ما یک روزی که دیگر یادمان نیست کدام روز بود آورده شدیم به هیئتها. شاید فقط برای گرفتن نذری و شربتی، دیدن زنجیرزنی و خیمهی سوزان. شاید دست در دست پدرمان یا در گهواره و آغوش مادرمان، یا ساقدوش عمویی، داییای، دعوت رفیقی... آمدیم و صدای پیرغلامها ماند در پس ذهن ما و دیگر ماندیم که ماندیم. بارالها ماندگارمان کن و گاه رفتن و بردنمان را هم پایان یکی از همین روضهها قرار بده.
سیده یاسمن رودباری

تجلی اخلاص در حریم عزای حسینی
در گذرگاه پر تلاطم تاریخ، آنجا که زمان در چرخهی بیرحمانهی روزمرگیها میچرخد، نقطهای طلایی وجود دارد که در آن عقربههای ساعت به احترام عشق از حرکت میایستند. این نقطه، حریم مقدس عزای سیدالشهداعلیهالسلام است؛ وادی ایمنی که خادمان و پیرغلامان آن، سندهای زندهی وفاداری، مشعلداران هدایت و گنجینههای بیبدیل تاریخ شفاهی عشق و ارادتند. پیرغلامان حسینی، تنها راویان یک واقعهی تاریخی نیستند، بلکه میراثداران یک فرهنگ انسانساز، مربیان اخلاص و تجسم عینی آیهی شریفهی «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» در برابر آستان مقدس اهلبیتعلیهمالسلام به شمار میروند.
قصهی پیرغلامان، قصهی دلدادگی در روزهای سخت و روزگاران غربت است. آنان کسانی هستند که جوانی خویش را در پای منبرها و در میان خیمههای عزا سپری کرده و گرد پیری را بر محاسن خود، بهعنوان مدال افتخاری از نوکری اباعبداللهعلیهالسلام میدانند. در هر خط و چین پیشانی این بزرگان، خاطراتی از هیئتهای سنتی، طنین گرم روضههای خانگی، آیینهای اصیل عزاداری و اشکهای بیریا بر مظلومیت شهدای کربلا نهفته است. آنان در مکتب حسینعلیهالسلام آموختهاند که عزت، نه در جاه و مقام دنیوی، بلکه در بندگی خالصانه و خدمت بیتوقع به درگاه الهی است. این پیران روشنضمیر، ستونهای استوار خیمهگاه عزاداری هستند که صدایشان، گرمابخش شبهای سرد زمستان در تکایا و حسینیهها بوده و نوای گرمشان، نسلهای متمادی را با معارف والای عاشورا پیوند داده است.
اهمیت جایگاه پیرغلامان و خادمان پیشکسوت فراتر از یک سابقه و قدمت زمانی است. آنها حاملان «بصیرت حسینی» و حلقهی وصل میان نسلهای گذشته، حال و آیندهی هیئتهای مذهبی به شمار میروند. در روزگارانی که هجمههای فرهنگی و تغییرات شتابان سبک زندگی ممکن است اصالت آیینها را تهدید کند، این پیشکسوتان و خادمان همچون لنگرهای مطمئنی هستند که کشتی عزاداری را در مسیر صحیح، اصیل و به دور از پیرایههای انحرافی هدایت میکنند. منش و رفتار این پیرغلامان، خود درس اخلاق و معرفت است. نحوهی ایستادنشان در پای سماور هیئت، طرز تکریم عزاداران و خضوعشان در برابر ساحت مقدس سیدالشهداعلیهالسلام، کلاس درسی عملی است که جوانترها باید با جان و دل آن را فرا گیرند. تجلیل و تکریم از مقام این بزرگان و ثبت خاطرات، سبک زندگی و تجربیات گرانبهایشان، ادای دینی کوچک به تاریخچهی عزاداری و فرهنگ غنی عاشورایی است که همواره در دستور کار دلسوزان فرهنگ دینی قرار دارد.
این گزارش، روایتی است هرچند کوتاه از حیات پربرکت این سروهای ایستاده در وادی عشق. در سطور پیش رو، تلاش شده است تا گوشهای از حماسههای خاموش، اخلاص بینظیر و سالها نوکری خالصانه پیرغلامان آستان مقدس حسینی به تصویر کشیده شود. قدم گذاشتن در مسیر شناخت و تکریم این شخصیتهای برجسته، در واقع مروری بر زیباترین جلوههای ایثار و فداکاری است که در مکتب حسین بن علیعلیهالسلام معنا یافته است. باشد که این گزارش نوری بر گوشهای از زندگی سراسر نور این خادمان بیادعا بتاباند و راهنمایی برای شناخت بهتر و عمیقتر فرهنگ متعالی عاشورا باشد.
