ما هستیم که با انتخاب آگاهانه زمینهی زندگی مؤمنانه را فراهم میکنیم. در این راه حتماً باید معیارهای اساسی و اصلی را در این زمینه بهدرستی بشناسیم و با مشورت افراد متخصص و متعهد آنها را به کار بگیریم و بر چالشهای تشکیل خانوادهی آرام و موفق غلبه کنیم.
در شمارهی قبل گامهایی را مرور کردیم که به ما کمک میکنند تا به ساخت و تشکیل یک خانواده آرام و موفق بپردازیم. آری، تشکیل یک خانواده البته به ارادهی الهی به دست ماست. ما هستیم که با انتخاب آگاهانه زمینهی زندگی مؤمنانه را فراهم میکنیم. در این راه حتماً باید معیارهای اساسی و اصلی را در این زمینه بهدرستی بشناسیم و با مشورت افراد متخصص و متعهد آنها را به کار بگیریم و بر چالشهای تشکیل خانوادهی آرام و موفق غلبه کنیم. برخی از این چالشها به قبل از تشکیل زندگی مشترک مرتبط هستند که در شمارهی گذشته به آنها اشاره شد و بعضی هم پس از تشکیل زندگی جدید به سراغ زن و شوهر میآیند و اگر مهارتهای لازم در اینجا نقش خود را بهدرستی ایفا نکنند آرامش و موفقیت، دچار چالشهای اساسی و جدی میشود. حال برآنیم تا گامهای دیگری را با هم مرور کنیم که به ثبات خانواده و آرامش و موفقیت در پرتو زندگی مؤمنانه کمک میکنند.
ازدواجدرمانی ممنوع!
شاید از زبان برخی مادرها و پدرها شنیدهاید که اگر (فرزندم ازدواج کند، اخلاقش خوب میشود)! این نگاه به ازدواج که تشکیل زندگی را درمان معایب اخلاقی یا ناهنجاریهای رفتاری میداند بسیار اشتباه بوده و حتی میتواند دیگری را هم با ورود به زندگی مشترک با چالشهای جدید و جدی روبهرو کند. اگر پسر یا دختری دچار مشکلات و اختلالات خُلقی است یا ناهنجاریهای رفتاری دارد قبل از اقدام به ازدواج باید به درمان آن از طریق مراجعه به متخصص متدین اقدام نمود و بنابراین ازدواجدرمانی امر درستی نیست. اینکه تصور شود پسری که پرخاشگر است یا دختری که لجباز است با ازدواج رفتار خود را اصلاح میکند یک باور عامیانه، اما اشتباه محسوب میشود.
یک شب، هزار شب نمیشه!
زندگی مؤمنانه آغازی با ایمان و به دور از گناه هم دارد. اینکه برخی تصور میکنند حالا یک شب که هزار شب نمیشود؛ بنابراین ممکن است به همین خیال دست به انجام گناهان بزرگی هم بزنند که میتواند مسیر زندگی را تغییر دهد. زندگی که با گناه آغاز شود یا زمینهی ارتکاب گناه برای تعدادی از مهمانان فراهم آورد قابل مقایسه با آن مراسمی که ضمن شادی از مرز حلال تجاوز نمیکند نخواهد بود. اگر پسر و دختری میخواهند پس از انتخاب آگاهانه، یک زندگی مؤمنانه را پیریزی نموده و در مسیر ظهور نقش مؤثری ایفا نمایند باید دامن خود را از گناه پاک نگه دارند. البته خوشبختانه کم نیستند جوانان عزیزی که مؤمنانه ازدواج میکنند و حجت همگان در روز قیامت هم خواهند بود. نمونهی این جوانان دهه هفتادی که از زمان ما دور نیستند، شهید مدافع حرم، حمید سیاهکالی مرادی و همسرش است که شرح زندگی عاشقانه این زوج مؤمن را در کتاب (یادت باشد) احتمالاً خواندهاید (اگر نه، حتماً پیشنهاد میکنم این کتاب را بخوانید تا ببینید چقدر در شما تأثیرگذار خواهد بود). این زوج جوان تصمیم میگیرند برای آنکه در مراسم عروسی گناهی انجام نشود سه روز را روزه بگیرند. این الگو که با تحسین رهبر معظم انقلاب در تقریظ بر کتاب پیشگفته هم همراه بوده و به تعبیر ایشان باید در تاریخ ثبت شود واقعاً درسآموز است و به ساخت خانوادهی آرام و موفق کمک شایانی میکند.
