استکانهای دستهدار را ردیف به ردیف توی سینی میچیند، نعلبکیهای یک شکل را جدا میکند، پارچهی سیاهی روی صندلی میکشد و میشود منبر...
استکانهای دستهدار را ردیف به ردیف توی سینی میچیند، نعلبکیهای یک شکل را جدا میکند، پارچهی سیاهی روی صندلی میکشد و میشود منبر. با کمک نوهها خانه را در عزای ارباب سیاهپوش میکند و در نهایت پرچمی که بالای درِ خانه نصب میشود یعنی اینکه محرم حسین آمده است. در روضهی خانگیاش فرقی نمیکند چند نفر بیایند؛ مهم این است که به اعتقاد بانی روضه، خودِ اهلبیتعلیهمالسلام حضور دارند. چه چیزی با برکتتر از این؟ به جرأت میتوان گفت: سادهترین و خالصانهترین محفلهای عزاداری، همین روضههای باصفای خانگی هستند. هیئتها و دستههای عزاداری بزرگ هم کارکرد خاص خودشان را دارند و به هیچ عنوان جایگزین مجالس خانگی نمیشوند. گرچه پیشینهی آنها دقیقاً مشخص نیست، اما در بخشی از تاریخ میخوانیم: زمانی که رضاشاه برگزاری مجالس عزاداری را در مساجد و تکایا ممنوع کرد، مردم در خانههای خود روضه گرفتند. روضههای خانگی بهعنوان یکی از سنتهای مهم و ارزشمند مذهبی، نقش مهمی در ترویج ارزشهای دینی، تحکیم روابط خانوادگی و تقویت هویت دینی دارند. همینها هستند که عشق و محبت امام حسینعلیهالسلام را نسل به نسل و سینه به سینه منتقل کردهاند. حجتالاسلام علیرضا پناهیان در این باره میگوید: «هیچ چیز مثل روضهی خانگی تربیتکنندهی نسل آینده نیست؛ آنطور که شخصیت بچهها در روضهی خانگی شکل میگیرد، در جای دیگری شکل نمیگیرد.» در این مراسمها، سبقتِ زیبایی برای خدمت به مهمانان اباعبدالله به چشم میآید: هرکس در هر جایگاه و موقعیتی میکوشد، ولو با کاری اندک، نامش را در فهرست عاشقان امام حسینعلیهالسلام ثبت و ضبط کند. در احوالات مرحوم آیتالله شیخ محمد غروی نقل کردهاند که ایشان پنجشنبهها در خانهشان روضه میگرفتند و خودشان کفشهای مهمانان را جفت میکردند و چای میریختند و پذیرایی میکردند. وقتی به ایشان میگفتند: «شما درس و بحث دارید یا حال مساعدی ندارید؛ بگذارید فرد دیگری این کار را انجام دهد»، جواب میدادند: «شاید نمازشبها و درسهایم برایم کارساز نشود، ولی میدانم این مجلس بهجای محکمی بند است.» به سفارش و فرمودهی علمای دین، روضههای خانگی مثل شاهکلیدی طلایی برای قفلهای سخت زندگی هستند و حکم کلاس اخلاق و همدلی برای خانواده را دارند. اصلاً بگذارید بگوییم: آنجا که غم روزگار روی دل سنگینی میکند و به این در و آن در میزند تا سبک شود، چه دری بهتر از درِ خانهی حسین؟