
عاطفه میرافضل
بیشک از پستی و بلندیهای تاریخ زیاد شنیدهاید، شاید آنقدر که تکرار نبردها و خیانتهای سرگذشت بشر برایتان حوصلهسربر شده. به همین دلیل تصمیم گرفتیم در این شماره جهت تنوع روایتهای کمتر شنیده شده تاریخ را با شما به اشتراک بگذاریم، همان ماجراهای به قول امروزی لایکخور که اگر در دورانشان امثال شبکه های مجازی امروزی وجود داشت گروه به گروه میچرخیدند. داستانهایی که تأثیر چندانی بر روند پرپیچوتاب تاریخ نداشتهاند اما شنیدن آنها خالی از لطف نیست. جهت حفظ تعادل مطلبی هم از مثلث معروف در زیر گذر این شماره گنجاندیم.
تردمیل برای شکنجه
شاید باورش سخت باشد اما بسیاری از وسایل و محصولاتی که امروزه بخشی از روزمرگی ما شده اند، ابتدا به منظور دیگری اختراع شده اند؛یکی از این وسایل «تردمیل» است.وسیله ای که همگی از آن بهعنوان یک ابزار ورزشی یاد می کنیم. یکصد سال پیش برای کار کشیدن از زندانیان ساخته شده است. بدین ترتیب که با راه رفتن زندانیان بر روی آن پره های تعبیه شده در دستگاه، به کار افتاده و نیروی لازم برای پمپاژ کردن آب را فراهم میکرد. این نیرو برای آسیاب کردن دانههای گیاهی و گرداندن چرخ آسیابهای بادی و یا آبی به کار گرفته میشد. بدین ترتیب اسم «تردمیل» از دو واژه تِرِد به معنای راه رفتن و یا قدم برداشتن و میل به معنای آسیاب گرفته شده است. زندانیان مجبور میشدند در برخی موارد حتی تا شش ساعت در روز روی این دستگاه ها کار کنند که با صعود به قلهای به ارتفاع ۱۵۰۰ تا ۴۰۰۰ متری برابری میکرد. ازاینرو این وسیله در واقع نوعی شکنجه برای زندانیان محسوب میشد. چیزی که امروزه به یک وسیله ورزشی لازم و ضروری برای حفظ سلامتی تبدیل شده است.استفاده کنونی از تردمیل بهعنوان وسیلهای ورزشی در دهه ۱۹۷۰ کشف شد.
******
اولین رستوران بیرونبر تاریخ ایران
۱۱۹ سال پیش میرزا اسحاقخان معزالدوله تصمیم گرفت کاروانسرای بزرگ پدریاش را در محله «باغمیشه» تبریز بکوبد و اولین رستوران و مهمانخانه مدرن ایران را به نام «مهمانخانه نظافت» با اتاقهای متعدد، آشپزخانه و سالن غذاخوری مجزا بنا کند.یک وجه قابلتوجه این ساختمان، ساخت قرائتخانه (سالن مطالعه) جنب مهمانخانه نظافت است که عنوان اولین قرائتخانه تبریز را هم به خود اختصاص داده است. قرائتخانه نظافت در فضای پرالتهاب مشروطهخواهی و با هدف گسترش فرهنگ مطالعه دایر شده بود. این مکان در روزهای قیام و انقلاب مشروطیت، سهبار توسط نیروهای حکومتی، مورد تهاجم قرار گرفت؛ ولی دوباره با تلاشهای میرزا اسحاق سرپا شد.یکی از جالبترین اسنادی که درباره این مهمانخانه منحصربهفرد وجود دارد، اعلانی است که در سال ۱۲۸۲ خورشیدی برای معرفیاش منتشر شد. در بند نخست این اعلان که در ۲۵ شعبان ۱۳۲۱ هجری قمری منتشر شد، هدف از برپایی مهمانخانه اینگونه بیان شده است: «مقصود از تأسیس این مهمانخانه استراحت عمومی است. برای اینکه وقتی به کسی یک ساعت به ناهار مانده یا یک به شام مانده مهمان ناخوانده وارد میشود، در خانه هم خوراک به قدر کفایت درست نمیشود، لهذا معلوم است که برای صاحبخانه دلگیری خواهد شد، در این حالت میتواند فورااز مهمانخانه شام و ناهار بخواهد.» ساده شده بند به این معناست که اگر یک ساعت مانده به ناهار یا شام برای کسی مشکلی پیش آمد میتواند از مهمانخانه غذا بخواهد؛ همچنین، در بند چهارم به تجار و اصناف پیشنهاد شده که با پرداخت ماهیانه غذای آنها توسط «آدم مهمانخانه» به حجره آنها برده میشود که این نشاندهنده وجود پیک و ارسال غذا برای مشتریان است. در بند دیگر اعلان، پیشنهاد تهیه غذا برای مهمانیها نیز آمده است.
***********
اسرار پشت مثلث یا دایره برمودا!
مثلث برمودا
نامی که برای همه ما آشناست، در اولین مرزبندی به این منطقه شکلی مثلث ماند داده شد.
بعدها محققین این مرزبندی را تغییر دادند و حالا میگویند که این منطقه به صورت یک
بیضی و یا دایره ای بزرگ است که حداکثر ۳,۹۰۰,۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت آن است که میشود گفت یکی
از پررفتوآمدترین
خطوط سفرهای دریایی و هوایی از اینجا عبور میکند.
در سال ۱۹۱۸ بزرگترین ناوگان آن روزهای ایالات متحده آمریکا به نام ««Uss Cyclops پس از خروج از
جزیره باربادوس با تمام پرسنلش در این آبها
ناپدید شدند. دو کشتی غیرنظامی دیگر نیز به همین
سرنوشت دچار شدند. همچنین در سال ۱۹۱۹ تعداد ۵ قایق بادبانی در این منطقه ناپدید
شدند و دو سال بعد، تکه هایی از آنها در کارولینای شمالی پیدا شدند.
