بررسی انتقادی سکوت گستردهی فعالان برجستهی فمینیست جهانی و ایرانی (از جمله استاینم و محمدی) در برابر ابعاد هولناک پروندهی سوءاستفادهی جنسی جفری اپستین؛ گزارشی از شکاف میان ادعای دفاع از حقوق زنان و عدم واکنش در برابر بزرگترین فاجعهی معاصر.
پروندهی جنجالی جفری اپستین، که شبکهی گستردهی سوءاستفادهی جنسی او جان بیش از هزار زن و دختر را به ورطهی فاجعه کشاند، همچنان به عنوان یکی از سیاهترین نقاط تاریخ معاصر باقی مانده است. با این حال، سکوت معنادار مدعیان حقوق زنان، چه در سطح بینالمللی از گلوریا استاینم گرفته تا در ایران از نرگس محمدی، این پرسش جدی را مطرح میکند که آیا این فعالان واقعاً صدای قربانیان واقعی را شنیدهاند یا ادعاهایشان در مواجهه با بحرانهای عینی، توخالی از آب درآمده است.
سالها فعالیت اپستین در قالب یک شبکهی پنهان و شیطانی، بر پایهی سوءاستفاده از کودکان و زنان استوار بود؛ شبکهای که هرگونه افشاگری محدود تا به امروز، تنها توانسته بخشی از ابعاد این فاجعهی عظیم را آشکار سازد. واکنشهای رسمی که تا کنون مشاهده شده، از بیانیههای محدود برخی سازمانها فراتر نرفته و هرگز با وسعت این بحران انسانی همخوانی نداشته است. این خلأ در واکنشها، به ویژه سکوت گستردهی فعالان حقوق زنان در سطح جهانی و داخلی، نشاندهندهی شکافی عمیق میان ادعا و عمل است که تعهد واقعی مدعیان عدالت و حقوق بشر را زیر سؤال میبرد.
این گزارش به بررسی دقیق این خلأ، بررسی واکنشهای معدودی که صورت گرفته و تأکید بر ضرورت فشار عمومی برای احقاق حقوق بازماندگان میپردازد.
واکنشهای معدود: سازمان ملی زنان و مقامات بریتانیا
با وجود این سکوت غالب، برخی کنشها نیز در سطح جهانی دیده شده است:
سازمان ملی زنان (NOW) خواستار عدالت است: «سازمان ملی زنان» (NOW)، که سازمانی غیرانتفاعی و برگرفته از موج دوم فمینیسم آمریکاست، در تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۲۵ با انتشار بیانیهای، حمایت خود را از بازماندگان پروندهی اپستین اعلام کرد و خواستار انتشار کامل تمامی اسناد مربوط به این پرونده شد.
این سازمان شجاعت زنانی را ستود که با افشای داستانهای خود، سرنوشت بیش از ۱۰۰۰ زن و دختر جوان (اغلب در سن ۱۴ سالگی) را به کانون توجه عمومی آوردند. NOW تأکید کرد که قربانیان و بازماندگان این جرایم شایستهی عدالت کامل و حمایت حقوقی بیقید و شرط هستند.
در این بیانیه همچنین اشاره شد که رهبران کنگره و رئیسجمهور وقت با ممانعت از شفافیت و نقض وعدههای انتخاباتی خود، عملاً از مجرمان حمایت کردهاند. سازمان NOW از حامیان خود خواست با تماس با نمایندگان کنگره، حمایت از طرحهای قانونی و امضای عریضهها، فشار لازم برای اجرای قانون و انتشار اسناد را اعمال کنند. علاوه بر این، سازمان درخواست حذف محدودیتهای زمانی برای پروندههای قاچاق جنسی، آموزش بهتر نیروهای پلیس و دادستانها، و درک عمیقتر اهمیت پیگیری این جرایم را مطرح ساخت و تأکید کرد که قدرت جمعی میتواند زمینهساز اجرای عدالت و مقابله با پوششدهیهای سیاسی باشد.