استوانههای ارادت؛ منش پیرغلامان نامدار در تاروپود پایتخت
بافت تاریخی و محلات قدیمی پایتخت ـ از دالانهای پیچدرپیچ بازار بزرگ گرفته تا تکیههای دیرپای ری و شمیران ـ سالهاست که بهعنوان قلب تپندهی عزاداری سنتی سیدالشهداعلیهالسلام میتپد. پیرغلامان این خطه، تنها مداحان یا ناظمان یک مجمع مذهبی نیستند؛ آنها شناسنامههای زنده هویت شهری، فرهنگ اصیل تهران و گنجینههای معرفت عاشورایی محسوب میشوند. این فصل به بررسی ابعاد شخصیتی این پیران روشنضمیر در پرتو رهنمودهای حکیمانه رهبر شهید انقلاب، آیتالله خامنهای، میپردازد.
پیرغلامی در آینهی بیانات رهبر شهید انقلاب
برای درک عمیق از جایگاه یک عمر نوکری در آستان اهلبیتعلیهمالسلام، باید به تبیین دقیق رهبر انقلاب از این مقام نگریست. ایشان در دیدارهای سالانهی خود با مداحان و خادمان حسینی، جایگاه پیرغلامان را از یک کنشگر سادهی مذهبی به یک «رکن هدایت اجتماعی و تربیتی» ارتقا دادهاند.
از دیدگاه آیتالله خامنهای، موی سپید و قامت خمیدهی این بزرگان، حامل یک اقتدار معنوی عظیم است. بارزترین ویژگی یک پیرغلام از نظر ایشان، داشتن «اخلاص» و «معرفت» است. رهبر انقلاب در این باره میفرمایند:
«شرف مادری و نوکری سیدالشهدا، دو شرف بزرگ است. این دستگاه، دستگاه عجیبی است؛ دستگاهی است که در آن، هنر با ایمان، و عاطفه با معرفت گره میخورد... این مدال افتخار پیرغلامی، مدال گرانی است که با هیچ رتبهی دنیوی قابل مقایسه نیست».
ایشان همواره بر حفظ اصالتها و پرهیز از انحراف و سطحینگری در عزاداریها تأکید کرده و پیرغلامان را «مرزبانان سنتهای اصیل» میدانند. از نگاه رهبر انقلاب، اشکی که در این مجالس جاری میشود، باید آگاهیبخش باشد و پیرغلامان با منش خود، هیئت را به مدرسهای برای تربیت انسانهای مجاهد، بااخلاق و بافضیلت تبدیل کنند.
مشعلداران اخلاص پایتخت
شخصیتهای زیر نمونههای درخشانی از پیرغلامان هستند که حیاتشان تجسم عینی همان معیارهای والای مکتب حسینی است:
پیرغلام شهید انقلاب؛ تجلی عترت، جهاد و مرزبانی در سیرهی امام خامنهای
هنگامی که از مفهوم بلندمرتبه، عمیق و تمدنساز «پیرغلام» در جغرافیای فکری، مبارزاتی و عقیدتی ایران معاصر سخن به میان میآید، ابعاد این واژه از یک خادم ساده تکیه، یک بانی محلی یا یک مداح سنتی فراتر میرود. بزرگترین تبیینگر، احیاکننده، مربی و عمود خیمه این مکتب در عصر حاضر، خود رهبر معظم انقلاب، آیتالله خامنهای هستند؛ شخصیتی والا که نهتنها در مسند مرجعیت، فقه و رهبری امت، بلکه در تراز یک پیرغلام راستین مکتب عاشورا، سالیان دراز از عمر شریف خود را در مسیر جهاد، خطابه، تبیین و روضهخوانی برای مصائب آلالله سپری کردهاند. ایشان خط و مشی هیئتهای سنتی را به خط مقدم مبارزه با طاغوت و استکبار جهانی گره زدند و با تکیه بر «سنتِ روشنگری عاشورایی»، نمونهای عینی از یک خادم مجاهد و مرزبانِ بصیر را به تصویر کشیدند که تا مرز شهادت در مسیر آرمانهای انقلاب پیش رفته است. شرف نوکری آستان حسینی در سیرهی ایشان، بالی برای پرواز بهسوی تمدن نوین اسلامی است.
