پایمان را در خم اول کوچه تاریخ میگذاریم، آسهآسه و با احتیاط روی سنگفرشهای کاغذی نسخههای خطی و چاپی قدم برمیداریم تا مبادا در تاریک و روشن وقایع و حوادث چیزی از قلم بیفتد و اتفاقی نگفته بماند. تاریخ معاصر ایران پر است از ناگفتههایی که روی دیگر سکه را به ما نشان میدهد. در این میان آدمهای جریانساز و جریانهای آدمسازی هستند که گذشته و حال و آینده را ساختهاند، کافی است آنها را مثل قطعههای پازل کنار هم بچینیم و بعد سر فرصت معمای حل شده را تماشا کنیم، و بالأخره در جریانشناسی تاریخی سرکی به مهمترین وقایع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میکشیم و با نگاهی نو در کنار جریانها به شخصیتهای اثرگذار میپردازیم.
پایمان را در خم اول کوچه تاریخ میگذاریم، آسهآسه و با احتیاط روی سنگفرشهای کاغذی نسخههای خطی و چاپی قدم برمیداریم تا مبادا در تاریک و روشن وقایع و حوادث چیزی از قلم بیفتد و اتفاقی نگفته بماند.
تاریخ معاصر ایران پر است از ناگفتههایی که روی دیگر سکه را به ما نشان میدهد. در این میان آدمهای جریانساز و جریانهای آدمسازی هستند که گذشته و حال و آینده را ساختهاند، کافی است آنها را مثل قطعههای پازل کنار هم بچینیم و بعد سر فرصت معمای حل شده را تماشا کنیم، و بالأخره در جریانشناسی تاریخی سرکی به مهمترین وقایع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میکشیم و با نگاهی نو در کنار جریانها به شخصیتهای اثرگذار میپردازیم.
میگفت مرد باید سبیلهایش کلفت باشد و تا دلت میخواهد با صدای بَم و زُمختش روی اعصابت راه برود. بعد هم که عرقکرده و با سر و صورت خاک و خُلی از کار، داخل خانه بیاید با همان لحن جدیاش بگوید: «ضعیفه شام چی داریم؟»
میخواهم بگویم دورهی این حرفها گذشته که یادم میآید آقاجان خدابیامرز هم هیچوقت با یک چنین ادبیاتی با خود خان جون که حالا دارد داداش محمد را برای تازه عروسش شیر میکند حرف نزده، توی حرفش میپرم و میگویم: «خان جون دیگه دوره زمونه عوض شده، کسی با عربدهکشی و زورگویی توی خونه حرفش رو به کرسی نمینشونه!»
او هم عینک تهاستکانیاش را روی دماغ کوفتهایش جابجا میکند و میگوید: «شما دخترا پررو شدید، مادر خدابیامرزم میگفت اگه ما روزی سه فصل کتک نمیخوردیم روزمون شب نمیشد اما شماها اوضاعتون خیلی بهتر از دوره و زمانهی ما و مادرهای ما است.»
با خودم فکر میکنم حالا مدتهاست که برخلاف نظر خان جون، رفتارهای خشونتآمیزی که بهخاطر دلایل مختلف علیه زنها صورت میگرفته به حداقل رسیده و خان جون گاهی شبیه bbc و بقیه رسانههای فارسی زبان سعی در سیاهنمایی آن هم بهخاطر منافع نوهاش دارد. موضوع خشونت علیه زنان البته که سالهای طولانی است تبدیل به سوژهی رسانههای مختلف شده است، اصولاً این سوژه مثل موضوعات حقوق بشری، خوراک خوبی علیه ایران است. در این شماره ما به سراغ موضوع خشونت و چگونگی آن در ایران میرویم و سپس به بررسی ابعاد آن در ایران و مقایسه با جهان میپردازیم تا از این طریق به این نکته برسیم که آیا رسانههای خارجی و برخی از داخلیهایشان در این زمینه راست میگویند یا دروغ؛ پس با ما همراه باشید.
