موضوع فقط نگهداری سگ و گربه نیست. کار فراتر رفته و برای تجربه سبکی متفاوت از زندگی، به نگهداری گونههای حیات وحش نیز روی آوردهاند. از مارهای عجیب و غریب تا خزندگانی نادر نظیر مار پیتون، ایگوآنا، توله شیر و حتی مورچهخوار. به چشم آمدن در فضای مجازی نیز به این شیوع دامن زده است. به قول آنتونی گیدنز، «رسانهها در دنیا امروز از جا کنده شدن آدمها را تقویت کردهاند.» رسانه روشهای زندگی مردم را مدیریت میکند و گروهی اغوای این رخداد شدهاند.

فرهنگ وارداتی غرب که آمد هم مبتلایان را گرفتار کرد هم بیتفاوتها را، رهآورد شوم غرب که از فروپاشی خانواده و تنهائی رنج میبرد، دامن جوامع اصیل دیگر را هم گرفت و پنجه کشیدن روی پیکرهی فرهنگ ناب و اصیل ایرانی، بستری فراهم آورد تا دیگر نه بوستانها محل آرامش مردم باشند و نه کوچه و خیابان. شاهدش هم نزاع میان همسایگان بر سر نگهداری حیوانات در واحدهای آپارتمانی، حیوانآزاری و صرف هزینههای هنگفت برای ورود لوازم پت یا هزینههای مربوط به واکسیناسیون که میتواند خرج محرومین شود.
۴۰۰ میلیارد ریال برای خرید و تزریق واکسن
در خبری آمده بود دانشگاه مستقل علوم پزشکی مازندران و بابل سالانه صدها میلیارد ریال برای خرید و تزریق واکسن هاری در این خطه هزینه میکنند. این جمله، بخشی از یک گزارش بود که خبرگزاری دولتی ایرنا روز چهارشنبه منتشر کرد.
در ادامهی این گزارش خواندیم: هزینههای تأمین و تزریق واکسن هاری در استان مازندران به مرحلهای رسیده است که فقط دانشگاه علوم پزشکی بابل در یک سال گذشته افزون بر ۴۰۰ میلیارد ریال برای واکسن هاری در این خطه از شمال هزینه کرد که با اضافه شدن مبلغ هزینههای دانشگاه علوم پزشکی مازندران واقع در ساری آمار به مراتب افزایش مییابد.
بر اساس آماری که دانشگاه علومپزشکی بابل ارائه کرده است حدود ۸۰ درصد از تزریق واکسن هاری بهخاطر سگگزیدگی است و تداوم این رویه برای دو دانشگاه علوم پزشکی استان بسیار پرهزینه خواهد بود.
عبور از سگهای وحشی و رسیدن به گربههای قاتل
از سگهای خانگی و خیابانی که بگذریم، کار به جایی رسیده که گربهها هم در تهران به شهروندان حمله میکنند. تصویری تکاندهنده در فضای مجازی، مردی را نشان میدهد با سبدی پر از گوشت که در پیادهروی خلوتی میان ۵۰ الی ۶۰ گربه ایستاده تا به آنها غذا بدهد.
وقتی خودسرانه و بدون توجه به هشدارهای نهادهای متبحر و مسئول به حیوانات خیابانی غذا میدهیم و وقتی حیوانات وحشی به جهان انسانها راه پیدا میکنند چرخهی منظم اکوسیستمهای طبیعی را برهم میزنیم و هیچ بعید نیست اتفاقات ناگواری در انتظارمان باشد.
علاوه بر کوچه و خیابان برخی از مردم میزبان گربه میان دل، اندرون خانه، نشیمن و رختخواب خود هستند. اما نمیدانند همین گربهی ملوس میتواند سبب سقط جنین مادری شود.
گربهها، ناقل انگل توکسوپلاسما و عامل سقط جنین
تحقیقات نشان میدهد، گربهها ناقل انگل توکسوپلاسما هستند که از طریق تماس با مدفوع آنها بهویژه هنگام تمیز کردن خاک گربه منتقل میشود، در صورت ابتلای مادر در سه ماهه اول بارداری به این انگل، خطر سقط جنین، ناهنجاریهای مادرزادی مانند مشکلات بینایی، شنوایی یا عقبماندگی ذهنی و زایمان زودرس افزایش مییابد، تا ۹۰ درصد زنان باردار آلودهی بدون علائم هستند، اما انگل میتواند از جفت عبور کند.
