کد خبر: ۶۷۳۳
۱۴۰۴/۱۱/۰۵ ۰۹:۲۷
جریان‌شناسی آشوب‌های خیابانی و گروه‌های فعال در آن

روز سیزدهم

تاریخ معاصر ایران پر است از ناگفته‌هایی که روی دیگر سکه را به ما نشان می‌دهد. در این میان آدم‌های جریان‌ساز و جریان‌های آدم‌سازی هستند که گذشته و حال و آینده را ساخته‌اند، کافی است آنها را مثل قطعه‌های پازل کنار هم بچینیم و بعد سر فرصت معمای حل شده را تماشا کنیم.

روز سیزدهم

پای‌مان را در خم اول کوچه تاریخ می‌گذاریم، آسه‌آسه و با احتیاط روی سنگ‌فرش‌های کاغذی نسخه‌های خطی و چاپی قدم برمی‌داریم تا مبادا در تاریک و روشن وقایع و حوادث چیزی از قلم بیفتد و اتفاقی نگفته بماند.

تاریخ معاصر ایران پر است از ناگفته‌هایی که روی دیگر سکه را به ما نشان می‌دهد. در این میان آدم‌های جریان‌ساز و جریان‌های آدم‌سازی هستند که گذشته و حال و آینده را ساخته‌اند، کافی است آنها را مثل قطعه‌های پازل کنار هم بچینیم و بعد سر فرصت معمای حل شده را تماشا کنیم، و بالأخره در جریان‌شناسی تاریخی سرکی به مهم‌ترین وقایع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می‌کشیم و با نگاهی نو در کنار جریان‌ها به شخصیت‌های اثرگذار می‌پردازیم.

عصر پنجشنبه هجدهم دی‌ماه بود که با فراخوان ضد انقلاب خارج‌نشین ناگهان خیابان‌های پایتخت و بعضی از شهر‌های کشور عرصه جنگ تمام عیار شهری شد. آشوب، اغتشاش، به آتش کشیدن اماکن مقدس نظیر مساجد و امام‌زاده سبزقبا در دزفول، تخریب اماکن عمومی و رفتار‌های داعش‌گونه مؤید مسئله‌ی مهمی بود که تنها نظیر آن را در دهه‌ی ۶۰ و در رفتار‌های نامتعارف و غیرعقلانی سازمان منافقین در ایران می‌شد دید و نمونه‌ی برون‌مرزی آن در طالبان اولیه، القاعده و داعش نمود پیدا کرده بود، اما تناوب این موضوع در دهه‌ی ۱۴۰۰ با همان شدت چهار دهه‌ی قبل، چند جریان گوناگون را مقابل روی ما قرار می‌دهد، جریاناتی که با وجود چند دستگی اپوزسیون خارجی و پیاده‌نظامشان در ایران قابل تفکیک است؛ زیرا فتنه‌ی اخیر عناصر متفاوتی‌تری در قیاس با فتنه‌ی ۱۴۰۱ دارد و می‌شود آن را بازتولید یک جریان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانست: 

تنه از کجا شروع شد؟

اپوزسیون به معنای سیاسی‌اش هر گروه مخالف با حاکمیت یک سرزمین را شامل می‌شود در این دسته‌بندی ایران به‌دلیل عمق استراتژیک و اهمیت منطقه‌ای و در عین حال استقرار نظام جمهوری اسلامی همواره دشمنانی از درون نظام داشته که بعد از مدتی دم خروس تفکرشان بیرون زده و بالأخره فرار را بر قرار ترجیح داده‌اند، آنها عمدتاً از طریق روایت‌سازی و جنگ رسانه‌ای سعی در مبارزه با انقلاب اسلامی دارند، تا پیش از فتنه‌ی ۱۴۰۱ عمده‌ی حوادث فتنه‌گونی که در کشور رخ می‌داد مبتنی بر این حقیقت بود که لحظه‌های آخر فتنه‌گران مبارزه مسلح محدود را در دستور کار خود قرار می‌دادند و از این طریق در تلاش بودند تا ضربه‌ی نهایی پیش از شکست پروژه‌شان را بر پیکر نظام اسلامی وارد کنند، در بیشتر این فتنه‌ها سهم زنان هم در تولید یا ادامه ناآرامی قابل توجه بود به‌گونه‌ای که در سال ۸۸ با قتل ندا آقاسلطان توسط عناصر وابسته به جریان فتنه‌گر آمریکایی ـ اسرائیلی بر خاکستر نیمه جان جنبش سبز دمیدند و در سال ۱۴۰۱ با استفاده از این تجربه سعی کردند از همان ابتدا بر محور زن، تأکید کنند برای همین بود که در غائله‌ی آن روز، از فوت مهسا امینی سوءاستفاده کردند و کشور را به کام ناآرامی کشاندند. ریشه‌ی تمام این فتنه‌ها در خارج از ایران است و مقوله‌ی تولید بحران از دل یک نارضایتی عمومی، سوژه‌ی واحدی است که آمریکایی‌ها سرِ بزنگاه از آن استفاده می‌کنند، در تمام این فتنه‌ها پروژه‌ی کشته‌سازی به‌صورت کم یا بیش دنبال می‌شد، اما شامگاه پنجشنبه هجدهم دی‌ماه ماجرا بسیار متفاوت‌تر و پیچیده‌تر از تجارب فتنه‌های قبلی بود!