یک دستهبندی عجیب
صدای شکسته شدن ظرف و ظروف به گوشمان میخورد. کمی بعد فحش و فضیحت هم چانشیاش میشود و بعد صدای دری که با شتاب و عصبانیت بهم کوبیده میشود پازل دعوای زن و شوهری را تکمیل میکند، از پنجره کوچه را نگاه میکنم زن همسایه درحالی که صورتش از شدت عصبانیت سرخ شده با کیف بزرگی که پیداست محتویات یک قهر چندروزه جانانه درش جای داده شده است تاکسی اینترنتی میگیرد و میرود، مرد هم کمی بعد مثل مرغ سر کَنده دنبالش میرود اما فایدهای ندارد. نمیدانم اسم این دعواها و آن چیزی که بر سر این رابطهها میآید را چه میتوان گذاشت اما هرچه هست شاید یک سرش را بشود به مسئلهی خشونت ربط داد هرچند که حداقل من ردی از خشونت از سوی مرد همسایه روی سر و صورت زن ندیدم و چند روز بعد کلاف سردرگم این دعوا باز میشود و کاشف به عمل میآید که این جنگ جهانی سر وسواس بینهایت خانم خانه بوده اما برایم جالب شده که بدانم اصلاً خشونت خانگی چیست برای همین تلفن را برمیدارم و از یکی از دوستانم که کارشناس مطالعات زنان و خانواده درباره خشونت میپرسم، اعظم یافتیان درباره میگوید: «خشونت علیه زنان یکی از مهمترین و پیچیدهترین مسائل اجتماعی است که در جوامع مختلف با ابعاد گوناگون خود نمایان میشود. این پدیده نهتنها تهدیدی برای امنیت جسمی و روانی زنان است، بلکه بهعنوان یک بحران اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بهشمار میرود که تمامی سطوح جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. خشونت علیه زنان میتواند در قالبهای مختلفی از جمله خشونت جسمی، روانی، جنسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی روحی بروز کند. این خشونتها گاه در محیطهای خصوصی و خانوادگی، گاه در اماکن عمومی و گاه در محل کار و تحصیل اتفاق میافتند. دلایل خشونت علیه زنان، بهطور گستردهای به عوامل فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی بستگی دارد که در کنار هم موجب بروز و استمرار این معضل میشوند.»
حرکت روی اعصاب مرکزی
برای رفع کنجکاوی خودم هم که شده میخواهم از سهم خشونت در دعواهای خانوادگی و مخصوصاً زن و شوهری بدانم برای همین به سراغ اینترنت میروم با یک جستجوی کوتاه میشود به سهم این نوع که نوبرترین نوع خشونت در همهی نقاط جهان است پیبرد. روانشناسها معتقدند خشونت جسمی در دعواهای زن و شوهری معمولاً به شکل کتک زدن، هُل دادن، ضربه زدن یا تهدید به آسیب فیزیکی خود یا دیگری بروز پیدا میکند. این نوع خشونت معمولاً در روابطی که عدم کنترل احساسات، رفتارهای تکانشی، یا مشکلات روانی در یکی از طرفین وجود دارد، رخ میدهد. تحقیقات نشان میدهند که در بسیاری از دعواهای زن و شوهری، خشونت جسمی در پاسخ به تحریکات و تنشها به کار گرفته میشود، بهویژه زمانی که ارتباطات زناشویی ناکارآمد و مهار نشده باشند. بر اساس آمارهای جهانی، حدود 30% از زنان در طول زندگی خود خشونت جسمی یا جنسی از طرف همسر خود را تجربه کردهاند. این آمارها نشان میدهند که خشونت جسمی در دعواهای زن و شوهری سهم زیادی از مشکلات ارتباطی و خانوادگی را تشکیل میدهد.
خشونت روانی و عاطفی هم یکی از رایجترین انواع خشونت در روابط زن و شوهری است که بهطور مستقیم به احساسات و روان فرد آسیب میزند. این نوع خشونت شامل تحقیر، تهدید به جدایی، توهین، بیاعتنایی یا کنترل رفتار طرف مقابل است. در بسیاری از دعواهای زن و شوهری، خشونت روانی ممکن است از نظر ظاهری پنهان باشد، اما تأثیرات آن بر روی سلامت روان و روحیه افراد بسیار جدی و مخرب است. تحقیقات نشان میدهند که خشونت روانی و عاطفی در روابط زوجین بسیار شایع است و میتواند تا حد زیادی از خشونت جسمی تأثیرگذارتر باشد، زیرا ممکن است طولانیمدت و در پشت درهای بسته رخ دهد. بسیاری از زنان خشونت روانی را تجربه میکنند اما قادر به شناسایی آن بهعنوان یک نوع خشونت نیستند.