ابتلا به بیماری هاری از دیگر مواردی است که بیشتر در اثر چنگ زدن این حیوانات ایجاد میشود و میتواند هم برای تمام افراد بهویژه زنان باردار و جنین آنان آسیبهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
دکتر قباد مرادی رئیس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر با هشدار نسبت به نگهداری حیوانات خانگی در دوران بارداری اظهار کرده است: «برخی از حیوانات بهویژه گربهها، میتوانند ناقل انگلهایی باشند که در صورت ابتلای مادر باردار، ممکن است منجر به بروز سندرومهای مادرزادی یا ناهنجاریهای عصبی و ذهنی در جنین شود. اگر یک زن باردار به این انگلها مبتلا شود، فرزند او در معرض خطر ابتلا به اختلالات مختلفی قرار میگیرد، فرم ساده این بیماری میتواند با مشکلات خفیف همراه باشد، اما در موارد شدید، کودک ممکن است دچار اختلالات ذهنی، جسمی یا ناهنجاریهای مادرزادی شود.»
مرادی با اشاره به اینکه گربهها از ناقلان اصلی این انگل هستند، افزوده است: «هرچند سگها نیز ممکن است بهطور محدود ناقل این عوامل باشند، اما نقش گربهها در انتقال این نوع انگل بسیار برجستهتر است، به همین دلیل توصیهی ما به خانوادههایی که حیوان خانگی دارند، این است که حتماً از نظر وجود این انگلها، حیوان را کنترل و غربالگری کنند.»
انگشت اتهام آمارها بهسوی طبقهی متوسط!
به تازگی گزارشی مبنی بر آمار مراجعه به مراکز دامپزشکی در تهران در رسانهها بازتاب داده شده که حاوی نکات مهمی است. بر اساس دادههای مکانی استخراج شده از گوگلمپ که وضعیت پراکندگی مراکز مرتبط با حیوانات خانگی در شهر تهران را تا تابستان ۱۴۰۴ نمایش میدهد، منطقهی ۲ با ثبت ۹۶ مرکز فعال، رسماً بهعنوان کانون اصلی خدمات پت در پایتخت تثبیت شده است.
مجموع بازدید مراکز خدمات حیوانات خانگی در گوگل مپ در ۱۱ منطقه منتخب تهران نشان میدهد منطقه یک یا شمیرانات احتمالاً بهدلیل جمعیت کمتر نسبت به مناطق دیگر و حضور قشر بزرگ سنتی و مذهبی در رتبهی پنجم قرار دارد.
این در حالی است که منطقه ۶ (مرکز شهر / یوسفآباد و امیرآباد) و منطقه ۵ (غرب / صادقیه و پونک) جایگاههای بسیار بالاتری دارند. گویی فرهنگ نگهداری از پت از لایه لوکس عبور کرده و به یک سبک زندگی عمومیدر طبقه متوسط مدرن تبدیل شده است.
چرا منطقه ۲ با اختلاف اول است؟
چون این منطقه «نقطهی تلاقی» دو فاکتور مهم است: قدرت خرید بالا (مانند شهرک غرب و سعادتآباد) و تراکم آپارتماننشینی (مانند ستارخان و مرزداران). برخلاف منطقه ۱ که بافت باغویلا و خانههای بزرگ هنوز در آن دیده میشود. منطقه ۲ بافت مدرن و متراکمی دارد که سبک زندگی در آن با نگهداری آپارتمانی حیوانات (سگهای کوچک و گربه) همخوانی بیشتری دارد.
چرا منطقه ۲۲ که نماد برجنشینی مدرن است، در انتهای لیست قرار دارد؟
زیرا زیرساختهای خدماتی مثل پتشاپها و کلینیکها هنوز در این منطقه توسعه نیافتهاند.
آماری که نشان میدهد ردههای ارتجاع در جامعهی ما بدون هیچ محدودیت و مانعی و حتی با کمک ویژه برخی ساختارها و ارکان قدرت در این مملکت میتازند و در حال شخم زدن فرهنگ ایرانی اسلامیاین مرز و بوم هستند. ضمن اینکه برخی جریانها نیز به دامن زدن شیوع این پدیده کمک میکند.
نگهداری از سگ، الگویی نمایشی برای خودنمایی طبقهی متوسط
بسیاری از جامعه شناسان در تعریف طبقهی متوسط و ارتباط این لایه با همزیستی با حیوانات معتقدند: «روابط انسانی در جهان امروز بر مبنای تولید کالا و خرید تعریف میشود. ما یک انسانی هستیم که به انسان مصرفی در جامعهی نمایشی تبدیل شدهایم. با لباسی که میپوشیم، با گوشیای که دستمان میگیریم یا با آنچه مینوشیم، شناخته میشویم.