اعتراض‌هایی که ابتدا از بازار موبایل‌فروشان در تهران شروع شد به‌تدریج به سایر خیابان‌های شهر و سپس به استان‌ها و شهرستان‌ها کشید. اما این اعتراض‌ها روز هجدهم اولین ماه زمستان شکل دیگری به خودش گرفت؛ هرچند اعتراض‌ها در پی گرانی دلار و خرج و برج زندگی بود، اما به‌تدریج از یک اعتراض اقتصادی فاصله گرفت و به تخریب اموال عمومی و خشونت شدید کشیده شد.

نقطه‌ی آغاز خشونت

جنبش‌های اجتماعی در کوتاه‌ترین زمان ممکن حداقل چند ماه فرصت می‌خواهند تا دست به اسلحه بشوند البته این مقوله شامل همه‌ی جنبش‌های اجتماعی نمی‌شود خیلی‌ها آرام، معقول و منطقی به میدان مطالبه‌گری می‌آیند، اما در ایران وقتی اغتشاش با سوءاستفاده از اعتراض موجود، خودش را بالا می‌کشد و گل می‌کند، موضوع متفاوت می‌شود، کمی به عقب برگردیم، روز‌های دهه‌ی ۶۰، سازمان منافقین، کف خیابان‌های شهر‌های مختلف درست با استفاده از شرایط جنگی ایران دست به اقدامات خشونت‌آمیز و ترور‌های پیوسته می‌زدند، این ترور‌ها تا جایی ادامه پیدا کرد که از آن با عنوان ترور کور یاد شد، یعنی کافی بود سوژه‌ی ریش داشته باشد یا حدس سمپات‌های سازمان به وابستگی فرد با سپاه پاسداران یا نهاد‌های انقلابی باشد آن وقت بود که انگشت سبابه‌ی منافق روی ماشه می‌رفت و برایش فرقی نداشت که قربانی‌اش کودک است یا پاسدار، بازاری است یا یک زن پا به ماه که برای خرید مایحتاج خانه با هزار امید بیرون آمده است. او بی‌رحمانه اقدام به قتل عام آدم‌های بی‌گناه می‌کرد، حالا دوباره برگردیم به دهه‌ای که در آن نفس می‌کشیم، نقطه‌ی آغاز خشونت خیابانی در اغتشاشات 

اخیر درست بعد از شکست مفتضحانه اسرائیل و آمریکا در جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد، پیاده نظام دشمن که در قالب عملیات‌های شناسایی و خراب‌کاری در دوران جنگ به‌عنوان ستون پنجم فعال بودند حالا به زعم رسانه‌های غربی، کف خیابان از آموزش‌هایی که توسط عناصر موساد، سیا و MI6 دیده بودند پرده‌برداری کردند. از همین‌جا است که ما با یک جریان متناوب مواجه هستیم، جریانی که در روزهای پساشکست طراحی شد و با عدم نظارت صحیح بر بازار اجرایش آغاز شد و ممکن است به‌گونه‌ای دیگر در آینده بازتولید شود.