این دو مورد فقط یک گوشه از خشونتهای زن و شوهری است که البته فقط هم مختص زنها نمیشود؛ گاهی مردها هم قربانی این نوع از خشونت هستند و بهواسطهی جنسیت و همچنین عوامل اجتماعی و فرهنگی صدایشان در مقابل این نوع در نمیآید، البته باید به خاطر داشته باشیم که رفتارهای نامتعارف اصولاً جنسیت نمیشناسد، زهرا نادری کارشناس ارشد مشاوره خانواده است او دربارهی عوامل افزایش خشونت در دعواهای زن و شوهری اینطور معتقد است: «گسترش عواملی که باعث افزایش خشونت در دعواهای زن و شوهری میشود، بهویژه در جوامع مدرن که بسیاری از روابط تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و اقتصادی قرار دارند، میتواند به درک عمیقتری از ریشهها و روشهای پیشگیری از خشونت کمک کند. این عوامل شامل مسائل روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستند که همه به نحوی در تشدید خشونت در روابط خانوادگی و زناشویی نقش دارند.»
مشکلات ارتباطی یکی از اصلیترین دلایل خشونت در دعواهای زن و شوهری هستند. بسیاری از زوجین، بهویژه در شرایط بحرانی یا تنشزا، بهدلیل ناتوانی در بیان احساسات خود بهطور صحیح یا عدم توانایی در حل مشکلات بهوسیله گفتگو، به خشونت جسمی یا روانی پناه میبرند همینطور استرسهای اجتماعی و اقتصادی، مانند فقر، بیکاری یا شرایط اجتماعی ناپایدار، میتوانند فشار زیادی به روابط زناشویی وارد کنند. این نوع استرسها بهویژه زمانی که زوجین با مشکلات مالی یا شغلی روبرو هستند، ممکن است باعث ایجاد تنش و خشونت در روابط شود. اعتیاد به مواد مخدر، الکل یا سایر مواد مخدر میتواند تأثیرات مخربی بر رفتار افراد در روابط زناشویی بگذارد. در بسیاری از موارد، افرادی که دچار اعتیاد هستند، کنترل کمتری بر روی رفتارهای خود دارند و در مواقعی که تحت تأثیر مواد قرار دارند، ممکن است به خشونت فیزیکی یا روانی روی آورند. باید این نکته را هم یادآوری کرد که افرادی که در دوران کودکی شاهد خشونت یا رفتارهای سلطهجویانه در خانوادههای خود بودهاند، ممکن است در بزرگسالی نیز خشونت را بهعنوان یک ابزار طبیعی برای حل مشکلات در روابط زن و شوهری خود بهکار ببرند. اگر بهدنبال راهکار برای این مقوله هستید باید بگویم برای مقابله با خشونت در روابط زن و شوهری، نیاز به تغییرات بنیادین در نگرشهای اجتماعی، تقویت مهارتهای ارتباطی و حل اختلافات، کاهش استرسهای اقتصادی و ایجاد شبکههای حمایتی است. آموزش و آگاهیبخشی در این زمینه، بهویژه برای جوانان، میتواند به کاهش خشونت در روابط خانوادگی کمک کند و باعث ایجاد محیطی امنتر و سالمتر برای هر دو طرف شود.»
همیشه پای یک مرد در میان نیست!
اما نکتهی جالب توجه این است که وقتی حرف از خشونت علیه زنان به میان میآید همیشه فکر میکنیم حتماً باید پای یک مرد در میان باشد، خشونت در دعواهای زن و شوهری میتواند تأثیرات عمیق و منفی بر رابطه زوجین داشته باشد و سهم قابل توجهی در بروز تنشها و مشکلات در این روابط ایفا کند. خشونت در چنین روابطی معمولاً به شکلهای مختلفی ظاهر میشود که میتواند شامل خشونت جسمی، روانی، جنسی یا اقتصادی باشد.