طبقهی متوسط، چون به طبقه بالا نزدیک نمیشد و در آرزوی رسیدن به آن طبقه بود و از طرفی نیز با طبقهی کارگر هم فاصله داشت، مواردی را برای خود تعریف و آن را بهعنوان الگوهای نمایشی و مصرفی طبقه متوسط معرفی کرد. یکی از آنها نگهداشتن حیوان خانگی است یا رفتن به کنسرت، سینما. شاید برای این افراد بسیاری از این موارد جنبهی فرهنگی نداشته باشد، بلکه یک اقدام نمایشی است که الگویی از طبقهی خود را نشان میدهد.»
قشری که حیوانش را به پارک میآورد دوست دارد از طبقهی بالا باشد
هرچند علاقه و کمک به حیوانات امری ذاتی و طبیعی است، اما زمانی که این علاقه از حد تعادل خارج شود، به فعالیتهای اجتماعی و روابط فردی آسیب میزند. بهخصوص که جامعهی کوچکی که طرفدار حیوانات شدهاند و با آنها زندگی میکنند مشکلاتی را برای اطرافیان به وجود آوردهاند.
رژان مظفری جامعهشناس معتقد است: «در زمینهی نگهداری، واگذاری، خرید و فروش حیوانها آگهیها بسیار هستند و این یک سبک جهانی است؛ اینها برایشان فرقی نمیکند تا شما در کجای این جهان هستی هستید همین که شما مصرفکننده باشید، کافی است! مجدداً تأکید میکنم اتفاقاً یک بخش از افراد که جزو جامعهی بالا هستند که آنها به هر حال حیاطهای بسیار بزرگ دارند، در خانههای بسیار بزرگ زندگی میکنند و خیلی نیاز ندارند تا حیوان خانگیشان را به پارک ببرند و بهنوعی بگردانند؛ آن قشری که حیوانش را به پارک میآورد و میگرداند از طبقهی متوسطی است که دوست دارد طبقهی بالا باشد؛ برای نمونه میگویم: شخص کلی مشکل دارد بهطور مثال ۴ دندان خراب دارد، اما گوشی آیفونش را دستش میگیرد تا از آن جامعه نمایش عقب نماند و بتواند خود را طوری متصل به طبقهی بالا نشان دهد که یکی از بزرگترین مظاهر این طبقه؛ نگهداری حیوانات خانگی است.»
۴۰ درصد تصادفات رانندگی مربوط به انگل «توکسوپلاسما» است
علی صدیق پژوهشگر حوزهی دامپزشکی نیز به فارس میگوید: «موضوع اصلی، حضور حیوانات در جامعه شهری است. هر حیوانی زیستبومی دارد و اگر او را از زیستبوم جدا کنیم، هم مخاطراتی برای حیوان و هم برای افراد جامعه ایجاد خواهد شد و بهنوعی این تغییرات میتواند بیماریهای مختلف به همراه آورده و گاهی هم خشونتی به بار بیاورد.»
سال ۸۴، بر اساس گزارش پلیس یزد ۴۰ درصد تصادفات رانندگی مربوط به انگل «توکسوپلاسما» بوده. وقتی این انگل روی سیستم عصبی و مغز اثر میگذارد موجب میشود که سرعت عکسالعمل در رانندگی و فشار روی پدال ترمز کاهش یابد. جالب اینجاست که آگاهی در این زمینه وجود ندارد. در خیابان میبینیم که والدین به فرزند میگویند که گربه خیابانی یا سگ را لمس کن؛ در حالی که از آلودگی آن بیخبر هستند.»
از شکلگیری تمایلات زودگذر جلوگیری کنید
فاطمه فیاض، روانشناس سلامت، توصیه میکند نگهداری حیوانات زمانی منطقی است که نیاز واقعی پشت آن باشد و علاقه به حیوانات خانگی در آپارتمانها اغلب ناشی از تأثیرات رسانهای است. او توصیه میکند که والدین با افزایش سواد رسانهای خود و آموزش تفکیک نیاز واقعی از نیاز القایی به کودکان و با نظارت بر کارتونها، بازیها و فیلمهایی که میبینند، از شکلگیری تمایلات زودگذر جلوگیری کنند. همچنین خانوادهها باید با ارائهی الگو و پیشنهادهای سالم، علاقهی کودک به حیوانات را در چارچوبی متعادل و هماهنگ با ارزشهای خانوادگی هدایت کنند.