احترام به خانوادهی همسر فراموش نشود!
زن و شوهر باید بدانند که احترام به خانوادهی همسر چه اثرات شگرف و معجزهگونهای در زندگی دارد و برعکس آن چه آسیبهایی به روابط زوجین وارد میسازد. باید حداکثر تلاش را انجام داد و به خانوادهی همسر احترام گذاشت. این البته با تعالیم اسلامی نیز بسیار همسو است. عبارت (انسان سه پدر دارد: اَبٌ ولدّک، اَبٌ زوّجک و اَبٌ عَلّمک) چه حدیث باشد و چه نباشد حداقل یک گزاره عقلی و حکیمانه است که بر اساس آن پدران سه دسته هستند. پدری که نسب انسان از اوست، پدر همسر و معلم. همین گزاره میتواند نشانهی مهم جایگاه ارزشمند خانواده همسر باشد.
چشمها را باید بَست
قبل از شروع زندگی مشترک و عقد، فرصت تحقیق وجود دارد. اما پس از تصمیمگیری برای ساختن زندگی مشترک، باید چشمبستن آغاز شود و عیوب قابلگذشت نادیده گرفته شوند. سه اصل اساسی زندگی زناشویی در این مرحله عبارتند از: تساهل (سختگیری نکردن)، تسامح (گذشت کردن) و تغافل (خود را به ندیدن زدن). هرچه این سه اصل در قالب شرع بیشتر رعایت شود، خانواده آرامتر و موفقتری شکل خواهد گرفت.
محرمانههای زندگی
هنگامی که زن و شوهر زندگی جدیدی تشکیل میدهند، اسراری دارند که نباید دیگران، حتی والدین، باخبر شوند. این تصور که والدین محرم هر راز فرزند هستند و باید فوراً مطلع شوند، دقیقاً نقطهی مقابل آرامش و موفقیت خانواده است. اسرار زندگی باید صرفاً بین زن و شوهر باقی بماند؛ مگر در شرایط خاصی که نیاز به مشورت یا کمک باشد. این اصل (حفظ محرمانگی) نهتنها دربارهی والدین، بلکه شامل دوستان صمیمی و سایر افراد خارج از حلقهی اصلی خانواده نیز میشود.
تمرین سنگ و شن
اگر قرار است خانوادهای آرام و موفق داشته باشیم ناگزیر باید یک تمرین مهم را مداوم انجام دهیم. در این تمرین فهرستی از خوبیهای طرف مقابل تهیه کرده و آن را طوری به خاطر میسپاریم و مرور میکنیم که انگار روی سنگی سخت حکاکی کردهایم. از سویی دیگر آنچه از طرف مقابل خود، آزاردهنده مییابیم را طوری از ذهن بیرون میکنیم و به آن وزن نمیدهیم که انگار روی شنهای کنار ساحل نوشتهایم. به این ترتیب عادت میکنیم خوبیها را مرور کرده و روی آن مانور دهیم و بدیها را از ذهن و خاطره خود بیرون کنیم. در خانوادهی آرام و موفق، زن یا شوهر خاطرات بد را هر بار که اتفاق جدیدی میافتد مرور نمیکند و به زبان نمیآورد!
با یک تیر، سه نشان بزنید!
