کد خبر: ۶۷۱۰
۱۴۰۴/۱۰/۰۸ ۲۲:۲۷
در گفت‌و‌گو با «مریم انگشت‌باف» مطرح شد؛

جشنهای کوچه بازی کودکان و نوجوانان چگونه برپا شد؟

زن روز با مریم انگشت باف، فعال فرهنگی، معلم و مروج کتابخوانی درباره ابداع جدید ایشان با عنوان کوچه بازی کودکان و نوجوانان به گفت‌و‌گو و طرح سوال پرداخت.

جشنهای کوچه بازی کودکان و نوجوانان چگونه برپا شد؟

مریم انگشت باف در پاسخ به زن روز پیرامون اقدامات خود درباره ترویج کتابخوانی گفت: فعالیتم را در ارتباط با ترویج کتاب‌خوانی در محله‌ی زندگی خودمان شروع کردم. آن موقع تهران نبودیم و در شهرستان شاهرود زندگی می‌کردیم. چند تا زنبیل کتاب برداشتم، دخترم را سوار سه‌چرخه‌اش کردم و با او تا چند کوچه پایین‌تر و بالاتر، تا ۴۰ همسایه را در زدم، خودم را معرفی کردم و و با جملات انگیزشی همسایه‌ها را به خواندن کتاب تشویق کردم. گفتم: «من معلم هستم، کتاب امانت می‌دهم، خواندن کتاب آرامش‌بخش است و در حل مسائل زندگی به شما کمک می‌کند.» بعضی از همسایه‌ها هم استفاده کردند. کتاب‌ها را خواندند و بعد یکی دو هفته برایم آوردند.

به همین ترتیب در آن محل معروف شدم. چند ماه بعد به آقای نجار یک کتاب‌خانه‌ی کوچک سفارش دادم و کتاب‌خانه را روی دیوار خانه‌ام در کوچه نصب کردم. برخی از همسایه‌ها هم علاوه بر مطالعه کتاب‌های کتاب‌خانه، برخی اوقات کتاب‌های مفید خودشان را در کتاب‌خانه می‌گذاشتند تا دیگران هم استفاده کنند. البته گاهی هم جوان‌ها یا بچه‌ها کتاب‌ها را پاره می‌کردند یا باد و باران به کتاب‌خانه آسیب می‌زد برای همین پلاستیکی روی‌شان کشیده بودم. کم‌کم کار رونق گرفت و برخی اهالی محل می‌گفتند خواندن این کتاب‌ها نقش پررنگی در حل مسائل و مشکلات زندگی‌شان داشته است.

وی در پاسخ به این سوال که؛ چه موضوعی باعث شد سراغ جشن‌های محله و کوچه‌بازی بروید؟ گفت:

خلأ بزرگی در جامعه بوده و هست؛ بچه‌ها بسیار به گوشی هایشان وابسته بودند. حتی بچه‌ها دیگر در محله با هم بازی نمی‌کردند و دائم سرشان توی گوشی بود و نمی‌توانستند با هم ارتباط برقرار کنند. برای همین فکری به ذهنم رسید که جشن عید قربان تا عید غدیر را برای محل برگزار کنم، با همسایه‌ها مشورت کردم و آنها هم علاقه نشان دادند که از ساعت ۶ عصر تا اذان مغرب با محوریت اعیاد قربان و غدیر، جشن شادی و ساخت کاردستی در کوچه داشته باشیم.

به‌مدت پانزده روز برای بچه‌ها شعر‌های غدیر و قربان پخش کردم بعد هم بازی هدفمند، قصه و کاردستی‌ها را شروع کردم و خیلی بازخورد‌ها خوب بود. جایزه‌های کوچک هم مثل کتاب، توپ، تیله هم اهدا می‌شد. گاهی همسایه‌ها مشارکت می‌کردند؛ یکی بستنی می‌آورد و یکی دیگر کیک یزدی و‌... مادر‌ها هم خیلی استقبال کردند و می‌خواستند مداوم باشد. برای همین تصمیم گرفتم هر هفته جشن کوچه را با نگاه مباحث تفکری، مهارت و سبک زندگی ایرانی اسلا می‌داشته باشیم و این اتفاق در ۵ سالی که آن‌جا مستأجر بودم ادامه پیدا کرد.