مقامات بریتانیا: کاتالیزوری برای تغییرات قانونی: در ۱۵ فوریه ۲۰۲۶، روزنامهی گاردین به نقل از «جس فیلیپس»، معاون پارلمانی وزیر امور خارجه بریتانیا (وزیر حفاظت و خشونت علیه زنان و دختران)، گزارش داد که «پروندههای اپستین باید به عنوان یک کاتالیزور برای تغییرات قانونی بلندمدت عمل کنند.» فیلیپس تأکید کرد که باید از این فرصت برای سرمایهگذاری در پیشگیری و سیاستهایی فراتر از راهحلهای واکنشی و سریع استفاده شود. او افزود قربانیان سزاوار این هستند که دولت تضمین کند «کسانی که به آنها آزار رساندهاند، واقعاً پاسخگو باشند تا نتوانند تکرار کنند.» او خواستار سرمایهگذاری در پیشگیری شد تا «احتمال کمتری وجود داشته باشد که در آینده شاهد اپستین دیگری در کلاسهای درس بریتانیا باشیم.»
همچنین، «ایوت کوپر»، وزیر امور خارجهی این کشور، در برنامهی «یکشنبه با لورا کوئنسبرگ» بیبیسی، به نصف رساندن خشونت علیه زنان و دختران طی ده سال آینده را یک «اولویت و مأموریت» دولت کارگری اعلام کرد و گفت: «تمرکز واقعی باید روی قربانیان اپستین و کارهایی باشد که این دولت برای مقابله با خشونت انجام میدهد؛ یعنی باید به زنان و بازماندگان خشونت گوش فرا داد.»
سکوت فعالان جهانی و ایرانی: فقدان تعهد در بحرانهای واقعی
با وجود ابعاد فاجعهبار پروندهی اپستین و مطالبهی جهانی برای عدالت، بخش بزرگی از چهرههای برجستهی فمینیست و مدافعان حقوق بشر در جهان و ایران، در برابر این بحران ننگین سکوت اختیار کردهاند.
در سطح جهانی، فمینیستهای شناختهشدهای نظیر «گلوریا استاینم»، «چیماماندا نگزی آدیچی»، «ملاله یوسفزی» و «روکسان گی»، که همواره برابری جنسیتی، توانمندسازی زنان و مبارزه با تبعیض را سرلوحهی سخنان خود قرار دادهاند، نه تنها موضعی علنی در قبال این پرونده اتخاذ نکردهاند، بلکه با این بیعملی، فرصت حمایت از قربانیان را از دست دادهاند. این بیعملی، اعتبار این افراد را به عنوان مدافعان واقعی زنان در معرض پرسشهای جدی قرار میدهد.
در ایران نیز، وضعیت به همین منوال است. فعالانی که سابقهای طولانی در ادعای دفاع از حقوق زنان و دختران دارند، از جمله «نرگس محمدی»، «شاپرک شجریزاد» و «مهرانگیز کار»، تاکنون هیچ واکنش علنی، چه در قالب توییت، یادداشت، سخنرانی یا بیانیهی رسمی، دربارهی پروندهی اپستین منتشر نکردهاند. این سکوت در رسانههای فارسی و انگلیسی، فاصلهی عمیق میان شعار و عمل را نشان میدهد و این سؤال اساسی را مطرح میسازد که مدافعان حقوق زنان چگونه میتوانند در برابر چنین سوءاستفادهی گستردهی جهانی از کودکان بیتفاوت باقی بمانند؟
در نهایت، این خلأ و سکوت گسترده، بیش از هر چیز بر ضرورت فشار مستمر عمومی، رسانهای و جهانی برای تضمین پاسخگویی و ارائهی حمایت واقعی به بازماندگان این فاجعه تأکید میکند
خبرگزاری فارس