وقتی دو نفر قرار است با یکدیگر زندگی جدیدی بسازند، هرچه ویژگیهای شخصیتی آنان با هم متفاوتتر باشد امکان اصطکاک بیشتر است و اتفاقاً در این شرایط باید مراقبت بیشتری نمود. دقت کنید که در این شرایط اصل ازدواج منتفی نمیشود ـ برخلاف برخی که فوری توصیه به جدایی میکنند و این کار درستی نیست ـ بلکه باید با قواعدی که وضع میشود و به کمک یک مشاور متدین راه کاهش اصطکاک یا جلوگیری از وقوع آن را آموخت. حالا در این شرایط بگومگوهای زن و شوهری در بسیاری خانوادهها اتفاق میافتد. در اینجا من در نقش زن یا شوهر هر کدام که باشم فرصتی دارم برای آنکه با یک تیر، سه نشان بزنم. این تیر همان فضیلت اخلاقی در اسلام یعنی (حِلم) است. نباید اینطور باشد که در هر بگومگو آنچه شیطان میخواهد، انسان به زبان بیاورد و طرف مقابل را آزرده کند. دعوا تمام میشود، اما اثر روحی آن بر قلب فرد مقابل تا مدتها میماند. در چنین شرایطی آنکه از حِلم برخوردار است و، چون پیش از این مهارت کنترل خشم را آموخته، صبر و گذشت میکند برندهی واقعی است. در روایت شریفی است که وقتی دو نفر دعوا میکنند فرشتگان به آنکه حرف زشتی بر زبان رانده میگویند صبر نکردی و باید کیفر این سخنان خود را ببینی، اما به آنکه صبور بوده میگویند حرف زشتی نزدی و کار بدی نکردی و به سبب حِلمی که داشتی خدای سبحان تو را میآمرزد.
طبیعی است که وقتی فردی در یک مجادله صبر میکند و از الگوی قرآنی (آیهی ۳۴ سورهی مبارکه فصلت) هم استفاده میکند که (اِدفَع بِالتّی هِیَ اَحسن فَاِذا الذی بَینکَ وَ بَینَهُ عَداوه کأنّهُ وَلیٌّ حَمیم / بدی را با نیکی دفع کن، خواهی دید همان کس که میان تو و او دشمنی است گویی دوستی گرم و صمیمی است) با تیر حِلم سه نشان را هدف قرار میدهد. اول اینکه برای خودش آرامش فراهم میکند و با پرهیز از شعلهورسازی آتش خشم، روح و روان وی آزار نمیبیند. دوم آنکه فرد مقابل با تخلیهی هیجانی آرام میشود و با حِلمی که مشاهده کرده چهبسا از کردهی خود پشیمان یا متنبه هم خواهد شد. سوم که بسیار مهم است اینکه انسان حلیم و صبور در این مجادله، محبوب خدای سبحان میشود و قیامت خود را نورانی میسازد.
اهمیت مهارتهای زندگی
مهارتهایی که به ما برای زندگی بهتر کمک میکنند را مهارت زندگی میگویند. در نگاه اول این تعریف ساده به نظر میرسد، اما برای آموختن آن باید تلاش نمود و متأسفانه در کشور ما از آموزش این مهارتها در مدارس و دانشگاهها و به جوانان در آستانهی ازدواج غافلیم. اینکه جوانان بتوانند در مواقع لازم درست تصمیمگیری
کنند و به حل مسأله بپردازند، تفکر خلاقانه و نقادانه داشته باشند، روابط خود را به درستی مدیریت کنند، همدلی را تجربه نمایند و استرس، احساسات و هیجانات خود را شناسایی کرده و کنترل کنند از جمله این مهارتهاست.