سوریه‌سازی، لیبی‌سازی و دیگر هیچ

چه بخواهیم و چه نه دشمن از ایران یک‌پارچه سخت در هراس است، برای همین از چهار سال قبل طرح سوریه‌سازی و لیبی‌سازی ایران را در دستور اجرا قرار داد.

مروری بر بیانیه‌ها و مواضع گروهک‌های مخالف جمهوری اسلامی در آغاز سال ۲۰۲۶ هم نشان می‌دهد آنچه در دستور کار برخی از این جریان‌ها قرار دارد، نه تحقق دموکراسی، بلکه ایجاد بی‌ثباتی و تضعیف یکپارچگی جغرافیایی ایران است؛ الگویی که پیش‌تر در کشورهایی مانند سوریه و لیبی مشاهده شده است.

با رصد جریان‌های معاند می‌توان به سادگی دریافت که متأسفانه یکی از نگران‌کننده‌ترین تحولات اخیر، درخواست‌های آشکار برخی گروهک‌های تجزیه‌طلب برای مداخله خارجی در امور ایران است. مداخله‌ای که مبتنی بر کشتار و حمله‌ی نظامی به ایران است.

مواضع اخیر حزب موسوم به «حیات آزاد کردستان» یا همان پژاک نسبت به سایر گروه‌های تجزیه‌طلب قابل توجه است این گروهک با استناد به دکترین «مسئولیت حمایت» که شامل حمایت قوای خارجی مثل آمریکا از کشور هدف است و طرح موضوع «منطقه پرواز ممنوع» بر فراز بخش‌هایی از ایران، عملاً خواستار تضعیف توان دفاعی کشور و زمینه‌سازی برای مداخله نظامی خارجی شده است؛ رویکردی که نمونه مشابه آن در ماجرای بمباران لیبی توسط ناتو مشاهده شد.

هم‌زمان با این فضاسازی‌ها در خارج از کشور، شاخه‌های تروریستی در داخل نیز تلاش داشته و دارند با اقدامات خشونت‌آمیز، ناامنی ایجاد کنند. اعتراف شورای موسوم به شورای ملی مقاومت که به‌عنوان بازوی سیاسی گروهک منافقین شناخته می‌شود درباره‌ی انجام ده‌ها عملیات علیه مراکز بسیج و نهادهای دولتی، نشان‌دهنده‌ی تلاش برای ایجاد هرج‌ومرج و فراهم کردن بهانه برای فشارهای بین‌المللی است.

در یک نگاه کلی باید گفت این جریان‌ها به‌دنبال آن بودند که با تحریک واکنش‌های امنیتی، مسیر را برای گزارش‌ها و مواضع نهادها و چهره‌های بین‌المللی هموار کرده و فشارهای سیاسی، تحریمی و حتی نظامی علیه ایران را تشدید کنند.

اما در میان حرف و حدیث‌هایی که آمریکایی‌های مطرح کردند برخی مقامات سابق‌شان فروپاشی ایران را با اتحاد جماهیر شوروی مقایسه کردند. این در حالی است که فروپاشی شوروی به تشکیل پانزده کشور جدید منجر شد و طرح چنین مقایسه‌هایی، نشان‌دهنده‌ی نگاه تجزیه‌طلبانه‌ای است که برخی محافل نسبت به آینده ایران در ذهن دارند. در همین راستا، گروهک‌هایی مانند حزب دموکرات کردستان نیز با تأکید بر «تحریم‌های هدفمند»، عملاً فشار اقتصادی بر مردم را به‌عنوان ابزاری برای ایجاد ناآرامی دنبال می‌کنند.

در مجموع برای طرح سوریه‌سازی و لیبی‌سازی ایران باید این نکته را در نظر گرفت:

که مواضع و بیانیه‌های گروهک‌هایی چون پژاک، حدکا و منافقین، پیوندی معنادار میان ادعای آزادی‌خواهی، مداخله‌ی خارجی و ناآرامی داخلی برقرار می‌کند. در شرایط فعلی نسخه‌ی تجویزی مبتنی بر حفظ ثبات، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، به‌معنای جلوگیری از تکرار تجربه‌های تلخ برخی کشورهای منطقه است که هزینه‌های سنگینی را به ملت‌هایشان تحمیل کرده است.

