اسلام آوردن غازانخان
پس از مرگ ارغون، پسر او غازانخان در ۲۴ سالگی؛ ایلخان مغول در ایران شد. او قریب به نه سال سلطنت کرد و در شوال ۷۰۳ ق در ۳۳ سالگی بهعلت بیماری درگذشت.
غازانخان پیشتر به دین اسلام تشرف یافته و نام محمود را بر خود نهاده بود. او بهعنوان مسلمان بر تخت نشست و در نخستین فرمان دستور داد تمامی سران مغول در ایران اسلام آورند و به جای نام و لقب خان بزرگ (قاآن)، کلمات شهادتین را بر سکهها نقش کنند و به امرا و سران سپاهش دستور داد، بهجای کلاه، عمامه بر سر نهادند.
بدینسان، به رغم هفت دهه تکاپوی سخت مسیحیان، یهودیان و بوداییان برای جلب سران مغول، در تحولی که انتظار آن نمیرفت، اسلام به پیروزی رسید و بار دیگر به دین رسمی ایران بدل شد. مورّخین گرایش غازانخان به اسلام را، به رغم اینکه در سلوک غیراسلامی او و جانشینانش اولجایتو و ابوسعید تردید نیست، «واقعهای بس مهم در تاریخ مغولان در ایران» و «پیروزی نهایی اسلام» میخوانند. گرایش غازان به اسلام بر سران مغول در سراسر مشرق زمین تأثیر فراوان بر جای نهاد و شاهزادگان و امرای فراوانی از مغولان، در همه جا به اسلام گرویدند.
داستان دردناک احداث راهآهن در ایران
داستان ساختن راهآهن، بهمدت یک قرن از ناصرالدین شاه تا رضاشاه، دغدغهی ایرانیان بود و سرانجام در دورهی رضاشاه ساخته شد و اینچنین!
ایرانیانی که غرب و تحولات آن را میدیدند به کشور خود که برمیگشتند با دنیایی از جهل، عقبماندگی مواجه میشدند. اولین رساله در باب راهآهن توسط میرزا کاشف نایب اول سفارت ایران در پاریس نوشته شد، ببینید چه دردمندانه مینویسد:
«اگر… یک رگ مردی داشتیم باید خواب و راحتی را بر خود حرام کرده شب و روز بکوشیم تا خود را از زیر این ننگ بیرون آورده ملت و مملکت اسلام را به پایهی ترقیات حالیه فرنگستان برسانیم… در میان آن اصول بزرگ که ترقی، ثروت و قدرت ملل فرنگستان را به مقام حالا رسانده از همه جامعتر، بزرگتر، سادهتر، مفیدتر ساختن راهآهن است… تمام فقر ما، پریشانی ما، فلاکت ما، خرابی مملکت ما و مصائب دیگر همه از نداشتن راه است».
سیمای احمدشاه
در کتاب سیمای احمدشاه قاجار نوشتهی جواد شیخالاسلامی آمده است: «سلطان احمدمیرزا در بچگی، شاگردی درسخوان و باهوش بود و در پایان سال، در میان سی نفر شاگرد، اول شد. قرار شد برای او جایزهای تهیه گردد. عدهای پیشنهاد کردند برای شاه حساب بانکی افتتاح شود و چنین نیز شد. در بانک شاهی، حسابی برای شاه به مبلغ پنج هزار تومان آن زمان، بهعنوان جایزهی شاگرد اولی باز کردند و شاه، سال بعد نیز شاگرد اول شد و اینبار مبلغ دیگری به حسابش اضافه شد و این عمل در علاقهمند کردن بیاندازهی احمدشاه به پول بیتأثیر نبود. اکثر نشانههای یک فرمانروای بد را داشت: ترسو، دودل، قادر به گرفتن تصمیمات قاطع نبود، برای مواجهه با اشکالات ارادهی قوی نداشت، اطرافیان را به دیدهی سوءظن مینگریست، خسیس بود، مالاندوزی را تا سرحد جنون دوست میداشت، رشوه میگرفت و از عیش و نوش غفلت نداشت. اما در مقابل، ادب، نزاکت، فروتنی و مهربانی بیآلایش از محسنات او بود.»
هرجومرجهای بهوجود آمده و ظهور رضاخان در سحرگاه اسفند ۱۲۹۹ زمینهساز عزل احمدشاه از سلطنت در آبان ماه ۱۳۰۴ توسط مجلس شورای ملی و نقطه پایان سلطنت قاجارها در ایران بود.»
عاطفه میرافضل