نمک زندگی
اینکه میگویند: «دعوا نمک زندگی است» همیشه درست نیست؛ زیرا اگر زیاد شود، آرامش را از بین میبرد و حتی به جدایی میانجامد. معمولاً در یکیدو سال اول، بهویژه شش ماه نخست ازدواج، کمی اصطکاک طبیعی است و با یادگیری مهارتهای زندگی میتوان بهتدریج به تعادل رسید. این دوره را «زمان تعادل زوجین» مینامند. دعوا ذاتاً خوب نیست و هرچه کمتر و تفاهم بیشتر باشد، زندگی آرامتر است. در ادامهی زندگی، اختلافها باید کاهش یابد و در صورت افزایش، لازم است علت آن بررسی و برطرف شود.
داوری پدر و مادر و الگوی قرآنی
هرچه برای آموختن مهارتهای زندگی تلاش شود باز هم گاهی ممکن است به دلایلی اختلافات آنچنان در خانواده بالا بگیرد که نیاز به داوری احساس شود. یک راهحل اختلاف مراجعه به دادگاه است اما پیش از آنکه به این مرحله برسیم باید از الگوی قرآنی برای داوری پدر و مادر (افراد دلسوز و آگاه در سطح خانوادهی طرفین) استفاده کنیم. این الگو مزایایی دارد که با تکیه بر آن احتمال حل اختلاف بیشتر از دادگاه است. در آیهی 35 سورهی مبارکه نساء میخوانیم: (وَ اِن خِفتُم شِقاقَ بَینهما فَابعَثوا حَکماً مِن اَهله وَ حَکماً مِن اَهلِها اِن یُریدا اِصلاحاً یُوَفّقِ الله بَینهما اِنَّ اللهَ کانَ عَلیماً خَبیراً) یعنی اگر از جدایی و شکاف میان آن دو (همسر) بیم داشته باشید، یک داور از خانواده شوهر و یک داور از خانواده زن انتخاب کنید (تا به کار آنان رسیدگی کنند)، اگر این دو داور تصمیم به اصلاح داشته باشند، خداوند میان آن دو را به توافق میرساند زیرا خداوند (از نیّات همه) با خبر و آگاه است.
دقت کنید که در این آیهی شریفه عمدهی تمرکز بر پیشگیری است نه ایجاد اختلاف و دعوا و هتک حُرمت طرفین و سعی در درمان از طریق مراجعه به دادگاه و محاکم قضایی! پیشگیری را از عبارت (وَ اِن خِفتُم) میتوان فهمید که حتی اگر بیم آن میرفت که اختلافات بالا بگیرد باید بزرگترها دست به کار شوند. داوری و شورای حل اختلاف خانوادگی همانطور که اشاره شد مزایایی دارد که عبارتند از:
این شورا به پول و بودجه نیاز ندارد و نیازمند معطلی در صف دادگاه و لابلای پروندههای متعدد نیست.
داوری در این شورا به عهدهی افراد دلسوز است.
اسرار خانوادگی بیرون نمیرود و دیگران مطلع نمیشوند.
طرفین دعوا مثل دادگاه و مقابل غریبهها آنچه لازم است به زبان نمیآورند و همدیگر را آزرده نمیسازند بلکه پردهی حیاء در محیط خانوادهها مانع از این موضوع میشود.
یک شاخه گل برای عشقم!
برخی کارهای ساده تأثیر زیادی بر قوام زندگی دارند. هر فرد باید با توجه به سلیقهی همسرش، فهرستی از این اقدامات ساده و مؤثر برای تحکیم خانواده تهیه کند و بدون مناسبت (حتی خارج از اعیاد و سالروزها) آنها را انجام دهد. انجام این کارها در زمانهای غیررسمی، محبت و صمیمیت میان زوجین را بهشدت افزایش میدهد. لزومی به هزینههای سنگین نیست؛ گاهی یک شاخه گل همراه با جملهای محبتآمیز مانند «تقدیم به عشقم» میتواند در تحکیم روابط عاطفی معجزه کند. زن و شوهر باید هوشمندانه از هر فرصتی برای تقویت رابطه استفاده نمایند.