چه کسانی کف خیابان بودند؟

پس از بررسی گروه‌های مختلف اپوزسیون که البته خودشان هم در یک گلیم واحد نمی‌گنجند تعیین تکلیف پیاده نظام جریان برانداز در فتنه‌ی اخیر از اهمیت بالایی برخوردار است.

سال 1401 عمده کسانی که در ابتدای اغشاشات برای برون ریزی هیجانات خود به خیابان آمدند جوانان و نوجوانانی بودند که بر موج ایجاد احساس کاذب در جنگ روایت‌های دشمن سوار شدند، آن‌ها در ابتدا مسلح نبودند، تخریب‌های سازمان‌دهی شده هم اندک بود هرچند روزهای پایانی فتنه شاهد به آتش کشیدن اموال عمومی مردم بودیم اما گستردگی آن به‌اندازه‌ی فتنه‌ی 1404 نبود. نکته‌ی قابل تأمل این است که اکثر دستگیرشدگان امسال ارتباطی با اغتشاشات ناجنبش اجتماعی زن، زندگی، آزادی داشتند.

در این بین گروه‌های مختلفی حضور داشتند که می‌شود بدون تردید آن‌ها را در صف اغتشاش‌گران برشمرد؛ زیرا مؤلفه‌های اعتراض را ندارند و بلعکس دقیقاً در راستای نقشه‌ی دشمن دست به جنگ خیابانی و شهری زدند.

گروه‌های آشوب‌طلب کلاسیک

بازتولید خشونت در قالب‌های سخت تنها از عهده‌ی گروهک‌های کلاسیک و قدیمی‌ برمی‌آید، گروهک‌هایی مثل سازمان منافقین و گروهک‌هایی که در کرویدر غربی و کردستان فعالیت دارند در این گروه هستند، کافی است خاطرات مرتبط با سال‌های دهه‌ی 60 را یک بار دیگر مرور کنیم، مواردی مثل بریدن سر با شیوه‌های وحشیانه و با ابزار عجیب مثل ورق‌های حلبی توسط گروه کومله و دموکرات، استفاده از اسلحه و تولید وحشت از طریق کشتارهای بی‌قاعده مثل عملیات مهندسی که تنها نمونه‌های آن را در دهه‌های بعد می‌توان در داعش مشاهده کرد، از عهده‌ی این گروه‌های کلاسیک برمی‌آید. 18 و 19 دی خیابان‌های تهران، کرمانشاه، همدان، لرستان و بسیاری از شهرهای ایران شاهد این رفتارهای حیوانی بودند، بریدن سر حافظان امنیت، آتش زدن پیکر نیمه‌جان بچه‌های بسیج و خون‌ریزی و قتل کودکان معصوم تنها از عهده‌ی این گروهک‌های کلاسیک تروریستی یا به عبارت بهتر تروریست‌های مسلح کهنه‌کار برمی‌آید.

وندالیست‌های بی‌مغز یا تروریست‌های مسلح آتش‌باز

شاید با بستن عنوان وندالیست به یک مجرم امنیتی از نظر روان‌شناسی منجر به این شود که او را دچار یک اختلال ترسناک روانی در نظر بگیریم اما واقعیت اینطور نیست، وندالیسم خودش یک جریان فکری ضداجتماعی است، همین چند سال پیش بود که آسیب زدن به ابنیه تاریخی سروصدای حضور وندالیست‌ها را مطرح کرد. وندال‌ها اما حالا با تعریفی که نسبت به خشونت از آن‌ها ارائه می‌شود اقدام به آتش کشیدن اموال خصوصی و عمومی می‌کنند در بین گروه‌هایی که مشارکت فعال در فتنه‌ی اخیر داشتند موارد مثل ری‌استارت، دروایش و برخی گروه‌های دیگر که تا پیش از این هم سابقه آتش زدن اموال مردم را در اغتشاشات مختلف داشتند و از طریق اینترنت و ماهواره از سرکردگان‌شان خط می‌گرفتند، حضور فعالانه‌ای از خود بروز دادند، البته در این بین آموزش‌های چگونگی آتش زدن مساجد، امام‌زاده‌ها و

بنیه‌ی مختلف که پیشتر توسط شبکه‌های اجتماعی به اعضای این گروه‌ها ارسال می‌شد نیز در شدت عمل‌شان در دی ماه امسال بی‌تأثیر نبود.

