کد خبر: ۶۴۴۶
۱۴۰۰/۰۸/۰۷ ۱۹:۱۴

نگاهی به کارنامه کانون بانوان در دوره رضاشاه


تجددطلبی افراطی!

عاطفه میرافضل

وضعیت اجتماعی زنان در دوره پهلوی اول با تغییرات زیادی همراه بود. رضاشاه، تحت‌تأثیر اصلاحات اتاتورک، اساس توسعه کشور را بر پایه مدرنیزاسیون قرار داده بود، زنان و تغییر وضعیت ظاهری آنان را عامل اصلی این تغییرات قرار داد و بر این باور بود که راه توسعه کشور با تغییر پوشش و ظاهر زنان حاصل می‌شود. یکی از این اقدامات، ایجاد کانون‌های متعدد بود که وظیفه آنان در قالب اموری چون افزایش آگاهی زنان نسبت به وضعیت خود، ایجاد آمادگی برای تغییر پوشش زنان و اقداماتی در این راستا تعریف شده بود.

به نقل از پایگاه تاریخ معاصر ایران، بعد از سفر رضاخان به کشور ترکیه وی با جدیت مسئله را پیگیری کرد و در وهله اول علیاصغر حکمت، وزیر معارف، مسئولیت تهیه برنامه‌ای مدون جهت آماده‌سازی مقدمات کشف حجاب را به عهده گرفت. این برنامه در چهار محور تنظیم شده بود که یکی از آن‌ها ایجاد کانون بانوان بود.

اما برخی نیز معتقدند ریشه تشکیل کانون بانوان به دوره قاجار و فعالیت‌های شخصی به نام صدیقه دولت‌آبادی بازمی‌گردد. از صدیقه دولت‌آبادی به عنوان اولین زن بی‌حجاب در راستای تفکر تجددطلبی افراطی نام برده شده است. وی «در سال ١٢٩٦ مدرسه دخترانه‌ای را در اصفهان به نام مکتب‌خانه شرعیات تأسیس و در سال بعد شرکت خواتین اصفهان را ایجاد کرد. در سال ١٢٩٧ روزنامه زبان زنان را منتشر کرد تا زن ایرانی را با حق و حقوق خود آشنا سازد و زمینه حضور او را در اجتماع فراهم آورد».

طبق اسناد، دولت‌آبادی بعد از مدتی به تهران رفت و در آنجا انجمنی را به عنوان «انجمن آزمایش زنان» تأسیس کرد. مرام‌نامه این جمعیت عبارت بود از: «ترویج امتعه وطنی و ایجاد دبستان شش‌کلاسه برای دختران». این جمعیت تا سال ۱۳۰۳ شمسی دوام داشت. در این سال در رشت جمعیتی موسوم به «پیک سعادت نسوان» و در اواخر سال ۱۳۰۵ شمسی جمعیتی به نام بیداری نسوان در تهران تشکیل شد. دولت‌آبادی بعد از تأسیس این کانون، مدتی برای ادامه تحصیل به اروپا رفت، سپس با لباس اروپایی به ایران بازگشت و جزو اولین افرادی بود که کشف حجاب کرد. رضاشاه هم همواره حامی او بود.

اهداف کانون زنان

کانون زنان در سال ۱۳۱۴ شمسی به دستور مستقیم رضاشاه تأسیس شد ریاست کانون بر عهده شمس بود. شمس نیز همچون سایر افراد خاندان پهلوی با دو هدف به سرپرستی سازمان‌ها و نهادهای مختلف اجتماعی اقدام می‌کرد: یکی تبلیغ بین مردم به عنوان فردی نیکوکار و دلسوز به حال محرومان و کسب وجهه برای خاندان پهلوی و دیگری کسب درآمد مادی و سوء‌استفاده از بودجه سازمان‌ها و مصرف آن در سفرهای شخصی خارجی و هزینه از بیت‌المال.