ابراز محبت زبانی
یکی از مشکلات شایع و رایج زن و شوهرها در کشورمان عدم استفادهی به موقع و درست از زبان است. اینکه در خانه از زبان در راه ناصواب و ناسزاگویی استفاده کنیم که جای سخن ندارد و در زشتی این کار شکی نیست اما از همین زبان میتوان و باید به موقع و درست استفاده نمود تا آرامش و موفقیت در خانه نهادینه شود. کم نیستند زن و شوهرهایی که در عین عشق و محبت به یکدیگر، گلایهی عمدهی آنان عدم دریافت کلمات محبتآمیز و صمیمانه است. این امر شاید برای مرد ضرورتی بیش از زن داشته باشد و او به این موضوع باید اهتمام ویژهای نشان دهد. چنانچه در روایت شریف نبوی است که (این گفتار مرد به همسرش که من تو را دوست دارم، هرگز از قلب زن بیرون نمیرود) و همین امر نشانهی اهمیت استفادهی درست و به موقع از زبان در محیط خانه است.
در آیهی 21 سورهی مبارکهی روم هم خدای سبحان محبتی که ابراز شود (مودّت)
را هدیهای الهی به زندگی یک زوج برای دستیابی به آرامش معرفی فرموده است.
قرص ولش کن!
قبل از ازدواج باید تمام توان خود را صرف تحقیق و بررسی دقیق کنید و به همه جوانب توجه نمایید. اما از روز اول ازدواج، رویکرد باید برعکس شود؛ دیگر جای موشکافی و ریزبینی نیست و زن و شوهر باید چشمها را نیمهباز یا گاهی بسته نگه دارند. در هر ارتباط خانوادگی، اختلاف نظر پیش میآید که ممکن است به مجادله منجر شود. داروی مؤثر، رایگان و همیشه در دسترس برای حل این مسئله، قرص (ولش کن) است که امروزه به آن (تساهل، تسامح و تغافل) میگویند. اگر سختگیری بیش از حد، بهویژه در مسائل کوچک، باب شود، شیرینی زندگی خانوادگی از بین میرود. برخلاف محیط کار که نیاز به جدیت است، در خانه نباید با همان شدت عمل کرد. مصرف روزانه این قرص ساده بسیاری از مسائل را از تبدیل شدن به چالشهای بزرگ باز میدارد و آنها را به حاشیه میراند.
کار من تا انتظار او
در بسیاری از مشاورهها دیده میشود اختلاف زن و شوهر از ناهماهنگی میان عمل هر یک با انتظارات دیگری ناشی میشود.
برای مثال، زنی تمام تلاش خود را صرف آراستگی و رفتار محبتآمیز میکند، اما همسرش ناراضی است؛ زیرا او تمیزی خانه را مهمتر میداند و این نیاز نادیده مانده است. در نمونهی دیگر، مردی همه توان مالی خود را برای رفاه همسرش صرف میکند، ولی زن ناراضی است؛ چون برایش حمایت عاطفی و کلام محبتآمیز اهمیت بیشتری دارد.
نتیجه آنکه زن و مرد باید انتظارات یکدیگر را بشناسند؛ تلاش بدون شناخت، نتیجهای ندارد. هماهنگی میان انتظار و رفتار، آرامش و موفقیت را به همراه میآورد. پس هر فرد باید فهرستی از خواستهها و سلیقههای همسرش را بداند؛ زیرا تفاوت میان «آنچه انجام میدهم» و «آنچه باید انجام دهم» راز خوشبختی در زندگی است.
حرف زشت ممنوع!
