کد خبر: ۶۸۲۰
۱۴۰۴/۱۲/۰۵ ۱۲:۱۲

از گوشه و کنار تاریخ

تاریخ را اگر بار‌ها و بار‌ها هم تکرار کنیم بازهم نکته جا مانده‌ای دارد که می‌تواند راه گشای امروز ما باشد. این بخش از مجله زن روز به توضیح بخش‌هایی از تاریخ می‌پردازد که می‌تواند عبرت آموز و مسئله آموز باشد.

از گوشه و کنار تاریخ

دیکتاتوری اشرف

حسین فردوست درجلد اول «ظهور وسقوط پهلوی» آورده است: «زمانی که قائم‌مقام ساواک بودم از ما خواستند پالانچیان را دستگیر کنیم! با اجازه از محمدرضا وی دستگیر و زندانی شد. علت را پیگیری کردم و مشخص شد پالانچیان به عشق اشرف جواب منفی داده و کار به جایی می‌رسد که اشرف به در خانه‌ا‌ش می‌رود و التماس می‌کند که فقط اجازه بده ۱۰ دقیقه وارد شوم و پهلویت بنشینم. پالانچیان با عصبانیت او را رد می‌کند که ولم کن، چه از جانم می‌خواهی، چرا اذیتم می‌کنی؟ اشرف که می‌بیند التماس فایده‌ای ندارد دستور دستگیری او را می‌دهد. وی پس از یک ماه به دستور اشرف آزاد شد. لابد فکر می‌کرد تنبیه شده».

پس از این جریان اشرف با نقشه‌ی قبلی قرار ملاقات یک مهمانی را بدون اطلاع پالانچیان ترتیب می‌دهد و وقتی اشرف را در مهمانی می‌بیند عصبانی می‌شود. اشرف به پایش می‌افتد و با گریه التماس می‌کند که به من رحم کن دارم از عشق تو از بین می‌روم. ولی پالانچیان باز جواب رد می‌دهد. اشرف با عصبانیت و خشم از او جدا می‌شود و به ساواک دستور می‌دهد که هواپیمای دو موتوره‌ی شخصی پالانچیان را دستکاری کنند! یکی دو ساعت بعد پالانچیان به همراه مجید بختیار هوس می‌کنند سوار بر هواپیما به هواخوری بروند که هواپیما بعد از چند کیلومتر پرواز، ناگهان سقوط می‌کند و هر دو کشته می‌شوند! اشرف مدتی نیز به ویگن خواننده بند کرده بود و او هم از رابطه با اشرف اکراه داشت. اینها همه یک‌صدم ماجرا‌های اشرف هم نیست و تنها عمده‌ترین مواردی است که اکنون در ذهن دارم.»

اولین اذان ضبط شده؛ ۱۱۲ سال قبل زمان قاجار

اولین اذان ضبط شده در تاریخ ایران، اذان جناب دماوندی (۱۲۴۶ - ۱۳۵۲) مؤذن مظفرالدین شاه بود که در سال ۱۲۹۱ شمسی در آواز بیات ترک روی صفحه‌ی گرامافون ضبط شد. ایشان دراین اذان ترجمه‌ی به فارسی را هم که عادت موذنان بود انجام داده است.

او که علاوه بر خوانندگی ردیف مجلسی و منبری‌خوانی و معاشرت با خاندان فراهانی، مؤذن مظفرالدین شاه بود بخت این را یافت که صدایش در تهران، تفلیس، پاریس و لندن ضبط شود برای همین صفحاتی قدیمی از او بر جای مانده است. او در سال ۱۳۵۲ در سن ۱۰۶ سالگی درگذشت و در احمدآباد دماوند دفن شد.

فرجام اعتماد به آمریکا

متأسفانه مصدق در ۲۸ مرداد طعم اعتماد به آمریکا رو به تلخ‌ترین شکل ممکن چشید، به‌طوری که آبراهامیان در کتاب کودتا نوشته: بلافاصله پس از ملی شدن صنعت نفت، آمریکا و انگلیس به توافق رسیدند که برای جلوگیری از آشفتگی بازار جهانی و کنترل نفت، مصدق باید از صحنه‌ی سیاست حذف شود.

رهبر معظم انقلاب در این باره می‌گویند: «من به شما این را عرض بکنم که با قطع نظر از نظام، با استقلال کشور هم مشکل دارند؛ یعنی اگر فرض کنیم یک نظامی غیر نظام جمهوری اسلامی هم سر کار بود و بنا بود مستقل باشد، اینها با آن مشکل داشتند. این تجربه‌ی نهضت ملّی جلوی چشم ماست. در نهضت ملّی، دکتر مصدّق به آمریکایی‌ها حسنِ‌ظن داشت، بلکه ارادت داشت، امّا مایل نبود تکیه کند به آنها؛ ـ با انگلیسی‌ها البتّه بد بود ـ مایل به استقلال بود. آن کسی که عامل کودتا علیه دکتر مصدّق شد، نه یک انگلیسی، بلکه یک آمریکایی بود و پشت سرش بیش از دستگاه اینتلیجنت ـ سرویس انگلیس، سیای آمریکا قرار داشت؛ آمریکا این‌جوری است. یعنی با یک نظامی و با یک حکومتی هم که مطلقاً حکومت دینی هم نیست، حکومت انقلابی هم نیست ـ نهضت ملّی که یک حکومت انقلابی نبود؛ فقط دنبال استقلال کشور از زیر یوغ انگلیس‌ها بود و خیال می‌کرد آمریکایی‌ها کمکش می‌کنند ـ نتوانستند بسازند؛ با استقلال کشور مخالفند.»

 

گزارش خطا