اگرچه خشونت علیه زنان در بسیاری از جوامع بهویژه از طرف مردان بیشتر مشاهده میشود، اما این خشونت محدود به رفتارهای مردانه نیست و ممکن است از سوی زنان یا حتی دیگر افراد در روابط خانوادگی، اجتماعی یا حرفهای نیز اعمال شود هرچند آمار جهانی نشان میدهد که در بسیاری از موارد خشونت خانگی، مردان عامل خشونت علیه زنان هستند. با این حال، نباید از یاد برد که خشونت در هیچ یک از اشکال آن قابل توجیه نیست و باید همهی انواع آن محکوم شوند.
رتبه اول آمریکا
علیرغم اینکه رسانههای بیگانه درصدد سیاهنمایی از وضعیت ایران هستند اوضاع در آمریکا نسبت به مردان چندان هم گل و بلبل نیست؛ در ایالات متحده، مطالعات نشان دادهاند که خشونت زنانه علیه مردان در برخی از روابط خانگی و زناشویی وجود دارد. طبق آمارهای مختلف، حدود 30 تا 40 درصد از مردان ممکن است در طول زندگی خود خشونت جسمی، روانی یا جنسی را از سوی همسر یا شریک عاطفی خود تجربه کنند. این آمار در مقایسه با خشونت مردانه علیه زنان کمتر است، اما همچنان قابل توجه است. مردانی که خشونت جسمی را از سوی زنان تجربه میکنند، معمولاً از آن گزارش نمیدهند زیرا ممکن است از نگاه جامعه بهعنوان افراد ضعیف یا آسیبپذیر در نظر گرفته شوند. این موضوع باعث شده که خشونت زنانه علیه مردان کمتر در آمارها منعکس شود.
انگیزههای سیاهنمایی
سالهاست که علیرغم کم بودن آمار خشونت علیه زنان در ایران و عدم گستردگی این پدیده ناهنجار در قیاس با نیم قرن پیش رسانهها و نهادهای بینالمللی اقدام به سیاهنمایی از وضعیت زنان در ایران میکنند و اصولاً با استفاده از این ابزار سعی در خرید تحریم و یا حتی ایجاد آشوب مینمایند دکتر محمود محمدی تحلیلگر و استاد علوم سیاسی در رابطه با انگیزههای رسانههای غربی اینطور میگوید: «رسانههای غربی تصویر سیاهی از خشونت علیه زنان در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر نمایش میدهند که میتواند به دلایل مختلفی مربوط باشد. این تصویرسازی معمولاً از دیدگاههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خاص نشأت میگیرد و درک و تحلیلهای مختلفی از وضعیت واقعی ارائه میکند.
بسیاری از رسانههای غربی، بهویژه در کشورهای با نظامهای دموکراتیک و سکولار، اغلب بهطور انتقادی به دولتهای کشورهای اسلامی و بهویژه ایران نگاه میکنند. انتقاد از وضعیت حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان، ابزار سیاسی است که میتواند به فشار بر حکومتها برای تغییرات اجتماعی و سیاسی کمک کند. رسانهها از تصویر خشونت علیه زنان بهعنوان وسیلهای برای برجسته کردن نقض حقوق بشر در ایران و سایر کشورها استفاده میکنند. برخی رسانهها از خشونت علیه زنان برای نقد و فشار بر حکومتهایی که بهویژه بر اساس نظامهای مذهبی (مثل ایران) اداره میشوند، بهره میبرند. این نوع رسانهها ممکن است مشکلات اجتماعی را بهطور اغراقآمیز و منفیتر از آنچه که واقعاً وجود دارد، به نمایش بگذارند همچنین این رسانهها ممکن است اطلاعاتی منتشر کنند که چهرهای منفی از وضعیت داخلی ایران به نمایش بگذارد تا فشارهای سیاسی را تشدید کنند.»
