مرحوم حاجاسماعيل دولابي
نه انتظار ما طوريست که آنها پهلوي ما بيايند، نه حرکت ما طوريست که
ما به آنطرف برويم و او را ببينيم. اگر بهراستي منتظري، چرا لاغر نشدهاي (از
تلاش فراوان براي ظهور)؟ به محض اينکه حقيقتا منتظر شوي، او ميرسد. آيا خوبَست
آدم اينقدر بيرگ (غيرت) باشد؟ دوستت 1 ساعت دير از سفر بيايد، اين همه بيتابي
ميکني. اگر منتظري آثارش کو؟
ما سه دسته انتظار داريم:
1ـ کسي که از دوري زياد، ياد امام ميکند و انتظار ديدارش را ميکِشد
تا آثاري ببيند.
2ـ کسي که آثار و جلوهاي از امام
ديده، که فرمودهاند: فرج امامزمان، فرجِ خود شماست. يعني انتظار و دعا، براي خود
شما گُشايش(در کارهايتان) ميآورد.
3ـ اگر انتظار و محبت به کمال برسد، ديدن يا نديدن حضرت، در يقينش
اثر ندارد و در همهوقت با قلب خود مشاهده ميکند. مثل پيامبراکرم و اُويس قرني که
بهظاهر اصلا يکديگر را نديدند، اما هرگز از هم جدا نبودند.
امامسجاد نيز دراينباره فرمودهاند: منتظرين واقعي در زمان غيبت، برتر از مردم تمام زمانها هستند؛ زيرا آنقدر از جانب خدا عقل و معرفت پيدا کردهاند که غيبت و شُهود براي آنها فرق نميکند.
****
شريک اعمال
آيا نميداني امامزمان با ما در تمام اعمال نيک، شريک است؟ زيرا اين اعمال نيتهاي اوست. هرکس دو رکعت نماز ميخواند... او در آن شريک است و شريک خوبي هم است. اگر شريک نباشد چيزي از شما پذيرفته نميشود، قبولي کار شما بهخاطر شرکت اوست.
روح عالَم است. شما تصور ميکنيد که زيبايي و شادابي روح شما مال خودت است؟ مال اوست. السلام عليک يا روحالعالم. امامزمان شريک انبياء است، شريک قرآن است
****
خط قرمزهای خدا
حجت السلام و المسلمین فرحزاد
امامسجادعلیهالسلام میفرماید که «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ذُرِّيَّتِه» خدایا درود بفرست بر پیامبر و آل ذریهاش « وَ اخْصُصْ أَبَوَيَّ بِأَفْضَلِ مَا خَصَصْتَ بِهِ آبَاءَ عِبَادِكَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أُمَّهَاتِهِمْ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ» خدایا به پدر مادر من، یکی از کارهای مهم ما دعای برای پدر و مادر ماست. حالا زندهاند یا مردهاند. هر کجا هستند. حضرت میگوید خدایا به پدر و مادر من خصوصی لطفی عنایتی کن همان طوری که به بندگان خوب مؤمنین و آباء و اجداد دیگر عنایت خاص میکنی، به پدر و مادر من هم یک عنایت ویژه و رحمت ویژه شامل حالشان کن يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ». «اللَّهُمَّ لَا تُنْسِنِي ذِكْرَهُمَا فِي أَدْبَارِ صَلَوَاتِي» میگوید خدایا من را یادآوری کن در همه بعد از نمازها به پدر و مادرم دعا کنم. خیلی عجیب است. یکی از نزدیکان آیتالله بهجت خدا رحتمشان کند که خیلی با ایشان نزدیک بود و کارهای آقای را انجام میداد، ایشان میفرمودند که آیتالله بهجت هر روز برای پدر و مادرش نماز، زیارت و دعا میخواند و برای استادانش. به حدی مقید بود که برای اینها نماز و دعا را حتما ترک نکند، من خودم یک بار اعتراض کردم. گفتم آقا هر روز برای پدر و مادر، برای استادهایتان؟ فرمودند به عدد موهای سرم، به عدد موهای بدنم، اینها به من حق دارند. اگر خدا به بهجت توفیقاتی نصیب کرده است، واسطه این توفیقات چه کسی بوده است؟ پدر، مادر، مربی، معلم، استاد. لذا اینها حق عظیمیگردن ما دارند. لذا میفرماید که خدایا یادآوری کن من پشت سر نمازها یاد اینها بکنم و برای اینها دعا کنم.« وَ فِي إِنًى مِنْ آنَاءِ لَيْلِي وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ سَاعَاتِ نَهَارِي» بلکه بالاتر. در طول شب. این شکرگزاری مهم است. این صفتی که خدا میخواهد در ما بارور شود که شکرگزار باشیم، قدردان باشیم. و در طول شب، در ساعاتی از شب و روز خدایا به من توفیق بده که من به اینها دعا کنم.« اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِي بِدُعَائِي لَهُمَا» خدایا دعایی که برای پدر و مادرم میکنم باعث بشود که من را بیامرزی و مورد آمرزش تو قرار بگیرم. «وَ اغْفِرْ لَهُمَا بِبِرِّهِمَا بِي مَغْفِرَةً حَتْماً» من هم که به آنها خدمت میکنم، محبت میکنم، باعث آمرزش آنها قرار بده. مغفرت حتمی. «وَ ارْضَ عَنْهُمَا بِشَفَاعَتِي لَهُمَا رِضًى عَزْماً» توفیق بده که اگر آنها هم مشکلی دارند، گرفتاری دارند، من از آنها شفاعت بکنم «وَ بَلِّغْهُمَا بِالْكَرَامَةِ مَوَاطِنَ السَّلَامَة» و آنها را با کرامت خودت، لطف خودت به موطنها و مواقف سلامت انشاءالله آنها را وارد کن. پدر و مادر استثنا ندارند، حقشان را، واقعا حقیقتش را نمیتوانیم ادا کنیم. خط قرمز است. چه بخواهیم و چه نخواهیم. یک جایی است که خدا میگوید این قرقگاه من است. مثل اینکه میگوید به من شرک نورزید. حالا بگو این خدا بلا به من داده است، چنین کرده است. من کفر بگویم چرا؟ نمیشود. اینجا خط قرمز است. من هم به پدر و مادرم غیرت دارم. خدا این را حد گذاشته است. آن طرف بروی چوب میخوری. یکی از چیزهایی که توفیقات آدم را زیاد میکند، خیر و برکت دنیا و آخرت برای آدم میآورد خدمت به پدر و مادر است. حضرت موسی کلیمالله میگوید خدایا همنشین من در بهشت کیست؟ میگویند فلان قصاب است. بعد مهمان میشود میبیند که مادر پیری دارد به او خدمت میکند. بعد از خدمت کردن این مادر دعا میکند خدا تو را همنشین موسی کلیمالله قرار بدهد اجابت شده است.