناک یا بسیار ناخوشایند یا پر خطر هستند لیست شده بود که به ازای هر کدوم بچهها یه دونه از این مهرهها میگیرن تا ببینن چقدر تا الان تحمل کردن و چه مقدار از مسیر رو رفتن و... نشست برای دخترم رو از یک ماه و نیم پیش تا الان کامل درآورد و نتیجهاش شد این همه مهره! مادرت بمیره برات عزیزم. هیچی دیگه فعلاً نشستیم و این مهرههارو با هم نخ میکنیم. صرفاً جهت ایده!
دکتر ـ موتاـ Eitaa مشاهدات و تجربههای یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان