کد خبر: ۶۸۰۶
۱۴۰۴/۱۲/۰۲ ۰۱:۵۶

جای خالی مادر و دختری‌های سیاسی

‌می‌گویند نسل زِد خشونت‌طلب و عاری از احساس است، اما من می‌گویم این نسل تنها سخت اقناع می‌شود، نسل جدید دیگر ملاک و معیار‌های نسل گذشته برای بارور شدن را ندارد، دستش برای اطلاعات باز است و مثل ما تنها وابسته به کتاب و مدرسه و مربی پرورشی نیست؛ توی دریای بی‌کرانی از اطلاعات شیرجه می‌زند تا پاسخ سؤالات و ابهاماتش را دریابد؛ و شاید بحران اصلی میان ما و او عدم شناخت و نبود گفتگوست.

جای خالی مادر و دختری‌های سیاسی

پدران و مادران قهرمانان بی‌بدیل فرزندان هستند و از آنان الگو می‌گیرند و شاید نگرش‌های اعتقادی و سیاسی والدین بیش از هر نگرشی به فرزندان منتقل شود. این میان استثنائاتی نیز وجود دارد. فرزندانی که خلاف مسیر والدین رفته‌اند، اما هر اصلی ممکن است استثناء داشته باشد.

روان‌شاسان می‌گویند قبل از هر چیز پدر و مادر در خانه باید نقش والدین قاطع مهربان داشته باشند. حالا این پدر و مادر قاطع مهربان چه تأثیری در تربیت سیاسی فرزندان می‌گذارند. شرط و مقدمه‌ی تربیت سیاسی یا هر تربیت دیگری این است که فرزندعشق و محبت را از والدین دریافت کند.

اگرچه گفت‌و‌گو با حالت مشاجره در حضور فرزندان توصیه نمی‌شود، اما مطرح کردن نگرش‌های سیاسی مشکلی ندارد. گفتگویی که هدفش شناخت بیشتر و بهتر حق و باطل باشد. نه کوبیدن میخ حرف‌مان در ذهن دیگری.

این موضوع خیلی اهمیت دارد که فرزندان ما قدرت تشخیص دشمن را از خودی داشته باشند. پس برای تحقق این امر ضرورت دارد که در حضور فرزندان‌مان در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی صحبت کنیم و آنها را نسبت به موضوعات حاکم جامعه آگاه کنیم. نکته‌ای که در اینجا بسیار اهمیت دارد این است که خود والدین آگاهی و شناخت درستی از مسیر حق و جریان حق و درست جامعه داشته باشند.

در تعامل و گفت با فرزندان‌مان باید حساسیت‌ها را نیز در نظر بگیریم؛ و یادمان باشد «دیالوگ» راهبردی برای کشف دیگری است و نه تغییر او. در حالی که اغلب ما، از دیالوگ برای تغییر دیگری استفاده می‌کنیم و به گفت‌و‌گو به چشم مناظره می‌نگریم و، چون با پیش‌داوری و قضاوت با طرف مقابل رو‌به‌رو می‌شویم سعی می‌کنیم مثل شرایط حاکم بر مناظره او را شکست داده یا پایین‌تر از خود جلوه دهیم.

نیمکت‌های خالی

در حوادث دی ماه ۱۴۰۴ آنچه عیان و آشکار بر چهره‌ی مدنیت جامعه چنگ می‌کشید خشونت عریان قشر نوجوان بود.

نوجوانان زیر ۱۸ سال که غالباً دچار بحران هویتی بوده و سرشار از هیجانات طبیعی اقتضای این سن هستند. اتفاقی که علی‌رغم عدم دسترسی به آمار دقیق تعداد نوجوانان دستگیر شده و جان باخته در وقایع اخیر؛ سبب شده در برخی شبکه‌های مجازی تصاویر نیمکت‌های خالی مدارس بارگذاری شود. اگرچه برخی از این نوجوانان ندانسته یا به‌صورت تصادفی قربانی شده‌اند، اما همین تعداد به ظاهر حداقلی نیز برای نسل نوجوانی که باید در این مقطع سنی فکر و ذکرش به‌سمت بارور شدن و بالندگی برای آینده‌ای روشن باشد فاجعه‌ای عمیق است.

