کد خبر: ۶۰۶۱
۱۴۰۰/۰۳/۲۱ ۱۸:۳۵
روایت هایی از دیگر کشورها

گذری به ممالک خارجه

گردآوری و تنظیم: مریم سیادت

شیعه شدن یک خانم برزیلی فقط با خواندن کتاب «آنگاه هدایت شدم» دکتر تیجانی

چند وقت پیش در صفحه اینستاگرام، یک خانم برزیلی به زبان انگلیسی بهم پیام داد وقتی فهمید پرتغالی بلد هستم خیلی خوشحال شد و به زبان پرتغالی نوشت که، یک سخنرانی در یوتیوب در مورد شیعه دیدم خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتم و فهمیدم باید دوباره در مورد اسلام تحقیق کنم، من بهش گفتم: تا جایی که بتونم به شما کمک خواهم کرد، یه وقتی گذاشتیم که تصویری با هم صحبت کنیم.
بهش زنگ زدم گفت: چند لحظه صبر کنید تا روسری بپوشم و بعد جواب داد.
می‌گفت: اهل یکی از شهرهای نزدیک به ریو دو ژانیرو و تنها فرزند خانواده هستم. پرسیدم: شهرتون مسجد یا شیخ داره؟ گفت: نه.
گفتم: پس چه جوری مسلمان شدی؟
گفت: در سال ۲۰۰۹ فقط از طریق اینترنت تونستم اسلام را بشناسم و مذهب اهل سنت رو قبول کردم. می‌گفت: خانواده‌ام، اولش خیلی با من مخالفت می‌کردن، ولی وقتی سماجت من را دیدن تسلیم شدن و به من میگن دیوانه شدی!
در حین صحبت کردن با او چند بار مادرش اومد حرفای ما را گوش داد اتفاقا در آن لحظه داشتم در مورد حضرت عیسی‌علیه‌السلام و احترام او در بین مسلمانان صحبت می‌کردم.
این خانم به من گفت: سنی ها علیه شیعه خیلی حرف می‌زنن من دنبال یک منبع معتبر هستم تا در مورد شیعه وسنی تحقیق کنم، من بهش گفتم: یک کتاب به شما معرفی می‌کنم که یک عالم سنی آن را نوشته، خودش سال‌ها در حوزه‌های اهل سنت درس خوانده و بعدش شیعه شده، این کتاب را بخوان و اگه سؤال و شبهه‌ای داشتی به من خبر بده،پرسید:اسم کتاب چیه؟ گفتم: کتاب «آنگاه هدایت شدم» تیجانی.
خیلی خوشحال شد.
چند روز بعد به من پیام داد گفت: شیخ من این کتاب رو که گفته بودی خوندم ممنون و گفت: « من هم هدایت شدم» در حالی‌ که اشک شوق در چشمانم حلقه زده بود بهش گفتم: خوش آمدید به مذهب شیعه، و شیعه شد.
چند وقت قبل شنیدم؛ رهبر انقلاب به آقای تیجانی گفته بود، این کتاب «آنگاه هدایت شدم» را به زبانی شما ترجمه کنید من هزینه‌اش رو میدم، واقعا درایت حضرت آقا بی‌نظیره.

alirahimiilam

*************

تفکیک جنسیتی در فرانسه

تا حالا در چند فیلم فرانسوی که با موضوعی داستانی، زمان قدیم را به تصویر می‌کشد و روایت می‌کند، توجهم جلب شده‌است که مدارس، دخترانه و پسرانه دارد. یعنی تفکیک جنسیتی صورت می‌گرفته.

نمی‌دانم از چه زمانی این اختلاط بخش‌نامه شده، (شاید از آن روز که تصور شد جنس و روحیه زن و مرد با هم مشابه است. در حالی که نیست)، اما خروجی امروزش، مقالات جامعه‌شناسان در خصوص اشتباه بودن این اختلاط بوده است.

با چه دلایلی؟

از کم شدن اعتماد‌به‌نفس دختران، در مقابل قلدری و تمسخر پسران، یا در رقابت‌های ورزشی و برخی دروس، تا شکل‌گیری روابط ناگزیر و حوادث ناراحت‌کننده که قربانی و شخصیت آسیب‌دیده، قریب به اتفاق شامل حال دختران بوده است.

در خاطرم هست در مقاله نوشته بود که ما باید بپذیریم جنس دختر و پسر، توانایی‌ها و استعدادها، علایق و سلیقه‌های این دو با هم دو دنیای متفاوت است و رقابت بینشان عادلانه و عاقلانه نیست.

نکته‌ای که ۱۴۰۰ سال پیش اندیشه اسلامی متذکر آن بوده است که حقوق و تکالیف زن و مرد مساوی است اما مشابه نمی‌باشد.

************

از موهبت‌های کرونا

فقط کسانی که مذهبی هستند و تجربه زندگی در کشورهایی را دارند که مردان و زنان نامحرم به هم دست می‌دهند ارزش این تصویر را درک می‌کنند.

از الطاف خفیه همه‌گیری ویروس کرونا این شده که هنگام سلام دست بر سینه می‌گذارند و ادای احترام می‌کنند... هیچ بی‌ادبی هم محسوب نمی‌شود... چون همه به ضرورت حفاظت از خود با فرض اینکه ممکن است خودشان یا فرد مقابل آلوده باشد پی برده‌اند، و به یکدیگر حق می‌دهند که خودمراقبتی کنند.