اما پیچیدهترین حادثه در این منطقه، پرواز ۱۹
است. در این حادثه ۵ فروند هواپیما نظامی آمریکا برای یک عملیات اکتشافی به طرف این منطقه پرواز میکنند. ساعاتی پس از پرواز، خلبان یکی از هواپیماها به نام
چارلز تیلور با برج مراقبت تماس میگیرد و حرفهای
عجیبی میزند که در جواب به او میگویند ۱۸۰ درجه بزن و برگرد میامی... در جواب چارلز نیز میگوید که هیچکدام از دستگاهها کار نمیکنند و قطبنما نیز خراب است. صدای او ضعیف و ضعیفتر میشود تا اینکه ارتباط
آنها قطع میشود.
چندی بعد دو هواپیما دیگر در حال فرود در یک جزیره کوچک نزدیک برمودا در نزدیکی آمریکای جنوبی
بودند که به ناگهان از صفحه رادار ناپدید می شوند. در سال ۱۹۴۸ نیز هواپیما یی
با ۳۲ مسافر که از پورتوریکو به سمت میامی پرواز میکرد ناپدید شد. در سال ۱۹۶۳
دو هواپیمای سوخترسان پس از برخورد با هم سقوط
کردند و جالب این است که بقایای این هواپیما با ۲۳۶ کیلومتر فاصله از هم در آب
پیدا شدند.
نظریههای زیادی در مورد چرایی ناپدید شدن
هواپیماها و کشتیها در این منطقه خاص طی سالها
مطرح شده چند نمونه منطقیتر آنها شامل موارد
زیر است:
* مشکلات جهت یابی
وجود ناهنجاریهای
مغناطیسی.
* وجود جریان آبی گلف استریم که مانند یک رودخانه عظیم در عمق اقیانوس حرکت میکند و سرعت و شتاب تکاندهندهای دارد.
* اشتباهات انسانی
*طوفانهای خطرناک استوایی که قدرت واژگون کردن سکوهای بزرگ نفتی را نیز دارند.
لورنس دیوید کخ پژوهشگر دانشگاه ایالتی آریزونا و نویسنده کتاب «راز مثلث برمودا» معتقد است که مقالههای محققان پیشین زیادهروی بوده و دلیل غرق شدن این کشتیها و هواپیماها، را طوفانهای استوایی دانسته که بهسرعت اتفاق میافتد و باعث غرق و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماهای بسیاری شده. مثلث برمودا و یا مثلث شیطان در اصل یک دایره بزرگ است که وسعت زیادی دارد و با اینکه حوادث بسیاری در این مکان اتفاق افتاده و داستانهای بسیاری وجود دارد، بسیاری از کشورها، مثلث برمودا را به رسمیت نمیشناسند و آمریکا یکی از مسافران ثابت مثلث برمودا نیز این پدیده را به رسمیت نمیشناسد.
************
افسار زنان غرغرو در آلمان
فکر میکنید شوهران قرون وسطایی همسران پُرحرف خود را چگونه تنبیه میکردند؟ با گذاشتن پوزهبند روی دهانشان! این دستگاه شکنجه و تحقیر عمومی که با نام «افسار زنان غرغرو» شناخته میشد بیشتر در انگلستان و اسکاتلند و در قرن شانزده و هفده استفاده میشده است. زن غرغرو به زنانی میگفتند که مدام غر میزدند و با خبرکشی، شایعهپراکنی، رفتار ناهنجار و... آرامش همسایگان را به هم میزدند. زنانی که با همسایهها درگیر میشدند، با همسران خود دعوا میکردند و با کشیشها بحث میکردند، باعث نگرانی شدید مردان میشدند و مشخص نیست که اولین بار ایده افسار زدن به دهان این زنان به ذهن کدام یک از آنها رسیده است.
افسار زن غرغرو یک
دهان بند آهنی با یک چارچوب آهنی بود که دور سر قرار میگرفت. وقتی این دستگاه
پوشیده میشد، شخص نه میتوانست حرف بزند و نه چیزی بخورد. برخی افسارها، میخهایی
داشتند که وقتی افسار بسته و قفل میشد، وارد دهان شده و مانع هرگونه حرکت فک میشدند،
چون حرکت دادن فک باعث سوراخ شدن دهان و زبان میشد. این عمل واقعا وحشیانه بود.
بالای این افسار آلمانی یک زنگوله دارد تا توجه بیشتری را جلب کند و باعث تحقیر و
سرزنش بیشتر زنان شود!
دهانبند اولین بار در اسکاتلند و برای تنبیه جادوگران در اواخر قرن شانزدهم استفاده شد. بعدها در انگلستان، عدهای شروع به استفاده از آن برای زنان دردسرساز و خطاکار کردند. بسیاری از شهرها تنبیه خاص خود را برای زنان غرغرو و شوهران بیغیرت داشتند. یکی از روشهای رایج این بود که قربانی روی یک چارپایه مینشست و به رودخانه یا استخر انداخته میشد.
افسار بستن فقط از نظر جسمی ناراحتکننده نبود، بلکه تحقیرآمیز هم بود. در اسکاتلند، زن افسار بسته را در خیابانها میگرداندند، گاهی با شوهرش. این اقدامات برای این بود که به مردم یادآوری کند چطور رفتار کنند و عواقب رفتار ناشایست خود را بفهمند. این تنبیه یک قرن رواج داشت، اما در بخشهایی از اروپا مثل آلمان، تا اوایل دهه ۱۸۰۰ بهعنوان مجازات در کارگاهها استفاده میشد.