برای اینکه از انگیزههای رسانهها به جهت اجتماعی و حرفهای مطلع بشوم به سراغ معصومه خلیلی استاد سواد رسانه در دانشگاه شاهد رفتم او درباره این موضوع میگوید: «رسانهها معمولاً اخبار و وقایعی که بیشترین جذابیت و توجه را جلب میکنند، منتشر میکنند. خشونت علیه زنان بهعنوان یک مسئله اجتماعی جهانی همواره مورد توجه است و در رسانهها انعکاس پیدا میکند، چرا که این موضوع معمولاً احساسات عمومی را برمیانگیزد و در ایجاد حساسیتهای اجتماعی مؤثر است از همین جهت آنها روی موضوع ایران زوم میکنند و بلافاصله حتی بدون صحتسنجی اقدام به انتشار اخبار دروغ در این زمینه میکنند.»
خلیلی دربارهی شیوههای رسانهای غرب هم حرف برای گفتن دارد او میگوید: «رسانهها ممکن است از تصاویری گزینشی استفاده کنند که خشونت علیه زنان را بهطور اغراقشدهای به نمایش بگذارند. این تصاویر معمولاً بر اساس موارد افراطی، خشونتهای علنی یا بیرحمانه انتخاب میشوند و میتوانند تصویری نادرست از واقعیتهای اجتماعی جامعه ایران را ارائه دهند.
رسانههای غربی همانطور که اثبات شده کمتر به پیشرفتها و دستاوردهای ایران در زمینه حقوق زنان اشاره میکنند. ایران در برخی موارد قوانین و برنامههای حمایتی برای زنان وضع کرده است، اما این دستاوردها معمولاً در رسانههای غربی کمتر مورد توجه قرار میگیرند. رسانهها بیشتر به مشکلات و چالشها میپردازند و دستاوردهای مثبت کمتر بازتاب مییابند. در حالی که ایران در زمینه آموزش و اشتغال زنان و حضور آنان در عرصههای مختلف پیشرفتهایی داشته است، رسانههای غربی بیشتر بر مشکلات و محدودیتها تمرکز دارند و دستاوردها در این زمینه کمتر مورد توجه قرار میگیرند.»
آمارهای ناشفاف
در کنار دروغهای رسانهای غرب موضوعی که سبب دامنزدن به این دروغها میشود نبود آمار دقیق در این زمینه در کشور است اما چرایی نداشتن آمار دقیق را هم باید جستجو کرد در بسیاری از کشورها، بهویژه در ایران، جمعآوری دادههای دقیق و شفاف در مورد خشونتهای خانگی، تجاوز، آزارهای جنسی و سایر انواع خشونت علیه زنان بهدلایل فرهنگی، اجتماعی و قانونی با چالشهایی مواجه است. البته اگر بهصورت ریزتر به عوامل فقدان آمار نگاه کنیم میتوانیم بفهمیم زنان در ایران بهدلیل بافت جامعه و نگاه به آنها گاهی در معرض فشارهای اجتماعی و فرهنگی برای عدم گزارش خشونتهای خانگی هستند. بسیاری از زنان بهدلیل ترس از قضاوت جامعه، آسیب به آبروی خانوادگی یا پیامدهای قانونی، ممکن است خشونت را گزارش نکنند. همینطور سیستمهای حمایتی و گزارشدهی در خصوص خشونتهای خانگی بهطور کافی در کشور ما توسعه نیافتهاند. بسیاری از زنان ممکن است از ترس عواقب قانونی، از جمله زندانی شدن یا جدایی از خانواده، از اقدام به گزارش خشونت خودداری کنند. با این حال، در چندین سال گذشته، برخی از پژوهشگران کشورمان نیز بهویژه در دانشگاهها و نهادهای پژوهشی، اقدام به انجام مطالعاتی در مورد خشونت علیه زنان کردهاند.
علیرغم آمارهای ناواضح اما میتوان نقشهای از خشونت علیه زنان در ایران ارائه داد مطابق دادهکاویهای سال 96 در شهرهای بزرگ مانند تهران، مشهد، اصفهان، و شیراز، بهدلیل جمعیت بالا، تنوع فرهنگی و زندگی شهری، خشونت علیه زنان ممکن است به شکلهای مختلفی بروز کند همچنین در مناطق کمبرخوردار و حاشیهنشین هم خشونت بهدلیل عدم آگاهی از حقوق، قوانین و همینطور فرهنگ عمومی حتی در قیاس با شهرهای عنوان شده گاهی بیشتر است.