فرقه‌های نوظهور و توهین به مقدسات

فتنه‌ی ۱۴۰۴ یک منشور چند وجهی از نقشه‌ای بود که رئیس‌جمهور ایالات متحده از آن رونمایی کرد، فتنه‌ای که نشان از تجهیز عمیق عناصر پیاده نظام وطن‌فروش برای لیبی‌سازی ایران داشت. در این برهه آمریکا و اسرائیل با استفاده از فرقه‌سازی‌هایی که با سرمایه‌گذاری بسیار و از طریق شبکه‌های اجتماعی صورت گرفته بود، جنگ خیابانی را هدایت کردند، فرقه‌هایی مثل عرفان حلقه یا فرقه‌ی کیهانی از این دست از گروه‌ها هستند، گروه‌هایی که با شبکه‌سازی پیروان نادان خود طرح‌هایی مانند توهین به مقدسات و قرآن را در ادامه‌ی پروژه‌ی خسارت‌سازی برای جمهوری اسلامی ایران به انجام رسانیدند. در کنار این فرقه‌ها NGO‌هایی که با ارتباط بین‌المللی در ایران و در قالب گروه‌های امدادی اجتماعی فعالیت می‌کنند نیز درخور توجه است، زیرا آنها عملاً در حال پرورش نیرو به‌عنوان عناصر موساد هستند. اما آنچه در این بین نباید پنهان بماند نقش اینستاگرام در شکل‌گیری و ارتباط‌گیری فرقه‌هاست، نقشی که سال‌هاست در پس طرح ساماندهی فضای بی‌قاعده‌ی مجازی گم شده است.

بهائیت؛ بیسمچی حیفا

برای آن‌که به نقش بهائیت در جریان فتنه‌ی اخیر دست پیدا کنیم باید از اصل رصد بهره ببریم، رصد محتوای منتشرشده از سوی رسانه‌ها، صفحات و کنش‌گران وابسته یا هم‌سو با جریان بهائیت در روز‌های منتهی به جنگ خیابانی، از شکل‌گیری یک واکنش هماهنگ، پرحجم و هدفمند نسبت به اغتشاشات خبر می‌دهد؛ واکنشی که فراتر از اطلاع‌رسانی، واجد مؤلفه‌های تحریک، سازمان‌دهی ذهنی و بهره‌برداری سیاسی از اعتراضات است.

از ۸ دی‌ماه، شبکه‌های رسانه‌ای همسو با فرقه ضاله بهائیت، فعالیت خود را در قالب پوشش گسترده اغتشاشات، خبرسازی، شایعه‌پراکنی و تولید روایت‌های احساسی تشدید کردند.

در این میان، رسانه‌ی مرتبط با بهائیت در لندن با پوشش سراسری و جهت‌دار، تلاش کرد تصویری فراگیر و رو به گسترش از ناآرامی‌ها ارائه دهد. هم‌زمان، صفحاتی نظیر آسو (وابسته به بنیاد تسلیمی)، سایت و صفحه‌ی موسوم به دیالوگ و همچنین صفحات شخصی فعالان شناخته‌شده‌ای، چون امیرا ذوالقدر، به بازنشر، تقویت و تفسیر رادیکال این رخداد‌ها پرداختند.

در کنار این شبکه رسانه‌ای، برخی چهره‌های منتسب به خانواده‌ها و محافل فرهنگی مرتبط با بهائیت نیز موضع‌گیری علنی داشتند؛ از جمله حمایت دختر بهرام بیضایی از فتنه مهسا امینی در صفحه‌ی BBC در دوازدهم دی ماه که نشان‌دهنده‌ی پیوند میان لایه‌ی فرهنگی و رسانه‌ای این جریان با پروژه‌های اعتراضی است.

تحلیل‌ها نشان می‌دهد فعالیت‌های این شبکه در چند محور اصلی متمرکز بوده است از جمله بازنمایی گسترده و بزرگ‌نمایی آشوب از طریق انتشار مکرر تصاویر، ویدئو‌ها و طراحی‌های گرافیکی با هدف القای تداوم و گسترش ناآرامی‌ها به سایر مناطق کشور.