آیتالله خامنهای از دوران جوانی در مشهد و قم و سپس در روزهای سخت مبارزه، شکنجه و تبعید در ایرانشهر و مهاباد، مجالس ذکر مصیبت اهلبیتعلیهمالسلام را بهعنوان سنگر اصلی کادرسازی مذهبی، سیاسی و تربیتی حفظ کردند. مقتلخوانیهای عمیق، علمی، متقن و پر از سوز ایشان در روزهای تاسوعا و عاشورا در طول دهههای گذشته، همواره عالیترین الگو برای ذاکران، خطبا و پیرغلامان سراسر کشور بوده است. ایشان هیچگاه گریستن و گریاندن بر مصائب کربلا را یک کنش انفعالی، فردی، منزوی یا صرفاً عاطفی ندانستند، بلکه اشکِ برخاسته از معرفت و شعور حسینی را سوختِ محرک قطار تاریخ بهسمت عدالت، آزادی و رهایی انسان ارزیابی کردند. از منظر این پیرغلام و مبیّن بزرگ انقلاب، هیئت هرگز نباید سکولار باشد؛ هیئتی که نسبت به سرنوشت مستضعفان جهان، مظلومیت ملل اسلامی، استکبارستیزی، حریت انسانی و حرکت تکاملی جامعه بیتفاوت باشد، از حقیقت حرکت سرخ امام حسینعلیهالسلام و پیامآور بزرگ کربلا، حضرت زینب کبریسلاماللهعلیها فاصله گرفته است. هیئت حسینی در نگاه ایشان، کانون اصلی جهاد تبیین و مرکز بیداری نسلها در برابر طوفانهای سهمگین آخرالزمانی است.
یکی از بزرگترین و ماندگارترین خدمات آیتالله خامنهای در ساحت پیرغلامی، هدایت، هدایتگری و صیانت چهلساله از جامعهی ستایشگران و خادمان حسینی است. ایشان در دیدارهای سالانهی خود با مداحان که به یک سنت پایدار و جریانساز فرهنگی تبدیل شده، با نگاهی آسیبشناسانه، دقیق، فقیهانه و حکیمانه، مانع از ورود بدعتها، ملودیهای نامناسب غربی، اشعار بیمحتوا و رفتارهای وهنآمیز به ساحت مقدس روضه و عزاداری شدند. تأکیدات مکرر ایشان بر «مستندخوانی»، «تکیه بر قرآن و احادیث معتبر»، «حفظ سبکهای اصیل چارپایهخوانی و نوحهسرایی سنتی» و «تربیت اخلاقی نسل جدید»، جامعه مداحی پایتخت و کشور را از ورطهی سطحینگری، خرافات و انحرافات رسانهای نجات داد. نگاه معظّمله به پیرغلامان، تکریمِ نمادهای زنده وفاداری، تقوا، غیرت و ادب بود؛ بزرگانی که موی سپیدشان در این درگاه شریف، سندی بر پایداری در صراط مستقیم ایمان و عشق بیریا به شمار میرود. ایشان پیرغلامی را مدالی آسمانی و ملکوتی میدانند که با هیچ رتبه و منصب دنیوی قابل معاوضه نیست و خود همواره پیشقدم در تکریم این استوانههای نور بودهاند. این سیره، نشان میدهد که رهبری امت اسلامی، با ریشههای عمیق عاشورایی و پاسداری از میراث اشک پیوند خورده است.
فرهنگنامهی ارادت؛ تجلی مروت در آیین چهارده پیرغلام پایتخت
هویت معنوی، تاریخی و مذهبی پایتخت، بیش از هر چیز وامدار انسانهای بااخلاص و بیادعایی است که در گوشه و کنار حسینیهها، مساجد، تکیههای گِلی و دالانهای بازار قدیمی تهران، جوانی و پیری خود را وقف خدمت کردند. این فصل، گنجینهای است مکتوب و تفصیلی از احوال، سبک و منش چهارده پیرغلام ماندگار، اثرگذار و بعضاً کمترشناختهشدهی پایتخت که هر کدام وجهی از منشور درخشان ارادت عاشورایی را در تاریخ این شهر به ودیعه گذاشتند:
دمهای ماندگار؛ واژگان سینه سوخته و نواهای ابدی پایتخت
در هندسهی عزاداری سنتی تهران، نقطهای که عاطفهی جمعی مستمعین به اوج غلیان و حماسه میرسد، «نوحه» و «دمِ سینهزنی» است. دَمها، عباراتی کوتاه، پرمغز و سرشار از ایجاز ادبی هستند که توسط پیرغلامان و مداحان اصیل پایتخت در دهان عزاداران گذاشته میشوند تا با ضربآهنگ دست بر سینه، بر جان تاریخ کوبیده شوند. این نواهای ماندگار، فراتر از شعر، سرودههایی الهامشده از باطنِ اخلاص هستند که با گذشت دهها سال، نهتنها کهنه نشدهاند، بلکه سینه به سینه به نسلهای جدید منتقل شده و به جزیی از حافظهی معنوی هر ایرانی تبدیل شدهاند.