دست روی دست نگذاشتیم
برخلاف اینکه عدهای میگویند ایران در قبال موضوع خشونت علیه زنان دست روی دست گذاشته است باید گفت در سالهای اخیر اقداماتی را برای کاهش خشونت علیه زنان انجام شده است این اقدامات شامل برخی تغییرات و اصلاحات قانونی در جهت حمایت از زنان در برابر خشونتهای خانگی و اجتماعی صورت گرفته است. این قوانین هدفشان جلوگیری از خشونتهای خانگی و حمایت از زنان در برابر آزار و اذیت است. یکی از مهمترین اقدامات قانونی در این زمینه، تصویب قانون حمایت از خانواده در سال 1391 بود که در آن به برخی از مسائل خشونت خانگی و حقوق زنان پرداخته شد. این قانون، بهویژه در زمینهی حمایت از زنان در مواقع طلاق و حقوق مالی آنان، تغییراتی ایجاد کرد.
همچنین دولت در سالهای اخیر لایحهای بهنام لایحه تأمین امنیت زنان را برای مقابله با خشونتهای خانگی تهیه کرده است که در آن تلاش میشود تا قوانین جدیدی برای حمایت از زنان در برابر خشونتهای خانگی و اجتماعی وضع شود. این لایحه، اگرچه هنوز به تصویب نهایی نرسیده، در آن به مسائلی مانند ارجاع سریعتر به مراجع قضائی، حمایت از زنان قربانی خشونت و تأمین سرپناه برای آنان پرداخته میشود.
در پاسخ به نیازهای زنان آسیبدیده از خشونت، مراکز حمایتی و مشاورهای در کشور راهاندازی شده است. این مراکز به زنان در معرض خشونت کمک میکنند و خدماتی مانند مشاوره روانشناسی، حقوقی و پناهگاههای امن ارائه میدهند. برخی از سازمانها و نهادهای دولتی اقدام به ایجاد پناهگاههایی برای زنان قربانی خشونت کردهاند تا این زنان در صورت لزوم بتوانند از فضای خطرناک خود فرار کرده و از حمایتهای قانونی و اجتماعی بهرهمند شوند. خطوط تلفنی ویژهای برای مشاوره به زنان آسیبدیده از خشونت راهاندازی هم شدهاند که زنان میتوانند از این طریق به کمکهای فوری و مشاورههای حقوقی دست پیدا کنند.
آگاهیبخشی در مورد خشونت علیه زنان یکی از راهکارهایی است که در راستای کاهش خشونتهای خانگی و اجتماعی در کشورمان بهکار گرفته شده است. این اقدامات شامل برنامههای آموزشی برای ارتقاء آگاهی زنان، مردان و جامعه در خصوص حقوق زنان و خشونتهای خانگی میشود، آموزش در مدارس، برگزاری کمپینهای تبلیغاتی و عمومی گوشهای از فعالیتهای این حوزه است.
این دین زندگیبخش
برخیها البته به بهانههای مثلا دینی و غیرت بیجا و بیجهت و یا شاید بدون اینکه خودشان بخواهند منجر به آزار زنان میشوند و همین مسئله موجب میشود تا دست برخی از جریانهای رسانهای برای اَنگ زدن به اسلام و معرفی این دین آسمانی بهعنوان عامل خشونت باز شود، مریم سادات موسویان جندقی استاد حوزه و دانشگاه در این خصوص میگوید: «در قوانین اسلام، بسیاری از اصول و آموزهها برای حمایت از حقوق زنان و کاهش خشونت علیه آنان وجود دارد. اسلام بهعنوان یک دین جهانی، نهتنها حقوق انسانی زنان را بهرسمیت میشناسد، بلکه بر لزوم حفظ حرمت و کرامت آنان تأکید دارد.
یکی از جنبههای مهمی که در اسلام برای زنان در نظر گرفته شده، حقوق اقتصادی و مالی آنان است. زنان در اسلام حق دارند که از مال خود استفاده کنند، ارث ببرند و در مسائل اقتصادی خانواده مشارکت داشته باشند در مجموع باید بگویم در قوانین اسلامی، اصولی برای حمایت از حقوق زنان و کاهش خشونت علیه آنان وجود دارد که بر اساس آنها مردان به رعایت حقوق همسران خود موظف هستند
نفیسه زارعی