کد خبر: ۶۷۵۶
۱۴۰۴/۱۱/۱۱ ۱۲:۰۵

بهای استقلال؛ بار مسئولیتی است که روان زن مدرن را نشانه گرفته

کارشناسان اجتماعی بر این باورند که زن امروزی به‌تدریج از بخش‌هایی از زنانگی خود فاصله گرفته است؛ فاصله‌ای که بیشتر به‌عنوان سازوکاری دفاعی در برابر فشار‌های جامعه مدرن، به‌ویژه فشار‌های اقتصادی، شکل گرفته است. زن بدون آن‌که حق انتخاب واقعی داشته باشد، ناچار شده بار مسئولیت‌های متعددی را به دوش بکشد: مادر، همسر، نان‌آور خانواده و گاه حتی ایفای نقش پدر؛ آن هم بدون دریافت حمایت کافی و مؤثر.

بهای استقلال؛ بار مسئولیتی است که روان زن مدرن را نشانه گرفته

امروزه زنان بار سنگینی از فشار‌های روانی و عاطفی را تحمل می‌کنند؛ فشاری فراتر از توان لطیف روحی آنان. افزون بر مسئولیت‌هایی که اساساً در حیطه وظایف‌شان نبوده و به بهانه استقلال مالی و خودسازی بر دوششان گذاشته شده، اکنون متهم می‌شوند که از فطرت زنانه خود فاصله گرفته‌اند. در مقابل، صدا‌هایی نیز شنیده می‌شود که از زن دفاع می‌کنند و او را به بازگشت به «طبیعت زنانه» فرا می‌خوانند: زنی که به خانه و تربیت فرزندان رسیدگی می‌کند و مسئولیت تأمین معاش و امور اقتصادی و اجتماعی بیرون از خانه را به مرد واگذار می‌کند.

چه کسی زن را وادار به ایفای نقش‌های مردانه کرد؟

مریم برکان، کارشناس اجتماعی، معتقد است که میان «زنانگی» و «استقلال» خلط مفهومی عمیقی وجود دارد. او توضیح می‌دهد: زنانگی یک فطرت روانی، عاطفی و رفتاری است که زن با آن زاده می‌شود و زندگی می‌کند؛ در حالی که استقلال، مهارتی اجتماعی و اقتصادی است که برخی زنان با تلاش و پشتکار، برای تغییر واقعیتی نامطلوب، به آن دست یافته‌اند.

به گفته او، تجربه‌های مکرر ناامیدی و فقدان امنیت عاطفی، که اغلب ناشی از کنار کشیدن مرد از نقش‌های اساسی خود بوده، زنان را واداشته تا بار این مسئولیت‌ها را به‌تنهایی به دوش بکشند و به دیگری تکیه نکنند. اینجاست که همان گفتمان اجتماعی که پیش‌تر زنان را به قدرت و استقلال مالی تشویق می‌کرد، امروز از آنان می‌خواهد دوباره به نرمی و زنانگی بازگردند و مسئولیت‌های مردانه را به مردان بسپارند.

وقتی مسئله به یک ضرورت تبدیل می‌شود

در حالی که زن مدرن تلاش می‌کند ساعات روز خود را میان ده‌ها مسئولیت کوچک و بزرگ تقسیم کند، فهرست وظایف مرد به‌تدریج کوتاه‌تر شده است. رانندگی، بردن کودکان به مدرسه و بیمارستان، فعالیت‌های ورزشی و تفریحی، خرید خانه، مدیریت هزینه‌ها و حتی پرداخت قبوض؛ همه اینها اغلب بر عهده زن گذاشته می‌شود.

زن برای توجیه غیبت نسبی‌اش از نقش سنتی در خانه، آزادی تصمیم‌گیری و مدیریت را که پیش‌تر بار آن بر دوش مرد بود، را به دست می‌گیرد؛ آزادی‌ای که مرد کمتر به سنگینی آن اذعان می‌کند. در این میان، زن از «شریک لطیف زندگی» به رقیبی آماده برای تقابل تبدیل شده و از روحی نیازمند حمایت، به موجودیتی بدل گشته که مدام می‌کوشد ثابت کند به هیچ‌کس نیاز ندارد. این واقعیت فرساینده، از نظر روانی و جسمی، به‌خوبی افزایش نگران‌کننده بیماری‌های مزمن در میان زنان مستقل در سال‌های اخیر را توضیح می‌دهد.

در همین راستا، مریم برکان، کارشناس اجتماعی، راه‌حل را چنین توضیح می‌دهد: «رهایی زن از بار مسئولیت‌های مردانه _چه آنها را با اختیار پذیرفته باشد و چه از سر اجبار_ با شعار‌های پرزرق‌وبرق محقق نمی‌شود. بازگشت به زنانگیِ اصیل با اکستنشن مو، ناخن مصنوعی یا کفش پاشنه‌بلند آشکار نمی‌شود. بحران بسیار عمیق‌تر از آن است که عموم مردم تصور می‌کنند. اختلالی که امروز در ساختار جامعه رخ داده، همه را—زن و مرد—فرامی‌خواند تا پیش از مطالبه حقوق، به فطرت خود بازگردند و وظایف‌شان را بشناسند.»

پایگاه خبری نساء اف ام

گزارش خطا