یکی از جاودانهترین این دمها، نوای جانسوز «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد / سقای حسین سید و سالار نیامد» است. این بیت که معمولاً در شبهای تاسوعا طنینانداز میشود، اوج بییاوری خیمهها و عمق غربت سیدالشهداعلیهالسلام را در شهادت برادرش عباسعلیهالسلام تصویر میکند؛ نوایی که چارچوب حسینیههای قدیمی پایتخت را با اشک و ناله میلرزاند. یا دمِ تاریخی و پر حزن «سقای دشت کربلا ابالفضل، ابالفضل / دستش شده از تن جدا ابالفضل، ابالفضل» که با ریتمی حماسی و در عین حال مرثیهوار، وفاداری و ایثار قمر بنیهشم را در متن زندگی عامه مردم پایتخت جاری ساخت.
این زمزمههای ماندگار، مصداق بارز همان هنر اصیل و گریز از سطحینگری است که رهبر معظم انقلاب بارها بر حفظ آن تأکید فرمودهاند. طراحان این دمها، پیرغلامانی بودند که پیش از حنجره، دل خود را در زلال اشک شستشو میدادند. ماندگاری این نواها ثابت میکند که شعر اگر با اخلاص، واقعیت مقتل و روح حماسه گره بخورد، زمان را در مینوردد و برای همیشه، شعار بیداری و بیرق ارادت یک ملت باقی میماند.
افقهای روشن ارادت؛ پایداری مکتب عاشورا در پیشگاه عصر جدید
در انتهای این پژوهش و گزارش تفصیلی، آنچه بهعنوان تبلور عینی نوکری در آستان حسین بن علیعلیهالسلام جلوهگر میشود، یک حقیقت ابدی است: مکتب عاشورا زنده است چون خادمانی دارد که زندگی خود را بر مدار اخلاص تنظیم کردهاند. پیرغلامان، خادمان ناشناخته، منبریهای دغدغهمند و شاعران پیشکسوت پایتخت که در فصول گذشته به منش و حیات پربرکت آنان پرداخته شد، صرفاً نگاهبانان یک سنت تاریخی نبوده و نیستند؛ بلکه آنها معماران تمدنی هستند که بر پایهی اشک، معرفت، حماسه و ولایت بنا شده است. این بزرگان با ایستادگی در برابر امواج شتابان مدرنیته و تهاجم همهجانبهی فرهنگی، ثابت کردند که اصالت آیینهای حسینی، لنگرگاه مطمئن جامعه در مواجهه با بحرانهای هویتی است.
عصر جدید با تمام پیچیدگیهای رسانهای و مجازی خود، بیش از هر زمان دیگری به «بصیرت حسینی» و «سلوک پیرغلامی» نیازمند است. بیانیهی پایانی این گزارش، دعوتی است عام و فراگیر از نسل جدید جوانان، نوجوانان و تشکلهای مذهبی تا با مشق کردن ادب، تقوا، فرار از شهرت و مستندخوانیِ پیران این آستان، راه آنان را استوارتر از گذشته ادامه دهند. فرهنگ عاشورا پدیدهای پویاست که آیندهی جهان را رقم خواهد زد. همانطور که رهبر شهید انقلاب بارها تبیین فرمودهاند، این مجالس ذکر و ارادت، باید کانون پمپاژ امید، ایمان، غیرت دینی و انسجام اجتماعی باشد. راه پیرغلامان نامدار تهران به ما میآموزد که ماندگاری در این درگاه، تنها در سایهی «اخلاص تام» و «خدمت بیتوقع به خلق خدا» میسر است. چراغ این خیمهی الهی، با خون شهیدان روشن شده و با اشک و ارادت پیرغلامان پاسداری گردیده است؛ امانتی گرانبها که اکنون بر دوش ماست تا آن را بیپیرایه و پرفروغ، به دست فرداهای تاریخ بسپاریم.
التماس دعا
سال شصت و یکم ـ شماره 2949