یکی از اساتید فرانسوی آقا وقتی دوستم به او هنگام سلام دست نداده بود ولی دست بر سینه ادای احترام کرده بود، (داستان بر می‌گردد به پیش از ظهور کرونا) خیلی عصبانی شده بود و با خطاب و عتاب به او گفته بود، این بی‌احترامی محسوب می‌شود و اگر این رویه را پیش بگیری نمی‌توانی در کار و تحصیل موفق شوی...

و البته از آنجا که همه فرانسوی‌ها با این استاد هم عقیده نبودند ایشان در بهترین شرکت فرانسوی ـ بدون دست دادن با کسی ـ پذیرش شد و دوره کارآموزی خود را هم به اتمام رساند و به کشور عزیزمان ایران بازگشت.

**************

بر شما باد نظم!

برای دیدن خانه برای اجاره کردن، باید از طریق سایت و ایمیل وقت می‌گرفتیم.

سه خانه را هماهنگ کردیم که یک روز وقت بگذاریم و هر سه را با هم ببینیم. راس ساعت سر قرارها رسیدیم. خانه اول را دیدیم، خانه دوم را دیدیم، برای خانه سوم به دلیل اینکه یک خیابان بسته بود راهمان دور شد و نزدیک ۱۵ دقیقه دیر سر قرار رسیدیم.

به‌محض رسیدن دیدیم کسی که منتظر بوده خانه را به ما نشان بدهد، جلوی چشم ما ـ که از ماشین پیاده شده بودیم و با شتاب به سمتش می‌رفتیم ـ نگاهی به ساعتش کرد به معنی اینکه زمانش گذشت سری تکان داد و بی حرف سوار دوچرخه‌اش شد و در مقابل چشمان حیرت‌زده ما رفت!

باز گفتیم شاید متوجه ما نشده و با شرکت تماس گرفتیم اما جواب ندادند.

از این برخورد که چشم در چشم ما زمان را به رخ ما کشید و عبور کرد خیلی حالم گرفته شد. چون خارج از برنامه برایمان پیش آمده بود و حتی فرصت توضیح به ما نداد.

بعد با خودم گفتم شاید جای دیگر قرار داشته و نمی‌توانسته بیش از این منتظر ما بماند.

بعد گفتم که خب! می‌توانست حالا که ما را دیده بایستد توضیح بدهد و بگوید درک می کند اما چاره‌ای ندارد... و بعد برود.

بعد گفتم شاید می‌خواسته به ما متذکر شود که سر وقت باید می‌آمدید و این جریمه را باید بپذیرید و هیچ توجیهی مورد پذیرش نیست.

هرچند ما تن نمی‌دهیم این‌طور ربات گونه با انسان‌ها برخورد کنیم و باید انعطافی در برنامه‌ها باشد.

اما اگر این بخش را در نظر نگیریم واقعیت این است که ارزش زمان و نظم در برنامه در این دست کشورها اصطلاحا فرهنگ‌سازی شده.

این نظم و دقت در زمان، تا این حد، در هلند وجود دارد و به نظرم از فرانسه هم جدی تر است. شخصا چند موردش را تجربه کرده ام. به معنی واقعی راس ساعت.

مثلا چند وقت پیش که وقت دکتر داشتم. وقتی وارد بیمارستان شدم، حتی منشی نبود. و چراغ های سالن نیمه خاموش بود. شک کردم که همین جاست و آیا همه چیز برقرار است؟ که دیدم مقابل شیشه منشی نوشته همه چیز هماهنگ است در سالن انتظار بنشینید. راس ساعت چراغ روشن شد پزشک مربوط خودش در را باز کرد نام مرا صدا زد و من به اتاقش رفتم. کمی قبل از من یک مراجعه کننده دیگر فقط آمد و وقتی بیرون آمد یک مراجعه کننده دیگر هم اضافه شده بود. یعنی راس ساعت هرکس برای وقت خود رجوع می کرد.

آنچه در بسیاری از موفقیت های کاری در این کشورها دیده می شود، همین حساسیت شدید به رعایت نظم در مدیریت زمان است. به شدت به وقت خود وسواس دارند و حتی وقتی از یکی از دوستان هلندی پرسیدیم که شما چرا اعصاب ندارید و وقتی یک ماشین متوقف می شود سریع بوق می زنید و معترض می شوید! می گفت: وقتمان برایمان مهم است و دوست نداریم بی جهت هدر شود!

نظم همان است که امام اول ما، علی‌بن‌ابی‌طالب‌علیه‌السلام، در اولین وصیتش به اطرافیانش، با آن حال بعد از ضربت فرمود:

«أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی‏ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُم

همه شما و فرزندان و کسانم و هرکس را که نوشته ام به او می‌رسد به تقوی خدا و نظم داشتن در کارتان سفارش می‌کنم.»

در کتاب «گریز از ایمان، گریز از عمل» علامه شهید مرتضی مطهری می‌خواندم که: غرب از آن زمان از لحاظ انسانی به سمت فروپاشی رفت که «ایمان» را کنار گذاشت و جوامع اسلامی هم از آن زمان به انحطاط کشیده شدند که «عمل» به دستورات و فرامین دینی و ایمانی خود را کنار گذاشتند. به شکل کلی، آن‌ها در ایمان لنگ می‌زنند، ما در عمل!

و جهان باید به سمت داشتن هر دو این دو مورد توأمان برود.

ایمان و عمل صالح... و دنیای پس از ظهور، چنین دنیایی خواهد بود.

مشاهدات و تجارب یک دانشجوی ایرانی از #هلند و فرانسI

Eita / bale @ninfrance

گزارش خطا