ولنگاری در فضای یله

در جامعه‌ی ایرانی نهاد خانواده هنوز یک نهاد کانونی است که می‌توان روی آن حساب باز کرد و امید داشت که تغییر و اثرگذاری بر نسل جدید از طریق نهاد خانواده اتفاق بیفتد.

در سه دهه‌ی اخیر، مسائل بین نسلی به‌عنوان یک موضوع اجتماعی ظهور پیدا کرده است و بیشتر مطالعاتی که در این حوزه انجام شده، شامل نگاه تاریخی، سیاسی، جامعه‌شناختی و روان‌شناختی به نسل‌ها بوده است و سبب شده کمتر به ارتباط و موضعات ارتباطی بین‌نسلی پرداخته شود.

در این خصوص، آخرین مطالعات انجام شده مربوط به سال ۹۹ است که نشان می‌دهد والدین و فرزندان برای ارتباط کلامی، گفت‌و‌گو‌های طولانی و همدلانه مبتنی بر پذیرش و احترام با هدف به اشتراک‌گذاری نظرات و تبادل باورها، ارزش‌ها، احساسات، عواطف و آرزوها، وقت و انرژی کمتری صرف می‌کنند. اگر در موردی گفتگوی کوتاهی هم شکل بگیرد، اغلب جنبه‌ی گفت‌وشنودی ندارد و به‌سمت بحث و جدل می‌رود و فرزندان کمتر از مصاحبت با والدین‌شان لذت می‌برند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که گفتگوی میان فرزندان و خانواده از دو ساعت در شبانه‌روز در بیست سال گذشته، به بیست دقیقه در روز در سال‌های اخیر کاهش یافته است و نه‌تنها فصل مشترک عاطفه نسلی میان والدین و فرزندان کاهش یافته، حتی منجر به خشونت‌های کلامی ‌و گاه فیزیکی هم شده و این تحقیقات شاهدی است بر این مدعا که چالش‌های بین نسلی در حال بیشتر شدن است.

نبود قانون و فقدان آغوش گرم

حال در پاسخ به این ابهام که چرا نوجوان‌ها به خیابان می‌آیند، معمولاً عملکرد نهاد‌های فرهنگی در تعامل با قشر نوجوان زیر سؤال می‌رود در حالی ‌که آسیب‌شناسی فرهنگی لازم است اما کافی نیست.

برای همین نبود شناخت کافی روی نوجوان از سوی خانواده، نبود آغوش امن برای او تا جایی که ابهاماتش را کف خیابان و در آتش زدن اموال مردم جستجو نکند، و به‌خصوص نبود نظارت وقوانین بازدارنده بر فضای یله‌ی مجازی ظلمی آشکار به حقوق این رده سنی است.

رقم خوردن این اتفاق و دسترسی آزاد و بی‌حد و حصر نوجوانان و حتی کودکان از فضای مجازی در حالیست که در کشور‌های پیشرفته‌ی دنیا که قواعدشان در امر خانواده در حد و اندازه‌های کشور ما نیست و به دسترسی آزاد به اطلاعات به‌عنوان حق مسلم شهروندی تأکید بیشتری شده است، مسئله‌ی امنیت روانی کودک‌ونوجوان از محدودیت‌های دقیق‌تری برخوردار است.

اگرچه که کشورهای غربی قبل‌تر چنین تجربه‌هایی داشته‌اند؛ در سال ۲۰۱۴ نوجوانان آمریکا، اروپا، آسیا و استرالیا که به سازمان‌های تروریستی پیوستند، ازطریق سکو‌های رسانه‌ی اجتماعی جذب شدند. گروه تروریستی داعش نیز از این رسانه برای انتشار کشتار دسته‌جمعی انسان‌ها بهره‌برداری کرده است. و شاید هزینه‌ی گزافی که بابت این ولنگاری و دسترسی آزاد داشته‌اند سبب شده تا به فکر محدودیت بیفتند. اما انگار قرار نیست ما از تجربیات دیگران و به‌خصوص خودمان درس بگیریم.