مریم انگشت باف در پاسخ به این سوال که برای برگزاری این جشن‌ها به‌صورت خودجوش دچار مشکل نشدید؟ اظهار داشت:

مستأجر بودم و بعد از رفتن به محله‌ی دیگر خواستم کارم را ادامه دهم، اما همسایه‌های جدید اصلاً دوست نداشتند و می‌گفتند کوچه را شلوغ کردی و حتی از صاحب‌خانه هم تذکر گرفتم. من هم نامه‌ای برای صاحب‌خانه نوشتم و شرح دادم که هدف از این بازی ها، یادگیری مهارت‌های زندگی است. برایش نوشتم که این بازی‌ها چه اثرات مفیدی در روح و روان، تربیت و اخلاق بچه‌ها دارد. زمان اغتشاشات و بحث حجاب بود و ذکر کردم که، ببینید اینها که اغتشاش کردند مهارت‌های زندگی درست را بلد نبودند، مهارت فهم حق و باطل را ندارند و، چون امکان ارتباط‌گیری از طریق بازی‌های سالم نداشتند دچار بحران تشخیص شده‌اند. به این ترتیب توانستم صاحب‌خانه و همسایه‌ها را متقاعد کنم تا برنامه را اجرا کنم. اهالی آن محله هم با من همراهی کردند. به همین ترتیب طی سال‌های بعد کوچه‌بازی را در محل‌ها و شهر‌های دیگر ادامه دادم. روال کارم این است که هر جا ساکن می‌شوم هفته‌ی اولش با بسیج مسجد یا یا شورای محله یا اهالی صحبت می‌کنم تا کاردستی متناسب فکری مهارت‌محور و نکات آموزنده‌ی سبک زندگی ایرانی اسلا می‌را همراه با بازی ها، قصه ها، شعرها، کاردستی‌ها و مسابقات را برای عزیزان اجرا کنم. کم‌کم این اجرا‌ها را به مدارس برای دانش‌آموزان و مباحث تربیتی سبک زندگی ایرانی اسلا می‌را به جلسه‌های اولیا و مربیان ارائه دادم.

البته انتقادات و پیشنهادات هم هست ولی تا الان خوب و اثرمند بوده، به‌خصوص که سعی دارم به‌صورت ویژه معرفی و آشنایی با مفاخر و قهرمان‌های ایرانی را از طریق حافظخوانی، شاهنامه‌خوانی ارائه کرده این مباحث را با موضوعات جبهه‌ی مقاومت، موضوع فلسطین و... عجین کنم.

این فعال فرهنگی با اشاره به راه‌اندازی مرکز مشاوره و فعالیت در حوزه‌ی ترک اعتیاد، اذعان داشت: دلیل این اتفاق مربوط به فقدان مهارت‌های زندگی است. وقتی مشاور بودم یا جایی سخنرانی داشتم برای جدایی و طلاق مراجعات زیادی داشتم. می‌دیدم زوج‌ها مهارت‌های زندگی را ندارند و نمی‌دانند نقش‌شان در زندگی مشترک چیست. به من پیشنهاد شد که کانون ازدواجی را راه‌اندازی کنم. با دوستان خودم در استان سمنان، شهر شاهرود کانون ازدواجی را راه‌اندازی کردم که اساس آن نه فقط واسطه‌گری بلکه تفهیم فهم ازدواج و انجام مشاوره‌ی قبل از ازدواج برای جوان‌ها بود.

در ارتباط با فعالیت در زمینه‌ی مشاوره‌ی کمپ ترک اعتیاد سیگار و مواد مخدر و قلیان نیز کمک کردم که زنان ترک موفقیت‌آمیزی داشته باشند و مهارت‌های زندگی، مهارت‌های تفکری را آموزش ببینند.

وی در پاسخ به این سوال که، هدف اصلی شما از میان نوجوانان بودن چیست؟ آیا فقط لذت خودتان است یا اثرگذاری؟ گفت: محتوای کانال من که ۱۰ سال است راه‌اندازی شده خاطره‌گویی از کلاس‌ها و برنامه‌های اجرا شده وارائه‌ی سبک زندگی، ترویج کتاب‌خوانی، بحث کوچه بازی و مشاوره‌هایی است که دارم. اینکه چگونه یک مبلغ راه دین باشیم و زمینه‌ساز ظهور امام را فراهم کنیم. حس نوشتن برایم جذاب و آرام‌بخش است و خلاقیتم را بالا می‌برد. بار‌ها شده افراد به من پیام داده‌اند مبنی بر اینکه دغدغه‌ی کار فرهنگی و چگونگی انجامش را داریم ولی اجرایش را بلد نبودیم و از کانال شما ایده و الگو گرفته‌ایم.