در اساسنامه کانون چند هدف مهم در نظر گرفته شده بود: از جمله: تربیت فکری زنان از طریق کلاس‌های اکابر، نشریات و...، تشویق زنان و دختران به ورزش و ایجاد مؤسسات خیریه برای زنانی که فاقد سرپرست هستند. کانون، مطابق این اساسنامه با ترتیب دادن مجالس سخنرانی، نمایش، باشگاه ورزشی، کلاس‌های اکابر شروع به فعالیت کرد، اما فراتر از این موارد، زنان عضو کانون با راضی کردن خانواده‌های خود به برداشتن چادر مبادرت می‌کردند. درواقع اهداف و وظایف کانون، امور آموزشی، و به میزان کمی امور اجتماعی مانند تأسیس سازمان‌های خیریه بود.

گرچه اهداف کانون سیاسی نبود و ظاهرا امور خیریه و اهداف متعالی را شامل می‌شد، اما درواقع هدف اصلی آن، تربیت فکری بانوان، به سبک مقبول خاندان پهلوی بود که کنار گذاشتن حجاب مهم‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌آید؛ ازاین‌رو شاهدیم که با تصویب اساسنامه کانون، کنار نهادن چادر نیز از اهداف این کانون اعلام شد. بر این اساس، دولت پیش از تشکیل کانون نیز اقداماتی به منظور حذف حجاب زنان انجام داده بود؛ چنان‌که در مهر ۱۳۱۳ شمسی با صدور اعلامیه‌ای مردم را برای پذیرش آموزگاران زن بی‌حجاب آماده کرد.

جالب است بدانید زنان عضو کانون بانوان ایران از نخستین کسانی بودند که پیش از دستور کشف حجاب، بدون چادر در معابر عمومی حرکت می‌کردند و پلیس دستور محرمانه دریافت کرده بود که از آنان حمایت کند. هشت ماه پس از فعالیت این کانون، در ۱۷ دی‌ماه ۱۳۱۴ فرمان کشف حجاب صادر شد. بعد از آن رضاشاه به این سیاست جنبه عملی داد و با تشکیل کانون تلاش کرد گام جدی‌تری در این زمینه بردارد.

بعد از تأسیس کانون، دخترها با لباس ورزشی رژه رفتند و در مرداد همان سال، نخست‌وزیر یک مجلس عصرانه تاریخی در یکی از باشگاه‌های بزرگ تهران ترتیب داد که اعضای کابینه و مقامات بلندپایه، با همسران خود در آن شرکت کردند؛ ازاین‌رو بعد از آنکه خبر تأسیس کانون منتشر شد، بسیاری از افراد و گروه‌های مذهبی به مخالفت با آن پرداختند.

کانون بانوان همان طور که در اساسنامه هم تعبیه شده بود از طرق گوناگون همچون انتشار نشریه و برگزاری جشن‌ها و مراسم خاص به ترویج آرمان‌های خود پرداخت و تا پایان حکومت رضاشاه به فعالیت‌های خود ادامه داد. اما بعد از سقوط حکومت رضاشاه، به دلیل تشکیل تشکل‌های دیگر و نیز اعتراض بسیاری از زنان مسلمان و مذهبی به سیاست‌های تجددخواهانه حکومت پهلوی از اهمیت این کانون کاسته شد.

سخن پایانی

کانون بانوان، یکی از انجمن‌ها و نهادهای پیشتاز در حوزه زنان به شمار می‌آید. این کانون بر آن بود تا فعالیت‌هایی را به نفع زنان و تغییر جایگاه آنان انجام دهد، اما هیچ‌گاه نتوانست به موفقیت و اهداف موردنظر خود برسد. دلیل ناکامی کانون را در وهله اول می‌توان دولتی بودن آن دانست؛ بدین معنا که کانون نهادی مردمی نبود، بلکه تشکلی حکومتی بود که از بالا و به‌اجبار تأسیس شده بود؛ ازاین‌رو اهداف و فعالیت‌های آن هم توسط حکومت تعیین می‌شد، نه بر اساس خواسته‌ها و نیازهای زنان. از طرفی الگوهای فرهنگی کانون بر پایه الگوهای غربی قرار داشت و نه الگوی بومی. این موضوع تأثیر زیادی بر شکست کانون داشت؛ زیرا بخشی از فعالیت‌های آن به تغییر پوشش به سبک غربی معطوف بود و بعدها به نارضایتی گسترده زنان منجر شد.

گزارش خطا