برخی فکر میکنند صمیمیت سبب میشود هر حرف ناشایستی را در محیط خانه به زبان بیاورند در حالی که به مرور پردههای حرمت ادبی و حتی پیرو آن عاطفی با این رویه پاره میشوند و زندگی از مدار موفقیت و آرامش خارج میگردد. پس حرف زشت و ناسزا حتی به شوخی نیز نباید در خانه جایگاهی داشته باشد. در دعوا هم که البته حلوا خیر نمیکنند خیلی باید مراقب زبان بود. گاهی زن و شوهر چند دقیقه با هم دعوا میکنند و پس از آن شرایط عادی حاکم میگردد، اما اثر آنچه بین هم ردوبدل کردهاند تا سالها باقی میماند. نتیجه آنکه در دعوا باید بیشتر بر خود مسلط بود و با آموختن روشهای کنترل خشم زبان را به خوبی کنترل کرد. آب نوشیدن، تغییر موقعیت مثل از این اتاق به اتاق دیگر رفتن، مقداری قدم زدن، سکوت و شمردن ۱۰۰۱ تا ۱۰۰۵ به آهستگی، چند نفس عمیق کشیدن، ذکر گرفتن و نظایر آن کمک میکند تا آتش خشم قدری فروکش نماید.
تربیت فرزند مهدوی
اگر قرار است در یک خانه فرزند مهدوی تربیت شود و زمینهساز ظهور باشد، پلهی اول، آموزش عملی است که از پدر و مادر دریافت میشود. در این پله نخست، گام اول هم به احترام مربوط است. اگر نگوییم همه، حداقل اکثریت امور تربیتی در خانه از تونل احترام عبور میکنند. نمیشود پردههای حُرمت و ادب دریده شود و انتظار داشت که در چنین فضایی فرزند مهدوی به ثمر برسد!
اگر در خانواده زن و مرد به یکدیگر احترام بگذارند (این موضوع در عین صمیمیت و علاقه و عشق باید رخ دهد)، فرزند با الگوبرداری ضمن آنکه در آینده همین روش را در پیش میگیرد، تن به آموزشهایی میدهد که از دل این احترام او را برای زمان ظهور آماده میسازد. در خانهای که پرخاش و ناسزا و عدم احترام حاکم است حرفی از هدف بزرگ اصلاح برای رسیدن به زمان ظهور به میان نمیآید. البته احترام زن و مرد به یکدیگر یک اثر دیگر هم دارد و آن اینکه فرزند را هم با همین روش عادت به رعایت احترام و ادب نسبت به پدر و مادر میدهد. پس در حداقل اثر، رفتار احترامآمیز به نفع خود پدر و مادر خواهد بود.
سخن پایانی و نقش معنویت در زندگی
در کنار همه آنچه در این شماره و شمارهی قبل مرور شد، چنانچه میخواهیم در جادهی آرامش و موفقیت در طول زندگی قرار داشته باشید از عنصر معنویت نباید غافل باشیم. انس خانواده با نماز و قرآن آسمان زندگی را نورانی میکند و به بیان روایات، خانهای که در آن قرآن کریم تلاوت میشود مانند ستارهای نورانی برای اهل آسمان جلوه میکند.
فرزندان اگر قبل از تولد (به نقش قرآن و عبادت در دوران بارداری مادر باید توجه ویژه داشت) و سپس در طول زندگی این فضای نورانی را تجربه کنند، عاقبتبهخیری آنان محتمل و هموار شدن مسیر آرامش و موفقیت در زندگی برای آنان و خانواده ممکن خواهد بود. توجه به نماز اول وقت میتواند علاوه بر بازکردن گرههای سخت، جلوی لیز خوردن انسان بهسوی زشتیهای و گناه را بگیرد. البته نمازی که ستون فقراتش شکسته باشد قدرت ایستادگی نخواهد داشت. نماز ستون دین است و ستون دین را نمیخوانند بلکه اقامه میکنند، به همین دلیل هم همهجا دستور به اقامه نماز است نه خواندن آن. نمازی که ایستاده باشد، ستون محکمی در برابر گناه و زشتی خواهد بود و بهدرستی هم ایستادگی خواهد کرد. خوب است در کنار توجه به نماز اول وقت، به توصیهی الهی در سورهی مبارکهی مزمّل (تا میتوانید قرآن بخوانید) زمانی را برای تلاوت قرآن کریم در خانه قرار دهید.