محتوای کانال من که ۱۰ سال است راه‌اندازی شده خاطره‌گویی از کلاس‌ها و برنامه‌های اجرا شده وارائه‌ی سبک زندگی، ترویج کتاب‌خوانی، بحث کوچه بازی و مشاوره‌هایی است که دارم. اینکه چگونه یک مبلغ راه دین باشیم و زمینه‌ساز ظهور امام را فراهم کنیم. حس نوشتن برایم جذاب و آرام‌بخش است و خلاقیتم را بالا می‌برد. بار‌ها شده افراد به من پیام داده‌اند مبنی بر اینکه دغدغه‌ی کار فرهنگی و چگونگی انجامش را داریم ولی اجرایش را بلد نبودیم و از کانال شما ایده و الگو گرفته‌ایم.

هدف اصلی من تربیت یاران امام زمان برای هنگام ظهور است. اینکه بتوانیم یاران خوبی را برای امام زمان پرورش دهیم. از طرفی دیگر جنگی فرهنگی سال هاست بر کشور ما سایه انداخته و قاعدتاً نیازمند یک جهاد فرهنگی است و دغدغه‌ی رهبر عزیزمان این است که جهاد تبیین فرهنگی اجتماعی داشته باشیم. قاعدتاً این هدف اصلی من است که حرف امام جامعه را به ظهور و بروز برسانم تا الگوی سوم زنان در زندگی شخصی همسری مادری، زندگی اجتماعی همراه با حجاب زینبی و فاطمی ترویج شود.

شعار کانال‌تان اندیشه‌ی تمدن‌سازی نوین اسلا می است درباره‌ی این مفهوم بگوئید و اینکه از نظر شما اجرائی شدن این مفهوم شامل چه مواردی می‌شود؟

محتوای کانال من که ۱۰ سال است راه‌اندازی شده خاطره‌گویی از کلاس‌ها و برنامه‌های اجرا شده وارائه‌ی سبک زندگی، ترویج کتاب‌خوانی، بحث کوچه بازی و مشاوره‌هایی است که دارم. اینکه چگونه یک مبلغ راه دین باشیم و زمینه‌ساز ظهور امام را فراهم کنیم. حس نوشتن برایم جذاب و آرام‌بخش است و خلاقیتم را بالا می‌برد. بار‌ها شده افراد به من پیام داده‌اند مبنی بر اینکه دغدغه‌ی کار فرهنگی و چگونگی انجامش را داریم ولی اجرایش را بلد نبودیم و از کانال شما ایده و الگو گرفته‌ایم.

وی در پایان پیرامون  نقش معلمی گفت:

امسال پیشنهادی به من شد که در دبیرستان، دو کلاس درس نگارش و کارآفرینی را بپذیرم. من هم با این شرط که کنار مباحث درسی، نکته‌های مهارت زندگی، فکری و اخلاقی را هم ارائه دهم قبول کردم.

چون دانش‌آموزان دختر پانزده تا ۱۷ ساله با آسیب‌های اخلاقی اجتماعی زیادی رو‌به‌رو هستند. از طرفی در آینده قرار است همسر و مادر یک خانواده شوند و آموختن مهارت‌های سبک زندگی اسلا می‌برایشان مهم است. از اول مهر مباحث را شروع کردم و البته که برخی دانش‌آموزان خیلی خوش‌شان نمی‌آید، اما سعی کرده‌ام با اهدافی که دارم آنها را هم‌سو کنم و با تشویق، هدیه، جایزه و بازی آنها را هم که کمی شیطنت دارند علاقمند کنم.

کلاس سبک زندگی دخترانه‌ی ابتدایی را با کلاس هنری‌شان دخیل کردم. بحث‌ها را ابتدا در قالب بازی ارائه کردم. با محوریت این که سبک زندگی ما در کره‌ی زمین چه باشد؟ مسلمان هستیم و چرا مسلمانیم و حالا ایرانی هستیم و باید چگونه زندگی کنیم بعد وارد فضای هنری دخترانه شدم و گل‌دوزی و سپس نمددوزی را ارائه کردم تا بتوانند پرده‌آویز جذابی را درست کنند. یکی از مهم‌ترین اشکالات دختران ما این است که حتی سوزن نخ کردن یا گره زدن را بلد نیستند و مشکل بزرگی است و در آینده حتماً مسئله‌ساز خواهد شد.

گزارش خطا