کد خبر: ۶۵۴۶
۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۱۹:۰۸

پاسخ به شبهات

آیا سن عایشه در زمان ازدواج با پیامبر 6 سال بوده؟ لطفا توضیح دهید.

پاسخ

ـ اولا طبق برخی نقل های صحیح و معتبر، عایشه هنگام ازدواج با پیامبر عزیز اسلام، 17 یا 22 سال داشته است.

ـ در برخی از نقل‌ها آمده است که عایشه در سال اول بعثت به پیامبر ایمان آورده است و با توجه به اینکه طبق مسلمات تاریخی در سال دوم هجری (15 سال بعد) با پیامبر ازدواج کرده، حتما در هنگام ازدواج در حدود 17 الی 22 سالگی بوده است.

(برای توضیح بیشتر به کتاب مهم الصحیح من سیره النبی‌الاعظم و همچنین: تاریخ صحیح اسلام از نیکنام عربشاهی، جلد 1، صفحه 182 تا 197 مراجعه کنید.)

ـ تاریخ‌دان مشهور عربستان سعودی، «استاد سهیله‌زین‌العابدین حماد» نیز معتقد است: «بنابر محاسبات تاریخی سن عایشه‌بنت‌ابی‌بکر، 10 سال کوچک‌تر از خواهرش اسماءبوده لذا بنابر قول ترجیحی، او در سن 19 سالگی با حضرت محمد‌صلی‌الله‌علیه‌وآله) ازدواج کرده است. (خبرگزاری العربیه، 18 سپتامپر 2008)

ثانیا یکی از اشتباهات رایج در تحلیل‌های تاریخی، مقایسه آداب، رسوم و سلایق عصرحاضر با آداب‌ورسوم گذشتگان است. یعنی گمان می‌کنیم هرآنچه برای ما نیکو یا زشت است، الزاما برای جوامع هزار سال پیش همچنین بوده است. در حالی که در نگاه تاریخی باید به تغییر و تحول رسوم و مذاق جوامع در اثر گذشت زمان، توجه کافی نمود.

ـ بنابراین با توجه به اینکه در موقعیت زمانی و مکانی حجاز، زنان در این سن به رشد کامل جسمی می‌رسیدند و از طرف دیگر این‌گونه ازدواج‌ها نه‌تنها مورد نقص و عیب دختر محسوب نمی‌شد، بلکه افتخار بود (خود عایشه بارها با افتخار از آن یاد می‌کرد)، حتی اگر این نقل هم صحیح باشد، خرده‌‌ای وجود ندارد.

شبهه

شانس آوردیم مغول‌ها با خودشان دین نیاوردند و فقط کشتند و خوردند و چاپیدند وگرنه الان خوردن نذری هلاکوخان لیاقت می‌خواست و عزاداری برای چنگیزخان واجبات بود و هر قطره اشکی که در عزاداری برای تیمور لنگ ریخته می‌شد آخرت و بهشت ما را بیمه می‌کرد.

پاسخ

اولا جناحی از اسلام، ایران را فتح کرد که مخالف اهل‌بیت‌علیهم‌السلام و بلکه قاتل آن‌ها بود، بنابراین معقول نیست که آن‌ها عزاداری برای اهل‌بیت‌علیهم‌السلام را بین ایرانی‌ها ترویج داده باشند. اگر ادعای شبهه‌افکن فوق‌صحیح باشد، علی‌القاعده باید برای جناب عمر و عثمان و خلفای اموی عزاداری می‌کردیم نه امام‌حسین و حضرت زهراعلیهماالسلام.

ثانیا آموزه‌های اسلام با عقل و منطق بررسی شده و مردم با عقل و منطق اون‌ها رو پذیرفته‌اند و امروز هم در دنیا رشد و گسترش اسلام از همین جهت است. اساسا چنین ادعاهایی توهین به شعور ایرانی و اجداد فرهیخته ما است. متأسفانه عده‌ای از توهین به ایرانی (چه ایرانیان پیشین و چه نسل حاضر) یا لذت می‌برند و یا در این جهت مزدوری می‌کنند.

لازم به ذکر است که مغول‌ها هم آیینی داشته‌اند که به آن شمنی می‌گویند. ابن‌آیین نوعی یگانه‌پرستی ناقص بوده که در آن ایزدان گوناگون با مرتبه‌های پایین‌تر در نگهداری و نظم کائنات با خدای یکتا سهیم شناخته می‌شدند. بت‌های گوناگون به‌عنوان مظاهر این ایزدان پرستش می‌شده است و اعتقادات توتمیسم در افکار مغولان باعث خرافه‌پرستی‌های فراوانی شده بود. و ازاین‌رو مورد پذیرش ایرانیان قرار نگرفت. لذا مغولان اگر حتی شمشیر نمی‌آوردند ولی دینشان منطبق بر عقل و فطرت بود باز پذیرفته می‌شد.

ـ به گفته استاد زرین‌کوب «فتح اسلامی با جنگ حاصل شد اما نشر اسلام در بین مردم کشورهای فتح شده به زور جنگ نبود خاصه در جاهایی که مردم از نظر اسلام اهل کتاب بودند یا در ردیف آن ـ یهود، نصارا، مجوس و صائبین با وجود محدودیتی که اهل زمه در دارالسلام داشتند، اسلام آزادی و آسایش آن‌ها را تا حد ممکن تأمین می‌کرد و به‌ندرت ممکن بود بدون نقض عهدی مورد تعقیب باشند.» (عبدالحسین زرین‌کوب، کارنامه اسلام، صفحه 1 و 6)

گزارش خطا