نکته‌ی قابل توجه دیگر سیاسی‌سازی اعتراضات صنفی؛ به‌گونه‌ای که مطالبات اقتصادی بازاریان به‌سرعت با شعار‌های ضدنظام، ضد رهبری و ضد نهاد‌های امنیتی پیوند زده شد و اعتراض به‌عنوان رویارویی مستقیم با حاکمیت بازتعریف گردید.

یک مأموریت جالب توجه دیگر از سوی این شبکه اتصال رخداد‌های اخیر به ناآرامی‌های گذشته؛ پیوند دادن حوادث دی ۱۴۰۴ با دی‌ماه ۱۳۹۶ و سایر اغتشاشات، با هدف القای وجود یک «روند تاریخی اعتراض» و نه یک مطالبه‌ی مقطعی است، در این پروژه گسترش دامنه‌ی کنش‌گران؛ دعوت آشکار از دانشجویان، کارگران، معلمان و حتی اقوام مختلف به‌ویژه در صفحه‌ی مجازی مرتبط با بهائیان ایران، برای پیوستن به اغتشاشات و ایجاد هم‌افزایی میان اعتراضات پراکنده مشاهده می‌شود.

یکی از مهم‌ترین اقدامات شبکه‌ی بهائیت که بسیار وایرال یا همه‌گیر شد. آموزش و توانمندسازی میدانی و رسانه‌ای؛ انتشار توصیه‌های امنیت سایبری، روش‌های فرار از دستگیری، نکات پزشکی و حتی ایده‌پردازی در شیوه‌های آشوب که نشان‌دهنده‌ی تلاش برای آماده‌سازی مخاطبان جهت حضور فعال و پرهزینه در میدان ناآرامی‌هاست.

البته نباید فراموش کرد که مطابق الگوی پیشین، منابع رسمی و رأس تشکیلات بهائی از اظهارنظر مستقیم درباره‌ی حوادث ایران خودداری کردند؛ در مقابل، بدنه‌ی فعال، لیدرها، تئوریسین‌ها و رسانه‌های وابسته و صفحات شخصی کنشگران، بار اصلی تحریک و جهت‌دهی را بر عهده گرفته‌اند. این مسئله با دستورالعمل‌های پیشین یک پایگاه اینترنتی مربوط به آنها در حفظ انسجام درون‌گروهی و مدیریت رفتار بهائیان ایران هم‌خوانی دارد و از وجود نوعی سنگربندی و تقسیم کار رسانه‌ای از پیش طراحی‌شده حکایت می‌کند. جمع‌بندی بیت‌العدل در اراضی اشغالی هم آن بود که فرقه اگر از مارپیچ اغتشاشات جا بماند، نمی‌تواند روی آن سوار شود. در یکی از نامه‌های محرمانه بیت العدل با عنوان «مسئله بهاییت چیست؟» آمده است که بهاییت تافته جدابافته از اغتشاشات در ایران نبوده و باید هم سطح با سایر شبکه‌های موجود در ضدانقلاب خود را بالا بکشد. از این رو باید خطر کرد. این تحلیل بعد‌ها در کنفرانس بهاییت مطرح و در نقشه‌ی راه ۲۵ ساله روی آن تأکید شده است.

در این الگو، مطالبات اقتصادی صرفاً نقطه‌ی آغاز زنجیره‌ای از کنش‌های رسانه‌ای، احساسی و آموزشی است که هدف نهایی آن تشدید شکاف اجتماعی و فرسایش سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می‌شود، و می‌توان این جماعت را بیسیم‌چی اسرائیل در تولید آشوب دانست.