تضمین امنیت با محدودیت

مخاطره‌های محتوایی شرایطی است که طی آن کودک به‌طور منفعلانه محتوایی را که برای همه کاربران اینترنت در دسترس است، دریافت می‌کند یا در معرض آن قرار می‌گیرد. مصادیق ریسک‌های محتوایی شامل محتوای نفرت‌انگیز، محتوای مضر، محتوای غیرقانونی و محتوای غلط و گمراه‌کننده است که می‌تواند به شکل تصاویر، کلمه‌ها، فیلم‌ها، بازی‌ها، نماد‌ها و حتی آهنگ‌ها باشد.

این‌گونه محتوا‌ها به‌صورت تصاعدی و اغلب غیرقابل‌کنترل در محیط دیجیتالی و پلتفرم‌ها تولید و پخش می‌شوند و ناشناس بودن و فاصله‌ی فیزیکی از قربانی نیز موجب تشدید آن شده است.

محتوایی که انتشار آن غیرقانونی است می‌تواند کودکان را در معرض مفاهیمی ‌قرار دهد که قادر به مدیریت و فهم درست آن نیستند. همچنین می‌تواند هنجار‌های فرهنگی و اجتماعی را نقض کند؛ به‌عنوان مثال، تصاویر یا ویدئوهای سوءاستفاده جنسی از کودکان، محتوایی که از اقدام‌های تروریستی حمایت می‌کند، یا ترویج، راهنمایی یا تحریک جنایت یا خشونت در بسیاری از کشور‌ها غیرقانونی است.

موضوع دیگر این است که گرچه در لابه‌لای قوانین برخی از مواد به محافظت از کودکان در برابر مخاطرات و آسیب‌های اجتماعی ناشی از محیط دیجیتال پرداخته شده است؛ اما نبود قانونی جامع در این زمینه قابل‌مشاهده است.

فقدان نظام یکپارچه رده‌بندی سنی برای تعیین سن مناسب محتوا‌های بازی، فیلم و اپلیکیشن‌ها، عدم تعیین مسئولیت مشخص برای پلتفرم‌های داخلی و خارجی در قبال انتشار محتوای خشونت‌آمیز و مضر و تأکید صرف به فیلترینگ به‌جای کنترل هوشمند، تمرکز بر مسدودسازی کامل سایت‌ها که دسترسی به منابع آموزشی و مفید را نیز محدود می‌کند، به‌جای استفاده از ابزار‌های تعدیل محتوا، اغلب ناکارآمد است. همچنان که در وضعیت فعلی دسترسی کودکان به انواع فیلترشکن‌ها علی‌رغم محتوا‌های تبلیغی مضر که بعضاً از محتوای خود اپلیکیشن‌های فیلتر شده، بیشتر است؛ مشاهده می‌شود.

نسلی تشنه حقیقت

نسل جدید عاری از درک و احساس نیست اشتباه از جای دیگری است. این است که ما حتی وقتی با این نسل حرف می‌زنیم، دنبال فرو کردن حرف‌هایمان در باورهای او هستیم.

نسل جدید مثل ما نیست و دگردیسی عمیق و بازتاب آن در تنش‌های سیاسی و اجتماعی ضرورت بازخوانی هویت، رفتار و مطالبات نسل جوان را می‌طلبد. تغییر این نسل باعث گشایش پنجره‌ای متفاوت در برابر نسل جدید و زمینه‌ساز کنش‌گری سیاسی متفاوت شده است. این نسل حقیقت را انکار نمی‌کند بلکه تشنه‌ی حقیقت است. حقیقتی که بتوان به‌صورت ملموس آن را درک کرد.

گزارش خطا