سمیه سلیمانی شیجانی نویسنده کتاب" فرار ماردوش" در گفتگو با زن روز به پرسشهایی درباره این کتاب پاسخ داد.
سمیه سلیمانی شیجانی نویسنده کتاب فرار ماردوش در گفتگو با زن روز، به پرسش ها درباره این اثر که برنده جایزه شهیداندرزگو نیز شده است، پاسخ داد. این پرسش و پاسخ به شرح ذیل است:
زن روز: انقلاب اسلامی در رمان شما صرفاً یک پسزمینه تاریخی است یا یک نیروی کنشگر در شکلگیری شخصیتها؟ چگونه این نقش را در روایت پررنگ کردهاید؟
سمیه سلیمانی شیجانی: انقلاب اسلامی یک پدیدهی پویاست و از نظر من در هیچ کاری نمیتواند صرفاً نقش یک پسزمینهی تاریخی را بازی کند. در همان صفحات اول کتاب مخاطب متوجه میشود که یکی از پارامترهای مربوط به انقلاب شخصیتهای داستان را به حرکت در میآورد و در انتهای داستان ما شاهد رشد شخصیت نوجوانانی هستیم که در پیچوتاب نه چندان آسان فعالیتهای انقلابی، به بلوغ فکری میرسند و باورهایشان از ترسهای سطحی، به تفکرات عمیق ارتقا مییابد.

زن روز: به نظر شما ادبیات نوجوان چه مسئولیتی در انتقال مفاهیم انقلاب اسلا می دارد که شاید ادبیات بزرگسال از عهدهی آن برنیاید؟
سمیه سلیمانی شیجانی: ادبیات بزرگسال به لحاظ وجه هنری، درگیر پیچیدگیهای زبانی و مفهومی است تا بر غنایش بیافزاید و در این میان ادبیات نوجوان موظف است با بهرهگیری از زبانی ساده، روان و همچنین عنصر قصهگویی جذاب و پرهیجان که مقتضای سنین نوجوانی است سعی در انتقال ارزشهای غنی انقلاب اسلامی داشته باشد. ادبیات نوجوان موظف به استفاده از زبان ساده و روان است چرا که طبع هیجانپذیر نوجوان امروزی خود را مکلف به پیچیدگیهای زبانی و ادبی نمیکند و طلب آن را دارد که از راحتترین راه ممکن موقعیتهای هیجانانگیزی را تجربه کند. تاریخ انقلاب خالی از ماجرایهای پر پیچ و تاب نیست. نگاهی گذرا به تاریخ انقلاب این مسئولیت را برای نویسنده به وجود میآورد که با استفاده از تکنیکهای داستانی، قصههای جذابی را برای نوجوانان خلق کند تا ضمن هر چه سادهتر بیان کردن مفاهیم ارزشهای ناب انقلابی، حرکتی در جهت بینیازی از جریان ترجمه در کشور صورت گیرد.
زن روز: هنگام نوشتن برای نوجوانان، چطور میان شعارزدگی و پیاممحوری تعادل برقرار میکنید تا داستان قربانی پیام نشود؟
سمیه سلیمانی شیجانی: انتقال مفاهیم به نوجوانان با مستقیم گفتن و شعار دادن به هیچ وجه امکانپذیر نیست. برای رهایی از شعارزدگی باید بر غنای داستان افزود و به غیر مستقیم گویی روی آورد... نویسنده باید بتواند مفاهیم مورد نظرش را در سطر سطر داستانش استتار کند؛ و این جاگذاری باید به شیوهای انجام شود که مخاطب در جریان خواندن داستان خود را در موقعیتهای داستانی ببیند و مفاهیم را با عمق جانش بپذیرد. وقتی مخاطب همراه با شخصیت داستان میخندد و اشک میریزد در نهایت تحولی که برای شخصیت اتفاق افتاده را هم درک میکند؛ ردی از مفهوم مورد نظر در ذهنش حک میشود. لازمهی تحقق چنین امری آگاهی ازاصول داستاننویسی و استفادهی به جا از تکنیکهای همراهسازی مخاطب است.
زن روز: شخصیت نوجوان داستان شما چگونه با مفاهیمی مثل آزادی، عدالت یا مقاومت که از دل انقلاب آمدهاند، مواجه میشود؟ آیا این مواجهه تدریجی است یا بحرانی؟
سمیه سلیمانی شیجانی: علی در همان قدم اول با یک بحران اساسی روبهرو میشود و تدریجاً برای حل بحران پیشآمده تمام آزادی خود، خانودهاش، اجتماعی که در آن زندگی میکند و عدالتی را که در جستجوی دستیابی به آن است، در معرض خطر نابودی میبیند. رفته رفته در جریان داستان بحرانهایی که برای علی به وجود میآید جدیتر شده و علی به این آگاهی میرسد که ریشهی بحرانهای شخصیاش از سرچشمهی بزرگتری نشأت میگیرد و برای جلوگیری از به وجود آمدن این بحرانها باید ریشهها را درمان کرد.
زن روز: آیا در روند نگارش، تجربهی زیست شخصی یا روایتهای خانوادگی از انقلاب بر داستان شما تأثیر داشته؟ اگر بله، چگونه آن را به زبان داستان ترجمه کردهاید؟
سمیه سلیمانی شیجانی: نویسنده جدای از زندگی شخصیاش نیست. هر نویسندهای تحت تأثیر محیط اطراف و تجربهی زیستی است که پشت سر گذاشته. من در شهر بندر انزلی متولد شدم و در همین شهر زندگی میکنم. مسلماً بسیاری از ماجراهای داستان در موقعیتهایی اتفاق افتادهاند که من بارها از آنجا گذشتهام. بسیاری از قسمتهای داستان مربوط به ساحل و دریاست. دریایی که بخش بزرگی از خاطرات زندگیام را به خود اختصاص داده. بسیاری از اطرافیانم به شغل صیادی مشغول بوده و هستند. استفاده از تجربیات آنها در به تصویر کشیدن صحنههای داستان بسیار برای من کمککننده بود. در بخشی از داستان یکی از قهرمانهای ملی معرفی میشود که نامش، چون نگینی بر پیشانی شهرم میدرخشد. به داستان در آوردن همهی اموری که لحظه به لحظه با آن زندگی کردهای کار خیلی سختی نیست. انگار شما در گوشهای ایستادهای و بخشی از داستان شَهرت را بازخوانی میکنی؛ و در این میان از چاشنی تخیل هم بیبهره نیستی.
زن روز: به نظر شما چرا نسل جدید نوجوانان نیاز دارد انقلاب را از مسیر داستان و رمان بشناسد، نه فقط کتابهای درسی؟
سمیه سلیمانی شیجانی: همانطور که در پاسخ به سؤالهای قبلی هم خدمتتان عرض کردم؛ نوجوان از زبان نصیحت و مستقیمگویی فراری است و نیاز به شنیدن داستان پر تبوتابی دارد که روحیهی تنوعپذیرش را اقناع کند. از طرفی کتابهای درسی بهدلیل محدودیتهایی که دارند؛ نمیتوانند همهی جزئیات را در مورد انقلاب به نوجوان ارائه دهند. زبان داستان و رمان این امکان را دارد که حجم وسیعی از اطلاعات را در قالبی مخاطبپسند در اختیارشان قرار دهد. چشماندازی که داستان برای نوجوان به تصویر میکشد بسیار گستردهتر و خواستنیتر از مطالب مستند کتابهای درسی است.