گرگ‌های تنها روبروی مردم ایران

در میان گروهک‌های مسلح تروریستی در ایران که دی‌ماه به شکلی بی‌رحمانه دست به اسلحه شدند گروه گرگ‌های تنها را نباید از قلم انداخت، این گروه را شاید بتوان نزدیک‌ترین گروه به لحاظ خشونت مطلق به داعش دانست، عده‌ای ایجاد این گروه را ناشی از تحرکات پس از جنگ روسیه و اوکراین می‌دانند که در اثر اهمال سازمان‌های جهانی از شکل‌گیری تروریسم بین‌المللی در جهان شکل گرفته و پخش شدند، گرگ‌های تنها که به‌سوی اوکراین سرازیر شدند حالا هرجا نیاز به نبرد سخت و خشن باشد حضور دارند، این گروه تروریستی مسلح حتی در سال ۲۰۲۳ و در لابه‌لای اخبار تهدیدی برای این قاره‌ی اروپا به حساب می‌آمد و حالا در بحبوحه‌ی یارکشی آمریکا و اسرائیل بر علیه ملت ایران، آنها نیز روز‌های پنجشنبه و جمعه نیمه‌ی دی دست به اسلحه وسط خیابان آمدند، سلاح‌ها و فشنگ‌های مکشوفه توسط مدافعان امنیت نیز این نظر را تأیید می‌کند که گروه‌های مسلح که در خارج از ایران شکل گرفته و تقویت شده است در این نبرد نابرابر مسلحانه حضور داشته و به قدر خود در راستای چند پاره کردن ایران تلاش مذبوحانه کردند.

کشته‌سازی؛ پروژه‌ی روز سیزدهم!

بعد از دفاع مقدس دوازده روزه؛ اغتشاشات دی‌ماه با عنوان روز سیزدهم نبرد شناخته شد، طبیعتاً دشمن برای مخدوش کردن چهره‌ی جمهوری اسلامی پروژه‌ی کشته‌سازی را در دست اقدام قرار داد. در فرایند کشته‌سازی تصمیم بر آن بود تا عامل وسط میدان را به نقطه‌ای برساند که در ابتدا نهاد‌های نظامی مثل کلانتری‌ها و پایگاه‌های انتظامی را تصرف کند و در این راه از هیچ شرارتی کوتاهی نکند.

کشته‌سازی در فتنه‌ی اخیر به دو شکل همگرا و واگرا پی‌گیری شد.در الگوی همگرا عامل تروریستی وارد تجمع شده و از ازدحام جمعیت برای کشته‌سازی استفاده می‌کند. بریدن سر، کشیدن کاتر به بدن و هر شیوه‌ای که منجر به قتل آن هم با دستمزد پایین قاتل می‌شود در این مدل می‌گنجد.

در الگوی واگرا، افرادی به‌صورت کور در نقاط مرتبط با تجمعات به قتل می‌رسند این کار برای آن است که از این طریق آشوب روی موج احساسات از نقطه‌ی الف به نقطه‌ی ب منتقل شود.

در هر دوی این الگو همان‌طور که ترامپ هم اذعان کرد کشتن ایرانی‌ها هدف اصلی بود البته حرف‌های نامردزاده‌ی پهلوی نیز مؤید همین موضوع است چراکه او خون ایرانی‌ها را مباح می‌داند برای همین است که وقتی تروریست‌های مسلح از خون‌ریزی سیراب نمی‌شوند با اسلحه به جان خودشان می‌افتند و سپس رسانه‌های امپراتوری دروغ میزان مقتولین را به زعم خودش بسیار بالا عنوان می‌کند و رئیس‌جمهور نادان آمریکا نیز در راستای جریان کشته‌سازی بدون آن‌که از روند رسیدگی به پرونده‌ی مجرمین خطرناک امنیتی در ایران چیزی بداند از مقامات ایرانی بابت لغو بیش از ۸۰۰ اعدام تشکر می‌کند!

به هر ترتیب به تعبیر رهبر معظم انقلاب مردم ایران کمر فتنه‌ی آمریکایی و اسرائیلی را شکستند، اما بدون شک اینترنت در این بین خط مقدم ایجاد و تولید جریان خشونت داعش‌وار بود، خشونتی که از ساحت ایران و ایرانی به دور است و البته این فصل از زمستان نیز پس از سپری شدن به بهار می‌رسد و روسیاهی‌اش برای ذغال خواهد ماند.

منابع:

ـ رصد پایگاه‌های اینترنتی مرتبط با گروهک‌های کلاسیک

ـ رصد شبکه‌های اجتماعی مرتبط با گروهک‌های مسلح و فرقه‌ها و بهائیت

کتاب وندالیسم نوشته زهرا آقاجری

سوریه‌سازی ایران نشانه‌ها و زمینه‌ها نوشته الهام عابدینی

پایگاه تحلیلی هابیلیان

خبرگزاری‌های فارس، تسنیم، ایرنا و...

گزارش خطا